پندهای الاهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

چرایى طرح ضرورت ترس از خدا در آموزه‌هاى دینى

پرسش اول: با توجه به این كه ترس براى انسان خوشایند نیست و روان‌شناسان به نكوهش ترس پرداخته‌اند و آن را باعث بر هم خوردن آرامش و آسایش انسان دانسته‌اند، چرا در قرآن و روایات فراوان، از خشیت، خوف و ترس از خدا سخن رفته است؟ آیا اصولا ترسیدن پسندیده است تا ترس از خداوند و عذاب او مطلوب و پسندیده پنداشته شود؟
پاسخ: گفته شد كه ترس، به‌خودى خود و به عنوان حالت طبیعى و انفعالى نفسانى، نه خوب است نه بد و اخلاقاً ارزش‌گذارى نمى‌شود.
اما مطلوب و پسندیده بودن مقدمات، زمینه‌هاى اختیارى ترس، تضعیف، تقویت یا تداوم آن، در گرو هدف و نتیجه‌اى است كه بر آن‌ها مترتب مى‌شود و باید دید كه متعلق آن ترس چیست. صرف‌نظر از جنبه‌هاى معنوى، گاهى ترسْ مطلوب است و انسان باید از خطرهایى كه سلامت و زندگى او را تهدید مى‌كند بپرهیزد و در موارد لازم، حزم و احتیاط داشته باشد. به هیچوجه تهور و بى‌پروا به استقبال هر خطرى رفتن پسندیده نیست و كسانى كه اهل ماجراجویى هستند و بى محابا خود را به آب و آتش مى‌زنند و به ورطه‌هاى خطر وارد مى‌شوند، از سلامت روانى و عقل كافى برخوردار نیستند. پس در مواردى كه نتیجه و هدف شایسته‌اى براى ترس وجود دارد، تقویت و ایجاد
﴿ صفحه 150﴾
آن مطلوب است و بى‌تردید ترس از خدا به دلیل ثمرات و نتایج فراوان دنیوى و اخروى كه در پى دارد، نه تنها مطلوب، كه لازم و ضرورى است.

مفهوم ترس از خدا

پرسش دوم: اساساً مفهوم و معناى ترس از خدا چیست؟ انسان از موجودات خطرناك و وحشت‌آفرین مى‌ترسد، اما با توجه به این كه خداوند مظهر مهر، محبت و رحمت بى‌نهایت است، ترس از او به چه معنا است؟
پاسخ: متعلق و منشأ ترس، خطرى است كه متوجه انسان مى‌شود، یا منفعتى است كه از وى سلب مى‌گردد، یا محرومیت وى از چیزى است كه دوست مى‌دارد و در درجه اول، ترس به این امور نسبت داده مى‌شود. اما به دلیل علاقه سببیت و مسببیت، گاهى كس یا چیزى كه سبب پیدایش خطر یا سلب منفعت یا محرومیت است نیز متعلق ترس قرار مى‌گیرد. براى مثال، كسى كه از گرگ مى‌ترسد، ترس او در واقع از دریده شدن و آسیب دیدن بدنش است و چون چنین زیانى به وسیله گرگ متوجه او مى‌گردد، از آن مى‌ترسد یا كسى كه از تاریكى مى‌ترسد، ترس او در واقع از خطرى است كه ممكن است در تاریكى متوجه او گردد. با توجه به این كه گاهى ترس به سبب و عامل خطر، ضرر و سلب منفعت نسبت داده مى‌شود، در اسلام نیز چون آموزه‌هاى اسلامى بر اساس توحید پى‌ریزى شده، روش همه انبیا و از جمله پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و نیز قرآن توجه دادن انسان به علت‌العلل و مسبب‌الاسباب است. بر اساس آن آموزه‌ها، گرچه انسان از گرگ مى‌ترسد كه خطرى متوجه او سازد، اما چون گرگ آفریده خدا
﴿ صفحه 151﴾
است و اختیار و تدبیر آن را خداوند به عهده دارد، انسان باید از خداوند كه آفریننده گرگ و مسبب‌الاسباب است بترسد. همچنین روشن است كه با نزول باران و جریان آن بر روى زمین، دانه گیاه در درون خاك جوانه مى‌زند و رشد مى‌كند. اما چون
فعل و انفعالات درون خاك و دانه و نزول باران و تهیه مواد لازم براى احیا و جوانه زدن دانه و رشد آن همه با اذن و تدبیر خداوند انجام پذیرفته است و عوامل دیگر واسطه‌اى بیش نیستند، قرآن كریم احیا و شكافتن دانه را به خداوند نسبت مى‌دهد و مى‌فرماید:
إِنَّ اللهَ فالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوى؛(106) خداوند شكافنده دانه و هسته است.
همچنین بخار آب پس از آن‌كه از زمین متصاعد شد، پس از سرد شدن، در دماى خاصى تبدیل به باران مى‌گردد و از راه ابر بر زمین مى‌بارد. اما سبب و عامل اصلى نزول باران ابر نیست، بلكه خداوند است. چون خداوند خورشید را آفرید تا بر دریاها و آب‌ها بتابد و بر اساس قانونى كه او در طبیعت گذاشته، وقتى دماى آب به درجه مشخصى رسید، آب به بخار تبدیل مى‌شود و به سوى آسمان متصاعد مى‌گردد. آن‌گاه بر اساس قانون الاهى، بخار آب در آسمان در دماى مشخص سرد و پس از تشكیل ابر و به وسیله جاذبه زمین، به سوى زمین كشانده مى‌شود. بنابراین، همه فعل و انفعالات: تبخیر آب و
تبدیل بخار به آب در آسمان و بارش باران یا برف، همه با تدبیر و اراده خداوند انجام مى‌پذیرد. از این روى قرآن نزول برف و باران از آسمان را به خداوند نسبت مى‌دهد و مى‌فرماید:
﴿ صفحه 152﴾
وَهُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَیَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ؛(107) و او است كسى كه باران را پس از آن‌كه ]مردم[ نومید شدند فرود مى‌آورد و رحمت خویش را مى‌گسترد و همو سرپرست ستوده است.
روشن شد كه شیوه تربیتى قرآن، توجه دادن ما به مسبب‌الاسباب است و گرچه ما از آن‌كه ضررى متوجهمان شود مى‌ترسیم و نیز نگران از دست دادن منافع خود هستیم. یا از حوادث و بلایاى طبیعى مثل سیل مى‌ترسیم، اما در هر حال باید از خداوند بترسیم؛ چون زنجیره عوامل و اسبابى كه باعث آن حوادث و خسارت‌ها مى‌شود، در اختیار خداوند است و او مسبب‌الاسباب شمرده مى‌شود.
اما در حوزه رفتار اختیارى و اعمالى كه ارزش‌گذارى اخلاقى مى‌شوند، ترس ما از خداوند، در واقع ترس از رفتار زشت و ناپسند خودمان است كه بر اثر قوانین تشریعى الاهى عذاب و كیفر خداوندگارى بر آن‌ها مترتب مى‌گردد و در این‌باره باید از خدا بترسیم؛ چون او است كه مى‌تواند ما را ببخشد و كیفر و عذاب را از ما بردارد و یا ما را به عذاب خویش مبتلا سازد:
ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛(108) به سبب آنچه دست‌هاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دریا نمودار شده است، تا [خداوند جزاى] برخى از آنچه كرده‌اند به آن‌ها بچشاند، باشد كه بازگردند.
﴿ صفحه 153﴾
خداوند در آیه دیگر نیز مى‌فرماید:
وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِیبَة فَبِما كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ وَیَعْفُوا عَنْ كَثِیر؛(109) و هر [گونه] مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شما است، و [خدا] از بسیارى درمى‌گذرد.
پس از آن‌كه روشن شد ترس ما از خدا، به معناى ترس از اعمال خود ما است كه به سلب نعمت الاهى و یا گرفتار شدن به عذاب الاهى مى‌انجامد، باید توجه داشت كه عذاب گناهكاران از سوى خدا، با صفت رحمانیت خداوند منافات ندارد و خداوند در عین آن‌كه ارحم‌الراحمین است، عدالت و حكمتش ایجاب مى‌كند بدكاران و كسانى را كه به دیگران ستم كرده‌اند، در این دنیا و یا در آخرت مجازات كند و اگر نیك بنگریم، عذاب و كیفر الاهى نیز خود مظهر رحمت خداوند است. بخشى از اعمال زشت بندگان در دنیا كیفر داده مى‌شود و بخشى بخشیده مى‌شود و بخشى از آن‌ها كه در دنیا تدارك نگردیده و عفو نشده است، در آخرت كیفر داده مى‌شود و اگر بنا بود خداوند در همین دنیا به عقوبت و كیفر همه گناهان بپردازد، كسى بر روى زمین باقى نمى‌ماند:
وَلَوْ یُؤاخِذُ اللهُ النّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّة وَلكِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَل مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللهَ كانَ بِعِبادِهِ بَصِیراً؛(110) و اگر خدا مردم را به [سزاى] آنچه انجام داده‌اند مؤاخذه مى‌كرد، هیچ جنبنده‌اى را بر پشت زمین باقى نمى‌گذاشت، ولى تا مدتى معیّن مهلتشان مى‌دهد و
﴿ صفحه 154﴾
چون اجلشان فرا‌رسد، خدا به [احوال ]بندگانش بینا است.

نقش تربیتى ترس از خدا در رفتار انسان

پرسش سوم: پس از آن‌كه مفهوم ترس از خدا روشن شد، آیا مناسب‌تر نبود كه خداوند به جاى ترساندن بندگان از خویش و ذكر مكرر عذاب‌هاى جهنم، شیوه تربیتى دیگرى را بر مى‌گزید و از راه وعده پاداش و امیدوار ساختن بندگان به رحمت و بخشایش خود، مردم را به راه مستقیم، انجام تكالیف و ترك گناهان دعوت مى‌كرد؟
پاسخ: پاسخ اقناعى به این پرسش این است كه خداوند، خالق ما و آشناى به همه مصالح ما است و او خود نیك مى‌داند كه چه شیوه‌اى براى هدایت و تربیت ما مؤثرتر است. بر این اساس، ترساندن از عذاب و كیفر گناهان را به عنوان شیوه‌اى عمومى و مؤثر بر گزید و پیامبرانش را با عنوان نذیر و بیم‌دهنده به سوى مردم فرستاد:
إِنّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَنَذِیراً وَإِنْ مِنْ أُمَّة إِلاّ خَلا فِیها نَذِیرٌ؛(111) ما تو را به‌حق مژده‌دهنده و بیم‌دهنده فرستادیم، و هیچ امّتى نبود مگر آن‌كه در میانشان بیم‌دهنده‌اى [پیامبرى] گذشت.
گرچه دعوت پیامبران الاهى، هم شامل بشارت به رضوان و بهشت الاهى بود و هم بیم دادن از كیفر گناهان و عصیان خداوند، اما در هیچ
﴿ صفحه 155﴾
جاى قرآن خداوند نفرموده «إِنْ مِنْ أُمَّة إِلاّ خَلا فِیها بَشِیرٌ» و ذكر صفت «نذیر» در ذیل آیه بالا، به عنوان صفت عمومى براى همه پیامبران، حاكى از تأثیر همگانى و كارساز بیم دادن از عذاب الاهى است.
اما پاسخ روان‌شناختى به پرسش یاد شده این است كه: هم با تحقیقات و روش‌هاى علمى و هم با تجربه‌هاى عادى ما ثابت شده است كه عامل محرك انسان در بیشتر كارها ترس است و مى‌توان گفت در نود درصد موارد، ترس باعث تحریك و تلاش انسان مى‌شود و ده درصد رفتار ما از وعده پاداش یا جلب منفعت سرچشمه مى‌گیرد. آنچه باعث تلاش بیشتر دانش‌آموزان در تحصیلاتشان مى‌شود، ترس از شكست و مردود شدن است و آنان اگر از مردود شدن و تنبیه و سرزنش پدر و مادر و دیگران نمى‌ترسیدند، درس نمى‌خواندند. بسیار اندك‌اند دانش‌آموزانى كه تلاش آنان، ناشى از ترس نیست و عشق به علم باعث تلاش و كوشش آنان براى فراگیرى علم مى‌گردد. بر این اساس، پدر و مادر براى این كه فرزندشان را به درس خواندن تشویق كنند، او را از عواقب مردود گشتن و شكست در تحصیل علم مى‌ترسانند.
در امور معنوى نیز گرچه ما معتقدیم خداوند افزون بر جهنم، بهشت نیز دارد و رحمت خداوند گسترده‌تر و مقدّم بر غضب اوست [یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه] اما در بیشتر مردم، ترس از عقوبت الاهى باعث انجام وظایف و عبادات مى‌گردد و اگر ترس از عقوبت نبود، اندكى از مردم به امید ثواب و پاداش الاهى به انجام عبادات و تكالیف خود مى‌پرداختند. البته در برخى از رفتارها، تنها امید به پاداشْ محرك است؛ چون عقوبتى براى ترك آن‌ها در نظر گرفته نشده است. در این رفتار، امید به پاداش كه
﴿ صفحه 156﴾
مطلوب انسان است، تأثیر مستقیمى در انجام آن‌ها دارد و در این میان، ترس از محرومیت از آن پاداش نیز به صورت غیر مستقیم محرك انسان مى‌گردد.
روشن شد كه در زندگى فردى، اجتماعى، دنیوى و اخروى، محرك اصلى در بیشتر رفتارها و اعمال انسانْ ترس است. ترس از آن‌كه گرفتارى برایش رخ دهد، یا ترس از آن‌كه خوشى‌ها و نعمت‌هایش را از او بستاند یا ترس از آن‌كه حرمت، اعتبار و موقعیت خویش را از دست دهد. اما براى خداباوران و معتقدان به جهان آخرت، همچنین ترس از سختى‌هاى شب اول قبر و عذاب جهنمْ محرك بسیارى از رفتارها است. فراتر از آنچه گفتیم، كسانى كه در زمینه‌هاى معنوى به مدارج عالى معرفت دست یافته‌اند، بزرگ‌ترین و جان‌فزاترین ترس و نگرانى‌شان، ترس از آن است كه توجه و عنایت خدا از آنان گرفته شود و مورد بى‌اعتنایى پروردگار خویش قرار
گیرند. بى‌تردید محروم شدن از عنایت و توجه خداوند، عذاب بزرگى است و از این رو، خداوند در مقام نكوهش پیمان‌شكنان، محروم گشتن از آن را در شمار عذاب‌هاى سخت خود نام مى‌برد و مى‌فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللهِ وَأَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلاً أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الاْخِرَةِ وَلا یُكَلِّمُهُمُ اللهُ وَلا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَلا یُزَكِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ؛(112) كسانى كه پیمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچیزى مى‌فروشند، آنان را در آخرت بهره‌اى نیست، و خدا روز قیامت با آنان سخن
﴿ صفحه 157﴾
نمى‌گوید و به ایشان نمى‌نگرد و پاكشان نمى‌گرداند، و عذابى دردناك خواهند داشت.
چنان‌كه براى كودك تحمّل گرسنگى آسان‌تر از تحمل محروم گشتن از نوازش و مهر مادر است و ترس از قهر و بى‌اعتنایى مادر براى او سنگین است، و همچنان كه ترس از گسستن ارتباط با معشوق و محروم شدن از گفتوگو و هم‌نشینى با او براى عاشق بسیار سخت است، براى كسانى كه طعم ارتباط با خدا و گفتوگوى با او را چشیده‌اند، سخت‌ترین عذاب‌ها و حتى سخت‌تر از عذاب جهنم و محروم گشتن از بهشت خداوند، عذاب حرمان از توجه خداوند و عنایات و الطاف او است. از این رو، ترس از حرمان از توجهات و لقاى خداوند، بزرگ‌ترین محرك و عاملى است كه آنان را به انجام وظایف بندگى خدا وا‌مى‌دارد.