پندهای الاهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

یاد خاشعانه خداوند و امید به رحمت او

در پند چهارم، خداوند به حضرت موسى(علیه السلام) سفارش مى‌كند با خشوع و خضوع او را یاد كند. بى‌تردید یاد خدا مراتبى دارد و افراد در هنگام یاد و توجه به خداوند در یك سطح نیستند. براى برخى، یاد و ذكر خدا فراتر از لقلقه زبان نیست و از صمیم دل و با توجه كامل خداوند را یاد نمى‌كنند. ذكرى كه فراتر از لقلقه زبان نباشد، اگر آمیخته با ریا نباشد، در حد خود ارزشمند است، اما تأثیر چندانى بر روح و جان انسان نمى‌بخشد. آن یادى
﴿ صفحه 110﴾
عامل پیشرفت و تكامل حقیقى انسان است و او را از حضیض به اوج تعالى و قرب الاهى رهنمون مى‌سازد كه با خشوع و درك حقارت و ذلت انسان در پیشگاه خداوند همراه باشد.
خداوند در پند پنجم مى‌فرماید: اى موسى! وقتى بلا و مصیبتى براى تو رخ داد، به رحمت من طمع داشته امیدوارانه منتظر باش كه آن بلا و مصیبت را برطرف سازم. دنیا آمیخته با سختى‌ها و گرفتارى‌ها است و نمى‌توان كسى را یافت كه به نوعى در زندگى سختى و گرفتارى ندیده باشد. خداوند در این‌باره مى‌فرماید:
لَقَدْ خَلَقْنَا الإِْنْسانَ فِی كَبَد؛(82) به راستى انسان را در رنج آفریدیم.
انسان‌ها در برابر بلاهایى كه براى آن‌ها رخ مى‌دهد، واكنش‌هاى متفاوتى دارند. برخى هنگام مواجهه با بلاها، كاملا ناامید مى‌گردند و خدا را فراموش مى‌كنند و دچار افسردگى مى‌شوند و تحرك و توان اقدام براى رها گشتن از مشكلات را از كف مى‌دهند. خداوند از این افراد كه در هنگام روبه‌رو گشتن با مشكلات و بلاها ناامید مى‌گردند و فراموش مى‌كنند كه همه كارها به اذن خداوند انجام مى‌گیرد و انسان سر تا پا نیازمند خدا است و همواره و به ویژه وقتى بلایى براى او رخ مى‌دهد باید سراغ خدا برود، گله مى‌كند و مى‌فرماید:
وَإِذا أَنْعَمْنا عَلَى الإِْنْسانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجانِبِهِ وَإِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ یَؤُسا؛(83) و چون به آدمى نعمت دهیم، روى گرداند و
﴿ صفحه 111﴾
[از طاعت ما] دور شود و چون او را بدى رسد نومید گردد.
انسان باید تمرین كند كه حتى وقتى گرفتارى‌هاى كوچك براى او پیش مى‌آید، فوراً سراغ خدا برود. وقتى سرش درد مى‌گیرد، سراغ خدا برود و از خدا بخواهد وى را شفا دهد. وقتى گرسنه مى‌شود به خداوند عرض كند خدایا! گرسنه‌ام تو روزى‌ام ده، سپس به سراغ اسباب و وسایل برود و در همه حال خدا را فراموش نكند. طبیعى است كه اگر انسان در همه حال خدا را فراموش نكرد و به رحمت خدا امیدوار بود و باور داشت كه همه چیز در اختیار خداوند است، دیگر نگرانى ندارد و از آنچه براى او اتفاق مى‌افتد ناراحت نمى‌شود و پیوسته دست نیاز به سوى خدا بلند مى‌كند؛ چون خداوند خود فرموده كه به هنگام نیاز از من درخواست یارى كنید:
وَسْئَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللهَ كانَ بِكُلِّ شَیْء عَلِیماً؛(84) و از فضل و فزون‌بخشى خدا درخواست كنید كه خدا به هر چیزى دانا است.
خداوند در بند ششم مى‌فرماید: اى موسى! تورات را با صوت حزین و با خشوع بخوان تا لذتش را به من بشنوانى. گرچه امروز تورات حقیقى در اختیار ما نیست، اما بهتر و جامع‌تر از آن، یعنى قرآن در اختیار ما است. سعى كنیم قرآن را با خشوع و با صداى حزین بخوانیم. باید بكوشیم قرآن
﴿ صفحه 112﴾
با دل و جانمان آمیخته گردد و به هنگام قرائت قرآن احساس كنیم با خداوند سخن مى‌گوییم. طبیعى است كه اگر به چنین درجه‌اى از معرفت رسیدیم و كلام خدا را حزین و غمناك و با خشوع و خضوع خواندیم، خداوند از شنیدن صوت قرآن ما خوشنود مى‌شود و ما را مشمول عنایات و الطاف خویش مى‌سازد.
﴿ صفحه 113﴾

جلسه ششم: دستاورد ذكر در سخن خداوند

در برخى از بندهاى این حدیث قدسى كه به بررسى آن پرداختیم، خطاب به حضرت موسى (علیه السلام) بر ضرورت یاد و توجه به خداوند و عجین گشتن آن با خضوع و خشوع در برابر معبود تأكید شده بود. خداوند در بند دیگرى درباره ضرورت اطمینان و اعتماد انسان به خداوند در هنگام ذكر و یاد او مى‌فرماید:
اطْمَئِنَّ عِنْدَ ذِكْرِی وَذَكِّرْ بِی مَنْ یَطْمَئِنُّ إِلَیَّ؛ در هنگام ذكر به من اطمینان و اعتماد داشته باش و كسى را كه به من اطمینان و اعتماد دارد، متوجه یاد و ذكر من گردان.
بدون شك یاد و ذكر خداوند براى موحّد و مؤمن از جایگاه والایى برخوردار است و علت غایى رفتار و عبادات او شمرده مى‌شود. بر این اساس، خداوند متعالى در آغاز بعثت حضرت موسى(علیه السلام) و در طلیعه وحى به آن حضرت، پس از بیان مسأله توحید، به عنوان مهم‌ترین اصل اعتقادى كه اعتقاد به آن اساسى‌ترین ركن سعادت انسان به شمار مى‌آید، ذكر و یاد خویش را غایت و هدف عبادت معرفى مى‌كند و مى‌فرماید:
﴿ صفحه 114﴾
إِنَّنِی أَنَا اللهُ لا إِلهَ إِلاّ أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِی؛(85) همانا منم خداى یكتا. خدایى جز من نیست، پس مرا بپرست و نماز را براى یادكردِ من بر‌پا دار.

نسبت رفتار با ایمان و باورهاى انسان

براى شناخت اهمیت یاد خدا، باید ارتباط آن را با سعادت انسان بازشناخت و به این حقیقت دست یافت كه یاد خدا مقوّم رفتار مؤمنانه است كه سعادت و نیك‌بختى را براى انسان تضمین مى‌كند. توضیح این كه: تصمیم‌گیرى‌ها و رفتار انسان در زندگى، خواه ناخواه تابع و برخاسته از یك دسته شناخت‌ها و باورها است؛ حتى اگر انسان به هنگام گرفتن تصمیم و انجام رفتارى، توجه تفصیلى و آگاهانه به باورهایى كه منشأ آن رفتار و تصمیم است نداشته باشد. باورهاى الاهى و توحیدى منشأ رفتار انسان مؤمن است؛ چه این كه رفتارهاى یك ماتریالیست كه به ماوراى ماده اعتقادى ندارد و بالطبع به خداوند نیز معتقد نیست، ناشى از همان باورهاى مادى‌گرایانه است، حتى اگر او توجهى به این حقیقت نداشته باشد. رفتار موحد حتى اگر از نظر ظاهر با رفتار ملحد یكسان باشد، اما بین آن دو تفاوت ماهوى وجود دارد؛ چون رفتار آن ملحد كه تنها به وسایل و عوامل مادى ایمان و اعتماد دارد، ناشى از لذت و سعادت مادى است كه در زندگى مادى خویش در پى آن است، اما رفتار آن موحد، از اعتقاد
﴿ صفحه 115﴾
به توحید و باورهاى الاهى سرچشمه مى‌گیرد. در نتیجه، رفتار آن دو كه از نظر ظاهر یكسان هستند (نظیر تلاش یكسان دو دانشجو براى موفقیت در دروس خود) در راستاى نیل به سعادت واقعى تأثیر یكسانى ندارند و تنها رفتار آن موحد در این قلمرو مفید و ارزشمند است.
با توجه به آنچه گفتیم، روشن مى‌گردد كه آن همه تأكید بر روى ایمان و معرفت، به دلیل تأثیر آن دو بر رفتار انسان است و در واقع، رفتار ما، تابع و برخاسته از ایمان و معرفت ما است. از این جهت، خداوند در برخى از آیات قرآن، عمل صالح را همراه با ایمان ذكر كرده است تا روشن سازد كه ارزش و والایى عمل، در پرتو ایمان به خدا است و عمل صالح، از ایمان به خدا سرچشمه مى‌گیرد. از شمار آن آیات به سه آیه اشاره مى‌كنیم:
1. وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُون؛(86) و كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‌اند، آنان اهل بهشت‌اند و در آن جاودان خواهند ماند.
2. مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَر أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یَعْمَلُون؛(87) هركس ‌از مرد یا زن‌ـ كار شایسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكیزه‌اى حیات [حقیقى] بخشیم و به یقین به
﴿ صفحه 116﴾
آنان به ازاى بهترین اعمالى كه انجام مى‌دادند پاداش خواهیم داد.
3. وَمَنْ أَرادَ الآْخِرَةَ وَسَعى لَها سَعْیَها وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْیُهُمْ مَشْكُورا؛(88) و هركس خواهان آخرت است و نهایت كوششش را براى آن بكند و مؤمن باشد، آنان‌اند كه تلاششان مورد حق‌شناسى قرار خواهد گرفت.
پس عمل صالح، برخاسته از ایمان است و بین عمل و ایمان رابطه متقابل وجود دارد. بر این اساس، عملِ برخاسته از ایمان، باعث تقویت ایمان مى‌گردد و برعكس، بین الحاد و عمل برخاسته از الحاد نیز رابطه متقابل وجود دارد و آن عمل باعث تقویت الحاد و فاصله گرفتن بیشتر انسان ملحد از خداوند مى‌شود.