پندهای الاهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

جلسه چهارم: ساز و كارهاى اساسى روابط اجتماعى در سخن خداوند

یَا مُوسَى اغْسِلْ وَاغْتَسِلْ وَاقْتَرِبْ مِنْ عِبَادِیَ الصَّالِحِینَ. یَا مُوسَى كُنْ إِمَامَهُمْ فِی صَلاَتِهِمْ وَإِمَامَهُمْ فِیَما یَتَشَاجَرُونَ وَاحْكُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلْتُ عَلَیْكَ فَقَدْ أَنْزَلْتُهُ حُكْماً بَیِّناً وَبُرْهَاناً نَیِّراً وَنُوراً یَنْطِقُ بِمَا كَانَ فِی الاَْوَّلِینَ وَبِمَا هُوَ كَائِنٌ فِی الاْخِرِینَ؛ اى موسى! خودت را پاكیزه گردان و غسل كن و سپس به بندگان صالح من نزدیك شو. اى موسى! امام آن‌ها در نمازشان و نیز امام و داور در اختلافاتشان باش و بین آن‌ها بر اساس كتابى كه بر تو نازل كردم داورى كن. همانا من آن كتاب (تورات) را حكمى آشكار و روشن، برهانى روشنگر و نورى كه بیانگر آن چیزى است كه براى گذشتگان بود و براى آیندگان رخ خواهد داد نازل كردم.

ضرورت ارتباط با افراد و جامعه صالح

انسان موجودى اجتماعى است و زندگى او بدون تعامل و ارتباط با
﴿ صفحه 74﴾
دیگران تداوم نمى‌یابد. خداوند متعالى انسان را چنان آفریده كه ناگزیر است در جنبه‌هاى مادى و معنوى از هم‌نوعان خود استفاده كند. اگر كسى بخواهد تنها و در انزواى از جامعه زندگى كند و ارتباطى با هم‌نوعان خویشتن نداشته باشد، نه زندگى مادى‌اش دوام مى‌یابد، چون دوام زندگى مادى مرهون استفاده از تجربیات و دانش دیگران و پیشرفت‌هاى مادى بشر است، و نه در جنبه‌هاى معنوى رشد مى‌كند، چون رشد و تعالى در این جنبه، با شركت در جلسات مذهبى و استفاده از مواعظ و پندهاى آموزنده و روابط سازنده معنوى حاصل مى‌گردد. پس حتى ارتقاى معنوى و برخوردارى از مواهب معنوى نیز به بركت اجتماع تحقق مى‌یابد و اگر انسان‌ها از اجتماع و روابط جمعى بى‌بهره باشند و به تعامل و همكارى با یكدیگر نپردازند، در جهات معنوى نیز رشد نمى‌كنند. البته ارتقاى معنوى در اجتماع انسان‌هاى صالح محقق مى‌گردد و هرقدر روابط انسان‌هاى صالح و شایسته گسترده‌تر و عمیق‌تر گردد، تعالى و كمالشان فزون‌تر خواهد بود.
انسان نمى‌تواند در انزوا و به تنهایى به زندگى خود ادامه دهد و ناگزیر است با جامعه ارتباط داشته باشد، اما اقشار و افراد جامعه از نظر اخلاق، اعتقادات و رفتار در یك سطح قرار ندارند. به طور كلى مى‌توان جامعه را به دو گروه تقسیم كرد: گروه اول كسانى هستند كه در مسیر بندگى خداوند قرار دارند و رفتارشان‌درست و خداپسندانه است. در مقابلِ گروه اول كه اقلیت افراد جامعه به شمار مى‌آیند، اكثریت افراد جامعه قرار دارند كه یا با دین و ارزش‌هاى دینى و الاهى مخالف‌اند یا بى‌تفاوت‌اند و
﴿ صفحه 75﴾
به دین و ارزش‌هاى دینى اهمیت نمى‌دهند و گرچه دین را قبول دارند، به دلیل دلبستگى و علاقه به دنیا، معیارهاى دینى را در رفتارشان رعایت نمى‌كنند. این دسته گاه رسماً به نادرستى رفتارشان اعتراف مى‌كنند، ولى گاهى با این كه مى‌دانند رفتارشان نادرست است، اما به توجیه آن‌ها مى‌پردازند و مى‌كوشند رفتارشان را نیكو و پسندیده جلوه دهند.
اكنون با توجه به این كه اكثریت جامعه صالح و داراى رفتار درست نیستند و انسان‌هاى شایسته اندك‌اند، كسى كه مى‌خواهد نیكوكار باشد و بر اساس موازین الاهى رفتار كند و هدفش تقرب به خدا است، سه راه فراروى خویش دارد: راه اول این كه جز براى امور حیاتى و در حد ضرورت از جامعه فاصله گیرد و ارتباط او با جامعه بسان كسى باشد كه براى زنده ماندن ناچار شده مردار بخورد. راه دوم آن‌كه با همه افراد جامعه ارتباط برقرار كند و در عین حال مواظب باشد آلوده انحرافات و مفاسد نگردد. راه سوم و بهترین راه آن است كه دست به گزینش بزند و در درجه اول با افراد صالح ارتباط و معاشرت داشته باشد و ارتباط او با دیگران جنبه ثانوى و در حد ضرورت باشد؛ یعنى ارتباط او با اكثریت افراد جامعه با هدف ارشاد، تعلیم و هدایت آن‌ها باشد.

خاستگاه و انگیزه رهبانیت و انزواطلبى

چنان‌كه تاریخ گواهى مى‌دهد و در آیات و روایات نیز ذكر شده، اصحاب و یاران حضرت عیسى(علیه السلام)، رهبانیت و انزواى از جامعه را برگزیدند و با تلقى رهبانیت به عنوان ارزش، كوشیدند كه هرچه بیشتر از
﴿ صفحه 76﴾
جامعه و شهرها دور شوند و در بیابان‌ها، غارها و در دیرهایى كه مى‌ساختند، به گذران عمر و عبادت خدا بپردازند. قرآن درباره گرایش مسیحیت به رهبانیت و انگیزه آن‌ها مى‌فرماید:
وَرَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها‌...؛(56) و [اما] ترك دنیایى كه از پیش خود درآوردند ما آن را برایشان مقرر نكردیم، مگر براى آن‌كه كسب خوشنودى خدا كنند، ولى آن را آن‌سان كه سزاوار بود پاس نداشتند.
امروزه گرچه با گرایش شدید جهان مسیحیت به دنیا و مظاهر دنیوى، از توجه به رهبانیت كاسته شده، اما در گوشه و كنار كشورهاى مسیحى، هنوز هم راهبانى یافت مى‌شوند كه به دور از جامعه و در دیرها عمر خود را مى‌گذرانند. در یكى از سفرهایم به كشورهاى خارجى، با گروهى از مسیحیان در منزل اسقفشان ملاقاتى داشتم. آن‌ها گفتند در كنار خانه اسقف دیرى هست كه راهبانى در آن زندگى مى‌كنند. آنان از هنگامى كه داخل دیر شده‌اند، تا كنون از آن خارج نگردیده‌اند و پیوسته مشغول خواندن انجیل، دعا و مناجات هستند، نه روزنامه مى‌خوانند و نه تلویزیون مى‌بینند و نه به رادیو گوش مى‌دهند و هیچ اطلاعى از آنچه در بیرون دیر مى‌گذرد ندارند. در عالم مسیحیت وجود راهبانى كه در دیر زندگى مى‌كنند و كم و بیش در اجتماع نیز حاضر مى‌شوند مشهود است،
﴿ صفحه 77﴾
اما وجود راهبانى كه بیست یا سى سال در دیر زندگى كنند و در طى آن مدت از دیر خارج نشوند و هیچ اطلاعى از عالم نداشته و با هیچ كس معاشرت نداشته باشند، عجیب و دور از تصور مى‌نماید. طبیعى است انگیزه آن‌ها از این كار، تظاهر و خودنمایى نیست؛ چون در اجتماع مردم حاضر نمى‌شوند و كسى ایشان را نمى‌بیند و نمى‌شناسد تا بخواهند تظاهر و خودنمایى كنند. تشخیص آنان این است كه براى تقرب به خدا و اجراى صحیح آیین مسیحیت، باید به رهبانیت و دورى از دنیا روى آورد.
افزون بر گرایش به رهبانیت در بین پیروان حضرت مسیح(علیه السلام)، در بین مسلمانان نیز عده‌اى به رهبانیت، عزلت‌گزینى و دورى از دنیا گرایش دارند و اندیشه انزواى از اجتماع را ترویج مى‌كنند. برخى از فرقه‌هاى انحرافى و متصوفه نیز در عمل و اندیشه، انزواگزینى از اجتماع را ترویج مى‌كنند و بدین وسیله از زیر بار مسؤولیت‌هاى اجتماعى، سیاسى و عمل به وظایف خویش در برابر دیگر مسلمانان و مقابله با دشمنان اسلام شانه خالى مى‌كنند. آن‌ها نه فقط در عرصه‌هاى جهاد علمى و فرهنگى و جهاد با دشمنان اسلام كه كیان اسلام را تهدید مى‌كنند وارد نمى‌شوند، بلكه با ارائه چهره واژگونه از اسلام، عملا هم‌سوى با دشمنان، به مقابله با كیان اسلام برخاسته‌اند. این عده براى توجیه مرام خود، به برخى از روایات، از جمله روایاتى كه درباره شرایط آخرالزمان وارد شده (و در آن‌ها توصیه شده كه براى مصون ماندن و آلوده نشدن به انحرافات و مفاسدى كه در آخرالزمان عالم‌گیر مى‌گردد، مسلمانان از اجتماع كناره‌گیرى كنند) تمسك مى‌جویند؛ نظیر آنچه از امام صادق(علیه السلام)وارد شده كه فرمودند:
﴿ صفحه 78﴾
كُونُوا أَحْلاسَ بُیُوتِكُمْ؛(57) فرش‌هاى خانه‌هایتان باشید (كنایه از آن‌كه در خانه‌هایتان بمانید و در اجتماع مردم حاضر نشوید).