پندهای الاهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نقش آرزوهاى طولانى در قساوت و تاریكى دل

گرچه همه پیامبران از عنایات ویژه خداوند برخوردار بودند و به دلیل
﴿ صفحه 17﴾
نایل گشتن به عالى‌ترین كمالات الاهى، سرآمد بندگان خدا به شمار مى‌آمدند، اما هر یك از آن‌ها در مقایسه با دیگر پیامبران نیز از خصوصیت و امتیاز ویژه‌اى برخوردار شدند كه بدان معروف گردیدند. در این بین، حضرت موسى(علیه السلام) به مقام «كلیم‌اللهى» اختصاص یافت. او در كوه طور سخن خداوند را مى‌شنید و بر این اساس از وى در آموزه‌هاى دینى و وحیانى با عنوان «هم‌سخن خداوند» یاد شده است:
وَكَلَّمَ اللهُ مُوسى تَكْلِیماً؛(3) و خدا با موسى آشكارا سخن گفت.
آن پیامبر بلندمرتبه، به مقام و منزلتى ره یافت كه در خلوتِ با معبود در كوه طور، مخاطب نجوا و رازهاى پروردگار گردید و در طلیعه یكى از گفتوگوهاى خصوصى و نجواهاى الاهى، خداوند از او مى‌خواهد خاطر خویش را به آرزوهاى طولانى نیالاید كه باعث قساوت قلب و در نتیجه محروم گشتن از جوار و رحمت الاهى مى‌گردد. براى روشن شدن این بخش از روایت، لازم است به تبیین مفهوم قلب و سپس قساوت قلب بپردازیم و آن‌گاه نقش آرزوهاى طولانى و دراز را در قساوت قلب بررسى كنیم.

1. مفهوم قلب و نقش آن در آموزه‌هاى دینى

واژه «قلب» فراوان در قرآن و احادیث به كار رفته و از آنجا به ادبیات مسلمانان راه یافته است. بى‌تردید مقصود از قلب در این كاربرد، معناى
﴿ صفحه 18﴾
لغوى آن، یعنى عضو مادى و صنوبرى شكل درون سینه نیست، بلكه به معناى مركز ادراكات، عواطف و احساسات است و از این جهت، قرآن براى قلب دو ویژگى بیان مى‌كند. ویژگى اول، همان آگاهى، علم و شناخت است كه هم شناخت حصولى و هم كشف و شهود حضورى را دربر مى‌گیرد. ویژگى دوم، تمایلات، احساسات و عواطف است. قرآن در تبیین ویژگى اول مى‌فرماید:
أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الأَْرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها‌...؛(4) آیا در زمین گردش نكرده‌اند، تا دل‌هایى داشته باشند كه با [آن حقایق] را دریابند.
درباره ویژگى دوم مى‌فرماید:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُكِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ‌...؛(5) مؤمنان همان كسانى هستند كه چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد.
در قرآن، كلمه «فؤاد» مترادف با قلب به كار رفته است و از این روى، شهود، شناخت حصولى، تمایلات و عواطف بدان نسبت داده مى‌شود. از جمله خداوند درباره منشأ بودن فؤاد براى شهود و علم حضورى مى‌فرماید:
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى؛(6) آنچه را دل دید انكار[ش] نكرد.
بى‌تردید رؤیت و مشاهده در این آیه، مشاهده حسى، نظیر رؤیت و مشاهده با چشم سر نیست؛ بلكه چون فؤاد امرى معنوى و غیر حسى
﴿ صفحه 19﴾
است، رؤیت و مشاهده فؤاد نیز امرى معنوى و به معناى شهود و درك حضورى خواهد بود.

2. انحراف و قساوت قلب در قرآن

از منظر قرآن، قلب كه عبارت است از روح آدمى، از آن نظر كه ادراكات، احساسات و عواطف دارد، وقتى هم‌سو و هم‌جهت با نداى فطرت، مركز ایمان به خداوند گشت، به حق و حقیقتْ هدایت مى‌شود و از زنگارها و تیرگى‌ها پاك مى‌گردد:
وَمَنْ یُؤْمِنْ بِاللهِ یَهْدِ قَلْبَهُ؛(7) و كسى كه به خداوند ایمان بیاورد، دلش را به هدایت كند.
اما هنگامى كه قلب از ایمان به خداوند تهى گشت، چه در زمینه ادراكات و چه گرایش‌ها، گرفتار آفت و انحراف مى‌گردد. قرآن در آیات بسیارى، به انحراف قلب در زمینه‌هاى فوق اشاره دارد. از جمله درباره انحراف قلب در زمینه ادراكات مى‌فرماید:
أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلى عِلْم وَخَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ؛(8) آیا دیدى كسى را كه هواى نفس خویش را خداى خود گرفته است و خدا بر روى دانش (یعنى با وجود علمى كه داشت) گمراهش كرد و بر گوش و دلش
﴿ صفحه 20﴾
مُهر نهاد و بر چشمش پرده افكند؟ پس كیست كه او را پس از [فرو گذاشتن] خدا راه نماید؟آیا پند نمى‌گیرید؟
همچنین خداوند مى‌فرماید:
خَتَمَ اللهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ؛(9) خداوند بر دل‌هایشان و بر گوش‌هایشان مُهر نهاده و بر دیدگانشان پرده‌اى است و آنان را عذابى است بزرگ.
در آیه دیگر، دل بیمارى كه بر اثر طغیان، لجاجت و سرپیچى از اطاعت و پیروى خداوند، از هدایت الاهى محروم مانده، به مثابه دل كورگشته‌اى معرفى مى‌شود كه دریچه‌هاى شناخت حقیقت به روى آن بسته شده است و محروم از بصیرت و فرقان الاهى، در كوره‌راه‌هاى جهالت و گمراهى قدم مى‌سپرد:
فَإِنَّها لا تَعْمَى الأَْبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُور؛(10) چشمان [سر] نابینا نیست، بلكه [چشم ]دل‌هایى كه در سینه‌ها است، كور و نابینا است.
در آیه دیگر مى‌فرماید:
فَلَمّا زاغُوا أَزاغَ اللهُ قُلُوبَهُمْ؛(11) پس چون [از حق روى گرداندند و] كجروى كردند، خدا هم دل‌هایشان را [بگردانید و] كج ساخت.
﴿ صفحه 21﴾
اما درباره انحراف قلب در زمینه گرایش‌ها مى‌فرماید:
وَإِذا ذُكِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالآْخِرَةِ وَإِذا ذُكِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُون؛(12) و چون خداوند به یگانگى یاد شود، دل‌هاى كسانى كه به آخرت ایمان ندارند، منزجر گردد و چون كسانى جز او یاد شوند، ناگاه شادمان گردند.
همچنین خداوند در نكوهش بنى‌اسرائیل مى‌فرماید:
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِیَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَْنْهارُ وَإِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَإِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللهِ‌...؛(13) پس از آن، دل‌هایتان سخت شد همچون سنگ یا سخت‌تر، و همانا از برخى سنگ‌ها جوى‌ها روان شود و برخى از آن‌ها بشكافد و آب از آن بیرون آید، و برخى از آن‌ها از بیم خدا [از كوه] فرو ریزد.
در این آیه، قساوت قلب به عنوان اثر و نتیجه انحراف قلب در زمینه گرایش‌ها ذكر شده است. قساوت به معناى سختى و انعطاف‌ناپذیرى است. گاهى گفته مى‌شود كه دلْ نرم و داراى رحم، انكسار و انعطاف است. قساوت، درست در مقابل این ویژگى است و به معناى تهى گشتن دل از نرمى، رحمت و خشوع است، چونان سنگ كه نفوذناپذیر است. قساوت، دل را از سنگ سخت‌تر و نفوذناپذیرتر مى‌كند و باعث مى‌شود
﴿ صفحه 22﴾
كه فرد در برابر غم و ناراحتى دیگران متأثر نگردد و به حال دیگران دل نسوزاند. همچنین قساوتْ باعث مى‌شود كه موعظه و اندرز در دلْ اثر نكند و اشك انسان جارى نگردد.