تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

تسبیح موجودات

همه هستى، از آسمان هاى هفتگانه و زمین و آنچه بین آنهاست، تسبیح گوى اویند.(328) چه جاندار چون پرنده و چه بى جان چون كوه(329) و رعد و برق.(330) آنهم تسبیحى آگاهانه و از روى شعور!
«كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبیحَهُ»(331)
تسبیح فرشتگان به قدرى گسترده است كه پیامبر مى فرمود: در آسمان ها یك وجب نیست مگر آنكه فرشته اى در حال نماز و تسبیح است.(332)
امام صادق علیه السلام مى فرماید: هرگاه حضرت داود زبور مى خواند، كوه و سنگ و پرنده اى نبود جز آنكه هم آواى او مى شدند.(333)
در روایات به ما سفارش شده است به صورت چهارپایان نزنید زیرا آنها در حال تسبیح اند.(334)
گر تو را از غیب چشمى باز شد با تو ذرّات جهان همراز شد
نطق آب و نطق خاك و نطق گل هست محسوس حواس اهل دل
جمله ذرّات عالم در نهان با تو مى گویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیریم و هوشیم با شما نامحرمان ما خاموشیم
دسته اى گنجشك جیك جیك كنان از مقابل امام سجادعلیه السلام عبور كردند، حضرت رو به اطرافیان كرده و فرمودند: مرغان هر صبح خدا را تسبیح گویند و قوت روزشان را مسألت بنمایند.(335)
رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: مرگ حیوانات زمانى است كه تسبیح خدا را ضایع كنند.(336)
بعضى گفته اند: مراد از تسبیح و سجده موجودات، معناى مجازى است نه حقیقى. همانگونه كه یك تابلو زیبا بر ذوق سرشار نقاش و یك دیوانِ شعر، بر قریحه شاعر شهادت مى دهد، ساختمان اسرارآمیز موجودات بر علم و قدرت و حكمت و دقت خداوند گواهى مى دهند و او را از هر عیب و نقصى بدور مى دارند، و این همان معناى تسبیح موجودات است.
در حالى كه اوّلاً هیچ دلیل و شاهدى بر این معنى نداریم و ثانیاً در جایى باید دست به تأویل و تحلیل بزنیم كه معناى ظاهرى لفظ امرى محال باشد، نظیر آیه «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ اَیْدیهِمْ»(337) كه مى دانیم محال است خدا دست داشته باشد و لذا مى گوییم: مراد از «یَدُ اللَّهِ»، دست قدرت الهى است. اما به صرف اینكه معنایى را نفهمیم حق نداریم دست به تأویل بزنیم.
چگونه دست به تأویل بزنیم، با آنكه خود قرآن مى فرماید: «وَ اِنْ مِنْ شَئ اِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ»(338) در هستى چیزى نیست جز آنكه ستایش كنان تسبیح خدا كند و لكن شما تسبیح آنها را درك نمى كنید و درنمى یابید.
چگونه دست به تأویل بزنیم، درحالى كه قرآن مى فرماید: «وَ ما اُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ اِلاَّ قَلیلاً»(339) بهره شما از علم و دانش بسیار اندك است.
بارها در قرآن از قول پیامبر كه وابسته به علم بى نهایت است، مى خوانیم كه مى فرمود: «اِنْ اَدْرى »(340) یعنى من نمى دانم. اگر ما هم بگوییم نمى دانیم و نمى فهمیم چه مى شود؟
جالب آنكه خداوند این جهل و نادانى را صریحاً به ما اعلام كرده است: «وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ» اما بشر مغرور حاضر نیست بگوید: اسرار هستى را كه از جمله آن تسبیح موجودات است نمى فهمم.
مگر قرآن با صراحت نمى گوید هدهد از خورشیدپرستى قوم سبا آگاه شد و آنرا به حضرت سلیمان خبر داد و گفت: پادشاه منطقه سبا خانمى است كه بر تخت بزرگى تكیه كرده و مردم او خورشیدپرستند.(341)
هُدهُد در هوا كجا و نام زمین كجا، شناخت زن از مرد، شاه از رعیت، شرك از توحید و امثال اینها همه و همه نشانه هاى شعور موجودات است.
مگر قرآن نمى گوید: یكى از مورچه ها به سایر مورچه ها گفت: به لانه هاى خود بروید كه ارتش سلیمان در حال عبور است و نفهمیده شما را لگدمال مى كنند.(342)
در این آیات، شناخت حركت انسان ها ونام آنها (سلیمان) و شغل آنان (نظامى) وعدم توجه آنها به زیر پاى خود، ودلسوزى آن مورچه نسبت به سایر مورچه ها، از جمله مسائلى است كه ما را به قدرت درك و شعور هستى آشنا مى سازد و اگر وجود شعور را پذیرفتیم كه باید به نصّ قرآن بپذیریم، دیگر لزومى براى توجیه و تحلیل تسبیح موجودات باقى نمى ماند.

قنوت

قنوت، در لغت به معناى اطاعت همراه با خضوع است. چنانكه خداوند خطاب به حضرت مریم مى فرماید: «یا مَرْیَمُ اقْنُتى لِرَبِّك»(343)
اما مراد از قنوت درنماز، همان دعائى است كه در ركعت دوّم هر نماز مى خوانیم. امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «و تَبَتَّلْ اِلَیْهِ تَبْتیلاً»(344) مى فرماید مراد از «تبتّل» آن است كه در نماز دستها را به دعا بلند كنیم.(345) «تبتّل» در لغت بمعناى قطع امید از غیرخداست.(346)
قرآن كه به ما سفارش مى كند: «اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً»(347) پروردگار خویش را در حال زارى و نهان بخوانید، یكى از نشانه هاى تضرّع و زارى بدرگاه الهى، دست بلندكردن به دعاست.(348) انسان فقیر دست خود را بسوى بى نیاز مطلق دراز مى كند و فقط از او مى خواهد و دل از غیر او مى شوید.
گرچه قنوت در نماز مستحب است، اما به قدرى مورد توجه است كه امام رضاعلیه السلام در نامه اى به مأمون مى نویسند: قنوت یك سنّت واجب در تمام نمازهاى شبانه روزى است(349)، كه البتّه مراد امام تأكید بر اهمیت قنوت است. چنانكه اگر انسان آنرا قبل از ركوع فراموش كرد، مستحب است بعد از ركوع قضا نماید و اگر در سجده یادش آمد بعد از سلام آنرا قضا كند.
در آداب قنوت آمده است: دستها را تا برابر صورت بالا بیاورید، كف دستها رو به آسمان باشد، دو دست را كنار هم قرار دهید و بجز انگشت شصت، باقى انگشتان را بهم بچسبانید. بهنگام خواندن دعا به كف دست خود نگاه كنید و دعا را بلند بخوانید، البتّه نه به حدّى كه امام جماعت آن را بشنود.(350)
قنوت، دعاى خاصى ندارد و انسان مى تواند هر دعایى بخواند، چنانكه لازم هم نیست دعا به عربى باشد و مى توان در قنوت، حاجات خود را به فارسى هم بیان كرد. البتّه روشن است كه دعاهاى قرآنى و یا دعاهائى كه معصومین علیهم السلام در قنوت خود مى خوانده اند از فضیلت و اولویّت خاصى برخوردارند.

قنوت نمازهاى مختلف

تعداد قنوت در نمازها یكسان نیست، نمازهاى پنجگانه هركدام یك قنوت، آنهم قبل از ركوع ركعت دوم دارند. اما نمازجمعه كه دو ركعت است دو قنوت دارد، یكى قبل از ركوع ركعت اوّل و یكى بعد از ركوع ركعت دوّم.
در نماز عید فطر و عید قربان كه دو ركعت است، 9 قنوت مى خوانیم، 5 قنوتِ پشت سرهم قبل از ركوع ركعت اوّل و 4 قنوت پشت سرهم در ركعت دوّم، كه البتّه براى این قنوتها، دعاى خاصى وارد شده است.
حتى در نماز آیات كه دو ركعت است و در هر ركعت 5 ركوع دارد، مستحب است قبل از ركوعهاى دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت خوانده شود، گرچه یك قنوت قبل از ركوع دهم كافى است.
نماز وتر كه یك نماز یك ركعتى است و در پایان نماز شب خوانده مى شود، قنوتى طولانى دارد و دعاهاى بسیارى در آن وارد شده است، از قبیل 70 مرتبه استغفار، 300 مرتبه «اَلعَفوْ» و دعا به چهل مؤمن.
نماز باران نیز همچون نماز عید، در ركعت اوّل 5 قنوت و در ركعت دوم چهار قنوت دارد.
به هرحال طول دادن قنوت مستحب است. ابوذر از پیامبرصلى الله علیه وآله پرسید: كدام نماز بهتر است؟ حضرت فرمودند: نمازى كه قنوتش طولانى تر باشد و كسى كه قنوتش را طولانى تر بخواند در مواقف قیامت راحت تر است.(351)