تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

نمازهاى مشكل گشا

اسلام سفارش مى كند هرگاه حاجت یا مشكلى داشتید، با خواندن نمازهایى مخصوص حلّ مشكل خود را از خدا بخواهید، كه مناسب است در اینجا یك نمونه از آن نمازها را بیاوریم.
نماز جعفر طیّار
جعفر طیّار برادر حضرت على علیه السلام است كه در هجرت به حبشه توانست با استدلال و رفتار مناسب خود دل نجاشى و عدّه كثیرى را به اسلام جذب كند و مؤسّسِ اسلام در قارّه آفریقا شود. او در جنگ موته دو دستش را در راه خدا داد و خداوند بجاى آن دو بال در بهشت به او داد و لذا به جعفر طیّار مشهور شد. هنگامى كه جعفر از حبشه بازگشت، پیامبرصلى الله علیه وآله به او فرمود: آیا مى خواهى هدیه با ارزشى به تو عطا كنم؟ مردم گمان كردند كه حضرت مى خواهد طلا یا نقره اى به او بدهد و لذا هجوم آوردند تا هدیه پیامبر را ببینند. اما پیامبر فرمود: نمازى به تو هدیه مى كنم كه اگر هر روز آنرا انجام دهى، از دنیا و آنچه در دنیاست براى تو بهتر باشد و اگر هر روز یا هر جمعه یا هر ماه یا هر سال بجاى آورى، خداوند گناهان بین دو نمازت را (گرچه یكسال باشد) بیامرزد.
این نماز به سندهاى معتبر از شیعه و سنّى نقل شده است و نام اِكسیر اعظم و كبریت احمر به خود گرفته است.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: هرگاه مشكل یا حاجتى داشتید پس از خواندن نماز جعفر دعا كنید كه انشاءاللّه مستجاب مى شود. نحوه این نماز در اوایل مفاتیح در اعمال روز جمعه پس از ذكر نمازهاى امامان معصوم آمده است.
البتّه این نماز یكى از دهها نماز مستحبى است كه براى رفع مشكلات وارد شده است. اخیراً كتابى تحت عنوان نمازهاى مستحبى تألیف شده كه حدود سیصدوپنجاه نماز مستحبى را با اسم و رسم آورده است و این خود از اهمیت نماز است كه اینهمه تنوّع دارد و بهر مناسبتى نمازى وارد شده است.

قداست نماز

قداستِ نماز به قدرى است كه زمانِ اجراى بعضى مراسم مانند قَسم و اداى شهادت، بعد از نماز قرار داده شده است.
قرآن در سوره مائده آیه 106 مى فرماید: هرگاه كسى در سفر دچار بیمارى شد و در آستانه مرگ قرار گرفت، دو نفر مسلمان و یا غیر مسلمان را بر وصیّتِ خود گواه گیرد، لكن مراسم اداى شهادت باید پس از نماز باشد، یعنى آن دو نفر پس از اداى نماز حاضر شده و با قسم خوردن شهادت دهند كه فلان مسلمان در مسافرت چه وصیت كرده است.
امروزه مرسوم است كه مراسمِ قسم را در حضور قرآن و با دست گذاردن بر قرآن انجام مى دهند، امّا خود قرآن در این مورد مى فرماید: مراسم قسم پس از انجام نماز باشد!

جامعیّت نماز

خداوند، هم در آفرینشِ تكوینى و هم در دستورات تشریعى عالى ترین و كامل ترین برنامه ها را بكار برده است. مثلاً در آفرینش شیر مادر تمام ویتامین هایى را كه نوزاد نیاز دارد در شیر مادر جمع كرده است.
اگر به آفرینشِ انسان نگاه كنیم مى بینیم آنچه در طبیعت وجود دارد در وجود انسان نیز قرار داده شده است.
اگر در طبیعت صداى رعد است، در انسان فریاد است.
اگر در طبیعت گیاه و نبات است، در انسان رویش مو است.
اگر در طبیعت رودخانه است، در انسان رگهاى ریز و درشت است.
اگر در طبیعت آب شور و شیرین است، در انسان اشك شور و آب دهان شیرین است.
اگر در طبیعت معادن بسیار است، در انسان استعدادهاى نهفته فراوان است.
شعرى است كه به حضرت على علیه السلام نسبت مى دهند كه فرمود:
أتزعم انّك جِرم صغیر و فیك انطوى العالم الاكبر
اى انسان! تو گمان مى كنى جُثّه كوچكى هستى، درحالى كه جهانى بزرگ در تو نهاده شده است.
نماز نیز یك هنرنمائىِ الهى است كه خداوند تمام ارزشها را به نحوى در آن قرار داده است. چه كمالى است كه براى انسان ارزش باشد اما در نماز یافت نشود؟
یاد خدا، یك ارزش و تنها وسیله آرام بخش دلهاست و نماز یاد خداست. «اللّه اكبر»
یاد قیامت یك ارزش و بازدارنده از گناه و فساد است و نماز یادآور «یوم الدین» است.
در خطّ انبیا و شهدا و صالحان بودن یك ارزش است و ما در نماز از خدا مى خواهیم در «صراط الذین انعمت علیهم» قرار بگیریم.
انزجار و برائتِ خود را از ستم پیشه گان و گمراهان با جمله «غیر المغضوب علیهم ولاالضّالین» اعلام مى داریم.
عدالت كه در رأس همه ارزشهاست در امام جماعت نماز لازم شمرده شده است.
پیروى از امام جماعت در نماز، یك اصلِ با ارزش اجتماعى است كه بجاى خودسرى و تك روى تابع رهبرى عادل باشیم.
در انتخاب امام جماعت همواره توجه به ارزشهاست: عادل ترین، فقیه ترین، فصیح ترین،...
ایستادن رو به قبله یادآور ارزشهاى بسیارى است، مكّه شكنجه گاه بلال، قربانگاه اسماعیل، زادگاه على بن ابیطالب، پایگاه قیام مهدى، آزمایشگاه ابراهیم و عبادتگاه تمام انبیا و اولیاست.
در نماز هرچه هست تحرّك است، در هر صبح و شام، در ركوع و سجود و قیام، حركت در رفتن به مسجد و مصلّى، پس ساكن و ساكت و گوشه گیر نباش، بلكه همواره در تلاش و حركت باش، البتّه در جهت خداوند و بسوى او.
در نماز روح و جان انسان غبارروبى مى شود، نماز، غبار غرور و تكبر را مى ریزد، چون هر شبانه روز دهها بار بلندترین نقطه بدن را به خاك مى مالد. و سجده بر خاك بهتر از سنگ است كه تذلّل در به خاك مالیدن است.
بر زمین و آنچه از زمین روئیده مى شود سجده كن، بشرط آنكه خوردنى نباشد تا به فكر شكم نیفتى!
بر زمینِ پاك سجده كن كه از راه نا پاك نمى توان به پاكى و سرچشمه پاكى ها رسید.
گریه از خوف خدا یك ارزش است و قرآن سجده همراه با گریه را ستایش كرده است: «سُجِّداً وَ بُكِیّاً»(81)
نماز یك خط الهى است كه از هنگام تولد تا لحظه مرگ براى ما ترسیم شده است:
نوزاد كه بدنیا آمد در گوش راست و چپ او اذان و اقامه بگو كه سفارش به نماز مى كند، «حىّ على الصلوة» و بهنگام مرگ نیز او را با خواندن نماز میّت دفن كن. در طول زندگى نیز همواره در حال عبادت و پرستشِ خدا باش. «واعبُد رَبّك حتّى یَأتِیكَ الیَقِین»(82)
نماز پیوند انسان با طبیعت است. براى شناخت وقت نمازها خصوصاً صبح و ظهر باید به خورشید نظر كنى. براى بدست آوردن قبله به ستارگان توجه كنى، براى انجام نمازهاى مستحبى در ایام مباركه به حركات ماه دقت كنى. براى غسل و وضو به آب وبراى سجده وتیمم به خاك رو آورى.
این ارتباط میان نماز با خورشید و ماه و ستاره و آب و خاك بدست كدام طرّاح حكیم برنامه ریزى شده است؟
دیگر واجباتِ دین نیز به نوعى در نماز حضور دارند. نمازگزار همچون روزه دار حق خوردن و آشامیدن و رفع شهوت ندارد. نمازگزار همچون كسى كه به حج مى رود كعبه قبله و محور كارهاى اوست. نمازگزار همچون كسى است كه به جهاد مى رود، لكن به جهاد اكبر كه جهاد با نفس است. نماز خود بالاترین امر به معروف و نهى از منكر است.
هجرت از مهم ترین ارزشهاى دینِ ماست و حضرت ابراهیم بخاطر نماز هجرت كرد و همسر و فرزند خود را در كنار كعبه گذارد و فرمود: «رَبَّنا اِنّى اَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِیَّتى بِوادٍ غَیْر ذى زَرْعٍ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلوة»(83) پروردگارا! من فرزندانم را در بیابانى خشك ساكن كردم تا نماز اقامه شود.
جالب آنكه حضرت ابراهیم نمى گوید: براى برپاداشتن حجّ هجرت كردم، بلكه مى گوید: هدفم از هجرت اقامه نماز بود.
به هر حال خداوند تمام ارزشها را در نماز و با نماز و براى نماز قرار داده است.
اگر زینت و نظافت یك ارزش است، اسلام سفارش مى كند كه: «خُذُوا زینَتَكُم عِنْدَ كُلِّ مُسْجِد»(84) به هنگام شركت در مساجد خود را زینت كنید و زینت هاى خود را برگیرید. با لباس پاكیزه و معطّر وارد مسجد شوید.
چنانكه سفارش شده زنان به هنگام نماز، زیورهاى خود را همراه داشته باشند و با آنها خود را زینت كنند.(85)
حتّى به مسأله مسواك توجه شده و در روایات مى خوانیم: نماز با مسواك، هفتاد برابر نماز بدون مسواك است.(86) و فرموده اند قبل از رفتن به مسجد سیر و پیاز نخورید(87) كه بوى دهان شما دیگران را اذیّت نكند و مردم را از مسجد فرارى ندهد.
به هرحال این نمازِ اسلام است و این نمازِ ما. نمازى كه یا نمى خوانیم، یا غلط مى خوانیم، یا بى توجه مى خوانیم و یا بدون جماعت و یا در آخر وقت!!
مساجد كه زمانى ابراهیم و اسماعیل و زكریا خادمش بودند(88) و مادر مریم نذر مى كند فرزندش خادم مسجد باشد،(89) مى رسد به جائى كه خادمانش غالباً افرادى از كار افتاده و پیر و مریض و فقیر و بى سواد و گاه بداخلاق هستند! راستى چرا غبارروبى حرم امام رضاعلیه السلام افتخار است، اما غبارروبى خانه خدا هیچ!
چرا باید مساجد ما به گونه اى باشد كه هركس وارد مى شود غم و اندوه و كسالت او را بگیرد؟ مگر مسجد عزاخانه است و یا مجلس فاتحه خوانى كه همواره پارچه سیاه بر در مسجد آویزان باشد؟
البتّه بحمداللّه در چند سال اخیر حركتى در مساجد پیدا شده و بسیارى از آنها مجهز به كتابخانه و صندوقِ قرض الحسنه و دیگر امور خدماتى شده اند.
چه زیباست حدیثى كه مى فرماید: روز قیامت سه چیز از مردم شكایت مى كند: عالمى كه مردم به او مراجعه نكنند، قرآنى كه در منزل باشد اما تلاوت نشود و مسجدى كه مورد بى اعتنایى مردم واقع شود.(90)
سخن در باب مسجد بسیار است و اخیراً كتابى تحت عنوان سیماى مسجد در دو جلد تألیف شده است كه جایگاه مسجد را در جامعه اسلامى روشن مى كند. اما در یك كلام مسجد در صدر اسلام محل اجتماع مسلمین براى تصمیم گیرى ها و مشورت ها، براى كسب علم و دانشها، پایگاه رزمندگان و جهادگران، محل رسیدگى به مشكلاتِ فقراء و بیماران، مركز قیام علیه حكومت هاى ظالم و ایراد خطابه هاى تند علیه آنان بوده است.
همین جایگاهِ رفیع مسجد بوده است كه در طول تاریخ، مسلمین بهترین معمارى ها را در ساخت مساجد خود بكار برده و براى اداره مساجد اموال بسیارى را وقف مى كرده اند، تا مساجد همواره آباد و سرپا باشند.