رابطه علم و دین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: علی مصباح

2.2.1. معنای لغوی

در میان لغت‌شناسان، دربارة این‌که واژة «دین» اصالتاً متعلق به چه زبانی است اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند دین در اصل، لغتی كرامی‌ـ‌عبری به معنای حساب است؛ عده‌ای بر این باورند که این واژه در اصل، لغتی عربی به معنای عادت بوده، و دستة ‌سومی آن را در اصل، واژه‌ای فارسی به معنای خصایص روحی، تشخص معنوی، قانون، حق، داوری، وجدان، دیانت، كیش، و دینداری و مترادف با كلماتى چون: حكم و قضا، رسم و عادت، شریعت و مذهب، و همبستگى می‌دانند،‌ هرچند میان معنای آنها گاه اختلافاتی
﴿ صفحه 81 ﴾
اساسی نیز دیده می‌شود.(39)این واژه در زبان‌های عربی و فارسی به همین شکل به‌کار می‌رود و کاربردهایی بسیار متنوع دارد به‌گونه‌ای که برخی آن را مشترک لفظی دانسته‌اند. كاربردهاى قرآنى این کلمه نیز از تنوع زبادی برخوردار است که از آن جمله‌اند: جزا، حساب، قانون، شریعت، طاعت و بندگى، تسلیم و انقیاد، اسلام، روش و رویه، توحید و خداپرستى.(40)معادل این واژه در زبان‌های مختلف نیز کم‌یابیش همین وضع را دارند. واژه religion که در زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی به یک شکل ولی با تلفظ‌های مختلف به‌کار می‌رود، واژه لاتین religionem از ریشه لاتینی religio، و واژهdharma در زبان سانسکریت از این جمله‌اند. در زبان عبری، halakha (הֲלָכָה‎‎) نزدیک‌ترین واژه به دین معرفی شده است که گاهی به «شرع» ترجمه می شود. در این زمینه بحث‌هایی در حوزة فقه‌اللغه مطرح است که چندان به‌کار هدف ما نمی‌آید. مهم‌تر از معانی لغوی دین، معانی اصطلاحی دین است که آن‌ها نیز از تنوع ویژ‌ه‌ای برخوردارند. تعریف‌های اصطلاحی دین، غالباً برخاسته از دیدگاه‌های خاص الهیاتی، فلسفی، اجتماعی، یا روان‌شناختی کسانی است که به تبیین دین در
﴿ صفحه 82 ﴾
چارچوب اندیشه‌ها و اهداف خود پرداخته‌اند. برای نمونه به برخی از این تعریف‌ها اشاره می‌کنیم و بحث تفصیلی آن را به مجال مناسب آن وامی‌گذاریم.

2.2.2. احساس تعلق و وابستگی

برخی مانند فرِدریك شلایرماخِر(41)دین را به یك احساس فروكاسته، همة محتوای نظری و عملی آن را اموری زائد تلقی كرده‌اند. از نظر وی، گوهر دین «نه تفكر است و نه عمل، بلكه شهود و احساسات است [. . .] بنابراین دین تنها در صورتی قلمرو و هویت خاص خود را حفظ می‌كند كه خود را كاملاً از قلمرو و هویت اندیشه و نیز عمل جدا كند.»(42)

2.2.3. اعتقاد به امر قدسی

طبق اصطلاحی دیگر، اعتقاد به امر قدسی، دین نامیده می­شود، یعنی پذیرفتن یک سلسله امور به عنوان مقدس که نباید درباره آنها تشکیک یا چون و چرا کرد. بعضی از غربی‌ها دین را همین گونه تعریف کرده­اند. آنها خواسته‌اند معنایی را از دین ارائه دهند که شامل همه ادیان ـ از جمله بت‌پرستی، توحید، ثنویت، تثلیث،
﴿ صفحه 83 ﴾
انکار خدا، و ...ـ بشود و از این رو دین را به «اعتقاد به یک امر قدسی» تعریف کرده‌اند. به عنوان نمونه، پیتر برگر از آن این‌چنین تعبیر می‌كند: «تعریف ماهوی دین در قالب مفروض گرفتن یك جهان مقدس [ممكن می‌شود . . .] البته فصل ممیز در این تعریف همان مقوله‌ی مقدس است كه [. . .] اساساً به همان معنایی به كار رفته كه از زمان رادولف اُتو(43)در دین‌شناسی مطرح است.»(44)این اصطلاح با معنای لغوی دین سازگار است که حاکی از آیینی است که عده‌ای آن­را محترم می‌شمارند و به آن عمل می‌کنند.