تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

تكبیر در فرهنگ اسلامى

نه فقط در نماز، بلكه در بسیارى از موارد و مواضع، گفتن اللّه اكبر وارد شده است و لذا مسلمانان در صدر اسلام، هم در تلخى ها و هم در شادى ها تكبیر مى گفته اند كه ما به گوشه اى از آن اشاره مى كنیم:
1- در جنگ خندق، مسلمین هنگام كندن خندق به سنگ محكمى برخورد كردند كه كلنگ شكست اما سنگ نشكست. پیامبر آمد و با ضربه اى سنگ را شكست. مسلمانان یك صدا تكبیر گفتند و در همانجا پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: من سقوط كاخهاى روم و ایران را در برق و جرقه سنگ ها دیدم.(154)
2- على علیه السلام در جنگ صفین، هر كس را كه مى كشت با صداى بلند تكبیر مى گفت و مسلمین با شمردن تكبیرها فهمیدند كه حضرت چه تعداد را به هلاكت رسانده است.(155)
3- شبى كه فاطمه زهراعلیها السلام را به خانه على ابن ابیطالب علیهما السلام مى بردند هفتادهزار فرشته، تكبیرگویان به زمین نازل شدند.(156)
4- پیامبر گرامى ما بر جنازه فاطمه بنت اسد، 40 تكبیر(157) و بر جنازه عموى خود حضرت حمزه، 70 تكبیر خواندند.(158)
5 - مستحب است در مراسم حج هر سنگ ریزه اى كه به جایگاه شیطان پرتاب مى شود یك تكبیر گفته شود.(159)
6- در تسبیحات حضرت زهرا كه ثوابش معادل هزار ركعت نماز مستحبى است، 34 مرتبه تكبیر آمده است.(160)
7- هنگامى كه پیامبراكرم متولد شد اولین كلمه اى كه بر زبان آورد كلمه مباركه اللّه اكبر بود.(161)
8 - روزى كه مكّه بدست مسلمانان فتح شد، پیامبر وارد مسجدالحرام شد و به حجرالاسود اشاره كرد و تكبیر گفت و مسلمانان با صداى بلند چنان تكبیر گفتند كه لرزه بر اندام مشركین افتاد.(162)
9- در روایات مى خوانیم: هرگاه چیزى موجب تعجب شما شد تكبیر بگویید.(163)
10- در جنگ اُحُد، قهرمانى از كفار مبارز مى طلبید. حضرت على علیه السلام جلو رفت و چنان ضربه اى بر او وارد كرد كه پیامبر و مسلمانان با صداى بلند تكبیر گفتند.(164)
11- پیامبراكرم به حضرت على مى فرمود: هرگاه به هلال ماه یا آینه نظر كردى و یا مشكلى به تو رو آورد 3 مرتبه تكبیر بگو.(165)
12- زید فرزند امام سجادعلیه السلام كه علیه حكومت بنى امیّه قیام كرد، شعارش اللّه اكبر بود.(166)
13- در جنگ بدر، پیامبرصلى الله علیه وآله در انتظار هلاكتِ یكى از سران دشمن به نام نوفل بود، همین كه خبر دادند حضرت على او را از میان برداشت پیامبر تكبیر گفت.(167)
14- هنگامى كه حضرت على به خواستگارى حضرت زهرا آمد، پیامبر فرمود: صبركن تا موضوع را با دخترم فاطمه در میان بگذارم. اما حضرت زهرا سكوت كرد و چیزى نگفت. پیامبر فرمود: «اللّه اكبر سكوتها اقرارها».(168)
15- در جنگ با خوارج، وقتى فرمانده آنها به هلاكت رسید، حضرت على تكبیر گفت و سجده كرد و همه مردم تكبیر گفتند.(169)
16- گروهى از یهود مسلمان شدند و به پیامبر گفتند: پیامبران قبلى جانشین داشته اند وصىّ شما كیست؟
در اینجا آیه ولایت نازل شد كه رهبر شما خدا و رسول او و مؤمنانى هستند كه در حال ركوع زكات مى دهند.(170) پیامبر فرمودند: به مسجد برویم. وقتى وارد شدند فقیرى را دیدند كه خوشحال است و حضرت على در حال ركوع انگشتر خود را به او داده است. در این هنگام پیامبر تكبیر گفتند.(171)
17- گفتن تكبیر به هنگام ورود به حرم امامان معصوم سفارش شده است. چنانكه قبل از خواندن زیارت جامعه، 100 تكبیر در سه مرحله مى خوانیم كه به قول مرحوم مجلسى شاید دلیل این همه تكبیر آن باشد كه جملاتِ زیارت جامعه شما را دچار غلوّ در مورد امامان نكند.(172)
18- حضرت على علیه السلام در قضاوت هاى خود وقتى مجرم را شناسایى مى كرد تكبیر مى گفت.(173)
19- میثم تمار كه به جرم طرفدارى از حضرت على علیه السلام بدستور ابن زیاد به دار آویخته شد و با نیزه به او حمله كردند، در لحظه شهادت تكبیر مى گفت و از دهانش خون مى آمد.(174)
20- در شب معراج، پیامبر از هر آسمانى كه مى گذشت تكبیر مى گفت.(175)
21- جبرئیل نزد پیامبر بود كه حضرت على وارد شد جبرئیل گفت: اى محمّد! به خدائى كه ترا به پیامبرى مبعوث كرد، اهل آسمان ها از اهل زمین این على را بهتر و بیشتر مى شناسند، هرگاه او در جنگ ها تكبیر مى گوید ما فرشتگان نیز با او همصدا مى شویم.(176)
22- در جنگ خیبر وقتى مسلمانان وارد قلعه شدند، چنان تكبیر مى گفتند كه یهودیان پا به فرار گذاشتند.(177)

سوره حمد

پس از گفتن تكبیرةالاحرام، باید سوره حمد خوانده شود و اگر این سوره در نماز خوانده نشود، نماز باطل است. «لا صلوة الاّ بفاتحة الكتاب»(178)
نام دیگر این سوره، فاتحةالكتاب است، زیرا قرآن با این سوره آغاز مى شود. این سوره هفت آیه دارد(179) و بنا به روایت جابربن عبداللّه انصارى از رسول اكرم صلى الله علیه وآله بهترین سوره هاى قرآن است.(180)
سوره حمد، تنها سوره اى است كه بر هر مسلمانى واجب است حداقل روزى ده بار آنرا در نمازهاى پنجگانه خود بخواند.
در اهمیت این سوره همین بس كه در روایات آمده: اگر هفتاد مرتبه این سوره را بر مرده خواندید و زنده شد تعجب نكنید.(181)
از نام گذارى این سوره به فاتحة الكتاب، معلوم مى شود تمام آیات قرآن در زمان پیامبراكرم جمع آورى و به صورت كتاب درآمده و به امر ایشان در آغاز و ابتداى كتاب قرار داده شده است. آیات سوره مباركه حمد، اشاراتى درباره خدا و صفات او، مسأله معاد، و درخواست رهروى در راه حق، و قبول حاكمیت و ربوبیّت خداوند دارد. همچنین در این سوره علاقه خود را به ادامه راه اولیاى خدا و بیزارى و انزجار از گمراهان و غضب شدگان ابراز مى كنیم.
سوره حمد مایه شفا است. هم شفا از دردهاى جسمانى و هم شفا از بیمارى هاى روحى. مرحوم علامه امینى در كتاب تفسیر فاتحةالكتاب روایات فراوانى را در این زمینه نقل كرده است.

درسهاى تربیتى سوره حمد

1- انسان در تلاوت سوره حمد، با «بسم اللّه» از غیر خدا قطع امید مى كند.
2- با «ربّ العالمین» و «مالك یوم الدّین» احساس مى كند كه مربوب و مملوك است.
3- با كلمه «ربّ العالمین» میان خود و هستى ارتباط برقرار مى كند.
4- با «الرّحمن الرّحیم» خود را در سایه لطف گسترده او مى بیند.
5 - با «مالكِ یوم الدین» غفلتش از قیامت زدوده مى شود.
6- با «ایّاك نَعبد» خودخواهى و شهرت طلبى را كنار مى گذارد.
7- با «ایّاك نستعین» از فكر یارى طلبى از غیرخدا بیرون مى رود.
8 - با «انعمتَ علیهم» مى فهمد كه تقسیم نعمت ها بدست اوست و باید حسادت را كنار گذاشت، زیرا حسود در واقع از داورى و تقسیم روزى به دست خدا راضى نیست.
9- با «اهدِنا الصّراط المُستقیم» رهسپارى در راه حق را درخواست كند.
10- با «صراط الّذین انعمتَ علیهم» همبستگى خود را با پیروان راه خدا اعلام مى دارد.
11- و در نهایت با «غیرالمغضوب علیهم ولا الضّالین» از باطل و اهل باطل بیزارى مى جوید.
«بِسم اللّه الرّحمن الرّحیم»
در میان مردم و اقوام مختلف رسم است كه كارهاى مهّم را با نام یكى از بزرگان خویش كه مورد احترام و علاقه آنهاست، شروع مى كنند، تا آن كار با میمنت و مباركى آغاز شود و به انجام رسد.
البتّه هركس بر اساس افكار و عقاید صحیح یا فاسد خود عمل مى كند. بعضى با نام بتها و طاغوت ها و بعضى با نام و یاد خدا و به دست اولیاى خدا كارهاى خود را شروع مى كنند. چنانكه امروز رسم شده ساختمان هاى مهم را، افراد مهمّ اولین كلنگش را بر زمین مى زنند، در جنگ خندق نیز پیامبراكرم براى حفر خندق، اوّلین كلنگ را خود به زمین زدند.
بسم اللّه، سرآغاز كتاب وحى است. بسم اللّه، نه تنها در ابتداى قرآن بلكه در آغاز تمام كتاب هاى آسمانى بوده است. بسم اللّه، سرلوحه عمل همه انبیا بوده است. وقتى كشتى حضرت نوح در میان امواج طوفان به راه افتاد، نوح به یاران خود گفت: سوار شوید كه: «بسم اللّه مجریها و مرسیها»(182) حركت و توقف این كشتى با نام خداست.
حضرت سلیمان نیز وقتى ملكه سبا را به سوى خدا دعوت كرد، دعوتنامه خود را با جمله «بسم اللّه الرحمن الرحیم» آغاز كرد.
حضرت على علیه السلام مى فرمود: «بسم اللّه» مایه بركت كارها و ترك آن موجب نافرجامى امور است.(183)
همچنین به شخصى كه جمله «بسم اللّه» را مى نوشت فرمود: «جَوِّدها» آنرا نیكو بنویس.(184)
به زبان آوردنِ «بسم اللّه» در شروع هر كارى سفارش شده است؛ غذاخوردن، خوابیدن، سوارشدن بر مركب، نكاح و زناشویى و بسیارى از كارهاى دیگر. حتى اگى حیوانى بدونِ گفتن «بسم اللّه» ذبح شود مصرف گوشت آن حرام است. و این رمز آن است كه خوراكِ انسانِ هدفدار و موحّد نیز باید جهت الهى داشته باشد.