فهرست کتاب


گناه شناسی

حاج شیخ محسن قرائتی

تأدیب اجتماعى

از نظر اسلام، گاهى برخورد با گنهكار از طریق تأدیب اجتماعى و بایكوت صورت مى گیرد، به نمونه هاى زیر توجه كنید:
1- تنبیه زناكار آن است كه از ازدواج با پاكان محروم است.(391)
2- تنبیه كسانى كه نسبت نامشروع به افراد پاك مى دهند، با اینكه شواهد كافى ندارند، آن است كه گواهى آنها بى اعتبار است و باید شلاق بخورند.(392)
3- مشركان از ورود به مسجدالحرام ممنوع هستند.(393)
4- رسول اكرم صلى الله علیه وآله با سه نفر كه در جبهه جنگ و بسیج عمومى شركت نكرده بودند سخن نگفت و مسلمین حتى همسر و فرزندشان با آنان سخن نگفتند تا حدى كه عرصه ى زمین بر آنان تنگ شد. سرانجام توبه كردند و رسول اكرم صلى الله علیه وآله به فرمان خداوند متعال توبه آنها را پذیرفت و بایكوت آنها شكسته شد.(394)
5- همنشینى با منكران و مسخره كنندگان آیات خدا ممنوع است.(395)

روایات و برخورد با گنهكار

در روایات اسلامى در رابطه با چگونگى برخورد با گنهكار، مطالب بسیار آمده كه در اینجا به چند نمونه توجه كنید:
1- امیرمؤمنان على علیه السلام مى فرماید:
«اَدنَى الاِنكار اَن تُلقى اهل المَعاصى بوجوه مُكفَهرَة»(396) «پایین ترین درجه ى نهى از منكر آن است كه انسان با گنهكاران با چهره گرفته و خشم آلود برخورد كند.»
2- امام صادق علیه السلام به یكى از اصحابش به نام حارث بن مغیره فرمودند:
«چه چیز مانع شده كه وقتى به شما خبر مى رسد كه فلان شخص از میان شما كار بدى كرده كه آن را زشت مى دانید و موجب ناراحتى ما مى گردد نزد او بروید و او را متنبه و سرزنش كرده و با گفتار رسا او را از گناهش باز دارید؟!»
حارث عرض كرد: اگر چنین كنیم آنها از ما نمى پذیرند.
امام صادق علیه السلام فرمود:
«اهجروهم واجتنبوا مجالسهم»(397)
«از مجالست و همنشینى با آنها دورى و اجتناب كنید.»
3- امام كاظم علیه السلام درباره برخورد با طاغوتیان ستمگر فرمودند:
«اگر از بالاى ساختمان بلندى بیفتم و قطعه قطعه شوم برایم بهتر است از اینكه متصدى كارى از كارهاى طاغوتیان گردم یا قدم بر روى فرش یكى از آنها بگذارم.»(398)

نفرین امام صادق علیه السلام

داودبن على فرماندار مدینه و یكى از جنایتكاران دوران سلطنت بنى عباس بود.
او مُعلّى بن خنیس یكى از دوستان و شاگردان مخلص امام صادق علیه السلام را كشت و اموالش را مصاده كرد.
امام صادق علیه السلام در حالى كه بر اثر ناراحتى عبایش به زمین كشیده مى شد نزد او رفت و به او فرمود:
«اما و اللّه لادعون اللّه علیك»
«آگاه باش سوگند به خدا تو را نفرین مى كنم.»
داود سخن امام را به مسخره گرفت و گفت: آیا ما را به دعاى خود تهدید مى كنى؟
امام صادق علیه السلام به خانه برگشت و تمام شب را در حال نماز به سرآورد. هنگام سحر در مناجات خود مى گفت: اى خدایى كه صاحب قدرت و نیروى سخت هستى! و اى صاحب عزتى كه همه ى بندگان در برابر آن زبون و خوار هستند! این ستمكار را از من بازگیر، و انتقام مرا از او بستان.
ساعتى از این جریان نگذشت كه صداى شیون برخاست و گفتند: داود بن على مرد.(399)