تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

«وَ لَمْ یَكُنْ لُهُ كُفُواً اَحَدٌ»

و هرگز براى او همتا و همانندى نبوده است.
او نه در وجود همانند دارد، نه در كمال و نه در افعال.
او احد است و احدى كفو او نیست. او تنهاست و همسر و فرزندى ندارد! او همانندى ندارد تا همكار و شریك او باشد.
چگونه انسان جرئت مى كند مخلوق او را شریك او بداند و این ظلم بزرگ را در حقّ او مرتكب شود: «اِنَّ الشِّرْك لَظُلْمٌ عَظیمٌ»(244)
اى نمازگزار! نه در نعمت هایى كه از جانب خدا به تو مى رسد دیگران را دخیل و شریك بدان و نه در كارهایى كه انجام مى دهى، احدى بجز خدا را منظور بدار. چرا در فكرِ جلب نظر كسانى هستى كه مثل تو هستند، ضعیف و محتاج، بدنبال جلب نظر خدائى باش كه نه مثلى دارد، نه ضعفى و نه احتیاجى.
در پایان سوره اشاره اى گذرا به محتواى بلند آن داریم:
«قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ» او یكتاست هم در ذات هم در صفات، پس در شایستگى معبود بودن نیز یكتا و یگانه است.
«اَللَّهُ الصَّمَد» او بى نیاز وهمه چیز به او نیازمند و در بى نیازى یكتاست.
«لَمْ یَلِدْ» تولید مثل نمى كند تا شبیه و نظیرى داشته باشد.
«وَ لَمْ یُولَد» او ازلى و ابدى است، نه حادث كه از چیزى پیدا شده باشد.
«وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفواً اَحَدٌ» نه همتا دارد نه همسر، نه شبیه ونه شریك.
این سوره تمام رگه هاى شرك، خرافات، اوهام و عقاید انحرافى را از ساحت مقدس خدا نفى مى كند وتوحید خالص ناب را به ما عرضه مى دارد.
طبق روایات آیات این سوره، تفسیر یكدیگرند(245) و گویا این سوره در معرّفى خداوند مرحله به مرحله پیش مى رود:
مرحله اوّل: «قُلْ هُوَ» بگو خداى من اوست. او كه از دسترس عقل و فكر بشر بدور واز دیده ها غائب و پنهان است.
در این مرحله تمام توجه به ذات خداست نه صفات او. خود ذات به تنهایى براى محبوب بودن ومعبود واقع شدن كافى است. حضرت على علیه السلام مى فرماید: «وَ كَمالُ الْاِخْلاصِ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْه»(246) اخلاص كامل آنست كه بدون توجّه به صفات به خدا رو كنى. خدا را بخاطر خودش عبادت كنى نه به جهت نعمتهایى كه به تو ارزانى داشته است.
مرحله دوّم: «هُوَ اللَّه»، او اللّه است. معبودى كه همه كمالات را داراست.
در این مرحله، ذات و صفات همراه آمده است. «اللّه» ذاتى است كه همه صفات نیكو را دربر دارد و لذا شایسته عبادت و پرستش است. چنانچه قرآن مى فرماید: «وَ لِلَّهِ الْاَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها»(247) تمام صفات و اسماى نیكو براى اوست، پس او را بدان نامها بخوانید.
شناخت خدا از طریق صفات، مرحله دوّم است كه «اللّه» كلمه جامع تمام آن صفات است. توجه به خدا به واسطه صفات، طریقى است كه در دعاها خصوصاً دعاى جوشن كبیر جلوه مى كند كه خداوند را با هزار وصف مى خوانیم.
مرحله سوّم: «اَحَدٌ» او یكتاست و در یكتایى یگانه.
در این مرحله، توحید مطرح مى شود، توحید ذات و صفات. هم ذاتش یگانه است، هم صفاتش یگانه و بى نظیر، و هم وجودِ ذات و صفات او یكى است، نه آنكه صفاتش وجودى زائد بر ذات داشته باشند.
او یكتایى است كه دوّمى و سوّمى ندارد. میان «واحِد» و «اَحَد» تفاوت است. اگر گفتیم: احدى نیامد، یعنى هیچ كس نیامد و اگر گفتیم: واحدى نیامد، ممكن است دو نفر یا بیشتر آمده باشند. قرآن مى فرماید: خداوند «اَحَد» است و نمى فرماید: «واحد».
او «یكتا» است نه «یكى» كه ممكن باشد دوّمى و سوّمى هم داشته باشد.
مرحله چهارم: «اَللَّهُ الصَّمَدُ» خدا بى نیاز است.
در این مرحله، بى نیازى كه محور ذات و صفات الهى است به عنوان یكى از مهمترین اوصاف الهى مطرح مى شود. آنهم نه به شكل خبر كه بفرماید: «اَللَّه صَمَدٌ»، بلكه به صورت وصفِ ثابت براى «اللّه» و لذا لفظ «اللّه» تكرار مى شود: «اللّه الصَّمَد»
او یكتاست، امّا بى نیاز. غیر او بسیارند، امّا سراسر نیاز، و نظر همه نیازمندان تنها به سوى آن بى نیاز!
مرحله پنجم: «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ»
این مرحله طبق روایات، تفسیرِ «اَلصَّمَد» است. او بى نیاز است، نه به فرزند نیاز دارد كه بزاید، نه محتاج پدر و مادر است كه زاده شود و نه همسر و همكار و همانندى بخواهد كه در كارها به او كمك كند.
اگر متولّد شود ازلى نیست و اگر متولّد كند ابدى نیست، زیرا رو به كاهش و اضمحلال مى رود. و اگر مثل و مانندى داشته باشد بى رقیب نیست. و خداوند از همه این امور منزّه و مبرّاست. «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكُونَ»(248)

ركوع

یكى از اركان نماز ركوع است كه با كم و زیاد شدن آن، خواه عمدى یا سهوى، نماز باطل مى شود. كلمه ركعت كه در شمارش بخش هاى نماز بكار مى رود از همین واژه ركوع است. قبیله بنى ثقیف از پیامبراكرم درخواست كردند، در نماز ركوع و سجود نداشته باشند و مى گفتند: خم شدن براى ما عار است. آیه نازل شد: «وَ اِذا قیلَ لَهُمْ ارْكَعُوا لا یَرْكَعُونَ»(249) هرگاه فرمان ركوع به آنان داده شود ركوع نمى كنند.(250)
دیگران در برابر انسان هایى مثل خود خم مى شوند و تعظیم مى كنند، امّا شما تنها در برابر خالق خود خم شوید و تعظیم كنید.
وقتى آیه «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّك الْعَظیمِ»(251) نازل شد، پیامبر دستور دادند در ركوع خداوند را تعظیم كنید و این ذكر را در ركوع بگویید: «سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ»(252) در روایات مى خوانیم: ركوع نشانه ادب است و سجود نشانه قرب به خدا، و تا ادب را خوب انجام ندهید آماده قرب نمى شوید.(253)
ركوع، راهى براى توبه و استغفار و عذرخواهى به درگاه خداوند است: «فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ اَنابَ»(254)

آثار ركوع

امام باقرعلیه السلام مى فرماید: كسى كه ركوع خود را كامل انجام دهد از وحشت قبر در امان است.(255)
هرچه در برابر خداوند بیشتر خم شویم، قدرت برخورد با شیطان و شیطان صفتان را بیشتر خواهیم داشت. امام صادق علیه السلام مى فرمود: ركوع و سجود طولانى، ابلیس را عصبانى كرده و مى گوید: واى بر من! این مردم با اینگونه بندگى، دیگر مرا اطاعت نمى كنند.(256)
خداوند به فرشتگان مى گوید: ببینید بندگان من چگونه مرا تعظیم مى كنند و در مقابل من ركوع مى كنند، من نیز آنان را بزرگ خواهم كرد و به آنان عزت و عظمت مى بخشم.(257)
امام صادق علیه السلام مى فرماید: ركوع و سجود طولانى در طولانى شدن عمر مؤثر است.(258)