پندهای الاهی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

جلسه اول: جلوه اطاعت از خدا و فرجام آرزوهاى طولانى

بخشى از روایاتى كه از طریق اهل‌بیت(علیهم السلام) به ما رسیده، احادیث قدسى(1) است كه خداوند بر قلب برخى از پیامبران القا كرده است. قسمتى از آن احادیث، مربوط به حضرت موسى(علیه السلام) است كه هنگام حضور آن
﴿ صفحه 16﴾
حضرت در كوه طور، خداوند خطاب به ایشان بیان فرموده است. از زمره آن احادیث قدسى، گفتوگویى است كه بین خداوند و حضرت موسى(علیه السلام) صورت پذیرفته و ما بخشى از آن را محور مباحث خویش قرار مى‌دهیم.
* * * * *
إِنَّ مُوسَى(علیه السلام) نَاجَاهُ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فَقَالَ لَهُ فِی مُنَاجَاتِهِ: یَا مُوسَى لاَ یَطُولُ [لاَ تُطَوِّل] فِی الدُّنْیَا أَمَلُكَ [أَمَلَك]فَیَقْسُوَ لِذَلِكَ قَلْبُكَ وَقَاسِی الْقَلْبِ مِنِّی بَعِیدٌ. یَا مُوسَى كُنْ كَمَسَرَّتِی فِیكَ فَإِنَّ مَسَرَّتِی أَنْ أُطَاعَ فَلاَ أُعْصَى؛(2) خداوند به گفتوگو و نجوا با حضرت موسى(علیه السلام. پرداخت و خطاب به آن حضرت فرمود: در دنیا آرزوى دراز و طولانى نداشته باش قلبت قساوت یابد. كسى كه قلبش سخت و قساوت‌زده است، از من دور مى‌باشد. اى موسى! تو بسان سُرور و خوشنودى من باش (یعنى مرا خوشنود ساز). همانا خوشنودى من در اطاعت و پیروى از من و پرهیز از معصیت من است

نقش آرزوهاى طولانى در قساوت و تاریكى دل

گرچه همه پیامبران از عنایات ویژه خداوند برخوردار بودند و به دلیل
﴿ صفحه 17﴾
نایل گشتن به عالى‌ترین كمالات الاهى، سرآمد بندگان خدا به شمار مى‌آمدند، اما هر یك از آن‌ها در مقایسه با دیگر پیامبران نیز از خصوصیت و امتیاز ویژه‌اى برخوردار شدند كه بدان معروف گردیدند. در این بین، حضرت موسى(علیه السلام) به مقام «كلیم‌اللهى» اختصاص یافت. او در كوه طور سخن خداوند را مى‌شنید و بر این اساس از وى در آموزه‌هاى دینى و وحیانى با عنوان «هم‌سخن خداوند» یاد شده است:
وَكَلَّمَ اللهُ مُوسى تَكْلِیماً؛(3) و خدا با موسى آشكارا سخن گفت.
آن پیامبر بلندمرتبه، به مقام و منزلتى ره یافت كه در خلوتِ با معبود در كوه طور، مخاطب نجوا و رازهاى پروردگار گردید و در طلیعه یكى از گفتوگوهاى خصوصى و نجواهاى الاهى، خداوند از او مى‌خواهد خاطر خویش را به آرزوهاى طولانى نیالاید كه باعث قساوت قلب و در نتیجه محروم گشتن از جوار و رحمت الاهى مى‌گردد. براى روشن شدن این بخش از روایت، لازم است به تبیین مفهوم قلب و سپس قساوت قلب بپردازیم و آن‌گاه نقش آرزوهاى طولانى و دراز را در قساوت قلب بررسى كنیم.

1. مفهوم قلب و نقش آن در آموزه‌هاى دینى

واژه «قلب» فراوان در قرآن و احادیث به كار رفته و از آنجا به ادبیات مسلمانان راه یافته است. بى‌تردید مقصود از قلب در این كاربرد، معناى
﴿ صفحه 18﴾
لغوى آن، یعنى عضو مادى و صنوبرى شكل درون سینه نیست، بلكه به معناى مركز ادراكات، عواطف و احساسات است و از این جهت، قرآن براى قلب دو ویژگى بیان مى‌كند. ویژگى اول، همان آگاهى، علم و شناخت است كه هم شناخت حصولى و هم كشف و شهود حضورى را دربر مى‌گیرد. ویژگى دوم، تمایلات، احساسات و عواطف است. قرآن در تبیین ویژگى اول مى‌فرماید:
أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الأَْرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها‌...؛(4) آیا در زمین گردش نكرده‌اند، تا دل‌هایى داشته باشند كه با [آن حقایق] را دریابند.
درباره ویژگى دوم مى‌فرماید:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُكِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ‌...؛(5) مؤمنان همان كسانى هستند كه چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد.
در قرآن، كلمه «فؤاد» مترادف با قلب به كار رفته است و از این روى، شهود، شناخت حصولى، تمایلات و عواطف بدان نسبت داده مى‌شود. از جمله خداوند درباره منشأ بودن فؤاد براى شهود و علم حضورى مى‌فرماید:
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى؛(6) آنچه را دل دید انكار[ش] نكرد.
بى‌تردید رؤیت و مشاهده در این آیه، مشاهده حسى، نظیر رؤیت و مشاهده با چشم سر نیست؛ بلكه چون فؤاد امرى معنوى و غیر حسى
﴿ صفحه 19﴾
است، رؤیت و مشاهده فؤاد نیز امرى معنوى و به معناى شهود و درك حضورى خواهد بود.