تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

«اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ»

ترجمه این دو كلمه به «بخشنده مهربان» ترجمه كامل و رسائى نیست، زیرا به قول علاّمه شهید مطهّرى، بخشنده مهربان ترجمه جواد و رئوف است، نه رحمن و رحیم و اصولاً براى این دو كلمه، واژه معادلِ فارسى یافت نشده است.
گرچه «رحمن» و «رحیم» هر دو از ریشه «رحمة» گرفته شده اند، امّا «رحمن» به رحمتِ گسترده الهى گفته مى شود كه ابتدائى است و همه انسان ها را شامل مى شود، ولى «رحیم» رحمتى است كه به عنوان پاداش و نتیجه كارهاى خوب تنها بر نیكوكاران نازل مى شود. لذا به فرموده امام صادق علیه السلام خداوند نسبت به تمام مخلوقات «رحمن» است، اما تنها به مؤمنان رحیم است. خداوند رحمت را بر خود واجب كرده است: «كَتبَ عَلى نَفسِهِ الرَّحمَة»(197) چنانكه پیامبر و كتاب او نیز براى هستى، رحمت است: «رَحْمَةً لِلْعالَمینَ»(198)
پرورش و تربیت او بر اساس رحمت است و كیفر و عقوبت او نیز همچون چوب معلّم لازمه تربیت است. بخشیدن گناهان و قبول توبه بندگان و عیب پوشى آنان و دادن فرصت براى جبران گذشته همه مظاهر رحمت فراگیر او هستند.
اصولاً هستى جلوه رحمت اوست و هرچه از جانب او به هر موجودى برسد لطف و رحمت است، لذا همه سوره هاى قرآن با «بسم اللّه الرحمن الرحیم» آغاز مى شود.
«الرحمن الرحیم» در كنار «ربّ العالمین»، یعنى تربیت الهى بر اساس لطف و رحمت است، چنانكه تعلیم او نیز بر پایه رحم و مهربانى است: «اَلرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرآنَ»(199) خداىِ مهربان قرآن را به بشر تعلیم كرد. و این خود درسى براى ما انسان هاست كه معلّم و مربّى باید همواره مهربان و رحیم باشد.

«مالِك یَوْمِ الدّینِ»

او مالك روز جزاست. خداوند هم مالك است و هم مَلِك. هستى نیز هم مِلك تحتِ مالكیّت اوست و هم مُلك تحت سلطنت و حكومت او. مالكیّت او فراگیر است و همه چیز را شامل مى شود و حتى حكومت هم تحت مالكیت اوست: «قُل اللَّهُمَّ مالِك المُلْك»(200) چنانكه انسان نیز نسبت به اعضاى بدن خود هم مالك است و هم حاكم و فرمانروا.
مالكیت خدا واقعى است، نه اعتبارى و قراردادى. گرچه خداوند هم مالكِ دنیاست و هم آخرت، اما چون انسان در دنیا خود را مالك اشیا و امور مى بیند از مالكِ اصلى غافل مى شود، ولى در آن روز كه همه اسباب قطع و نسبت ها محو و زبانها مُهر زده مى شود، مالكیتِ الهى را بخوبى احساس و ادراك مى كند، لذا به او خطاب مى شود: «لِمَنِ الْمُلْك الْیَوْم» امروز حكومت از آن كیست؟ و او كه تازه چشمش باز شده مى گوید: «لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَّهار»(201)
نمازگزارى كه در هر نماز مى گوید: خداوند «مالك یوم الدین» است همواره در یادِ معاد و قیامت است و هر كارى كه مى خواهد بكند از ابتدا به فكر حساب و كتاب روز جزاست.

واژه دین

كلمه «دین» در معانى گوناگون بكار رفته است:
1- شریعت و قانون الهى، چنانكه قرآن مى فرماید: «اِنَّ الدّینَ عِنْدَاللَّهِ الْاِسْلام»(202) همانا دین در نزد خدا اسلام است.
2- عمل و اطاعت، چنانكه قرآن مى فرماید: «لِلَّهِ الدّینُ الْخالِصُ»(203) دین خالص (عمل خالص) براى خداست.
3- حساب وجزا، چنانكه این آیه شریفه مى فرماید: «مالِك یَوْمِ الدّینِ»
یكى از نام هاى روز قیامت، «یوم الدّین» است، یعنى روز كیفر و پاداش. چنانكه قرآن از قول منكرانِ قیامت نقل مى كند كه: «یَسْئَلُونَ اَیَّانَ یَوْمُ الدّینِ»(204) مى پرسند روز قیامت چه وقت است؟ و یا در مقام معرفى این روز مى فرماید: «ثُمَّ ما اَدْریك ما یَوْمُ الدّینِ یَوْمَ لا تَمْلِك لِنَفْسٍ شَیْئاً وَالْاَمْرُ یَوْمَئذٍ لِلَّه»(205) نمى دانى روز دین (روز قیامت) چه روزى است؟! روزى است كه هیچكس براى كسى كارآئى ندارد و تنها فرمان الهى حاكم است.
«مالك یوم الدّین» انذار و هشدار است كه اى نمازگزار از امروز به فكر فردا باش. فردایى كه «لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ»(206) مال و ثروت و فرزند نفعى ندارد، فردائى كه «لَنْ تَنْفَعَكُمْ اَرْحامُكُمْ»(207) بستگان و نزدیكان نیز فایده اى نمى رسانند، فردایى كه نه زبان اجازه عذرتراشى دارد و نه فكر فرصت تدبیر، فردایى كه تنها یك چیز كارساز و چاره ساز است و آن لطف خداوند است.
قرارگرفتنِ «مالك یوم الدّین» در كنار «الرّحمن الرحیم» نشان مى دهد كه بیم و امید باید در كنار هم باشند و تشویق و تنبیه در كنار یكدیگر. چنانكه قرآن كریم در آیه اى دیگر مى فرماید:
«نَبِّئْ عِبادى اَنّى اَنَا الْغَفُورُ الرَّحیمُ وَ اَنَّ عَذابى هُوَ الْعَذابُ الْاَلیمُ»(208)
اى پیامبر! به بندگانم خبرده كه من بسیار مهربان و آمرزنده ام ولى عذاب و مجازات من نیز دردناك است. و در آیه اى دیگر خداوند را چنین معرفى مى كند: «قابِلُ التَّوْبِ شَدیدُ الْعِقابِ»(209) خداوند هم پذیرنده توبه گنهكاران است و هم عقوبت كننده شدید گنهكاران.
به هرحال «الرّحمن الرّحیم» امیددهنده است و «مالِك یَوم الدّین» بیم دهنده، و مسلمان باید میان بیم و امید و خوف و رجاء باشد تا نه دچار غرور گردد و نه مأیوس از رحمت الهى.