تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

آیا «بسم اللّه الرحمن الرحیم» جزء سوره حمد و یك آیه مستقل است؟

گرچه بعضى افراد، بسم اللّه را جزء سوره ندانسته و یا قرائت آن را در نماز ترك كرده اند، اما مورد اعتراض مسلمین واقع شده اند. چنانكه معاویه روزى در نماز بسم اللّه را نگفت، مردم به او اعتراض كرده و گفتند «اَسَرَقْتَ اَمْ نَسیتَ؟!» آیه را دزدیدى یا فراموش كردى؟(186)
فخر رازى در تفسیر خود شانزده دلیل مى آورد كه بسم اللّه جزء سوره حمد است و آلوسى نیز در تفسیر خود این اعتقاد را دارد. احمدبن حنبل نیز در مُسند خود آورده است كه بسم اللّه جزء سوره است.
به اعتقاد اهل بیت رسول اللّه صلوات اللَّه علیهم اجمعین، كه صد سال سابقه بر رهبران فقهىِ مذاهب اهل تسنّن دارند و در راه خدا به شهادت رسیده و در قرآن نیز بر عصمت و پاكى آنها تصریح شده است، جمله «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» خود آیه اى مستقل و جزء سوره است.
امامان معصوم علیهم السلام اصرار داشتند كه در نماز «بسم اللّه» را بلند بگویند و امام باقرعلیه السلام در مورد كسانى كه آیه بسم اللّه را در نماز نمى خواندند و یا جزء سوره نمى شمردند فرمود: «سَرقوا اَكرم آیة»(187) بهترین آیه قرآن را به سرقت بردند!
علامه شهید مطهرى در تفسیر سوره حمد، ابن عباس، عاصم، كسائى، ابن عمر، ابن زبیر، عطاء، طاووس، فخر رازى و سیوطى را از جمله كسانى معرفى مى كند كه بسم اللّه را جزء سوره مى دانسته اند. البتّه در ابتداى سوره برائت (سوره توبه)، بسم اللّه نیامده است كه به فرموده حضرت على علیه السلام بخاطر آن است كه بسم اللّه كلمه امان و رحمت است و با اعلام برائت از مشركین سازگار نیست.

بسم اللّه

بسم اللّه، نشانگر رنگ وصبغه الهى وبیانگر جهت گیرى توحیدى ماست.
بسم اللّه، رمز توحید و به نام دیگران رمز كفر و به نام خدا و دیگران نشانه شرك است. نه دركنار نام خدا، نام دیگرى را ببریم و نه به جاى نام او نام دیگرى قرار دهیم. معناىِ «سَبِحّ اسْمَ رَبّك» آن است كه حتى اسم پروردگار نیز باید از هر شریكى منزّه باشد.
بسم اللّه، رمز بقا و دوام است و هرچه رنگ خدایى نداشته باشد فانى است.(188)
بسم اللّه، رمز عشق به خدا و توكّل به اوست.
بسم اللّه، رمز دورى از تكبر و اظهار عجز به درگاه خداست.
بسم اللّه، رمز بیمه كردن كارها با نام خداست.
بسم اللّه، رمز قداست بخشیدن به كارهاست.
بسم اللّه، رمز ذكر و یاد همیشگى خداست كه خدایا ترا در هیچ حال فراموش نمى كنم.
بسم اللّه، بیانگر هدف انسان است كه خدایا هدفم تو هستى، نه مردم، نه دنیا و نه هوسها.
بسم اللّه، یعنى فقط و فقط از او استمداد مى جویم نه دیگران.
بسم اللّه، بیانگر آن است كه محتواى سوره از مبدأ حق و مظهر رحمت نازل شده است.

واژه اللّه

بعضى ریشه «اللّه» را از «اَلِهَ» به معناى «عَبَدَ» دانسته اند و «اللّه» را به معبود واقعى معنى كرده اند كه تمام كمالات را دارا باشد.
امّا بعضى ریشه آنرا «وَلِهَ» دانسته اند كه بمعناى دلباختگى و عشق و حیرت است. بنابراین كلمه «اللّه» یعنى ذات مقدسى كه جذبه او همه را متحیر و شیفته خود ساخته است.
باید توجه داشت كلمه «خدا» یا «خداوند» ترجمه اى كامل براى كلمه «اللّه» نیست، زیرا «خدا» در اصل «خودآى» بوده كه در فلسفه، واجب الوجود گفته مى شود و كلمه «خداوند» نیز بمعناى صاحب است. چنانكه در ادبیات فارسى مى گوییم: «خداوندِ خانه» یعنى صاحبِ خانه.
و ناگفته پیداست كه معناى صاحب یا وجودِ واجب براى ترجمه اللّه كوتاه و نارساست. بلكه «اللّه» یعنى ذاتى كه شایسته عشق و پرستش است، زیرا همه كمالات را در بر دارد.
در قرآن حدود صد نام براى خدا آمده است كه «اللّه» جامع ترین آنهاست. اصولاً نام هاى خداوند هر كدام اشاره به صفتى از صفات خدا دارد، نه آنكه فقط یك علامت و نشانه اى براى خدا باشد. نام هاى افراد بشر مختلف است، بعضى نامها فقط علامت اند و هیچ نظرى به معناى لفظ و مطابقت آن معنى با صفات آن شخص ندارند، بلكه گاهى هم مخالفت دارند مثل آنكه اسم شخص بسیار دروغگویى، صادق باشد!
اما گاهى نام یك شخص علاوه بر آنكه اسم اوست، وصف او نیز هست و اشاره به صفات و كمالات او دارد مثل، اسم صادق براى انسان راستگو.
بعضى نامها مثل صداى زنگ ساعت تنها علامت فرارسیدن زمان است، اما بعضى نامها نظیر صداى مؤذّن هم علامت است و هم محتوا دارد.
قرآن مى فرماید: «وَ لِلّهِ الاَسْماءُ الحُسنى »(189) یعنى نام هاى نیكو و بهترین نامها مخصوص خداست. در روایات 99 نام براى خدا ذكر شده كه به عنوان اسماء حسنى معرفى شده اند و آمده است هركس خدا را با این نامها بخواند دعایش مستجاب مى شود.(190) و در دعاى جوشن كبیر خدا را با هزار نام و صفت مى خوانیم.
آمدن دو كلمه «رحمن» و «رحیم» بدنبالِ «اللّه» رمز آن است كه انسان كار خود را با امید به لطف و رحمت الهى آغاز كند و بداند كه منشأ همه امیدها و رحمتها خداست.
شروع كار با الفاظ رحمت، رمز آن است كه اصل و بناى الهى بر لطف و رحمت است و سزاوار است كه انسان از سرچشمه رحمت الهى استمداد كند.
رحمن، نام مخصوص خداست زیرا تنها رحمت او گسترده و فراگیر و همیشگى است. دیگران یا رحمتى ندارند و یا گسترده نیست، علاوه بر آنكه دیگران اگر هم چیزى مى بخشند توقع پاداش دنیوى یا اخروى دارند، علف مى دهند تا شیر بدوشند!
در مورد دو واژه «الرّحمن» و «الرّحیم» در ذیل آیه «الرّحمن الرّحیم» بیشتر سخن خواهیم گفت.