پندهای الاهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

معیار مشورت با دیگران

مطلب و توصیه چهارم خداوند به حضرت موسى(علیه السلام) این است كه انسان در مورد دینش حتى به فرزند خود اعتماد نكند، مگر آن‌كه فرزندش نیكوكار و دوست شایستگان و خوبان باشد. براى فهم دین، در درجه نخست انسان باید با وسواس تمام به كوشش و تلاش فكرى بپردازد تا به یقین دست یابد و هم در فهم احكام دین و هم براى تشخیص موضوعات بررسى لازم را به عمل آورد تا به حجت شرعى برسد و بكوشد به دیگران اعتماد نكند. اما اگر به نظر قطعى نرسید، طبیعى است كه نیازمند مشورت با دیگران و استفاده از دیدگاه‌هاى آنان است. طبیعى است در این زمینه، انسان مى‌كوشد با افراد نیكوكار و خیرخواه مشورت كند و خیرخواه‌ترین افراد، نزدیكان انسان چون پدر و فرزند هستند كه در صورت برخوردارى آنان از صلاحیت‌هاى علمى و اخلاقى، بر دیگران ترجیح داده مى‌شوند. نشانه صالح و قابل اعتماد بودن فرزند این است كه او همه انسان‌هاى صالح را دوست بدارد. اما اگر او برخى از افراد نیكوكار را دوست داشت، خواست خدا را در نظر نگرفته و بر اساس سلیقه و پسند خود عمل كرده است و نمى‌توان در مقام مشورت به او اعتماد كرد. به كسى مى‌توان اعتماد كرد كه در مقام مشورت، با كمال بى‌طرفى حق و صواب را بیان كند؛ هرچند نفعى براى او نداشته باشد و گاه اعلان آن نظر
﴿ صفحه 72﴾
به زیانش نیز تمام شود. اما كسى كه در دوستى با انسان‌هاى نیكوكار، سلیقه و خواست خود را دخیل مى‌داند و برخلاف خواست و منطق الاهى، در دوست داشتن آنان تبعیض قائل مى‌شود، ممكن است در مقام مشورت دادن نیز نظر شخصى و سلیقه خود را دخیل بداند و رأى درست و حق را در اختیار دیگران قرار ندهد.
﴿ صفحه 73﴾

جلسه چهارم: ساز و كارهاى اساسى روابط اجتماعى در سخن خداوند

یَا مُوسَى اغْسِلْ وَاغْتَسِلْ وَاقْتَرِبْ مِنْ عِبَادِیَ الصَّالِحِینَ. یَا مُوسَى كُنْ إِمَامَهُمْ فِی صَلاَتِهِمْ وَإِمَامَهُمْ فِیَما یَتَشَاجَرُونَ وَاحْكُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلْتُ عَلَیْكَ فَقَدْ أَنْزَلْتُهُ حُكْماً بَیِّناً وَبُرْهَاناً نَیِّراً وَنُوراً یَنْطِقُ بِمَا كَانَ فِی الاَْوَّلِینَ وَبِمَا هُوَ كَائِنٌ فِی الاْخِرِینَ؛ اى موسى! خودت را پاكیزه گردان و غسل كن و سپس به بندگان صالح من نزدیك شو. اى موسى! امام آن‌ها در نمازشان و نیز امام و داور در اختلافاتشان باش و بین آن‌ها بر اساس كتابى كه بر تو نازل كردم داورى كن. همانا من آن كتاب (تورات) را حكمى آشكار و روشن، برهانى روشنگر و نورى كه بیانگر آن چیزى است كه براى گذشتگان بود و براى آیندگان رخ خواهد داد نازل كردم.

ضرورت ارتباط با افراد و جامعه صالح

انسان موجودى اجتماعى است و زندگى او بدون تعامل و ارتباط با
﴿ صفحه 74﴾
دیگران تداوم نمى‌یابد. خداوند متعالى انسان را چنان آفریده كه ناگزیر است در جنبه‌هاى مادى و معنوى از هم‌نوعان خود استفاده كند. اگر كسى بخواهد تنها و در انزواى از جامعه زندگى كند و ارتباطى با هم‌نوعان خویشتن نداشته باشد، نه زندگى مادى‌اش دوام مى‌یابد، چون دوام زندگى مادى مرهون استفاده از تجربیات و دانش دیگران و پیشرفت‌هاى مادى بشر است، و نه در جنبه‌هاى معنوى رشد مى‌كند، چون رشد و تعالى در این جنبه، با شركت در جلسات مذهبى و استفاده از مواعظ و پندهاى آموزنده و روابط سازنده معنوى حاصل مى‌گردد. پس حتى ارتقاى معنوى و برخوردارى از مواهب معنوى نیز به بركت اجتماع تحقق مى‌یابد و اگر انسان‌ها از اجتماع و روابط جمعى بى‌بهره باشند و به تعامل و همكارى با یكدیگر نپردازند، در جهات معنوى نیز رشد نمى‌كنند. البته ارتقاى معنوى در اجتماع انسان‌هاى صالح محقق مى‌گردد و هرقدر روابط انسان‌هاى صالح و شایسته گسترده‌تر و عمیق‌تر گردد، تعالى و كمالشان فزون‌تر خواهد بود.
انسان نمى‌تواند در انزوا و به تنهایى به زندگى خود ادامه دهد و ناگزیر است با جامعه ارتباط داشته باشد، اما اقشار و افراد جامعه از نظر اخلاق، اعتقادات و رفتار در یك سطح قرار ندارند. به طور كلى مى‌توان جامعه را به دو گروه تقسیم كرد: گروه اول كسانى هستند كه در مسیر بندگى خداوند قرار دارند و رفتارشان‌درست و خداپسندانه است. در مقابلِ گروه اول كه اقلیت افراد جامعه به شمار مى‌آیند، اكثریت افراد جامعه قرار دارند كه یا با دین و ارزش‌هاى دینى و الاهى مخالف‌اند یا بى‌تفاوت‌اند و
﴿ صفحه 75﴾
به دین و ارزش‌هاى دینى اهمیت نمى‌دهند و گرچه دین را قبول دارند، به دلیل دلبستگى و علاقه به دنیا، معیارهاى دینى را در رفتارشان رعایت نمى‌كنند. این دسته گاه رسماً به نادرستى رفتارشان اعتراف مى‌كنند، ولى گاهى با این كه مى‌دانند رفتارشان نادرست است، اما به توجیه آن‌ها مى‌پردازند و مى‌كوشند رفتارشان را نیكو و پسندیده جلوه دهند.
اكنون با توجه به این كه اكثریت جامعه صالح و داراى رفتار درست نیستند و انسان‌هاى شایسته اندك‌اند، كسى كه مى‌خواهد نیكوكار باشد و بر اساس موازین الاهى رفتار كند و هدفش تقرب به خدا است، سه راه فراروى خویش دارد: راه اول این كه جز براى امور حیاتى و در حد ضرورت از جامعه فاصله گیرد و ارتباط او با جامعه بسان كسى باشد كه براى زنده ماندن ناچار شده مردار بخورد. راه دوم آن‌كه با همه افراد جامعه ارتباط برقرار كند و در عین حال مواظب باشد آلوده انحرافات و مفاسد نگردد. راه سوم و بهترین راه آن است كه دست به گزینش بزند و در درجه اول با افراد صالح ارتباط و معاشرت داشته باشد و ارتباط او با دیگران جنبه ثانوى و در حد ضرورت باشد؛ یعنى ارتباط او با اكثریت افراد جامعه با هدف ارشاد، تعلیم و هدایت آن‌ها باشد.