تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

نماز و رهبرى

اگر نماز توسط رهبران الهى اقامه شود بساط ظلم و طاغوت را برهم مى زند. نماز عید امام رضاعلیه السلام آنچنان با هیبت و عظمت آغاز شد كه حكومت ظالم بر خود لرزید و فهمید كه اگر این نماز به پایان برسد حكومتِ بنى عبّاس نیز به پایان خواهد رسید. لذا مأمون دستور داد كه امام را از وسط راه بازگرداندند.
دلیل آنكه نمازهاى امروز مسلمین اثرى ندارد آنست كه به قسمتى از قرآن عمل شد و قسمتى فراموش شد. زیرا قرآن مى فرماید:
««وَاَقیمُواالصَّلوةَ وآتُوا الزَّكاةَ وَ اَطیعُوا الرّسُولَ»(67)
نماز به پاى دارید و زكات دهید و از رسول خدا اطاعت كنید.
امّا امروز بعضى نماز مى خوانند و زكات نمى دهند و بعضى اهل نماز و زكات هستند، ولى ولایت كفار را پذیرفته اند. به عبارت دیگر ایمان به خدا دارند، اما كفر به طاغوت ندارند و این ایمان ناقص است. در حالى كه خداوند مى فرماید: «فَمَنْ یَكْفُر بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْاسْتَمْسَك بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى »(68) هركس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ایمان آورد به ریسمان محكم الهى چنگ زده است.
یعنى هم كفر به طاغوت و هم ایمان به خدا لازم است، در حالى كه امروزه مسلمین برائت از كفر و طاغوت ها را فراموش كرده اند. لذا قرآن در مورد كسانى كه به طاغوت مراجعه مى كنند مى فرماید: آنها خیال مى كنند كه مؤمن هستند: «اَلَمْ تَرَ اِلىَ الَّذینَ یَزْعُمُونَ اَنَّهُم آمَنُوا»(69)

درجات عبادت

اگر از كودك سؤال كنیم پدر و مادرت را براى چه دوست دارى؟ مى گوید: بخاطر خرید شیرینى و لباس و كفش! امّا اگر از یك جوان سؤال كنید چرا آنها را دوست دارى، مى گوید: والدین نشانه هویت و شخصیت من و مربّى و دلسوز من هستند.
اگر رشد فرزند بیشتر شود، اُنس با والدین براى او لذّت بخش تر است و دیگر به فكر كفش و كلاه نیست و چه بسا فرزندانى كه خدمت به والدین را وسیله قرب و كمال خودشان مى دانند و بالاتر از مادیات فكر مى كنند.
پرستش و عبادت خدا نیز اینچنین است و هركس به دلیلى خدا را عبادت مى كند. عبادت مراحلى دارد:
گام اوّل: گروهى خدا را بخاطر نعمتهایش عبادت مى كنند تا شكر او را بجاى آورند. چنانكه قرآن نیز خطاب به عمومِ مردم مى فرماید:
«فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْت الَّذى اَطْعَمَهُم مِنْ جوُعٍ وَ آمَنَهُم مِنْ خَوْفٍ»(70)
پس پروردگار این خانه را پرستش كنند كه آنان را از گرسنگى و ناامنى نجات داد.
گام اوّل عبادت كه ما نامش را عبادتِ شكر مى گذاریم، درست مانند علاقه كودكى است كه والدینش را بخاطر خرید كیف و كفش و شیرینى دوست دارد!
گام دوّم: در این مرحله، انسان به خاطر آثار و بركاتِ عبادت، خدا را پرستش مى كند و توجه به آثار روحى و معنوىِ نماز دارد چنانكه قرآن مى فرماید: «اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنكَر»(71) همانا نماز انسان را از بدى ها و منكرات بازمى دارد.
این مرحله از عبادت را كه ما عبادتِ رشد مى نامیم، به مانند علاقه جوانى است كه پدر و مادر را بخاطر آنكه معلّم و مربّى او بوده اند و او را از انحرافات و خطرات حفظ كرده اند احترام مى كند.
گام سوم: كه بالاتر از مراحل قبلى است آنجاست كه خداوند به حضرت موسى مى فرماید:
«اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى »(72) نماز را بخاطر یاد من بجاى آر
حضرت موسى كه نماز را بخاطر آب و غذا نمى خواند، بخاطر دورى از فحشاء و منكرات هم نمى خواند، زیرا او اصولاً از شكم پرستى و منكرات دور است. او پیامبر اولوالعزم است و نماز را بخاطر اُنس با خدا و یاد خدا بجاى مى آورد. براى اولیاى خدا اُنس با او بهترین دلیل براى عبادت است.
آرى این كودكانند كه در بالاى مجلس نزد بزرگان مى نشینند تا بهتر پذیرایى شوند! اما افرادى هستند كه كنار بزرگان نشستن را بخاطر استفاده هاى معنوى انتخاب مى كنند و كارى به پذیرایى ندارند، براى آنها همین اُنس با دانشمند یك ارزش است.
گام چهارم: این مرحله كه بالاترین و برترین مراحل عبادت است، عبادت براى شكر و رشد و اُنس نیست، بلكه براى قرب است، قرب به خدا.
در قرآن چهار آیه داریم كه هركس آنها را بخواند واجب است سجده كند. در یكى از آنها همین مسأله قرب بواسطه عبادت مطرح شده است. آنجا كه مى فرماید:
«وَاسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»(73) سجده كن و به او قرب پیدا كن.
بهر حال عبادت درجات و مراحلى دارد كه بر اساس درجاتِ معرفت و ایمان افراد فرق مى كند.

سیماى عبادت

* عبادت و بندگى، رسول خدا را به معراج بُرد: «سُبْحانَ الَّذى اَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ اِلىَ الْمَسجِدِ الْاَقصى »(74)
منزّه است كسى كه بنده اش را شبانه از مسجدالحرام به مسجدالاقصى سیر داد.
* عبادت زمینه نزولِ فرشتگان را فراهم مى كند: «نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا»(75) وحى (را بواسطه فرشتگان) بر بنده مان نازل كردیم.
* عبادت، دعاى انسان را مستجاب مى كند، زیرا نماز پیمان خداست(76) و هركس به پیمان خدا وفا كند خداوند هم به پیمان او وفادار است: «اَوْفُوا بِعَْهدى اوُفِ بِعَهْدِكُم»(77)
* انسان بى عبادت، از سنگ و جماد پست تر است، زیرا قرآن مى فرماید: «وَ اِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ»(78) بعضى از سنگها از خشیت الهى به زمین سقوط مى كنند، اما بعضى انسان ها در برابر سرچشمه و خالق هستى گردن خم نمى كنند.
* عبادت نشانه اراده و شخصیت انسان است. انسانى كه در میان غرائز و تمایلات قرار دارد، اگر دل بكند و بسوى خدا برود ارزش دارد وگرنه فرشتگانى كه شهوت و غضب ندارند، دائماً در حال عبادت اند.
* عبادت، گمنام ترین انسانِ زمینى را مشهورترین فرد آسمان مى كند.
* عبادت، جزیره كوچك انسان را به سرچشمه هستى وصل مى كند.
* عبادت، یعنى نگاهى از بالا به تمام هستى.
* عبادت، یعنى شكوفاكردن استعدادهاى عرفانى و معنوىِ نهفته در وجود انسان.
* عبادت، ارزشى است كه انسان با اراده واختیار خود بدست مى آورد بر خلافِ ارزشهاىِ خانوادگى یا استعدادهاىِ درونى كه اختیارى و اكتسابى نیستند.
* عبادت، تجدید عهد وپیمان با خدا و تازه نگهداشتنِ حیات معنوى است.
* عبادت، مانع گناه و برطرف كننده آثار آنست. ذكر و یاد خداست كه جلوى گناه را مى گیرد نه علم به گناه بودن.
* عبادت، پركردنِ ظرفِ روح است با یاد خدا، كه اگر با غیر او پُر شود ظلم به گوهر انسانیّت است.
* عبادت، به زمینِ خاكى چنان ارزشى مى دهد كه ورود به آن زمین بدون طهارت ممكن نباشد، همچون مسجد و كعبه و قدس.
* عبادت و بندگى خدا، خود یك ارزش است، گرچه دعاها و خواسته هاى ما مستجاب نشود.
* عبادت، هم در شادى مطرح است هم در غم. آنجا كه خداوند به پیامبرش كوثر مى دهد سفارش به نماز مى كند:
«اِنَّا اَعْطَیْناك الْكَوْثَر فَصَّلِ لِرَبِّك»(79)
ما به تو خیر كثیر عطا كردیم، پس براى پروردگارت نماز بجاى آر.
و در برخورد با مشكلات و حوادث نیز سفارش به نماز مى كند:
«وَاسْتَعینُوا بِالصَّبْر وَالصَّلوة»(80)
از صبر و نماز كمك بگیرید و استمداد كنید.