تفسیر نماز

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

پیشگفتار

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى سَیِّدنا و نَبِیِّنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ وَ لَعنَةُ اللّهِ عَلى اَعدائهِم اَجمَعینَ
خوشحالم كه آغاز سال هزار و سیصد و هفتاد و چهار را در كنار مرقد مطهّر امام رضاعلیه السلام بوده و نوشتن این جزوه كه یادداشت هایش را از قبل تهیه كرده بودم، پس از تحویل سال نو شروع كردم.
بدنبال تلاش هایى كه پس از انقلاب اسلامى در جهت اقامه نماز در سطح مدارس، دانشگاه ها، پادگان ها و دیگر مكان هاى عمومى صورت گرفت، اینجانب نیز پس از تألیف كتاب هاى پرتوى از اسرار نماز، همراه با نماز و یكصد و چهارده نكته درباره نماز، تصمیم گرفتم جزوه اى در مورد تفسیر اذكار نماز از تكبیر و حمد و سوره و ركوع و سجود و تشهد و سلام بنویسم تا آنچه را كه در این ارتباط با خدا مى گوییم، بهتر بفهمیم و عبادتى آگاهانه و از روى معرفت داشته باشیم.
قبل از ورود در بحث، نگاهى گذرا به «عبادت و عبودیّت» كه روح نماز و همه تكالیف عبادى است داریم تا جایگاه رفیع آن را در زندگى خود بهتر دریابیم.

عبادت چیست؟

عبادت، هدف آفرینش ماست. قرآن مى فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»(1)
كارهایى را كه انجام مى دهیم، اگر براى رضاى خدا باشد، عبادت است؛ گرچه مانند كسب و كار، تحصیل علم، ازدواج و یا خدمت به مردم، براى رفع نیازهاى خود یا جامعه باشد.
آنچه یك امر را عبادت مى كند، آنست كه به انگیزه اى مقدس انجام شود و به تعبیر قرآن رنگ خدایى «صبغة اللّه»(2) داشته باشد.

فطرت و عبادت

بعضى كارهاى ما بر اساس عادت است و برخى بر پایه فطرت؛ آنچه عادت است هم مى تواند با ارزش باشد، مثل عادت به ورزش و هم مى تواند بى ارزش باشد، مانند عادت به سیگار. اما اگر امرى فطرى شد، یعنى بر اساس فطرت و سرشتِ پاكى كه خداوند در نهاد هر بشرى قرار داده انجام شد، همواره با ارزش است.
امتیاز فطرت بر عادت آنست كه زمان و مكان، جنس و نژاد، سنّ و سال در آن تأثیرى ندارد و هر انسانى از آن جهت كه انسان است آن را دارا مى باشد؛ مانند علاقه به فرزند كه اختصاص به نسل و عصر خاصّى ندارد و هر انسانى فرزندش را دوست مى دارد.(3) اما مسائلى مانند شكل و فرم لباس یا غذا، از باب عادت است و در زمان ها و مكان هاى مختلف، متفاوت است. در بعضى مناطق، چیزى مرسوم است كه در جاهاى دیگر رسم نیست.
عبادت و پرستش نیز یكى از امور فطرى است و لذا قدیمى ترین، زیباترین و محكم ترین آثار ساختمانىِ بشر، مربوط به معبدها، مسجدها، بتكده ها و آتشكده هاست.
البتّه در شكل و نوع پرستش ها تفاوت هاى زیادى دیده مى شود. یكى تفاوت در معبودها كه از پرستشِ سنگ و چوب و بت ها گرفته تا خداى عزیز، و یكى در شكل و شیوه عبادت كه از رقص و پایكوبى گرفته تا عمیق ترین و لطیف ترین مناجات هاى اولیاى خدا تغییر مى كند.
هدف انبیا نیز ایجاد روح پرستش در انسان نبوده، بلكه اصلاح پرستش در مورد شخص معبود و شكل عبادت بوده است.
هزینه هاى سنگینى كه در ساختمان كلیساها، كنیسه ها، معابد هندوها و مساجد صرف مى شود، مقدس شمردنِ پرچم، وطن و قهرمانان ملّى، ستایش كمالات و ارزشهاى افراد و حتى اشیاء، همه و همه جلوه هایى از روح پرستش در وجود آدمى است.
آنها هم كه خدا را پرستش نمى كنند، یا مال و مقام یا همسر و فرزند، یا مدرك و مكتب و راه و روش خود را مى پرستند و در راه آن تا مرز جانفشانى و دلباختگى پیش مى روند و هستى خود را فداى معبودشان مى سازند. پرستش در انسان یك ریشه عمیق فطرى دارد گرچه انسان خود از آن غافل باشد، به قول مولوى:همچو میل كودكان با مادران ...... سِرّ میل خود نداند در لبان
خداوند حكیم هر میل و غریزه اى را در انسان قرار داده، وسیله ارضاء و تأمین آن را نیز در خارج ایجاد كرده است. اگر تشنگى در انسان پیدا مى شود، آب آفریده و اگر گرسنگى هست، غذا نیز هست. اگر غریزه جنسى در انسان قرار داده، براى او همسر خلق كرده و اگر قوّه شامّه آفرید، بوئیدنى ها را نیز آفرید.
یكى از احساسات عمیق انسان میل به بى نهایت، عشق به كمال و علاقه به بقاست و رابطه با خداوند و پرستش او، تأمین كننده این تمایلات فطرى است. نماز وعبادت، رابطه انسان با سرچشمه كمالات، اُنس با محبوب واقعى وپناهندگى به قدرت بى نهایت است.