تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

ریشه پرستش

كیست كه خداوند را با اوصاف و كمالاتِ بى پایانش بشناسد، اما سر تسلیم و خضوع فرو نیاورد؟ قرآن از طریق داستان ها و تاریخها، نشانه هایى از قدرت و عظمت او را براى ما بیان مى دارد.
مى فرماید: خداوند به مریمِ بى همسر فرزند داد. رود نیل را براى موسى شكافت و فرعون را در آن غرق كرد. انبیا را با دست خالى بر ابرقدرت هاى زمان خود پیروز كرد و بینى طاغوت ها را به خاك مالید.
اوست كه شما را از خاكِ بى جان آفرید و مرگ و حیات و عزّت و ذلّتِ شما بدست اوست.
كیست كه ضعف و ناتوانى و جهل و محدودیت خود و خطرات و حوادثِ پیش بینى شده و نشده را درك كند، ولى احساس نیاز به قدرت نجات دهنده اى نكند و سر تسلیم خم نكند؟
قرآن در لابلاى آیات، ضعف انسان را به او گوشزد مى كند و مى گوید: تو هنگام تولّد هیچ نمى دانستى و هیچ آگاهى نداشتى، یكپارچه ضعف بودى، چنانكه پس از قدرت هم باز رو به ضعف مى روى.
تو هر لحظه مورد تهدید انواع خطرات هستى.
اگر حركت زمین كُند شود و شب یا روز ثابت بمانند، كیست كه حركت آن را تند كند و تغییر دهد؟
اگر آبها به عمق زمین فرو رود، كیست كه براى شما آب گوارا بیاورد؟(4)
اگر بخواهیم آب آشامیدنى شما را تلخ و شور قرار مى دهیم.(5)
اگر بخواهیم درختان را براى همیشه خشك مى گردانیم.(6)
اگر بخواهیم دائماً زمین را لرزان و متزلزل قرار مى دهیم.(7)
اینها ودهها نمونه دیگر را قرآن ذكر مى كند تا انسان را از غفلت به در آورد وغرورش را بشكند وبه عبادت وتذلّل در برابر آفریدگار وادارد.

عمق پرستش

پرستش، عملى است كه ما ظاهراً آن را یك نوع خضوع مى بینیم، اما عمق زیادى دارد.
پرستش برخاسته از جان است، برخاسته از معرفت است، برخاسته از توجه است، برخاسته از تقدّس است، برخاسته از ستایش است، برخاسته از نیایش است، برخاسته از التجا و استعانت است، برخاسته از عشق به كمالات معبود است.
آرى، پرستش عملى است در ظاهر ساده، ولى تا مسائل فوق نباشد، آن پرستش از انسان سر نمى زند. پرستش یعنى دل كندن از مادیّات و پرواز دادن روح، پا را فراتر از دیدنى ها و شنیدنى ها نهادن. پرستش تأمین كننده عشق انسان هاست كه گاهى با ثنا و ستایش و زمانى با تسبیح و تقدیس و پاره اى اوقات با شكر و اظهار تسلیم، ادب خود را نسبت به پروردگارش اظهار مى دارد.

بى تفاوتى نسبت به عبادت

حضرت على علیه السلام مى فرماید: اى انسان! چشمت روشن، اگر با گذشت این همه سال از عُمرت (وبا داشتن این همه استعداد، قابلیت، امكانات، عقل، علم و وحى)، باز هم مثل حیوانى در چراگاهى گامى نهى و خوابى كنى.(8)
آرى، تمدن و تكنولوژى و پیدایش و پیشرفتِ ابزار جدید، زندگى را راحت تر كرده و رفاه و آسایش را به ارمغان آورده است، ولى مگر كمال انسان در كسب همین رفاه مادى است؟
اگر چنین باشد، حیوانات كه در خوراك و پوشاك و مسكن و ارضاى شهوت از انسان جلوترند!
در خوراك بهتر و بیشتر و راحت تر مى خورند و نیازى به پختن و آماده كردن ندارند!
در پوشاك، دوختن و شستن و اطو كردن ندارند!
در شهوت، بدون گرفتارى و مشكلى، خود را ارضاء مى كنند.
در تأمین مسكن، چه بسا پرندگان و حشراتى كه تكنیك آنها در ساختِ لانه و آشیانه، انسان را به تعجّب وامى دارد.
اصولاً آیا این پیشرفتِ تكنولوژى، موجب رشد انسانیّت هم شده است؟
آیا فسادهاى فردى و اجتماعى كم شده است؟
آیا این آسایش، آرامش هم آورده است؟
به هر حال همانگونه كه اگر دستِ انسان را در دستِ رهبران معصوم و عادل نگذاریم، به انسانیّت ظلم شده است، اگر دل انسان هم با خدا گره نخورد به مقام انسانیّت توهین شده است.