پندهای الاهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

فرجام فساد و تباهى در زمین

در پایان بندى از توصیه‌هاى خداوند به حضرت موسى(علیه السلام) كه در آغاز سخنمان طرح كردیم و در راستاى آن به مسأله ترس از خداوند پرداختیم، خداوند از حضرت موسى(علیه السلام) مى‌خواهد به بنى‌اسرائیل بفرماید:
لاَ یَتََمادَوْنَ فِی غَیٍّ مَا هُمْ فِیهِ فَإِنَّ أَخْذِی أَلِیمٌ شَدِیدٌ؛ اگر به گمراهى گرفتار شدند، از آن بازایستند كه همانا عقوبت من سخت و دردناك است.
خداوند كسانى كه خود را به طغیان و سركشى مى‌آلایند و در زمین فساد و تباهى مى‌گسترانند، به عقوبت و عذاب خویش گرفتار مى‌سازد. عذاب‌هاى الاهى، گونه‌هاى عذاب‌هاى فردى، اجتماعى، دنیوى، معنوى و اخروى را در بر مى‌گیرد. از جمله این عذاب‌ها، درك نكردن لذت مناجات با خدا و نچشیدن طعم شیرین گفت‌وگوى با محبوب و احساس كسالت و خستگى به هنگام عبادت است. اما سخت‌ترین عذاب‌هاى الاهى در این دنیا، گرفتار شدن به قانون استدراج است كه یكى از سنت‌هاى الاهى به شمار مى‌آید. كسانى محكوم این سنت الاهى مى‌شوند كه اندرزها و نصیحت‌هاى اولیاى حق و مبلغان دین الاهى در آنان تأثیر نمى‌گذارد و چنان در فساد و تباهى غوطهور مى‌گردند و از امكانات و نعمت‌هایى كه خداوند در اختیارشان نهاده براى ارضاى هواهاى نفسانى و رسیدن به خواسته‌هاى پلید شیطانى خویش بهره مى‌گیرند، كه نور هدایت و بازگشت به حق در دلشان بى‌فروغ مى‌شود. براى این كه مسیر انحطاط و هلاكت این گروه هموارتر گردد، خداوند روز به روز بر نعمت‌ها و امكانات مادى آنان مى‌افزاید تا آنجا كه آنان تصور مى‌كنند وفور آن نعمت‌ها، نشانه نیك‌فرجامى آنان و درستىِ راهى است كه
﴿ صفحه 162﴾
برگزیده‌اند. پس نه فقط از انجام فساد و گناه پشیمان نمى‌شوند، بلكه آن را عامل رفاه، آسایش و فزونى نعمت‌ها مى‌دانند و با این احساس كه عقوبت و عذابى در كار نیست، با خیالى آسوده به انجام گناهان بیشتر دست مى‌یازند. اما در هنگامه‌اى كه آنان در غفلت محض به سر مى‌برند و نمى‌دانند گرفتار مكر الاهى شده‌اند، عذاب كوبنده الاهى آنان را غافلگیر مى‌سازد و در هم مى‌كوبد و آن‌گاه آنان مى‌بینند كه راهى براى توبه و جبران كردار زشتشان وجود ندارد. خداوند درباره عذاب استدراج مى‌فرماید:
وَلا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لأَِنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ؛(116) و البته نباید كسانى كه كافر شده‌اند تصور كنند كه به ایشان مهلت مى‌دهیم براى آنان نیكو به نفعشان است؛ ما فقط به ایشان مهلت مى‌دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و [آن‌گاه] عذابى خفّت‌آور خواهند داشت.
در جاى دیگر خداوند مى‌فرماید:
فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَیْء حَتّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛(117) پس چون آنچه بدان پند داده شده بودند، فراموش كردند، درهاى همه چیز را بر آنان گشودیم، تا چون بدانچه داده شدند شادمان گشتند، ناگهان بگرفتیمشان، پس همان دم [از نجات و رحمت] نومید شدند.
﴿ صفحه 163﴾

جلسه نهم: ارتباط با خداوند و عدم درخواست از دیگران

یَا مُوسَى إِذَا انْقَطَعَ حَبْلُكَ مِنِّی لَمْ یَتَّصِلْ بِحَبْلِ غَیْرِی، فَاعْبُدْنِی وَقُمْ بَیْنَ یَدَیَّ مَقَامَ الْعَبْدِ الْحَقِیرِ الْفَقِیرِ. ذُمَّ نَفْسَكَ فَهِیَ أَوْلَى بِالذَّمِّ، وَلاَ تَتَطَاوَلْ بِكِتَابِی عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ، فَكَفَى بِهَذَا وَاعِظاً لِقَلْبِكَ وَمُنِیراً وَهُوَ كَلاَمُ رَبِّ الْعَالَمِینَ جَلَّ وَتَعَالَى؛ اى موسى! هرگاه ریسمان ارتباطت با من گسسته شد، با غیر من نیز ارتباطت برقرار نخواهد شد (پناهگاهى نخواهى یافت كه در آن آرامش یابى). پس مرا بپرست و بسان بنده‌اى فقیر و ناچیز در برابر من بایست. به نكوهش نفس خود بپرداز كه آن به نكوهش شدن اولى است. با كتاب من (تورات) بر بنى‌اسرائیل فخر و برترى نفروش، چه این كه این كتاب براى وعظ و اندرز دل تو و روشنگرى كافى است، زیرا كلام پروردگار عالمیان است.
﴿ صفحه 164﴾

ارتباط با خدا در قرآن و روایات

در آغاز این بند از حدیث قدسى، خداوند در قالب سفارش به حضرت موسى(علیه السلام)، به مؤمنان هشدار مى‌دهد مواظب باشند پیوند و ارتباطشان با خداوند گسسته نگردد، كه اگر این ارتباط از بین برود، كسى یافت نمى‌شود كه انسان با او ارتباط برقرار كند و از این راه از امنیت خاطر و آرامش برخوردار گردد. مشابه همین تعبیر، در قرآن نیز در برخى از آیات وارد شده و خداوند در آن‌ها به بندگان خویش سفارش مى‌كند ارتباط خود را با خداوند استوار سازند. در یكى از این آیات آمده است.
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَلا تَفَرَّقُوا؛(118) و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراكنده نشوید.
ریسمان الاهى كه در این آیه عامل وحدت، یگانگى و هماهنگى معرفى شده، در برخى روایات به امیر مؤمنان(علیه السلام) و اهل‌بیت(علیهم السلام) تفسیر شده است. از امام كاظم(علیه السلام) درباره «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعا» سؤال شد، حضرت فرمود: على ابن ابى‌طالب(علیه السلام)، ریسمان مستحكم الاهى است.(119)
همچنین از امام باقر(علیه السلام) درباره آن آیه پرسیدند، فرمود: ما ریسمان الاهى هستیم.(120) در برخى آیات، از وسیله ارتباط با خدا به «عروه: دستگیره و دستاویز» تعبیر شده است. خداوند مى‌فرماید:
لا إِكْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَكْفُر
﴿ صفحه 165﴾
بِالطّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لاَ انْفِصامَ لَها وَاللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛(121) در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه به خوبى آشكار شده است. پس هركس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به یقین به دستاویزى استوار چنگ زده است كه آن را گسستن نیست، و خداوند شنوایى دانا است.
«عروة الوثقى» در این آیه، در روایات به ایمان، قرآن و ولایت اهل‌بیت(علیهم السلام) تفسیر شده است. در این باره امام باقر(علیه السلام)در تفسیر جمله «فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَة الْوُثْقى» فرمود كه منظور از «عُرْوَة الْوُثْقى»: [دستگیره استوار الاهى] دوستى اهل‌بیت(علیهم السلام) است.(122)
امام صادق(علیه السلام) نیز در تفسیر آن جمله فرمود كه منظور از آن، ایمان به خداوند یكتا و بى‌شریك است.
امام رضا(علیه السلام) نیز فرمود: كسى كه از امامان از نسل امام حسین(علیه السلام) پیروى كند، خدا را پیروى كرده، و كسى كه با آن‌ها مخالفت كند، با خداوند مخالفت كرده است. آنان دستگیره استوار و وسیله به سوى خداوند متعالى هستند.(123)
همچنین آن حضرت در توصیف قرآن فرمودند:
هُوَ حَبْلُ اللهُ الْمَتِینُ وَعُرْوُتُهُ الْوُثْقى؛(124) قرآن ریسمان مستحكم الاهى و دستگیره استوار او است.
﴿ صفحه 166﴾