تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سُبحان اللّه

نمازگزار در ركوع و سجود، خدا را تسبیح مى كند.
هنگامى كه آیه «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّك الْعَظیم»(308) نازل شد پیامبر فرمود: این فرمان را در ركوع خود قرار دهید و بگویید: «سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ»: پروردگار بزرگ من كه به ستایش او لب گشوده ام، از هر عیب و نقصى منزّه است. و چون آیه «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّك الْاَعْلى »(309) فرود آمد، فرمودند: آنرا در سجده قرار دهید و بگویید: «سُبْحانَ رَبِّىَ الْاَعْلى وَ بِحَمْدِهِ»: من پروردگارِ برترم را همراه با ستایش، تسبیح و تنزیه مى كنم.(310)

جایگاه تسبیح

تسبیح و تنزیه خدا، ریشه تمام عقاید و تفكرات صحیح اسلامى است:
توحید، یعنى منزّه دانستن خدا از شریك. «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكوُنَ»(311)
عدل، یعنى منزّه دانستن خدا از ظلم. «سُبْحانَ اللَّهِ اِنَّا كُنَّا ظالِمینَ»(312)
نبوت و امامت، یعنى منزه دانستن خدا از بى هدفى، بى برنامگى و رهاكردن مردم در دریاى هوسها و سلیقه ها. «وَ ما قَدَروُا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ اِذْ قالُوا ما اَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَئ»(313) آنها مى گویند خداوند پیامبرى نفرستاده، در حقیقت خدا را درست نشناخته اند.
معاد، یعنى منزه دانستن خدا از اینكه آفرینش را پوچ و باطل، و پایان جهان را نابودى قرار دهد. «رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَك»(314)، «اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ اَنَكُمْ اِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ»(315) آیا گمان كردید ما شما را بیهوده آفریدیم و بازگشت شما بسوى ما نیست؟ آرى خدا از این كار عبث و بیهوده منزّه است.
تسبیح خدا، نه فقط سرچشمه عقاید اسلامى، بلكه مایه بسیارى از كمالات روحى و معنوى است:
سبحان اللّه، سرچشمه رضاست. اگر او را از هر نقصى منزّه بدانیم، به مقدّرات او رضا مى دهیم و تسلیم مشیّت حكیمانه او مى شویم.
سبحان اللّه، سرچشمه توكل است. كسى كه از هر نیازى بدور و از هر ضعف و عجزى منزّه است، چرا بر او تكیه و توكل نكنیم. «سُبْحانَهُ هُوَ الْغَنِّىُ»(316)
سبحان اللّه، مایه عشق به خداست. ذاتى كه از هر عیب و نقص پاك باشد، محبوب انسان است و به او عشق مى ورزد.
سبحان اللّه، مقدمه حمد و ستایش خداست. ستایش از ذاتى كه هیچ زشتى و ناپسندى در او راه ندارد. لذا در تسبیحات اربعه، سبحان اللّه مقدم بر الحمدلِلّه آمده است.
سبحان اللّه، كلید نجات از همه خرافات و بافته هاى بشرى است. «فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ»(317)
شاید بخاطر همین جهات است كه در قرآن، فرمان به تسبیح الهى بیش از اذكار دیگر آمده است. امر به تسبیح 16 مرتبه، به استغفار 8 مرتبه، به ذكر خدا 5 مرتبه و به تكبیر 2 مرتبه آمده است. آنهم امر به تسبیح در همه حال و زمان، تا انسان دائماً به خدا توجه داشته و او را همواره از هر عیب و نقصى پاك بداند: «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّك قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ اَطْرافَ النَّهارِ»(318)
هم بهنگام پیروزى و شادكامى خدا را تسبیح كنید: «اِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحِ... فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّك»(319) و هم در اوج گرفتارى و سختى كه تسبیح مایه نجات است: «فَلَوْلا اَنَّه كانَ مِنَ الْمُسَبِّحینَ . لَلَبِثَ فى بَطْنِهِ اِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ»(320) اگر نبود اینكه او (حضرت یونس) از تسبیح گویان بود، تا روز قیامت در شكم ماهى حبس مى شد.
آرى، انسان بخاطر محدودیت هاى فراوان هرگز نمى تواند خدا را بشناسد، پس بهتر است كه به ضعف خود اقرار كند و بگوید: تو از اینكه دست فكر و خیال به تو رسد، منزّهى و از آنچه دیگران توصیف كنند برترى. «سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوّاً كَبیراً»(321) تنها بندگان مخلص خدا هستند كه با راهنمایى و امداد الهى مى توانند خداوند را معرفى كنند. «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ . اِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصینَ»(322)

پاداش تسبیح

امام صادق علیه السلام از رسول خداصلى الله علیه وآله نقل مى كند كه وقتى بنده اى «سُبْحانَ اللَّهِ» مى گوید، هرچه زیر عرش الهى است همراه او تسبیح مى گوید و به گوینده این كلمه ده برابر پاداش مى دهند و وقتى «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ» مى گوید، خداوند نعمت هاى دنیا را بر او ارزانى مى دارد تا با خدا ملاقات كند و بر نعمت هاى آخرت وارد شود.(323)