پندهای الاهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

محترم شمردن فرودستان و بنده‌نوازى در سخن خداوند

پند و سفارش دوم خداوند به حضرت موسى(علیه السلام)، احترام نهادن به فرودستان و فقیران، و خوار و حقیر نشمردن آن‌ها است. این سفارش و پند، هم باید در روابط شخصى مدّ نظر انسان باشد و به افراد فقیر احترام بگذارد و آنان را به دلیل فقرشان كوچك و حقیر نشمرد، و هم در روابط بین‌المللى باید مورد توجه مسؤولان نظام اسلامى قرار گیرد و آنان چون مستكبران عالم، ملت‌هاى فقیر و محروم آفریقا و دیگر نقاط جهان را حقیر و پست نشمارند؛ چون ممكن است آنان نزد خداوند عزیزتر از دیگران باشند.
﴿ صفحه 100﴾
گرچه دنیاپرستان ثروت را مایه عزت و سرورى مى‌دانند و هركس ثروت و مال بیشترى دارد در نظر آنان عزیزتر است و انسان‌هاى فقیر و بى‌بهره از ثروت دنیا را حقیر و كوچك مى‌شمارند، اما در منطق الاهى، مال و ثروت ملاك برترى انسان نیست و اساساً مال و ثروت وسیله آزمایش انسان است و امتیازى شمرده نمى‌شود. امتیاز انسان به تقوا و اطاعت خداوند است.
همه بندگان نزد خداوند عزیزند و از نظر خداوند، نژاد، موقعیت اجتماعى و ثروت زیاده امتیازى نیست. به‌علاوه، خداوند بندگان مؤمنِ فقیر خود را كه بهره اندكى از دنیا دارند و محروم شدن از ثروت و امكانات دنیا خللى در ارتباط آنان با خداوند ایجاد نكرده، بیشتر دوست مى‌دارد و كسانى كه به آن‌ها احترام مى‌نهند، خوشنودى خداوند را در دنیا و آخرت براى خویش فراهم‌مى‌آورند. پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این‌باره فرمودند:
مَنْ أَكْرَمَ فَقیراً مُسْلِماً لَقِیَ اللهَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَهُوَ عَنْهُ رَاض؛(70)كسى كه مسلمان فقیرى را اكرام كند و به او احترام بگذارد، در روز قیامت خداوند را در حالى كه از او راضى است ملاقات مى‌كند.
در مقابل، كسى كه بین بندگان خدا تبعیض روا مى‌دارد و مسلمان فقیر را به دلیل فقرش فروتر از ثروتمند مى‌داند و به او بى‌احترامى مى‌كند، خداوند را به خشم مى‌آورد و خود را گرفتار آتش جهنم مى‌سازد. حتى
﴿ صفحه 101﴾
امام رضا(علیه السلام) در نكوهشِ كسى كه در سلام كردن میان فقیر و غنى تبعیض روا مى‌دارد فرمودند:
مَنْ لَقِیَ فَقیراً مُسْلِماً فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلاَمِهِ عَلَى الْغَنِیِّ لَقِیَ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَهُوَ عَلَیْهِ غَضْبَانُ؛(71) كسى كه مسلمان فقیرى را ملاقات كند و متفاوت از سلامش به ثروتمند به او سلام كند، روز قیامت خداوند را در حالى كه از او خشمگین است ملاقات مى‌كند.
همچنین امام صادق(علیه السلام) درباره حرمت نهادن به مؤمن فقیر و كوچك نشمردن او مى‌فرمایند:
لاَ تُحَقِّرُوا مُؤْمِناً فَقِیراً فَإِنَّهُ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً فَقِیراً أَوِ اسْتَخَفَّ بِهِ حَقَّرَهُ اللهُ وَلَمْ یَزَلْ مَاقِتاً لَهُ حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ حَقْرَتِهِ أَوْ یَتُوبَ. وقال(علیه السلام): مَنِ اسْتَذَلَّ مُؤْمِناً أَوْ حَقَّرَهُ لِقِلَّةِ ذَاتِ یَدِهِ وَلِفَقْرِهِ شَهَرَهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى رُؤُوسِ الْخَلائِقِ؛(72) مؤمن فقیر را تحقیر نكنید. همانا كسى كه مؤمن فقیرى را تحقیر كند یا او را كوچك و خوار شمرد، خداوند او را حقیر و خوار مى‌سازد و همواره با او دشمن خواهد بود، مگر آن‌كه از تحقیر آن مؤمن دست بكشد و توبه كند. همچنین آن حضرت فرمودند: كسى كه مؤمنى را به دلیل فقر و تهى‌دستى‌اش ذلیل و خوار شمرد یا او را تحقیر كند، خداوند روز قیامت او را نزد همه خلایق رسوا مى‌سازد.
﴿ صفحه 102﴾

بى‌مقدار شمردن ثروت دنیا و حسرت نخوردن بر آن

پند و اندرز سوم خداوند به حضرت موسى(علیه السلام) عبارت است از این كه دنیا و نعمت‌هاى آن در نظر او بزرگ جلوه نكند؛ چون این باور غلط باعث مى‌گردد انسان كسى را كه فقیر و بى‌بهره از دنیا است، پست و حقیر بشمارد و بر ثروتمندان رشك برد و حسرت خورد. پس باید بداند و باور داشته باشد كه نعمت‌هاى دنیا هرچند در چشم بندگان خدا بزرگ جلوه كند، در نظر خداوند حقیر و كوچك است:
قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلِیلٌ وَالآْخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقى؛(73) بگو كالا و برخوردارى این دنیا اندك است و جهان آخرت براى كسى كه پرهیزكار باشد بهتر است.
اگر مؤمن به این باور برسد كه امكانات و ثروت‌هاى دنیایى، گرچه میلیاردها دلار ارزش داشته باشد، اندك و حقیر است و در برابر نعمت‌هاى آخرت قطره‌اى از دریا نیز به شمار نمى‌آید، به هیچوجه از محروم ماندن از ثروت دنیا ناراحت نمى‌گردد و بر كسانى كه ثروت دنیا را فراهم كرده‌اند، حسرت نمى‌خورد. او همواره در پى محروم نماندن از نعمت‌هاى جاودانه آخرت است و بر كسانى حسرت مى‌خورد كه در طریق رضوان الاهى قدم برداشته‌اند و با اطاعت از دستورات خداوند و ارتباط خالصانه با معبود خویش، به ثروت جاودانه و بى‌نهایت آخرت دست یافته‌اند. پس او نه به حال ثروتمندان به دلیل ثروتشان حسرت
﴿ صفحه 103﴾
مى‌خورد، و نه به فقیر به علت فقرش با حقارت مى‌نگرد؛ زیرا بر این باور است كه ممكن است آن فقیر نزد خداوند از دیگران عزیزتر باشد.
چنان‌كه از روایات و آیات استفاده مى‌شود، از لوازم حسرت نخوردن بر دارایى و ثروت دنیوى این است كه باور داشته باشد بهره‌مند شدن افراد از نعمت‌هاى دنیا یا محروم ماندن از آن‌ها، همه بر اساس حكمت، تدبیر و تقدیر الاهى است و تدبیر حكیمانه و مصلحت الاهى ایجاب مى‌كند كه برخى را از ثروت و مال دنیا برخوردار گرداند و برخى را محروم سازد و همه باید تسلیم اراده و تدبیر الاهى باشند. نه كسانى كه خداوند آن‌ها را از ثروت دنیا برخوردار ساخته، گرفتار غرور و فخرفروشى شوند و نه كسانى كه از ثروت دنیا محروم مانده و گرفتار فقر شده‌اند، ناراحت و افسرده گردند؛ چون در هر دو صورت، افراد مورد امتحان و آزمون الاهى قرار گرفته‌اند و باید بكوشند موفق و سربلند از آزمون خارج گردند.
برخى خیال مى‌كنند چون خداوند كسى را دوست مى‌دارد، او را از نعمت‌هاى سرشار دنیا برخوردار مى‌سازد و روزىِ فراوان به او مى‌بخشد. در مقابل، وقتى خداوند كسى را دوست نداشت و بر او غضب كرد، به حرمان از نعمت‌هاى دنیا و فقر گرفتارش مى‌كند. خداوند در توصیف این افراد مى‌فرماید:
فَأَمَّا الإِْنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَكْرَمَنِ * وَأَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی
﴿ صفحه 104﴾
أَهانَنِ؛(74) اما آدمى آن‌گاه كه پروردگارش او را بیازماید و گرامى دارد و نعمتش دهد، گوید: [چون شایسته این گرامى‌داشت بودم] پروردگارم مرا گرامى داشت، اما چون او را بیازماید و روزى‌اش را بر او تنگ سازد گوید: [به سبب این ابتلا] پروردگارم مرا خوار و زبون كرد.
واقعیت این است كه نعمت‌هاى حقیقى و جاودانه خداوند، نعمت‌هاى اخروى هستند و برخوردار شدن از آن‌ها، نشان دهنده اكرام و عنایت خداوند، و محروم ماندن از آن‌ها، نشانه غضب و خشم الاهى است. اما نعمت‌هاى دنیوى، وسیله‌اى براى آزمایش انسان‌ها هستند و هم كسانى كه از آن نعمت‌ها برخوردارند و هم كسانى كه از آن‌ها محروم مانده‌اند، در معرض آزمایش خداوند هستند و به هیچوجه دارایى و ثروت دنیا، ناشى از عنایت و احترام خداوند، و محروم ماندن از ثروت دنیا، ناشى از تحقیر انسان از سوى خداوند نیست.
با توجه به این حقیقت كه ثروت دنیا نشانه اكرام الاهى و توجه خاص خداوند به انسان نیست، ما مى‌نگریم كه در طول تاریخ، برخى از پیامبران و اولیاى خدا به محرومیت‌ها، سختى‌ها و گرفتارى‌هاى فراوان مبتلا گردیدند و در نهایت به شهادت رسیدند. اما در مقابل برخى از كافران و دشمنان خدا، از آسایش و نعمت‌هاى فراوان دنیا برخوردار شدند كه نمونه آن‌ها قارون است. خداوند درباره ثروت و گنج‌هاى فراوان او مى‌فرماید:
إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَیْهِمْ وَآتَیْناهُ مِنَ الْكُنُوز
﴿ صفحه 105﴾
ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ؛(75) قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم كرد، و از گنجینه‌ها آن‌قدر به او دادیم كه كلیدهاى آن‌ها بر گروه نیرومندى سنگین مى‌آمد، آن‌گاه كه قومش بدو گفتند: شادمانى مكن [مغرور و سركش مباش] كه خدا شادمانان را دوست ندارد.
برخى از بنى‌اسرائیلِ فریفته دنیا، وقتى ثروت كلان، خزانه‌ها و گنج‌هاى قارون را مشاهده مى‌كردند، خزانه‌هایى كه گروه نیرومندى نمى‌توانستند كلیدهایش را حمل كنند، حسرت مى‌خوردند و آه از دل برمى‌آوردند و مى‌گفتند:
یا لَیْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِیَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظّ عَظِیم؛(76) اى كاش مانند آنچه به قارون داده شده ما هم مى‌داشتیم، كه همانا او داراى بهره‌اى بزرگ است.
اما در نهایت همه دیدند كه آن ثروت بى‌شمار، سودى به حال قارون نبخشید و او پس از شكست در آزمون الاهى، گرفتار عذاب خداوند شد و خود و ثروتش نابود گردید.

نسبت فزون‌طلبى مادى با قانون استدراج

وقتى برخوردارى از دنیا و محرومیت از آنْ وسیله آزمایش انسان بود، كسى كه خداوند او را از دارایى و ثروت دنیا برخوردار ساخته، باید
﴿ صفحه 106﴾
بكوشد به وظایف خود عمل كند و ثروتش را در راه درست به كار بندد. همچنین كسى كه گرفتار فقر گردیده، باید بر فقر خویش صبر كند و از خدا اظهار نارضایتى نكند و زبان به شكایت نگشاید. حدود احكام شرع را رعایت كند و سعى نكند به اموال دیگران تجاوز كند، تا از این راه خود را از فقر برهاند. باید توجه داشت كه گاه ثروت و برخوردارى فزون‌تر از امكانات و نعمت‌هاى دنیا، خود وسیله مجازات و عقوبت انسان مى‌گردد. توضیح آن‌كه وقتى انسان به گناه آلوده شد و نه فقط از گناه خویش پشیمان نگشت و توبه نكرد، بلكه به سرپیچى و دشمنى بیشتر با خداوند پرداخت و روز‌به‌روز بر گناهان و نافرمانى‌هاى خود افزود، خداوند او را محكوم سنّت و قانون «استدراج» مى‌كند. بر اساس این سنت، او را از اموال و ثروت بیشتر برخوردار مى‌سازد تا با سرگرم شدن به لذایذ دنیوى و زیاده‌روى در معصیت، كاملا از خداوند غافل گردد و با شتاب بیشترى به سوى هلاكت و جهنم حركت كند. خداوند در این‌باره كه گاه برخوردارى از ثروت دنیا، مجازات و عقوبت الاهى را در پى دارد، در حق كسانى كه از نعمت‌هاى خدا سوء استفاده مى‌كنند و با دستورات و اوامر الاهى مخالفت مىورزند مى‌فرماید:
فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَلا أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كافِرُون؛(77) مال‌ها و فرزندانشان تو را به شگفت نیارد. جز این نیست كه خدا
﴿ صفحه 107﴾
مى‌خواهد تا به وسیله آن‌ها آنان را در زندگى دنیا عذاب كند و در حالى كه كافرند جانشان برآید.
همچنین خداوند درباره كسانى كه در مسیر انحراف قرار مى‌گیرند و محكوم قانون استدراج مى‌شوند، و نیز كسانى كه در مسیر هدایت و تلاش بیشتر براى كسب سعادت قرار مى‌گیرند مى‌فرماید:
مَنْ كانَ یُرِیدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِیدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً * وَمَنْ أَرادَ الآْخِرَةَ وَسَعى لَها سَعْیَها وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْیُهُمْ مَشْكُوراً * كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَهَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً؛(78) هركس خواهان [زندگانى] زودگذر دنیاست [و از آخرت رویگردان است] به زودى هركه را خواهیم از آنچه خواهیم مى‌دهیم، سپس دوزخ را برایش مقرّر مى‌داریم كه نكوهیده و به خوارى رانده شده در آن درآید و بسوزد و هركه [زندگانى] آن جهان خواهد و براى آن كوششى درخور كند و مؤمن باشد، پس كوشش آنان پاس داشته خواهد بود. هر دو [دسته] اینان و آنان را از عطاى پروردگارت مدد مى‌بخشیم، و عطاى پروردگارت [از كسى] منع نشده است.
كسى كه محكوم قانون استدراج مى‌گردد، شبیه دانش‌آموز و یا فرزند
﴿ صفحه 108﴾
چموشى است كه هرچه معلم یا پدر براى اصلاح او تلاش مى‌كند و رنج مى‌برد، طغیان و سرپیچى‌اش بیشتر مى‌شود و در نهایت وقتى از او ناامید مى‌گردند، او را از خویش طرد مى‌كنند تا زودتر به فرجام رفتار خود برسد. چنان‌كه از این آیه استفاده مى‌شود، خداوند، هم به كسانى كه در مسیر هدایت قرار مى‌گیرند، یارى و مدد مى‌رساند تا با اختیار و اراده خویش به هدایت و سعادت برسند، و هم به كسانى كه در غفلت و گمراهى به سر مى‌برند، به نوعى كمك مى‌كند كه با اراده و سوء اختیار خود، به انحطاط و هلاكت دست یابند.
خداوند درباره دسته اول مى‌فرماید:
وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَآتاهُمْ تَقْواهُمْ؛(79) و آنان كه به هدایت گراییدند، [خداوند] آنان را هرچه بیشتر هدایت بخشید و [توفیق] پرهیزكارى‌شان داد.
همچنین درباره دسته دوم مى‌فرماید:
فَلَمّا زاغُوا أَزاغَ اللهُ قُلُوبَهُم؛(80) پس چون [از حق] برگشتند، خدا دل‌هایشان را برگردانید.
خداوند دل كسى را از خود برمى‌گرداند كه مستحق گمراهى است و از آن پس، همه راه‌هاى هدایت به روى او بسته مى‌شود و وسایل گمراهى بیشتر براى او فراهم مى‌آید تا سریع‌تر به عقوبت ابدى خداوند گرفتار شود.
بنابر آنچه گفتیم، دارایى و نادارى، وسیله آزمایش انسان است. اگر
﴿ صفحه 109﴾
انسان از نعمت‌هاى دنیا بهره‌مند شد، نباید مغرور و سرمست گردد، بلكه باید هشیار و مواظب باشد كه در آزمون برخوردارى از دنیا شكست نخورد و سربلند و موفق گردد. همچنین كسى كه ثروت و نعمتى را از دست مى‌دهد، باید متوجه باشد كه مورد آزمایش الاهى قرار گرفته، پس نباید مأیوس و ناراحت گردد كه در این صورت در این آزمون شكست خورده است:
لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَاللهُ لا یُحِبُّ كُلَّ مُخْتال فَخُور؛(81) تا بر آنچه از دست شما رفته است اندوهگین نشوید و به سبب [آنچه] به شما داده است، شادمانى نكنید، و خدا هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد.