تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

نقش نیّت در مسائل كیفرى

اسلام در مسائل كیفرى نیز براى قصد و نیّت حساب جداگانه اى باز كرده است كه به دو نمونه از آن اشاره مى كنیم:
در مورد قتل، حساب كسى كه از روى عمد و قصد كسى را كشته، از حساب كسى كه بدون قصد سبب كشته شدن فردى شده، جداست و هریك حكم جداگانه اى دارد.(139)
در سوگند و قسم نیز قرآن مى فرماید:
«لا یُؤاخِذُكُم اللَّه بِالَّلغْوِ فى اَیْمانكم»(140)
خداوند شما را بواسطه قسم هاىِ غیرجدّى مؤاخذه نمى كند.
لذا اگر كسى سوگندى یاد كند ولى نیّت و قصد جدّى نداشته باشد آن سوگند ارزشى ندارد.
معرفت، مقدّمه قصد قربت
بهترین راهِ رسیدن به قصد قربت و نیّت پاك، معرفت و شناخت است.
اگر بدانیم محبوبیّت پیداكردن نزد مردم بدست خداست.(141)
اگر بدانیم عزّت و قدرت تنها بدست اوست.(142)
اگر بدانیم نفع و ضرر ما بدست دیگران نیست.(143)
اگر بدانیم كار براى خدا، گاهى دو برابر، گاهى ده برابر و گاهى هفتصد برابر پاداش دارد، براى غیر او كار نمى كنیم.
اگر بدانیم بالارفتن در جامعه نشانه عظمت نیست، زیرا دودِ روسیاه هم بالا مى رود!
اگر بدانیم توجّه و نظر مردم به ما ارزشى ندارد، زیرا اگر یك فیل هم در خیابان راه برود همه به او نگاه مى كنند!
اگر به خطرات و رسوایى هاى ریاكارى توجه داشته باشیم.
اگر بدانیم روزى را در پیش داریم كه احدى به فریاد احدى نمى رسد و تنها كسانى نجات مى یابند كه قلب سلیم داشته باشند.(144)
و اگر بدانیم با نیّت فاسد چه ارزشهایى را از دست مى دهیم،
خود را براى انجام كار خالص و با قصد قربت آماده مى كنیم.

آثار نیّت فاسد

در خاتمه بحث نیّت، اشاره اى هم به آفاتِ نیّتِ فاسد مى كنیم چنانكه قبلاً بركات نیّتِ سالم را بیان كردیم.
1- مستجاب نشدن دعا. امام سجّادعلیه السلام مى فرماید: نیّت سوء سبب قبول نشدن دعاهاست.(145)
نیّتِ غیرخدایى، نه تنها كارها را از رنگ الهى و عبادت بودن مى اندازد، بلكه خطراتى را هم در بر دارد.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: اگر كسى وام بگیرد اما هدفش این باشد كه آن را نپردازد به منزله سارق است.(146) چنانكه اگر در ازدواج قصد پرداختِ مهریّه همسرش را نداشته باشد در نزد خدا به منزله زناكار است.(147)
2- محرومیّت از رزق. امام صادق علیه السلام فرمود: چه بسا مؤمنى كه نیّت گناه مى كند و خداوند او را از رزق محروم مى كند.
نمونه عینى این حدیث، داستان باغى است كه در قرآن آمده است:
در سوره قلم از آیه 16 تا 30 داستان گروهى آمده است كه باغى داشتند و قصد كردند براى برداشت محصول شبانه بروند تا فقرا آگاه نشوند و چیزى از میوه ها را به فقرا ندهند.
سحرگاه كه به سراغ باغ رفتند، دیدند باغ سوخته و خاكستر شده است. ابتدا گمان كردند راه را گم كرده اند، اما یكى از آنها كه عاقل تر بود گفت: آیا من به شما تذكّر ندادم چنین قصد و نیّتى نكنید. شما قصد محروم كردن فقرا را داشتید خداوند هم شما را از آن محروم كرد.
از این ماجراى قرآنى فهمیده مى شود كه خداوند گاهى بر اساس قصد و نیّتِ ما كیفر مى دهد(148) گرچه این امر كلیّت ندارد.
3- سبب شقاوت است. حضرت على علیه السلام مى فرماید: «مِنَ الشّقاءِ فَسادُ النِّیَّة»(149) نیّت فاسد نشانه شقاوت است.
4- بركت از عمر و زندگى مى رود. على علیه السلام در جاى دیگرى مى فرماید: «عِنْدَ فَسادَ النِّیَّة تَرْتَفِعُ الْبَرَكَة»(150) خداوند بركت را از كسى كه نیتش سالم نیست برمى دارد و او نمى تواند از نعمت هاى الهى به خوبى استفاده كند.
مى گویند به شخصى گفتند: بخاطر فلان كار خوبت، سه دعاى مستجاب دارى. خوشحال شد و گفت: خدایا! همسرم زیباترین زنان شود، همسرش بسیار زیبا شد اما زندگى برایش تلخ شد زیرا مى دید كه همه مردم چشم به زن او دوخته اند. دعاى دوّم را بكار بست كه خدایا همسرم را زشت ترین زنان كن، دعایش مستجاب شد اما دیگر زندگى با چنین همسرى قابل تحمّل نبود. از دعاى سوّم استفاده كرد و گفت: خدایا همسرم مثل اوّلش شود. دعایش مستجاب شد و همسرش به شكل اوّل بازگشت. او هر سه دعا را بكار بست اما نتیجه اى نگرفت. این است معناى برداشته شدن بركت كه انسان از امكانات بهره خوب نبرد.

اللّه اكبر

زائران خانه خدا، اوّلین كلام واجبشان گفتن لبیّك است كه با گفتن آن وارد اعمال حج مى شوند و یك سرى چیزها بر آنها حرام مى شود.
نماز نیز با گفتن اللّه اكبر شروع مى شود و امورى را بر نمازگزار حرام مى كند، مانند خوردن، آشامیدن و حرف زدن، لذا به تكبیر اوّل نماز تكبیرةالاحرام مى گویند.
زائران مكّه در مسیر راه به هر فراز و نشیب كه مى رسند لبیّك را تكرار مى كنند و این تكرار مستحب است. نمازگزار نیز در هر خم و راست شدن و قیام و قعود مستحب است اللّه اكبر را تكرار كند.
«اللّه اكبر» اوّلین كلمه واجب به هنگام صبح است.
اوّلین كلمه اى است كه نوزاد مسلمان در آغاز تولد به عنوان اذان و اقامه مى شنود و آخرین كلمه اى است كه بر مرده خوانده مى شود (در نماز میّت) و سپس وارد قبر مى شود.
یگانه ذكرى است كه در نماز هم واجب است و هم ركن نماز است.
اولین جمله در سرود مسلمانان یعنى اذان است.
«اللّه اكبر»، بیشترین ذكرى است كه هم در مقدّمات نماز، هم در خود نماز و هم در تعقیبات آن گفته مى شود، بطورى كه یك مسلمان در طول یك روز فقط در نمازهاى پنجگانه واجب (نه نمازهاى مستحب) حدود 360 مرتبه آنرا تكرار مى كند. بدین صورت كه:
1- براى هر 5 نماز اذان وارد شده و در هر اذانى 6 مرتبه «اللّه اكبر» گفته مى شود (مجموعاً 30 مرتبه)
2- براى هر 5 نماز اقامه وارد شده كه در هر اقامه اى 4 مرتبه اللّه اكبر گفته مى شود (مجموعاً 20 مرتبه)
3- قبل از تكبیرةالاحرام، در هر 5 نماز، 6 تكبیر مستحب است و تكبیر هفتم همان تكبیرةالاحرام واجب است، (مجموعاً 30 مرتبه)
4- تكبیرةالاحرامِ آغاز نمازها كه در مجموع 5 تكبیر مى شود.
5 - قبل از هر ركوع در 17 ركعت یك تكبیر وارد شده است. (مجموعاً 17 مرتبه)
6- در هر هفده ركعت نماز دو سجده داریم كه براى هر سجده دو تكبیر مستحب است، یكى قبل و یكى بعد از آن. (مجموعاً 68 مرتبه)
7- هر نماز یك قنوت دارد كه قبل از هر قنوت یك تكبیر وارد شده است (مجموعاً 5 مرتبه).
8 - در پایان هریك از نمازهاى 5گانه 3 تكبیر وارد شده است. (مجموعاً 15 مرتبه)
9- بعد از هر نماز 34 مرتبه تكبیر به عنوان تسبیحات حضرت زهرا مى گوییم. (مجموعاً 170 مرتبه)
اما حیف كه در طول عمر یك اللّه اكبر با توجه نگفتیم، كه اگر انسانى با ایمان و توجه كامل هر روز بیش از 360 مرتبه بگوید: خدا بزرگتر است، دیگر از هیچ قدرت وابرقدرت و توطئه اى هراس ندارد