تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

مدار عبادت، رضاى خدا

همانگونه كه كرات آسمانى و زمین در عین حركت هاى مختلفِ وضعى و انتقالى، همواره مدار ثابتى دارند، عبادات نیز با همه شكلها و صورت هاى مختلفشان بر مدار ثابتى قرار دارند كه آن رضاى خداوند است، گرچه شرائط زمانى و مكانى، فردى و اجتماعى نوعِ حركت در این مدار را تعیین مى كنند.
مثلاً مسافرت، نماز را دو ركعتى مى كند و بیمارى، شكل نماز را تغییر مى دهد، اما نماز دو ركعتى و یا شكسته نیز نماز است و بر مدار یاد خدا و رضاى او و انجام فرمان او قرار دارد. «وَأَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى»(9)

روحیه عبادت

عبادت، غذاى روح است وبهترین غذا آنست كه جذب بدن شود، بهترین عبادت نیز آنست كه جذب روح شود، یعنى با نشاط وحضور قلب انجام گیرد. غذاى زیاد خوردن كارساز نیست، غذاى مفید خوردن مهّم است.
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به جابربن عبداللّه انصارى فرمود: «اِنَّ هذَا الدّینَ لَمَتینٌ فَاَوْغِل فیهِ بِرِفْقٍ وَلا تُبَغِّضُ اِلى نَفْسِك عِبادَةَ اللَّهِ»(10) همانا دین خدا استوار است، پس نسبت به آن مدارا كن (و زمانى كه آمادگى روحى ندارى عبادت را بر خود تحمیل نكن) كه عبادت در نزد تو مبغوض شود.
در حدیث دیگرى از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله مى خوانیم: «طُوبى لِمَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ وَ عانَقَها»(11) خوشا به حال كسى كه به عبادت عشق ورزد و آن را همچون محبوبى در بر گیرد.

میانه روى در عبادت

هنگامى روحیه عبادت وپرستش زنده مى ماند كه انسان در انجام آن میانه رو باشد، لذا در كتب حدیث، روایاتى با عنوان: «باب الاقتصاد فى العبادة»، نقل شده است.(12)
انسان وقتى سالم است كه میان اندامش تناسب باشد و اگر عضوى بزرگتر یا كوچكتر از حدّ معمول باشد، ناقص الخلقه به حساب مى آید. در امور معنوى نیز انسان باید ارزشها را بطور هماهنگ در خود پرورش دهد. به پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله خبر دادند كه گروهى از امّت تو بخاطر عبادت، همسر و فرزند را رها كرده و به مسجد آمده اند. پیامبر فریاد برآورد كه این راه و روش من نیست، من خودم با همسرم زندگى مى كنم و در منزل ساكنم، هر كس غیر از این عمل كند از من نیست.(13)
امام صادق علیه السلام داستانِ مسلمانى را نقل مى كند كه همسایه مسیحى داشت و مسلمان شد. این مسلمان هنگام سحر او را بیدار كرد و به مسجد آورد و به او گفت: نماز شب بخوان تا صبح شود. هنگام صبح گفت: نماز صبح بجاى آور و پس از آن تا طلوع آفتاب دعا بخوان. سپس تا وقت نماز ظهر قرآن بخوان و بدینگونه یك شبانه روز او را با نماز و قرآن و دعا پر كرد.
مسیحى كه به خانه بازگشت، دست از اسلام برداشت و دیگر پاى به مسجد نگذاشت.(14) آرى اینگونه افراط و زیاده روى در عبادت، مردم را فرارى مى دهد.
استاد شهید مرتضى مطهرى نقل مى كند كه عمروعاص دو پسر داشت؛ یكى طرفدار حضرت على علیه السلام شد و دیگرى طرفدار معاویه. روزى پیامبر به فرزند خوب عمروعاص (عبداللّه) فرمود: شنیده ام كه تو شبها را به عبادت و روزها را به روزه مى گذرانى، گفت بله یا رسول اللّه، پیامبر فرمود: من این راه را قبول ندارم.(15)
در روایات مى خوانیم:«اِنَّ لِلْقُلُوبِ اِقْبالاً وَاِدْباراً»(16) روح انسان، گرایش و فرار دارد. هرگاه رو مى كند و گرایش دارد بهره گیرى كنید و هرگاه آمادگى ندارد به او فشار نیاورید كه ناخودآگاه عكس العمل منفى نشان مى دهد.
در سفارشات اسلامى آمده كه اوقات خود را چهار قسمت كنید و سهمى را براى تفریح و لذّت بگذارید كه اگر اینگونه عمل كردید براى كارهاى دیگر نشاط خواهید داشت.(17)
قرآن كریم به یهودیانى كه در روز استراحت و تعطیل، به سراغ ماهیگیرى و كار مى رفتند عنوان متجاوز مى دهد: «وَ لَقَد عَلِمْنَا الَّذینَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِى السَّبْتِ»(18) ما از متجاوزین روز شنبه (كه حریصانه به سراغ كار مى رفتند) آگاهیم.
به هر حال حفظ نشاط و روحیه در عبادت، یك اصل است كه با میانه روى حاصل مى شود.