رابطه علم و دین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: علی مصباح

7.2. تأثیر دین بر هدف و غایت علم

آنچه تا اینجا مطرح شد، برمبنای تعریفی از علم بود که آن را به معنای کشف واقع می‌انگاشت. اما همان‌گونه که در معانی علم گذشت، تعریف‌های دیگری نیز از علم وجود دارد که گاهی هنگام بحث از علم دینی مد نظر قرار می‌گیرند. برخی هنگام سخن گفتن از تأثیر دین و گرایش‌های دینی در علم، به تعریفی از «علم» نظر دارند که آن را تنها بستری برای فعالیت­های علما و دانشمندان در یک زمینة علمی می‌داند. بر این اساس، همة نظریات مختلف و گاه متضادی که در یک موضوع خاص ابراز می‌شود و نقض و ابرام‌هایی که در آن‌باره صورت می‌پذیرند علم به حساب می­آید. علم به این معنا، صحنة آمد و شد دانشمندان، و تولد و مرگ نظریات است؛ نظریاتی که الزاماً درست نیستند و عوامل زیادی آن‌ها را تحت تأثیر قرار می­دهند. با کمی دقت، معلوم می­شود که بخش عظیمی از آرای دانشمندان در همه علوم متأثر از نظریات پیشینیان است؛ نظریاتی علمی که از دانشمندان گذشته گرفته‌اند، آنها را تأیید یا اصلاح کرده‌، یا بعضی چیزها به آن افزوده‌اند. حال، اگر کسی ادعا کند که باورهای دینی هم در برخی از این نظریات مؤثر بوده
﴿ صفحه 268 ﴾
است، حرفی به گزاف نگفته است، ‌چرا که اختلاف‌نظرهای موجود در یک علم می‌توانند از عوامل مختلفی مانند محیط اجتماعی، نظام ارزشی، فرهنگ جامعه، و ... سرچشمه بگیرند.

7.2.1. تأثیر دین بر انگیزه‌های عالمان

نوع دیگری از تأثیر دین بر فعالیت‌های علمی را می‌توان در تأثیر باورها و ارزش‌های دینی بر انگیزة افراد برای آموختن یک علم، پژوهش در موضوعاتی خاص، یا به‌کاربردن یافته‌های یک علم در مقام عمل مشاهده نمود. این تأثیر را مسامحتاً می‌توان از انواع تأثیر دین بر علم برشمرد،‌ چرا که در این فرض، آموزه‌های دینی نقشی مستقیم در گزاره‌های علمی ایفا نمی‌کنند، بلکه نقش آنها در مقدمات انگیزشی عالِم است. بنابراین، سزاوار است که این مورد را به‌جای مصداقی از تأثیرات دین بر علم، نوعی تأثیر دین بر عالِم بدانیم.
این تأثیر به دو نحو ممکن است انجام گیرد: فرض اول آن است که انگیزة فعالیت علمی مزبور صرفاً نتیجة باورها و ارزش‌های دینی باشد، به‌گونه‌ای که اگر فرض می‌شد چنین مطالبی در دین وجود نداشت، وی هیچ انگیزه‌ای برای این فعالیت علمی پیدا نمی‌کرد. این تأثیر انحصاری ممکن است به این دلیل باشد که بدون ذکر این مطلب در ضمن آموزه‌های دینی، چنین موضوعی ناشناخته می‌ماند و اصولاً چنین سؤالی برای شخص مطرح نمی‌شد تا دربارة آن تحقیق کند. عامل دیگری که می‌تواند انگیزة فعالیت علمی را در شخص
﴿ صفحه 269 ﴾
به‌وجود آورد این است که آموزه‌های دینی تحقیق دربارة موضوعی را تشویق کرده‌ باشند. درنتیجه، اهمیت پرداختن به آن موضوع مرهون ارزشی است که دین برای آن قائل شده است، درحالی که باصرف‌نظر از تأکید دین، تحقیق در موضوع مذکور به خودی خود برای شخص اهمیت چندانی نداشت. فرض دوم آن است که موضوع تحقیق برای پژوهشگر شناخته‌شده و جذاب است و چه بسا وی بدون آموزه‌های دینی هم به همان تحقیق مبادرت می‌ورزید، ولی تأثیر دین در این میان آن است که وی تحقیق خود را با نیّت کسب رضای الهی و رسیدن به سعادت ابدی انجام می‌دهد. در این صورت، وی با فعالیت خود دو هدف را به‌طور هم‌زمان برمی‌آورد: هم حقیقتی علمی را کشف می‌کند، و هم با نیت خالصانة خویش عبادتی را انجام می‌دهد و گامی در مسیر کمال نهایی خود برمی‌دارد. در همة این فرض‌ها، نقش دین تنها در ایجاد انگیزه‌ای خاص در پژوهش‌گر است که گاهی بر هدف علم نیز تأثیرگذار است؛ وگرنه، در محتوای خود علم (از جهت منبع، روش، یا نتیجة مطالعات) تأثیری ندارد.
در اخلاق اسلامی، نقش انگیزه و نیت در نتیجة کار بسیار بااهمیت و پررنگ است. یک عمل را می‌توان با دو انگیزه مختلف انجام داد و به دو نتیجه کاملاً متفاوت و گاه متضاد دست یافت. این مسئله در افعال اختیاری انسان کاملاً نمود دارد. فردی را در نظر بگیرید که شمشیر می‌سازد برای این‌که سر امام حسین علیه‌السلام با آن بریده شود، و دیگری هم شمشیر می‌سازد برای این‌که با آن با خیانت‌کاران مبارزه کنند. انگیزه‌ها در دو قطب مخالف‌اند، اما آیا
﴿ صفحه 270 ﴾
شمشیر ساختن در این دو فرض فرق می‌کند؟ «شمشیرسازی» کاری واحد است، و ابزار و کیفیت انجام آن هم یکی است، اما انگیزه‌ها متفاوت است. بنابراین اگر به خود کار نگاه کنیم، تفاوتی میان آنها نیست و به یک معنا می‌توان گفت دینی و غیردینی ندارد. ولی اگر نیت و انگیزة فاعل را درنظر آوریم، تفاوتی اساسی میان این دو کار دیده می‌شود و به این اعتبار می‌توان گفت یکی کاری دینی انجام می‌دهد و دیگری کاری غیردینی یا ضددینی. حتی افعال دینی ـ مانند نماز خواندن ـ هم ممکن است با انگیزه دینی یا شیطانی انجام گیرد و به دو نتیجة متفاوت منتهی گردد. هم نمازی که برای خدا خوانده شود، نماز است، و هم نمازی که برای ریا خوانده شود، ولی یکی موجب سقوط در جهنم می‌شود، چون انگیزه‌اش شیطانی است، و دیگری موجب تعالی و تقرب الی‌الله می‌شود، زیرا انگیزه­اش الهی و دینی است.

7.2.2. تأثیر اهداف دینی بر هدف‌ علوم

شکل دیگری از تأثیرات دین بر علم، تأثیری است که اهداف دینی بر هدف‌گذاری و جهت‌دهی به علوم برجای می‌گذارد. از یک زاویه، هر علم را می‌توان جداگانه و مستقل از دیگر علوم به‌حساب آورد، و به تناسب موضوع و کاربردش هدف‌گذاری نمود. به‌عنوان نمونه،‌ می‌توان گفت: فیزیک علمی است که به مطالعه اجسام و کشف آثار ظاهری آنها می‌پردازد، و هدف از آن شناخت طبیعت مادی و به‌خدمت گرفتن این روابط برای زندگی راحت‌تر است. یا
﴿ صفحه 271 ﴾
در علوم انسانی، می‌توان علم اقتصاد را مطالعة رفتار اقتصادی انسان‌ها به‌منطور کشف روابط میان آنها و مهندسی رفتار اقتصادی در جهت کسب ثروت بیشتر تعریف نمود. ولی اگر از افقی بالاتر نگاه کنیم خواهیم دید که همه این علوم زیرمجموعه‌های یک نظام هماهنگ و پیچیدة عظیم را تشکیل می‌دهند، و می‌توانند در خدمت تحقق یک هدف نهایی قرار گیرند. غالباً این هدف نهایی گاه به‌صورتی غریزی و ناخودآگاه، و گاهی آگاهانه بر اساس نظام باورها و ارزش‌های صاحبان مکاتب مختلف تعیین می‌شود. علوم سکولار که بر پایه‌های ماده‌گرایی و انسان‌محوری بنا شده‌اند، عموماً این هدف را رفاه و لذت مادی در این دنیا تصور کرده‌اند، و اهداف علوم را بر همین اساس تنظیم می‌کنند. شناسایی این هدف نهایی و تنظیم اهداف علوم مختلف در راستای تحقق آن می‌تواند در جهت‌دهی صحیح به آنها و رساندن انسان به کمال نهایی خود نقشی مهم و بی‌بدیل داشته باشد.
از دیدگاه دینی، انسان از یک نظر دارای ابعاد فردی و اجتماعی، و از منظری دیگر، دارای ابعاد اخلاقی، حقوقی، اقتصادی،‌ سیاسی، تربیتی، و ... است. مطالعة هر یک از این ابعاد علم انسانی خاصی ـ همچون علم اقتصاد یا سیاست ـ را پدید آورده است، همان‌گونه که فعالیت‌های علمی برای هدایت این ابعاد به‌سوی برآوردن اغراض مطلوب، نظام‌های خاصی ـ مانند نظام اقتصادی یا سیاسی ـ را ایجاب کرده است.
هنگامی که سخن از علم دینی در قلمرو علوم انسانی به‌میان
﴿ صفحه 272 ﴾
می‌آید، در یک سطح می‌توان هر مجموعه از مسائل توصیفی مربوط به یکی از ابعاد انسان را علمی جداگانه درنظر گرفت؛ علومی چون علم اقتصاد، علم حقوق، علم اخلاق، و ... . همچنین مجموعة مسائل دستوری مربوط به هر بعد انسان را می‌توان به عنوان یک سیستم یا نظام جداگانه به‌حساب آورد؛ نظام‌هایی چون نظام اقتصاد اسلامی، نظام سیاسی اسلامی، نظام اخلاقی اسلامی، و... . منظور از سیستم یا نظام در اینجا مجموعة دستورالعمل‌هایی است که دست‌کم در هدف و غرض وحدت داشته باشند. ازسوی دیگر، و در سطحی بالاتر، هریک از این نظام‌ها جزئی از نظام جامع‌تر و کلی‌تر اسلام‌اند که راه زندگی را به بشر نشان می‌دهد، و درواقع، این‌ها نظام‌هایی فرعی(143)از آن نظام جامع به‌حساب می‌آیند که از خود استقلالی ندارند. سیستم جامع اسلام یک هدف بیشتر ندارد، و آن کمال حقیقی انسان است که از آن به قرب به خدای متعال یاد می‌شود. با این وجود، هر یک از این نظام‌های فرعی و جزئی بخشی از آن سیستم کلی هستند. بنابراین، هرچند هر یک از نظام‌های جزئی، هدفی متناسب با خود دارد، مثلاّ هدف اقتصاد تأمین رفاه و آسایش زندگی یا بهره‌مندی هرچه بیشتر افراد از نعمت‌های خداست، و هدف اخلاق، صفا و جلا دادن نفس و تکامل روحی انسان است، ولی در نظام جامع اسلامی، همه هدف‌های فرعی باید در راستای برآوردن و تحقق هدف نظام جامع و کلی باشند. بنابراین، به‌عنوان
﴿ صفحه 273 ﴾
مثال، هدف اقتصاد اسلامی، تأمین رفاه و بهره‌مندی هرچه بیشتر از نعمت‌های الهی در راستای رسیدن به قرب او و کمال نهایی انسانی خواهد بود.
ازسوی دیگر، هنگامی که افعال انسانی را درنظر می‌گیریم، بر این نکته واقف می‌شویم که یک فعل می‌تواند دارای ابعاد و وجوهی مختلف باشد که هر بُعد آن می‌تواند موضوع یکی از علوم قرار گیرد. به‌عنوان مثال، انفاق از آن جهت که در بازتوزیع ثروت نقش ایفا می‌کند، فعلی اقتصادی به‌شمار می‌رود، و از آن نظر که انجام آن با نیت تقرب به خدا شخص انفاق‌کننده را به هدف اخلاق نزدیک می‌کند، عملی اخلاقی محسوب می‌شود، و اگر همین عمل برای آموزش به فرزند و در حضور او انجام گیرد، عملی تربیتی خواهد بود. بنابراین، نظام‌های اجتماعی که هریک دارای انسجام و موضوع خاصی هستند و از این‌رو مستقل‌اند، ممکن است به صورت دوایری متحدالمرکز تصور شوند که چهره‌های گوناگون یک فعل را نشان می‌دهند.
با توجه به این‌ دو نکته، روشن می‌شود که با تعیین هدف نهایی توسط دین، همة نظام‌های فرعی که خود اجزاء یک سیستم بزرگتر هستند، باید یک هدف نهایی داشته باشند، و هدف‌های خاص هر یک از آن‌ها باید در مسیر همان هدف نهایی قرار گیرد. بنابراین آن هدف نهایی می‌تواند به دیگر سیستم‌ها جهت خاصی ببخشد و احیاناً محدودیت‌ها یا توسعه‌هایی برای آن‌ها ایجاد کند. وقتی هدف نهایی سیستم جامع اسلام تقرب به خدا باشد، در آن‌صورت، هر چیزی که
﴿ صفحه 274 ﴾
موجب تقرب به خدا باشد، هرچند فایدة دنیوی نداشته باشد، مطلوب و حتی الزامی می‌شود، و هر کاری که با تقرب به خدا منافات داشته باشد، هرچند موجب رفاه اقتصادی باشد، ممنوع می‌شود.(144)