تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

نماز و قرآن

در مواردى قرآن و نماز در كنار هم آمده اند، مانند:
«یَتلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ اَقامُوا الصَّلوةَ»(61)
قرآن تلاوت مى كنند و نماز به پاى مى دارند.
و یا در جاى دیگر مى فرماید: «یُمَسِّكوُنَ بِالْكِتابِ وَ اَقامُوا الصّلوة»(62) به قرآن تمسّك مى جویند و نماز به پاى مى دارند.
گاهى براى نماز و قرآن، یك صفت آورده شده، چنانكه كلمه ذِكر هم به قرآن گفته شده است: «اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكر»(63) ما ذكر را نازل كردیم. و هم فلسفه نماز شمرده شده است: «اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى »(64) نماز را بخاطر یاد من به پاى دار.
جالب آنكه گاهى بجاى كلمه نماز كلمه قرآن آمده است، مانند آیه «اِنَّ قُرآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً»(65) كه گفته اند مراد از قرآن الفجر، نماز صبح است.
بگذریم كه خواندن قرآن بصورتِ حمد و سوره، یكى از واجباتِ نماز است و بحث نماز در اكثر سوره هاى قرآن، هم در بزرگ ترین سوره (بقره) و هم در كوچك ترین سوره ها (كوثر) آمده است.

نماز و قصاص!

نه تنها در اسلام، بلكه در همه ادیان الهى قانون قصاص مطرح است كه طبق آن كیفر كسیكه گوش قطع كند آنست كه گوشش بریده شود و كیفر كسى كه دندان بشكند آنست كه دندانش شكسته شود تا عدالت اجرا شود. یكى از موارد قصاص آنست كه دست دزد باید قطع شود، ولى فقط چهار انگشت او، و كف دست باقى مى ماند. زیرا قرآن مى گوید:«وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ»(66) محلّ سجده براى خداست.
چون انسان هنگام سجده باید كف دست خود را بر زمین گذارد لذا در كیفر سارق باید به مسأله نماز و سجده توجه داشت و كف دست او را قطع نكرد تا حقّ عبادت حتى براى سارق هم محفوظ بماند!

عبادت و ولایت

عبادت زمانى ارزش دارد كه سطحى نباشد، بلكه همراه با شناختِ رهبر آسمانى و ولایت او و همراه با خشوع و آداب مخصوص خود باشد.
حضرت على علیه السلاّم گرفتار یك عدّه نماز خوانِ خشك مقدس بود كه در تاریخ بنام مارقین و خوارج معروفند. كسانى كه پیشانى آنها بخاطر سجده هاى طولانى و مكرّر پینه بسته بود، امّا در برابر على علیه السلام قیام كردند و بر او شمشیر كشیدند. در روایات مى خوانیم كه وقتى امام زمان علیه السلام ظهور كنند گروهى از مساجد علیه آن حضرت حركت خواهند كرد.
گمان نكنید آنها كه براى كشتن امام حسین به كربلا آمده بودند همه تارك الصلوة بودند، بلكه نماز جماعت مى خواندند! و خود یزید و معاویه پیشنماز بودند!
آرى عبادتى كه همراه با جهالت باشد، كشتنِ عابدترین مردم را در محرابِ عبادت، بزرگ ترین عبادت مى داند و با قصد قربت براى كشتن على علیه السلام مى رود!
نه فقط نماز كه سایر عبادات نیز باید همراه با معرفتِ رهبر حق و اطاعت از او باشد، لذا در روایات آمده كه خداوند حج را واجب كرد تا مردم دور خانه او جمع شوند و در این مركز اجتماع با امامان معصوم ارتباط برقرار كنند. اما امروزه میلیون ها نفر گرد كعبه مى گردند، و به خاطر نداشتن رهبر آسمانى از هم گسیخته اند و با داشتن مركز وحدت و اهرمهاى اقتصادى از عدّه اى یهودى توسرى مى خورند!
آرى اسلام مجموعه اى است كه تجزیه بردار نیست. نماز بدون پذیرفتن ولایت قبول نیست، نماز بدون پرداخت زكوة قبول نیست چنانكه انفاق بدون نماز نیز پذیرفته نیست.
دستورات اسلام مثل اعضاى بدن است كه هیچیك جاى دیگرى را نمى گیرد، نه چشم كار گوش را مى كند و نه گوش كار دست را. در اسلام نیز خواندن نماز جاى زكوة را نمى گیرد، چنانكه هیچیك از این دو جاى جهاد و مبارزه در راه خدا را پر نمى كنند. بلكه مجموعه اینها اسلام است.