تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

جامعیّت نماز

خداوند، هم در آفرینشِ تكوینى و هم در دستورات تشریعى عالى ترین و كامل ترین برنامه ها را بكار برده است. مثلاً در آفرینش شیر مادر تمام ویتامین هایى را كه نوزاد نیاز دارد در شیر مادر جمع كرده است.
اگر به آفرینشِ انسان نگاه كنیم مى بینیم آنچه در طبیعت وجود دارد در وجود انسان نیز قرار داده شده است.
اگر در طبیعت صداى رعد است، در انسان فریاد است.
اگر در طبیعت گیاه و نبات است، در انسان رویش مو است.
اگر در طبیعت رودخانه است، در انسان رگهاى ریز و درشت است.
اگر در طبیعت آب شور و شیرین است، در انسان اشك شور و آب دهان شیرین است.
اگر در طبیعت معادن بسیار است، در انسان استعدادهاى نهفته فراوان است.
شعرى است كه به حضرت على علیه السلام نسبت مى دهند كه فرمود:
أتزعم انّك جِرم صغیر و فیك انطوى العالم الاكبر
اى انسان! تو گمان مى كنى جُثّه كوچكى هستى، درحالى كه جهانى بزرگ در تو نهاده شده است.
نماز نیز یك هنرنمائىِ الهى است كه خداوند تمام ارزشها را به نحوى در آن قرار داده است. چه كمالى است كه براى انسان ارزش باشد اما در نماز یافت نشود؟
یاد خدا، یك ارزش و تنها وسیله آرام بخش دلهاست و نماز یاد خداست. «اللّه اكبر»
یاد قیامت یك ارزش و بازدارنده از گناه و فساد است و نماز یادآور «یوم الدین» است.
در خطّ انبیا و شهدا و صالحان بودن یك ارزش است و ما در نماز از خدا مى خواهیم در «صراط الذین انعمت علیهم» قرار بگیریم.
انزجار و برائتِ خود را از ستم پیشه گان و گمراهان با جمله «غیر المغضوب علیهم ولاالضّالین» اعلام مى داریم.
عدالت كه در رأس همه ارزشهاست در امام جماعت نماز لازم شمرده شده است.
پیروى از امام جماعت در نماز، یك اصلِ با ارزش اجتماعى است كه بجاى خودسرى و تك روى تابع رهبرى عادل باشیم.
در انتخاب امام جماعت همواره توجه به ارزشهاست: عادل ترین، فقیه ترین، فصیح ترین،...
ایستادن رو به قبله یادآور ارزشهاى بسیارى است، مكّه شكنجه گاه بلال، قربانگاه اسماعیل، زادگاه على بن ابیطالب، پایگاه قیام مهدى، آزمایشگاه ابراهیم و عبادتگاه تمام انبیا و اولیاست.
در نماز هرچه هست تحرّك است، در هر صبح و شام، در ركوع و سجود و قیام، حركت در رفتن به مسجد و مصلّى، پس ساكن و ساكت و گوشه گیر نباش، بلكه همواره در تلاش و حركت باش، البتّه در جهت خداوند و بسوى او.
در نماز روح و جان انسان غبارروبى مى شود، نماز، غبار غرور و تكبر را مى ریزد، چون هر شبانه روز دهها بار بلندترین نقطه بدن را به خاك مى مالد. و سجده بر خاك بهتر از سنگ است كه تذلّل در به خاك مالیدن است.
بر زمین و آنچه از زمین روئیده مى شود سجده كن، بشرط آنكه خوردنى نباشد تا به فكر شكم نیفتى!
بر زمینِ پاك سجده كن كه از راه نا پاك نمى توان به پاكى و سرچشمه پاكى ها رسید.
گریه از خوف خدا یك ارزش است و قرآن سجده همراه با گریه را ستایش كرده است: «سُجِّداً وَ بُكِیّاً»(81)
نماز یك خط الهى است كه از هنگام تولد تا لحظه مرگ براى ما ترسیم شده است:
نوزاد كه بدنیا آمد در گوش راست و چپ او اذان و اقامه بگو كه سفارش به نماز مى كند، «حىّ على الصلوة» و بهنگام مرگ نیز او را با خواندن نماز میّت دفن كن. در طول زندگى نیز همواره در حال عبادت و پرستشِ خدا باش. «واعبُد رَبّك حتّى یَأتِیكَ الیَقِین»(82)
نماز پیوند انسان با طبیعت است. براى شناخت وقت نمازها خصوصاً صبح و ظهر باید به خورشید نظر كنى. براى بدست آوردن قبله به ستارگان توجه كنى، براى انجام نمازهاى مستحبى در ایام مباركه به حركات ماه دقت كنى. براى غسل و وضو به آب وبراى سجده وتیمم به خاك رو آورى.
این ارتباط میان نماز با خورشید و ماه و ستاره و آب و خاك بدست كدام طرّاح حكیم برنامه ریزى شده است؟
دیگر واجباتِ دین نیز به نوعى در نماز حضور دارند. نمازگزار همچون روزه دار حق خوردن و آشامیدن و رفع شهوت ندارد. نمازگزار همچون كسى كه به حج مى رود كعبه قبله و محور كارهاى اوست. نمازگزار همچون كسى است كه به جهاد مى رود، لكن به جهاد اكبر كه جهاد با نفس است. نماز خود بالاترین امر به معروف و نهى از منكر است.
هجرت از مهم ترین ارزشهاى دینِ ماست و حضرت ابراهیم بخاطر نماز هجرت كرد و همسر و فرزند خود را در كنار كعبه گذارد و فرمود: «رَبَّنا اِنّى اَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِیَّتى بِوادٍ غَیْر ذى زَرْعٍ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلوة»(83) پروردگارا! من فرزندانم را در بیابانى خشك ساكن كردم تا نماز اقامه شود.
جالب آنكه حضرت ابراهیم نمى گوید: براى برپاداشتن حجّ هجرت كردم، بلكه مى گوید: هدفم از هجرت اقامه نماز بود.
به هر حال خداوند تمام ارزشها را در نماز و با نماز و براى نماز قرار داده است.
اگر زینت و نظافت یك ارزش است، اسلام سفارش مى كند كه: «خُذُوا زینَتَكُم عِنْدَ كُلِّ مُسْجِد»(84) به هنگام شركت در مساجد خود را زینت كنید و زینت هاى خود را برگیرید. با لباس پاكیزه و معطّر وارد مسجد شوید.
چنانكه سفارش شده زنان به هنگام نماز، زیورهاى خود را همراه داشته باشند و با آنها خود را زینت كنند.(85)
حتّى به مسأله مسواك توجه شده و در روایات مى خوانیم: نماز با مسواك، هفتاد برابر نماز بدون مسواك است.(86) و فرموده اند قبل از رفتن به مسجد سیر و پیاز نخورید(87) كه بوى دهان شما دیگران را اذیّت نكند و مردم را از مسجد فرارى ندهد.
به هرحال این نمازِ اسلام است و این نمازِ ما. نمازى كه یا نمى خوانیم، یا غلط مى خوانیم، یا بى توجه مى خوانیم و یا بدون جماعت و یا در آخر وقت!!
مساجد كه زمانى ابراهیم و اسماعیل و زكریا خادمش بودند(88) و مادر مریم نذر مى كند فرزندش خادم مسجد باشد،(89) مى رسد به جائى كه خادمانش غالباً افرادى از كار افتاده و پیر و مریض و فقیر و بى سواد و گاه بداخلاق هستند! راستى چرا غبارروبى حرم امام رضاعلیه السلام افتخار است، اما غبارروبى خانه خدا هیچ!
چرا باید مساجد ما به گونه اى باشد كه هركس وارد مى شود غم و اندوه و كسالت او را بگیرد؟ مگر مسجد عزاخانه است و یا مجلس فاتحه خوانى كه همواره پارچه سیاه بر در مسجد آویزان باشد؟
البتّه بحمداللّه در چند سال اخیر حركتى در مساجد پیدا شده و بسیارى از آنها مجهز به كتابخانه و صندوقِ قرض الحسنه و دیگر امور خدماتى شده اند.
چه زیباست حدیثى كه مى فرماید: روز قیامت سه چیز از مردم شكایت مى كند: عالمى كه مردم به او مراجعه نكنند، قرآنى كه در منزل باشد اما تلاوت نشود و مسجدى كه مورد بى اعتنایى مردم واقع شود.(90)
سخن در باب مسجد بسیار است و اخیراً كتابى تحت عنوان سیماى مسجد در دو جلد تألیف شده است كه جایگاه مسجد را در جامعه اسلامى روشن مى كند. اما در یك كلام مسجد در صدر اسلام محل اجتماع مسلمین براى تصمیم گیرى ها و مشورت ها، براى كسب علم و دانشها، پایگاه رزمندگان و جهادگران، محل رسیدگى به مشكلاتِ فقراء و بیماران، مركز قیام علیه حكومت هاى ظالم و ایراد خطابه هاى تند علیه آنان بوده است.
همین جایگاهِ رفیع مسجد بوده است كه در طول تاریخ، مسلمین بهترین معمارى ها را در ساخت مساجد خود بكار برده و براى اداره مساجد اموال بسیارى را وقف مى كرده اند، تا مساجد همواره آباد و سرپا باشند.

نیّت

اولین ركن نماز نیّت است.
نیّت، یعنى آنكه بدانیم چه مى كنیم و چه مى گوییم و براى كه و چه حركت مى نمائیم.
ارزشِ هر كارى به نیّت و انگیزه آنست، نه فقط صِرف عمل. لذا حساب كسى كه بخاطر حفظ نظم و احترام به قانون، پشت چراغ قرمز مى ایستد از حساب كسى كه از ترس پلیس یا جریمه مى ایستد جداست. در همه عبادات و خصوصاً نماز، نیّت جایگاه ویژه اى دارد و اصولاً چیزى كه یك كار را عبادت مى كند، نیّتِ الهى آن كار است كه اگر آن نیّت نباشد، هرچه هم ظاهر كار خوب و صحیح باشد، امّا ارزش عبادت ندارد. پیامبر گرامى اسلام در این باره مى فرمایند:
«اِنَّمَا الْاَعْمالُ بِالنّیَّات»(91)
كارها به واسطه انگیزه ها ارزش پیدا مى كند وبا آنها سنجیده مى شود.
آرى، فرق مادى یا معنوى بودن یك كار، در تفاوت نیّت ها و هدف هاست.

نیّت خالص

نیّت خالص آن است كه انسان فقط براى خدا كار كند و در عمق جانش هدفى جز او و رضاى او نداشته و از مردم انتظار تشكر یا پاداش نداشته باشد.(92)
نانى كه اهل بیت رسول خداعلیهم السلام در چند شب پى درپى هنگام افطار به یتیم و اسیر و فقیر دادند، ارزش مادّىِ زیادى نداشت، اما چون خالصانه بود خداوند بخاطر آن یك سوره نازل كرد.(93)
و عطّار نیشابورى در مورد آن مى گوید:
گذشته زین جهان وصف سنانش گذشته زآن جهان وصف سِه نانش
در تاریخ مى خوانیم كه كسى در جبهه كشته شد و همه گفتند: او شهید است، اما حضرت فرمودند: او «قَتیل الحِمار» است، یعنى كشته راه الاغ! مردم تعجّب كردند، اما حضرت فرمود: هدف او از آمدن به جبهه، خدا نبود، بلكه چون دید دشمن سوار بر الاغ خوبى است، با خود گفت: او را مى كشم و الاغش را به غنیمت مى برم، اما موفق نشد و آن كافر این مسلمان را كشت، پس او «قَتیل الحِمار» است.(94)
خالص كردن نیت، كارى بس دقیق و مشكل است. گاهى افكار غیرخدائى چنان در عمق جان انسان رسوخ مى كند كه خود انسان هم متوجّه نیست، و لذا در روایت آمده است: ریا و شرك از حركت مورچه سیاه در شب تاریك بر سنگ سیاه، آرام تر و دقیق تر است.(95) چه بسیار افرادى كه به خیال خود قصد قربت دارند، اما هنگام فراز و نشیب ها معلوم مى شود كه قصد آنها صددرصد خالص نیست.
به قول علاّمه شهید مطهرى، نیّت یعنى خودآگاهى، و ارزش عبادت به معرفت و آگاهى است. در روایات مى خوانیم:
«نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ»(96)
نیّت مؤمن از عمل او بهتر است.
همانگونه كه در مقایسه جسم و روح، روح مهم تر از جسم است و انسانیتِ انسان به روح اوست، در مقایسه عمل و نیّت، نیّت مهم تر از خود عمل است، چرا كه روحِ عمل است.
نیّت به قدرى ارزش دارد كه اگر انسان نتواند كار خیرى را انجام دهد، امّا نیّت آنرا داشته باشد كه انجام دهد، خداوند پاداش آنرا به او مى دهد.