تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

واژه اللّه

بعضى ریشه «اللّه» را از «اَلِهَ» به معناى «عَبَدَ» دانسته اند و «اللّه» را به معبود واقعى معنى كرده اند كه تمام كمالات را دارا باشد.
امّا بعضى ریشه آنرا «وَلِهَ» دانسته اند كه بمعناى دلباختگى و عشق و حیرت است. بنابراین كلمه «اللّه» یعنى ذات مقدسى كه جذبه او همه را متحیر و شیفته خود ساخته است.
باید توجه داشت كلمه «خدا» یا «خداوند» ترجمه اى كامل براى كلمه «اللّه» نیست، زیرا «خدا» در اصل «خودآى» بوده كه در فلسفه، واجب الوجود گفته مى شود و كلمه «خداوند» نیز بمعناى صاحب است. چنانكه در ادبیات فارسى مى گوییم: «خداوندِ خانه» یعنى صاحبِ خانه.
و ناگفته پیداست كه معناى صاحب یا وجودِ واجب براى ترجمه اللّه كوتاه و نارساست. بلكه «اللّه» یعنى ذاتى كه شایسته عشق و پرستش است، زیرا همه كمالات را در بر دارد.
در قرآن حدود صد نام براى خدا آمده است كه «اللّه» جامع ترین آنهاست. اصولاً نام هاى خداوند هر كدام اشاره به صفتى از صفات خدا دارد، نه آنكه فقط یك علامت و نشانه اى براى خدا باشد. نام هاى افراد بشر مختلف است، بعضى نامها فقط علامت اند و هیچ نظرى به معناى لفظ و مطابقت آن معنى با صفات آن شخص ندارند، بلكه گاهى هم مخالفت دارند مثل آنكه اسم شخص بسیار دروغگویى، صادق باشد!
اما گاهى نام یك شخص علاوه بر آنكه اسم اوست، وصف او نیز هست و اشاره به صفات و كمالات او دارد مثل، اسم صادق براى انسان راستگو.
بعضى نامها مثل صداى زنگ ساعت تنها علامت فرارسیدن زمان است، اما بعضى نامها نظیر صداى مؤذّن هم علامت است و هم محتوا دارد.
قرآن مى فرماید: «وَ لِلّهِ الاَسْماءُ الحُسنى »(189) یعنى نام هاى نیكو و بهترین نامها مخصوص خداست. در روایات 99 نام براى خدا ذكر شده كه به عنوان اسماء حسنى معرفى شده اند و آمده است هركس خدا را با این نامها بخواند دعایش مستجاب مى شود.(190) و در دعاى جوشن كبیر خدا را با هزار نام و صفت مى خوانیم.
آمدن دو كلمه «رحمن» و «رحیم» بدنبالِ «اللّه» رمز آن است كه انسان كار خود را با امید به لطف و رحمت الهى آغاز كند و بداند كه منشأ همه امیدها و رحمتها خداست.
شروع كار با الفاظ رحمت، رمز آن است كه اصل و بناى الهى بر لطف و رحمت است و سزاوار است كه انسان از سرچشمه رحمت الهى استمداد كند.
رحمن، نام مخصوص خداست زیرا تنها رحمت او گسترده و فراگیر و همیشگى است. دیگران یا رحمتى ندارند و یا گسترده نیست، علاوه بر آنكه دیگران اگر هم چیزى مى بخشند توقع پاداش دنیوى یا اخروى دارند، علف مى دهند تا شیر بدوشند!
در مورد دو واژه «الرّحمن» و «الرّحیم» در ذیل آیه «الرّحمن الرّحیم» بیشتر سخن خواهیم گفت.

«اَلْحَمدُ لِلَّهِ»

كلماتِ «حمد»، «مدح» و «شكر»، گرچه در ظاهر یك معنى دارند، اما هركدام در جاى خاصى بكار مى روند. مثلاً: كلمه «مَدح» به معناى ستایش است، چه ستایش به حق باشد و چه از روى چاپلوسى و ناحق، چه بخاطر كمالاتِ فرد باشد و چه از ترس و طمع و یا اغفال و خودشیرینى.
كلمه «شكر»، سپاس در برابر خیر و نعمتى است كه از دیگران به انسان رسیده است.
اما در كلمه «حَمد»، علاوه بر ستایش و سپاس، معناى دیگرى نیز نهفته و آن پرستش است. سپاس و ستایشى كه به حدّ پرستش برسد، حمد است و لذا مدح و شكر دیگران جایز است، اما حَمد مخصوص خداست، زیرا پرستش مخصوص اوست.
گرچه بعد از «الحمدلِلَّه» چهار وصف براى خدا آمده است: «ربّ العالمین»، «الرّحمن»، «الرّحیم»، «مالك یوم الدین» كه نشان مى دهد انسان باید بخاطر این الطاف و عظمت الهى، حمدگوىِ خدا باشد، اما قبل از هر چیز كلمه «لِلَّه» آمده است، یعنى حمد تنها براى اوست چون تنها او شایسته حمد است، بر فرض هم كه چنین اوصافى در كنارش نیامده باشد.
گر از دوست چشمت به احسان اوست تو در بند خویشى نه در بند دوست

«رَبِّ العالَمینَ»

خداوند، پروردگار همه هستى است. آنچه در آسمانها و زمین و میان آنهاست، پروردگارشان اوست: «رَبُّ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما»(191) و «هُوَ رَبُّ كُلِّ شَى ءٍ»(192)
حضرت على علیه السلام در تفسیر «عالَمین» مى فرمایند: «من الجمادات و الحیوانات» یعنى او پروردگار جماد و حیوان، جاندار و بى جان است.
گرچه گاهى مراد از «عالَمین» در قرآن، انسان ها هستند، امّا بیشتر موارد، عالَم به معناى مخلوقات و عالمین به معناى تمام مخلوقات استعمال شده است. از این آیه فهمیده مى شود پروردگار تمام هستى اوست و آنچه در جاهلیت و در میان بعضى ملّت ها اعتقاد داشتند كه براى هر نوعى از موجودات، خدائى مستقل است كه «ربّ النّوع» آن پدیده است، فكرى باطل است.
خداوند براى همه موجودات پس از آفرینش، مسیرى براى رشد و تكامل تعیین نموده و تربیت الهى همان مسیر هدایت اوست. «رَبُّنَا الَّذى اَعْطى كُلَّ شَى ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »(193) پرودگار ما كسى است كه به همه موجودات نعمت وجود بخشیده و سپس آنها را به سوى كمال هدایت نموده است. اوست كه به زنبور عسل یاد داده از چه گیاهى بمكد و به مورچه آموخته چگونه قوت زمستانى خود را ذخیره كند و بدن انسان را چنان آفریده كه بطور خودكار خون سازى كند.
آرى چنین خداوندى شایسته سپاس وستایش است. یكى از ویژگى هاى انسان آن است كه در برابر جمال و كمال و زیبائى، ستایش و در برابر نعمت ها و احسان ها تشكر مى كند. خداوند متعال، بخاطر كمال و جمالش شایسته ستایش و بخاطر احسان و اِنعامش لایق شكرگزارى است. البتّه تشكر از خدا، منافاتى با سپاسگزارى از مخلوق ندارد، به شرط آنكه به امر خدا و در مسیر خدا باشد. گرچه درواقع هر كس با هر زبانى هرگونه ستایشى از دیگران مى كند، در حقیقت منشأ و سرچشمه آن را حمد مى كند.
«ربّ العالَمین» یعنى رابطه خداوند با مخلوقات رابطه اى دائمى و تنگاتنگ است.
«ربّ العالَمین» یعنى امكان رشد و تربیت براى همه وجود دارد. نه تنها خوبان كه بدها نیز در حال بهره گیرى از نعمت هاى الهى هستند. «كُلاًّ نُمِدُّ هؤلاءِ وَ هؤُلاءِ»(194) خداوند مى فرماید: ما همه را كمك مى كنیم و میدان را براى همه باز گذاشته ایم تا هركس به هر هدفى كه دارد برسد. البتّه چون دنیا دار تزاحم و موانع است، طبیعى است كه همه كس به همه آرزوهایش نمى رسد.
«ربّ العالمین» یعنى خداوند هم مالكِ هستى است هم مدبّر آن. كلمه «ربّ» یا از ریشه «رَبَىَ» به معناى رشد و تربیت گرفته شده و یا از واژه «رَبَّ» به معناى صاحب. خداوند هم صاحب جهان است هم مربّى و مدبّر آن. «لَهُ الْخَلْقُ وَالْاَمر تَبارَك اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ»(195) هم آفرینش از اوست هم اداره آن و هم پرورش دهنده همه اوست.
طبق روایات كلمه «الحمدلِلّه ربّ العالمین» بهترین تشكر از نعمت هاى خداوند است و لذا سفارش شده قبل از هرگونه دعا و درخواستى از خدا، حمد خدا كنید وگرنه دعا ناقص است. نه تنها در آغازِ دعا و نیایش، بلكه اهل بهشت در پایان كار همان شعار را تكرار مى كنند كه: «وَ آخِرُ دَعْویهُمْ اَنِ الْحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»(196)