تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

شعار توحید

«لا اله الاّ اللّه»، اولین شعار همه انبیاست.
«لا اله الاّ اللّه» آن گواهى است كه همه صاحبان علم همگام با فرشتگان به آن اقرار دارند: «شَهِدَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ وَالْمَلائكَةُ وَ اوُلُوا الْعِلْمِ»(356)
«لا اله الاّ اللّه»، كلمه اى است كه هر مسلمانى بهنگام تولد در گوش خود مى شنود و بهنگام مرگ با آن تشییع و در قبر به او تلقین مى شود.
«لا اله الاّ اللّه»، محبوب ترین كلمات در نزد خداوند و سنگین ترین عمل در میزان است.(357)
«لا اله الاّ اللّه»، دژ محكم الهى است كه هركس در آن داخل شد از عذاب در امان است. «كَلِمَةُ لا اِلهَ اِلاَّ الَّهُ حِصْنى دَخَلَ حِصْنى اَمِنَ مِنْ عَذابى »(358)
«لااله الاّ اللّه»، مرز میان كفر و اسلام است و هر كافرى با گفتن آن در امان اسلام درمى آید. پیامبراكرم از مسلمانى كه به گفتنِ «لا اله الاّ اللّه» یكى از سربازان دشمن اعتنایى نكرد و او را كشت، انتقاد كردند و فرمودند: با اظهار این كلمه هر كسى در امان است، گرچه ندانیم در بیان آن صادق است یا نه.(359)
«لا اله الاّ اللّه»، شعار مسلمین بهنگام عبور از صراط قیامت است.(360)
در تاریخ مى خوانیم كه ابوجهل به پیامبر گفت: آیا ما 360 بت را رها كنیم و یك خدا را بپذیریم؟ ما حاضریم 10 كلمه بگوییم اما این یك جمله را نگوئیم. ولى پیامبر فرمود: همین جمله است كه شما را به عزت و قدرت مى رساند و شما را بر تمام امّت ها برترى مى دهد.(361)
نگاهى به دعاى عرفه امام حسین علیه السلام و خطبه امام سجادعلیه السلام در شام، این حقیقت را بهتر روشن مى كند كه اولیاى خدا با تمام وجود این شهادت را مى دادند و حتى زمین و زمان را بر این شهادت خود، گواه مى گرفتند.
در تشهد به جمله «لا اله الاّ اللّه» اكتفا نمى كنیم بلكه مى گوییم: «وَحْدَهُ لا شَریكَ لَه» یعنى احدى با او شریك نیست، نه در آفریدن، نه در اداره كردن و نه در قانونگذارى: «وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ شَریك فِى الْمُلْك»(362)
بندگى خدا بالاترین افتخار براى اولیاى خداست: «كَفى بى عِزّاً اَنْ اَكوُنَ لَك عَبْداً»(363)
بندگى خدا برابر است با آزادگى انسان از همه قیود و وابستگى ها و دلبستگى ها، و لذا چنان قدرتى به انسان مى دهد كه از هیچ ابرقدرتى نمى هراسد. همسر فرعون بخاطر آنكه بنده خدا بود، به چنان عنصر نفوذناپذیرى تبدیل شد كه زر و زور فرعونى در او اثر نكرد و با آنكه فرعون، همه را به بردگى كشیده بود، اما او تنها بنده خدا بود و كارش بجائى رسید كه الگوى همه مردان و زنان مؤمن تاریخ گشت:
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنوُا امْرَأَةَ فِرْعَوْن»(364)
به هرحال شهادت به عبودیتِ پیامبر، مقدم بر شهادت به رسالت آن حضرت است و این خود درسها و پیامها دارد. «اشهد انّ محمّداً عبده و رسوله»
شهادت به رسالت، به معناى نفى تمام مكاتب بشرى است. به معناى قبول جاودانگى و جهانى بودن رسالت خاتم پیامبران است. به معناى نفى همه از طاغوت هاست.
شهادت به رسالت حضرت محمّدصلى الله علیه وآله، پیمانى است كه خداوند از همه پیامبران گرفته است كه اگر رسالت او را نمى پذیرفتند به نبوّت نمى رسیدند.(365) بنابراین تنها من نیستم كه مى گویم: «اشهد ان محمداً عبده و رسوله» بلكه همه انبیا به آن قرار دارند.

توحید ناب

آنچه كه امروزه اكثر خداپرستان را گرفتار كرده آن است كه به زبان «لااله الاّ اللّه» مى گویند، اما در عمل به سراغ غیر او مى روند و عزت و قدرت را در جایى دیگر جستجو مى كنند. از غیر او اطاعت مى كنند و به غیر او عشق مى ورزند.
راستى كه شرك، ظلم بزرگى به خود و بى ادبى به ذات مقدس اوست. «اِنَّ الشِّرك لَظُلْمٌ عَظیمٌ»(366) زیرا شریك داشتن نشانه ضعف و عجز و ناتوانى در انجام كارها و وجود شبیه و نظیر است كه اینها در مورد خداوند معنى ندارد.

شهادت به رسالت

«وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدَهُ وَ رَسُولُه» و گواهى مى دهم كه محمّد بنده و رسول اوست.
بندگى بالاترین مقام انبیا، بلكه مقدمه مقام رسالت و نبوّت است: «عَبْدُهُ وَ رَسوُلُه»
عبودیت است كه پیامبر را به معراج مى برد: «سُبْحانَ الَّذى اَسْرى بِعَبْدِهِ»(367) و وحى آسمانى را بر او نازل مى كند: «نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا»(368)
خداوند نیز پیامبرانش را به بندگى خود ستایش مى كند، در مورد حضرت نوح علیه السلام مى فرماید: «اِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً»(369) و درباره حضرت داودعلیه السلام «نِعْمَ الْعَبْدُ»(370)
یكى از تفاوت هاى انبیا با نوابغ و مخترعین آنست كه آنها نبوغ و خلاقیت خود را در اثر تیزهوشى و پشتكار و تمرین بدست آورده اند، امّا انبیا معجزات خود را در اثر بندگى خدا و در سایه لطف خدا پیدا كرده اند و بندگى منشأ همه مقامات انبیاست.
اقرار به عبودیّت پیامبران، ما را از هرگونه غلوّ و افراط و زیاده روى در مورد مقامات اولیاى خدا بازمى دارد، تا بدانیم پیامبر هم كه برترین فرد خلق است، بنده خداست.
ناگفته پیداست این شهادت باید از روى صدق و حقیقت باشد وگرنه منافقین هم در نزد پیامبر شهادت به رسالت مى دادند و قرآن مى فرماید: خداوند شهادت مى دهد كه تو رسول او هستى، اما منافقان دروغ مى گویند، زیرا گواهى آنان صادقانه نیست.(371)