تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

كیفیّت یا كمّیت

اسلام به چگونگى كار و هدف و انگیزه آن توجه بسیار كرده است. قرآن از عملِ بهتر ستایش مى كند نه عملِ بیشتر، و مى فرماید:
«لِیَبْلُوَكُمْ اَیّكُم اَحْسَنُ عَمَلاً»(106)
خداوند شما را در بوته امتحان قرار مى دهد تا مشخّص شود كدامیك از شما بهترین عمل را بجاى آورد.
حضرت على علیه السلام در ركوع انگشترش را به فقیرى داد و آیه اى از قرآن بخاطر آن نازل شد. مردم گمان كرده اند نازل شدن یك آیه بخاطر یك انگشتر، از آن جهت بوده كه انگشتر قیمتى بوده و لذا گفته اند: قیمت انگشتر به مقدار خراج و مالیاتِ شامات و سوریه بوده است.
در حالى كه انگشترى با چنین قیمت هرگز با زهد على علیه السلام سازگار نیست، چنانكه با عدل على هم نمى سازد كه او چنین انگشترى در دست كند و بعضى در فقر و ندارى باشند. اما حقیقت آنست كه نزولِ آیه «اِنَّما وَلِیّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُه وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیموُنَ الصَّلوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(107) بخاطر كیفیت عمل بود نه كمیّت آن، بخاطر اخلاص وقصد قربت بود، نه وزن وحجم وقیمتِ انگشتر.
خاطره
بهلول گروهى را دید كه مسجدى مى سازند و ادعا مى كنند كه براى خداست، او بر سنگى نوشت: بانى این مسجد بهلول است و آنرا شبانه بر در مسجد نصب كرد. روز بعد كه كارگران سنگ را دیدند به هارون الرشید ماجرا را گفتند او بهلول را حاضر كرد و پرسید چرا مسجدى را كه من مى سازم به نام خودت كرده اى؟
بهلول گفت اگر تو مسجد را براى خدا مى سازى بگذار نام من بر آن باشد خدا كه مى داند بانى مسجد كیست، او كه در پاداش دادن اشتباه نمى كند. اگر براى خداست چه نام من باشد چه نام تو این كه مهم نیست. بهلول با این كار به او فهماند كه قصد قربت ندارد بلكه قصد شهرت و نام دارد. به همین جهت قرآن اعمال كفار را به سراب تشبیه مى كند كه بنظر آب مى آید امّا واقعیتى ندارد: «وَالَّذینَ كَفَروُا اَعْمالُهُم كَسَرابٍ بِقیعَة یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً»(108)
اعمال كافران همچون سرابى است در بیابان خشك، كه انسان تشنه آنرا آب مى پندارد.
اصولاً اسلام، عملى را صالح مى داند كه هر چهار عنصر آن نیك باشد: عمل، انگیزه، وسیله و شیوه.
نه تنها در ابتداى كار قصد قربت لازم است، بلكه در طول عمل باید قصد قربت دوام داشته باشد، والاّ كلّ عمل باطل است. اگر موتور هواپیما حتى دقیقه اى از كار بیفتد سقوط حتمى است. شرك و ریا در نیّت، حتى اگر یك لحظه باشد تمام عمل را حبط و نابود مى كند.
خاطره
در یك مسافرت هوایى، همه مسافرین هواپیما را كه در آستانه حركت بود پیاده كردند و ساعت ها پرواز به تأخیر افتاد. سبب آنرا پرسیدم، گفتند: یك سوسك در هواپیما دیده شده است! گفتم: این همه تأخیر بخاطر یك سوسك! گفتند: بله زیرا چه بسا همین سوسك یك سیم را بجود و سیستم كنترل هواپیما مختلف شود و حادثه اى رخ بدهد.
چه بسا كارهاى خیرى كه باید سبب پرواز انسان به سوى خدا شود، امّا بخاطر یك مرض روحى نه فقط موجب صعود، بلكه سبب سقوط او گردد.

نیتّ به كار ارزش مى دهد

فرض كنید شخصى از روى ظلم و تجاوز یك نفر را كشت و بعداً معلوم شد كه مقتول نیز یك انسانِ جنایتكار بوده كه باید اعدام مى شده است. در اینجا با اینكه كار قاتل مفیده بوده است، امّا مردم قاتل را ستایش نمى كنند، زیرا قصد او كشتن یك انسان بى گناه بود، نه كشتن یك مفسد فى الارض.
پس مفیدبودن یك عمل كافى نیست تا آن عمل صالح باشد بلكه لازم است با انگیزه اى پاك نیز همراه باشد.
قرآن، در همه جا روى قصد قربت تكیه مى كند، چه در خمس و زكوة و انفاق هاى مالى و چه در جنگ و جهاد با دشمنان. اینكه قرآن روىِ كلمات «فى سَبیلِ اللَّهِ»(109)، «لِوَجْهِ اللّهِ»(110)، «اِبْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»(111) تكیه مى كند، نشان دهنده اهمیت قصد قربت است.
كسانى كه با ساختن مدرسه و بیمارستان و راه و خوابگاه براى مردم كارهاى مفید انجام مى دهند، اگر قصد الهى نداشته باشند به خودشان ظلم كرده اند زیرا خود از آن عمل هیچ بهره اى ندارند گرچه دیگران از آن بهره هاى فراوان مى برند.
اینكه قرآن همواره عمل صالح را در كنار ایمان مى آورد و مى فرماید: «الَّذینَ آمَنوُا وَ عَمِلوُا الصَّالِحاتِ» و یا مى فرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ اَو اُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِن»(112)، بخاطر آنست كه حُسن فعلى به تنهایى كفایت نمى كند، بلكه حُسن فاعلى نیز لازم است.
دو خاطره
بلال حبشى كه مؤذّن پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله بود در گفتنِ جمله «اَشهَد ان لااله الاّ اللّه» بجاىِ شین، سین مى گفت، زیرا زبانش گیر داشت. مردم این را عیب مى گرفتند، اما پیامبر فرمود: سینِ بلال در نزد خدا شین است.(113)
گرچه در ظاهر كارش ناقص است، اما چون قصد قربت وحُسن نیّت دارد پاداش دارد.
عبداللّه بن مكتوم، یكى از یاران مخلص پیامبر و شخصى نابینا بود. روزى این صحابى بزرگ وارد مجلسى شد كه پیامبر و عده اى مشغول گفتگو بودند. او كه افراد جلسه را نمى دید با صداى بلند مشغول صحبت شد. یكى از افراد جلسه به او عبوس كرد و ناراحت شد.
با آنكه براى شخص نابینا، عبوس كردن و لبخندزدن فرقى نمى كند زیرا او نمى بیند، امّا قرآن براى همین عبوس كردن یك سوره نازل كرد و در ده آیه پى درپى شخص عبوس كننده را كوبید.
«عَبَسَ وَ تَوَلّى اَنْ جاءَهُ الْاَعْمى وَ ما یُدْریك لَعَلَّه یَزَّكّى ...»(114)
پس ملاكِ عمل، مفید بودن یا مضر بودن نیست كه عمل را با دیگران بسنجیم و بگوییم: اگر عمل به دیگران فایده اى رساند، عمل صالح و اگر ضررى رساند عمل غیرصالح است. بلكه باید رابطه عمل را با خود شخص هم بسنجیم كه او عمل را به چه هدفى انجام داد و آیا عمل فى نفسه حتى اگر به دیگران هم فایده اى نرساند و یا ضررى نزند، چگونه است؟
آرى در مكتب انبیا، اخلاق ارزش ذاتى دارد نه عَرَضى، مانند اخلاق بشرى كه براى جذب مشترى و بالابردن تولید و جمع كردن مردم به دور خود است. در سوره عبس، انتقاد براى آن است كه چرا تو براى نابینا عبوس كردى، گرچه نابینا ترا نمى بیند، زیرا عبوس كردن بر مؤمن به خودى خود عمل زشتى است.
به هرحال قصد قربت، یعنى همه كارها را با معیار الهى انجام بده و كارى به بازتاب هاى سیاسى و اجتماعى و خوشامدِ دیگران نداشته باش.
قصد قربت، یعنى كار را براى خدا انجام بده و از نیش و نوش ها نهراس. قرآن در وصفِ مؤمنان واقعى مى فرماید: «یُجاهِدوُنَ فى سَبیلِ اللَّهِ وَ لایَخافُونَ لَوْمَةَ لائمٍ»(115) در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزش ملامت كنندگان هراسى ندارند.
قصد قربت، یعنى حق را بگو و از احدى جز او پروا نداشته باش. چنانكه قرآن مبلّغین الهى را چنین توصیف مى كند: «اَلَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ اَحَداً اِلاَّ اللَّه»(116) آنانكه پیامهاى الهى را تبلیغ مى كنند و از او خشیت دارند و از كسى جز خدا نمى ترسند.
خاطره
روزى در حرم امام رضاعلیه السلام مشغول دعا و زیارت بودم و حالى داشتم. یكى از زائران در كنارم قرار گرفت و بخاطر بحث هاى شب جمعه در تلویزیون مرا شناخت و اسكناسى را كه چند تا كرده بود به من داد و گفت: آقاى قرائتى این پول را به فقیر بدهید. گفتم: من هم مثل شما براى زیارت آمده ام و در مشهد فقیرى را نمى شناسم خودتان آنرا به فقیرى بدهید.
لحظاتى گذشت و دوباره حرف خود را تكرار كرد و من نیز همان جواب را دادم و به دعا مشغول شدم. بار سوّم حرفش را تكرار كرد، من ناراحت شدم و گفتم: شما امروز با یك بیست تومانى سه بار حواس مرا پرت كرده اى، خواهش مى كنم مزاحم نشوید و این پول را خودتان به فقیرى بدهید. او گفت: آقاى قرائتى بیست تومانى نیست، هزار تومانى است.
من كه تا آن زمان فكر مى كردم یك اسكناس بیست تومانى براى فقیر مى دهد، لحظاتى تأمل كردم و از ناراحتى ام كاسته شد. گفتم: در اینجا مؤسسه اى است براى كمك به بچه هاى یتیم، گفت: اختیار با شماست هر كجا كه صلاح دیدید مصرف كنید، او پول را داد و رفت.
من كتاب دعا را كنار گذاشتم و به فكر فرو رفتم كه اگر براى خداست، چه فرقى میان بیست تومانى و هزار تومانى است؟ فهمیدم كه این صحنه براى من آزمایشى بود تا بدانم هنوز قصد قربت در من زنده نشده است.
یكى از نشانه هاى اخلاص آنست كه انسان میان مقدار و افراد ومناطق و نوع كار وشرائط فرقى نگذارد وفقط به فكر رضاى خدا باشد، مردم بفهمند یا نفهمند، طرفدارى بكنند یا نه، درآمدى داشته باشد یا نداشته باشد.
البتّه انسان دوستى و كار را براى مردم انجام دادن از خودپرستى برتر است، ولى بدون هدفِ الهى ارزش الهى ندارد.
به قول علاّمه شهید مطهّرى، قصد قربت یك شرط ذاتى است نه قراردادى و اعتبارى، شرط تكوینى است نه تشریفاتى. اگر گفتیم شرط رسیدن به مكّه پیمودن راه مكّه است، این شرط طبیعى و ذاتى است نه قراردادى، و شرط رسیدن به مقام قرب الهى، داشتن قصد قربت است و این شرط ذاتى است.

آثار و بركات نیّت پاك

با نگاهى كوتاه و گذرا به آیات و روایات، آثار و بركات زیادى براى نیتّ پاك درمى یابیم كه بطور فشرده گوشه هایى از آنها را بیان مى كنیم:
1- كسى كه حُسن نیّت داشته باشد رزق او فراوان مى شود.(117) شاید مراد حدیث آن باشد كه بخاطر حُسن نیّت، رفتار و برخورد او با مردم به نحو مطلوب مى شود و قهراً افراد بیشترى جذب شغل و كار او مى شوند و درآمد بیشترى بدست مى آورد.
2- حُسن نیّت، توفیقات انسان را زیاد مى كند، زندگى طیّب و دلچسب مى شود و دوستان زیادى را براى انسان مى آورد.(118)
الطاف الهى به قدر حُسن نیّت افراد است و هرچه نیت بهتر و خالص تر باشد لطف خداوند نیز بیشتر مى گردد.
3- به انسان طول عمر مى دهد.
در روایات آمده: كسى كه حج را تمام كرد، اگر در موقع بازگشت به وطن نیّت كند و تصمیم بگیرد براى سال بعد هم به حج بیاید، خداوند بخاطر همین آرزوى خوب، به او طول عمر مى دهد.(119)
4- حسن نیّت، گذشته انسان را جبران مى كند. على علیه السلام مى فرماید: اگر گنهكار با حسن نیت توبه كند خداوند آنچه را به عنوان كیفر از او گرفته به او پس مى دهد و هرگونه مشكلى در كارش باشد اصلاح مى كند.(120)
5 - خداوند به نیّتِ كار خیر، پاداش آن كار خیر را مى دهد گرچه انسان موفق به انجام آن كار نشود. با نیّتِ صادق، كارهاى نشده براى انسان به حساب مى آید، چنانكه در روایت آمده: اگر انسان مؤمنى بگوید: اگر خداوند به من امكانات مى داد چنین و چنان مى كردم. و این آرزو صادقانه باشد، خداوند پاداش آن كارهاى خیر را به او مرحمت مى فرماید.(121) حتى اگر صادقانه آرزوى شهادت كند و از خداوند شهادت بخواهد، خداوند او را به درجات شهدا مى رساند گرچه در رختخواب از دنیا برود.(122)
از لطف خدا همین بس كه براى تصمیم به كار خیر پاداش مى دهد، امّا براى نیّتِ گناه تا وقتى گناهى انجام نشود كیفر نمى كند.(123)
6- نیّت پاك مى تواند مادّى ترین امور زندگى را عامل قرب انسان قرار دهد، چنانكه معنوى ترین حالات مانند سجده و گریه اگر از روى ریا باشد وسیله دورى انسان از خدا مى گردد.
در روایات مى خوانیم: همانگونه كه جسم با روح پایدار است دین با نیت صادق استوار است.(124) دل پاك و حُسن نیت از بهترین ذخائر و گنجینه هاى الهى است و هرچه نیت بهتر باشد ارزش این گنج بیشتر خواهد بود(125) و اصولاً نیّت و تصمیم و اراده جدّى، توان بدنى انسان را چندبرابر مى كند.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: خداوند در قیامت مردم را بر اساس نیّاتى كه دارند محشور مى كند.(126) كسى كه هدفش انجام وظیفه باشد براى او نوع كار و رسیدن به نتیجه مهم نیست. چنانكه قرآن مى فرماید:
«وَ مَنْ یُقاتِلْ فى سَبیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ اَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتیهِ اَجْراً عَظیماً»(127)
كسى كه در راه خدا بجنگد، چه كشته شود و چه پیروز شود ما پاداش بزرگى به او خواهیم داد.
آنچه مهم است جهاد در راه خداست اما اینكه نتیجه اش شكست باشد یا پیروزى، در پاداشِ الهى تأثیرى ندارد. قرآن در جاى دیگرى مى فرماید:
«وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً اِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْت فَقَدْ وَقَعَ اَجْرُه عَلَى اللَّهِ»(128)
كسى كه براى هجرت بسوى خدا و پیامبر، از خانه اش خارج شود و سپس مرگ او را دریابد پاداشش با خداست.
از این آیه نیز بخوبى فهمیده مى شود كه اگر انسان بخاطر خدا از خانه خارج شود، گرچه به مقصد هم نرسد پاداش دارد. مهم نیّتِ عمل است نه خود عمل، مهم قدم گذاردن در راه است نه رسیدن به مقصد.
رسول خداصلى الله علیه وآله به ابى ذر فرمود: تصمیم بر كار خیر داشته باش گرچه توفیق عمل پیدا نكنى، زیرا این تصمیم تو را از جرگه غافلین بیرون مى آورد.(129)
در حدیثى دیگر مى خوانیم: هر كارى كه همراه با نیت الهى باشد بزرگ است، گرچه آن كار ساده و كوچك باشد.(130) چنانكه مهم ترین كارها، اگر با نیت صحیح نباشد ارزشى ندارد. پیامبرصلى الله علیه وآله مى فرماید: بیشتر شهداى امّت من در رختخواب از دنیا مى روند و چه بسیارند كسانى كه در جبهه كشته مى شوند اما خدا بر نیتّ آنان آگاه است.(131)
پیامبر گرامى اسلام در جنگ تبوك فرمود: همانا كسانى كه در مدینه هستند اما آرزوى جبهه و شركت با ما را دارند بخاطر همان نیّت در اجر ما شریكند.(132)
چنانكه در روایتى دیگر مى خوانیم: كسى كه با فكر بیدارشدن براى نماز شب به رختخواب مى رود، اگر هم در خواب بماند خداوند خوابش را صدقه و نفس كشیدنش را تسبیح قرار مى دهد و پاداشِ نماز شب را برایش ثبت مى فرماید.(133)
بى جهت نیست كه به ما سفارش شده حتى در خوردن و خوابیدن هم هدف مقدّسى داشته باشید.(134) و اگر شخصى را بخاطر خداوند دوست بدارید و خیال كنید كه او انسان خوبى است، گرچه او دوزخى باشد اما شما مأجور هستید.(135)