تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

درجات نیّت

1- گاهى ترس از قهر خدا یا طمع به لطف او انسان را به كارى وادار مى كند. چنانكه قرآن در این مورد مى فرماید: «اُدْعُوهُ خَوْفاً و طَمَعاً»(136) خدا را در هر حال بخوانید؛ چه حال ترس، چه امید.
و یا در جاى دیگرى مى فرماید: «یَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً»(137) ما را در حال امید یا ترس مى خوانند.
2- مرحله بالاتر آنست كه انسان بخاطر تشكر از الطاف او كارى انجام دهد، گرچه پاداش یا كیفرى از جانب خداوند نباشد. چنانكه حضرت على علیه السلام مى فرماید: «لَوْ لَمْ یَتَوَعَّدِ اللَّهُ عَلى مَعْصِیَتِهِ لَكانَ یَجِبُ اَلاَّ یُعْصى شُكْراً لِنِعْمَتِهِ»(138)
اگر خداوند بر معصیتش وعده عذاب نداده بود، بر انسان لازم بود بخاطر تشكر از نعمت هاى او نافرمانى او را نكند.
3- مرحله بالاتر، قرب به اوست كه انسان بدون چشمداشتى به بهشت و یا ترسى از دوزخ، خدا را عبادت كند چون تنها او را شایسته بندگى و عبادت مى داند.
4- بالاترین مرحله آنست كه عشق به خدا انسان را به كارى وادار كند، چنانكه على علیه السلام عشق به مرگ و لقاى خدا، از علاقه طفل به پستان مادر بیشتر مى داند و حضرت قاسم فرزند امام حسن مجبتى علیهما السلام در كربلا مى گوید: مرگ در راه خدا براى من از عسل شیرین تر است.

نقش نیّت در مسائل كیفرى

اسلام در مسائل كیفرى نیز براى قصد و نیّت حساب جداگانه اى باز كرده است كه به دو نمونه از آن اشاره مى كنیم:
در مورد قتل، حساب كسى كه از روى عمد و قصد كسى را كشته، از حساب كسى كه بدون قصد سبب كشته شدن فردى شده، جداست و هریك حكم جداگانه اى دارد.(139)
در سوگند و قسم نیز قرآن مى فرماید:
«لا یُؤاخِذُكُم اللَّه بِالَّلغْوِ فى اَیْمانكم»(140)
خداوند شما را بواسطه قسم هاىِ غیرجدّى مؤاخذه نمى كند.
لذا اگر كسى سوگندى یاد كند ولى نیّت و قصد جدّى نداشته باشد آن سوگند ارزشى ندارد.
معرفت، مقدّمه قصد قربت
بهترین راهِ رسیدن به قصد قربت و نیّت پاك، معرفت و شناخت است.
اگر بدانیم محبوبیّت پیداكردن نزد مردم بدست خداست.(141)
اگر بدانیم عزّت و قدرت تنها بدست اوست.(142)
اگر بدانیم نفع و ضرر ما بدست دیگران نیست.(143)
اگر بدانیم كار براى خدا، گاهى دو برابر، گاهى ده برابر و گاهى هفتصد برابر پاداش دارد، براى غیر او كار نمى كنیم.
اگر بدانیم بالارفتن در جامعه نشانه عظمت نیست، زیرا دودِ روسیاه هم بالا مى رود!
اگر بدانیم توجّه و نظر مردم به ما ارزشى ندارد، زیرا اگر یك فیل هم در خیابان راه برود همه به او نگاه مى كنند!
اگر به خطرات و رسوایى هاى ریاكارى توجه داشته باشیم.
اگر بدانیم روزى را در پیش داریم كه احدى به فریاد احدى نمى رسد و تنها كسانى نجات مى یابند كه قلب سلیم داشته باشند.(144)
و اگر بدانیم با نیّت فاسد چه ارزشهایى را از دست مى دهیم،
خود را براى انجام كار خالص و با قصد قربت آماده مى كنیم.

آثار نیّت فاسد

در خاتمه بحث نیّت، اشاره اى هم به آفاتِ نیّتِ فاسد مى كنیم چنانكه قبلاً بركات نیّتِ سالم را بیان كردیم.
1- مستجاب نشدن دعا. امام سجّادعلیه السلام مى فرماید: نیّت سوء سبب قبول نشدن دعاهاست.(145)
نیّتِ غیرخدایى، نه تنها كارها را از رنگ الهى و عبادت بودن مى اندازد، بلكه خطراتى را هم در بر دارد.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: اگر كسى وام بگیرد اما هدفش این باشد كه آن را نپردازد به منزله سارق است.(146) چنانكه اگر در ازدواج قصد پرداختِ مهریّه همسرش را نداشته باشد در نزد خدا به منزله زناكار است.(147)
2- محرومیّت از رزق. امام صادق علیه السلام فرمود: چه بسا مؤمنى كه نیّت گناه مى كند و خداوند او را از رزق محروم مى كند.
نمونه عینى این حدیث، داستان باغى است كه در قرآن آمده است:
در سوره قلم از آیه 16 تا 30 داستان گروهى آمده است كه باغى داشتند و قصد كردند براى برداشت محصول شبانه بروند تا فقرا آگاه نشوند و چیزى از میوه ها را به فقرا ندهند.
سحرگاه كه به سراغ باغ رفتند، دیدند باغ سوخته و خاكستر شده است. ابتدا گمان كردند راه را گم كرده اند، اما یكى از آنها كه عاقل تر بود گفت: آیا من به شما تذكّر ندادم چنین قصد و نیّتى نكنید. شما قصد محروم كردن فقرا را داشتید خداوند هم شما را از آن محروم كرد.
از این ماجراى قرآنى فهمیده مى شود كه خداوند گاهى بر اساس قصد و نیّتِ ما كیفر مى دهد(148) گرچه این امر كلیّت ندارد.
3- سبب شقاوت است. حضرت على علیه السلام مى فرماید: «مِنَ الشّقاءِ فَسادُ النِّیَّة»(149) نیّت فاسد نشانه شقاوت است.
4- بركت از عمر و زندگى مى رود. على علیه السلام در جاى دیگرى مى فرماید: «عِنْدَ فَسادَ النِّیَّة تَرْتَفِعُ الْبَرَكَة»(150) خداوند بركت را از كسى كه نیتش سالم نیست برمى دارد و او نمى تواند از نعمت هاى الهى به خوبى استفاده كند.
مى گویند به شخصى گفتند: بخاطر فلان كار خوبت، سه دعاى مستجاب دارى. خوشحال شد و گفت: خدایا! همسرم زیباترین زنان شود، همسرش بسیار زیبا شد اما زندگى برایش تلخ شد زیرا مى دید كه همه مردم چشم به زن او دوخته اند. دعاى دوّم را بكار بست كه خدایا همسرم را زشت ترین زنان كن، دعایش مستجاب شد اما دیگر زندگى با چنین همسرى قابل تحمّل نبود. از دعاى سوّم استفاده كرد و گفت: خدایا همسرم مثل اوّلش شود. دعایش مستجاب شد و همسرش به شكل اوّل بازگشت. او هر سه دعا را بكار بست اما نتیجه اى نگرفت. این است معناى برداشته شدن بركت كه انسان از امكانات بهره خوب نبرد.