رابطه علم و دین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: علی مصباح

6.1.2. نقد مبنایی

علوم در اثبات یا ابطال مسائل مربوط به خود ـ در حد یقین یا ظن،
﴿ صفحه 240 ﴾
به‌عنوان قضایایی اثبات‌پذیر، تأییدپذیر، یا ابطال‌پذیرـ بر اصولی مبتنی‌اند که آگاهانه یا ناآگاهانه پذیرفته شده‌اند. این اصول از مبانی معرفت‌شناختی به‌مثابة سنگ‌بنای معرفت بشری آغاز می‌شود و تا مبانی هستی‌شناختی، انسان‌شناختی، ارزش‌شناختی، و دین‌شناختی پیش می‌روند. برای نقد دستاوردهای علوم، ابتدا باید مبانی معرفت‌شناختی آنها مورد بررسی و نقادی دقیق قرار گیرند. رویکرد حقیقت‌جویانه به علوم ایجاب می‌کند که در مرحله اول، حوزه معرفت‌شناسی تقویت شود. به این منظور، باید راه‌های صحیح کشف واقعیت ـ که چه بسا اعتبار برخی از آنها خیلی بیش از ادراکات حسی باشدـ شناسایی، اثبات، و ارزش‌یابی شوند. تنها پس از معرفت‌شناسی است که نوبت به حوزه متافیزیک و هستی‌شناسی می‌رسد که اصولی عقلی ـ مانند اصل علیت و مسائل مربوط به آن ـ را بررسی و اثبات می‌کند که مورد نیاز علوم‌اند و در فلسفه اثبات می‌شوند.
برای تولید علوم بر اساس مبانی استوار و متین عقلی به چنین طرح جامع و گسترده‌ای نیاز است، و پذیرفتن چنین طرحی با آموزه‌های اسلامی کاملاً موافق است. در آموزه‌های اسلامی اثبات می‌شود که راه‌های کسب معرفت منحصر به حس و تجربه نیست، بلکه از همه راه‌هایی که انسان‌ها در اختیار دارند می­توان به معرفت دست یافت؛ راه‌هایی مانند عقل، شهود عرفانی انسان‌های برجسته‌تر، و معارف وحیانی که انسان‌های ممتازی به نام انبیا می‌توانند مستقیماً از خدای متعال تلقی کنند. همچنین در جای خودش اثبات می‌کنیم که اعتبار راه‌های غیرحسی نه‌تنها کم‌تر از روش حسی و تجربی
﴿ صفحه 241 ﴾
نیست، بلکه اعتبار ادراکات بسیاری از آنها از ادراکات حسی ـ‌که منشأ علوم تجربی‌اندـ بیشتر می­باشد.
به‌دلیل همین هم‌خوانی و هماهنگی کامل میان این اصول معرفت‌شناختی با اصول و معارف دین اسلام است که از این طرح جامع برای تولید و تحول علوم با عنوان «علم دینی» یا «اسلامی کردن علوم» یاد می­شود، وگرنه ما تعصبی نسبت به دین خاص، مذهب خاص، قومیت خاص، زبان خاص، و یا نژاد خاصی نداریم. علمی که کاشف از حقیقت باشد ـ از غرب باشد یا از شرق، از مسلمان باشد یا از غیرمسلمان، از سفید باشد یا از سیاه ـ برای ما محترم است و ما آن را می‌پذیریم.

6.2. تبیین و اثبات مبانی علوم

گام بعدی در تولید علم دینی یا اسلامی‌سازی علوم آن است که اصول موضوعة آنها را بر اساسی استوار بنا کنیم. اصول موضوعة مشترک میان همة علوم را می‌توان به چند دسته کلی تقسیم نمود: مبانی معرفت‌شناختی، مبانی هستی‌شناختی، مبانی انسان‌شناختی، و مبانی دین‌شناختی. البته این تقسیم حصر عقلی نیست و می‌توان به تناسب موضوعات و اهداف مختلف، مبانی دیگری نیز به این فهرست افزود.

6.2.1. مبانی معرفت‌شناختی علوم

بنیادی‌ترین سؤال‌ها در هر تلاش علمی، پرسش‌های مربوط به اصل
﴿ صفحه 242 ﴾
معرفت‌ است. مسائلی از قبیل این‌که معرفت انسان چیست و چند نوع است؛ چگونه و از چه راه‌هایی به‌دست می‌آید؛ چه اندازه و به چه دلیل اعتبار دارند؛ از چه راهی اعتبارشان اثبات می‌شود؛ و آیا می‌توان معرفت یقینی پیدا کرد؛ به چه دلیل؟ تا این مسائل حل نشوند، نوبت به اثبات اصول موضوعة یک علم هم نمی‌رسد، چه رسد به این‌که بخواهند بر اساس آن اصول موضوعه، مسائل علمی را حل کنند. تلاش برای پاسخ به این پرسش‌ها یک فعالیت صددرصدآکادمیک و علمی است، نه یک فعالیت ایدئولوژیک از روی تعصب به اسلام، و نه حتی برای تحقق بخشیدن به شعارهای انقلاب اسلامی. اگر مسلمان هم نبودیم، یا در سایة نظام جمهوری اسلامی زندگی نمی‌کردیم، این سؤالات برای ما به عنوان یک انسان جستجوگر و حقیقت‌جو مطرح بود، و هر فرد بی‌طرف و بی‌غرضی هم باید به عنوان یک کار علمی محض، از این مبانی آغاز کند، که در غیر این صورت، دیگر تلاش‌های علمی او بی‌ریشه، سست، و ابتر خواهد بود: «كَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ»(133).
بنابراین، برای اسلامی‌سازی علوم، باید ابتدا مبانی معرفت‌شناختی علوم موجود را به دقت بررسی کرد، و اگر در این مبانی خللی وجود دارد، آنها را کشف، آسیب‌شناسی، و اصلاح نمود. پس از اثبات مبانی صحیح معرفت‌شناختی علوم، نوبت به بررسی نظریات
﴿ صفحه 243 ﴾
مطرح در این علوم بر اساس ارتباط آنها با مبانی می‌رسد. یکی از مهم‌ترین مسائل معرفت‌شناختی، که نقشی اساسی در علوم مختلف دارد، سؤال از راه‌ها و منابع معرفت است. منظور ما از یافتن راه‌ها و منابع معرفت، مشخصاً پاسخ به این سؤال است که آیا راه شناخت واقعیات هستی، منحصر در حواس پنج‌گانه است یا عقل و وحی هم به عنوان منابعی مستقل در زمینة شناخت حقایق کارآیی دارند؟ ما در معرفت‌شناسی اثبات می‌کنیم که همة راه‌های معرفت به معرفت‌های حسی ختم نمی‌شوند، و عقل جایگاهی مهم در معرفت‌ بشری دارد. به‌علاوه، به‌وسیلة دلایل عقلی، اعتبار راه وحی را نیز اثبات می‌کنیم.
بنابراین، اولین گام برای تولید علم دینی، و اسلامی‌کردن علوم، این است که مبانی علوم را با دلایل متقن اثبات کنیم. ادعای ما این است که می‌توانیم با دلایل عقلی یقینی، منظومه‌ای از علوم و معارف را ارائه بدهیم که منطقی‌ترین بحث‌ها در آن مطرح شده و به اثبات رسیده باشند، و با مبانی فکر اسلامی هم‌خوانی داشته باشند. از این‌رو می‌توان آن را علم اسلامی یا علم دینی نامید، زیرا این حقایق همان چیزی است که اسلام ـ و به فرمایش مقام معظم رهبری، «قرآن»ـ می‌گوید. این منظومة فکری از اساسی‌ترین نقطه در فکر بشر که معرفت‌شناسی است، شروع شده، به دنبال آن هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، و دیگر علوم و معارف می‌آیند. تا معرفت‌شناسی صحیحی نداشته باشیم، نوبت به حل مسائل هستی‌شناختی نمی‌رسد، و بدون داشتن فهمی صحیح از مسائل کلی هستی (فلسفه)،
﴿ صفحه 244 ﴾
شناخت درستی از پدیده‌ها ـ اعم از پدیده‌های طبیعی و انسانی ـ نخواهیم داشت، و بدون شناخت کامل پدیده‌ها، درک روابط علّی و معلولی (و دیگر انواع رابطه) میان آنها میسر نمی‌شود.