رابطه علم و دین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: علی مصباح

2.2.2. احساس تعلق و وابستگی

برخی مانند فرِدریك شلایرماخِر(41)دین را به یك احساس فروكاسته، همة محتوای نظری و عملی آن را اموری زائد تلقی كرده‌اند. از نظر وی، گوهر دین «نه تفكر است و نه عمل، بلكه شهود و احساسات است [. . .] بنابراین دین تنها در صورتی قلمرو و هویت خاص خود را حفظ می‌كند كه خود را كاملاً از قلمرو و هویت اندیشه و نیز عمل جدا كند.»(42)

2.2.3. اعتقاد به امر قدسی

طبق اصطلاحی دیگر، اعتقاد به امر قدسی، دین نامیده می­شود، یعنی پذیرفتن یک سلسله امور به عنوان مقدس که نباید درباره آنها تشکیک یا چون و چرا کرد. بعضی از غربی‌ها دین را همین گونه تعریف کرده­اند. آنها خواسته‌اند معنایی را از دین ارائه دهند که شامل همه ادیان ـ از جمله بت‌پرستی، توحید، ثنویت، تثلیث،
﴿ صفحه 83 ﴾
انکار خدا، و ...ـ بشود و از این رو دین را به «اعتقاد به یک امر قدسی» تعریف کرده‌اند. به عنوان نمونه، پیتر برگر از آن این‌چنین تعبیر می‌كند: «تعریف ماهوی دین در قالب مفروض گرفتن یك جهان مقدس [ممكن می‌شود . . .] البته فصل ممیز در این تعریف همان مقوله‌ی مقدس است كه [. . .] اساساً به همان معنایی به كار رفته كه از زمان رادولف اُتو(43)در دین‌شناسی مطرح است.»(44)این اصطلاح با معنای لغوی دین سازگار است که حاکی از آیینی است که عده‌ای آن­را محترم می‌شمارند و به آن عمل می‌کنند.

2.2.4. اعتقاد به ماوراء طبیعت و برقراری نوعی ارتباط با آن

اصطلاح سوم برای واژة دین، اعتقاد به ماورای طبیعت و برقرار کردن نوعی رابطه با آن است. بنا بر این کاربرد، هر نوع اعتقاد به این که غیر از عالم طبیعت، جهان و موجودات دیگری وجود دارد (خواه خدای واحد باشد، یا الهه‌های متعدد، یا جنّیان، یا ارواح خبیثه و طیبه، یا اموری دیگر)، و باور به این‌که فی‌الجمله می­توان با آن(ها) ارتباط برقرار کرد، دین نامیده می‌شود. در این اصطلاح، عنصر «متعالی» از ذاتیات مفهوم دین به ‌شمار آمده است، و دین به
﴿ صفحه 84 ﴾
مثابة «راهی برای درك و برقرار كردن ارتباط با موجود متعالی»(45)معرفی شده است.
آنچه میان سه معنای ذکرشده مشترک است این نکته است که دین در همة این اصطلاحات در اعتقاد و رابطه‌ای درون‌ذهنی(46)، و شخصی خلاصه می‌شود و از مسائل فردی فراتر نمی‌رود. حتی اگر در این رویکردها از آداب و رسوم دینی مانند حضور در کلیسا یا برگزاری جشن‌های مقدس بحث به میان می‌آید،‌ به آنها به مثابة مسائل جنبی و فرعی نگاه می‌شود که برای تقویت اعتقاد یا رابطة فردی با موجود مقدس یا ماورائی به‌کار می‌آید، وگرنه در این تعاریف، دین اصالتا به جامعه و مسائل زندگی مردم، ارتباطی ندارد. چنین گرایش‌هایی که رویکردهایی سکولار به دین است، سعی می‌کنند دین را در محدوده‌ای‌ خاص محصور کنند و دین را فقط رابطه انسان با خدا (به عنوان امر قدسی یا ماورائی) بدانند، که آن هم بیشتر ذوقی و سلیقه‌ای است و از واقعیتی حکایت نمی‌کند. از این رو، آن طور که در غرب شایع است، یک شخص می­تواند به‌راحتی دینش را عوض کند. پذیرفتن و نپذیرفتن چنین دینی هم مشکل نیست چرا که اختلاف آنها شبیه اختلاف سلیقه‌ها در انتخاب رنگ‌هاست.
﴿ صفحه 85 ﴾