آزمون خواص در حکومت اسلامی

نویسنده : حجت الاسلام جواد سلیمانی امیری

فهرست مطالب

مقدمه ناشر
پیشگفتار
مقدمه
خواص از منظر مقام معظم رهبری مد ظله العالی
امکان تکرار جریان عاشورا
انواع خواص
معنای حقیقی دنیا و آثار دنیاگرایی
سیمای کوفه و کوفی صفتان
نقش بصیرت و اقدام به هنگام
فصل اول:کلیات
مفهوم شناسی خواص
نقش نخبگان در تغییرات اجتماعی از نظر جامعه شناسان
انواع خواص
مقصود از خواص در تحقیق حاضر
طبایع خواص
سطوح تاثیر خواص
مراحل نفوذ خواص
مفهوم شناسی حکومت اسلامی
مشروعیت حکومت اسلامی
مراتب حکومتی اسلامی
وظیفه ولی
اوصاف ولی
پیشینه ولایت فقیه
دامنه اختیارات ولی فقیه
مفهوم ولایت مطلقه فقیه
شباهت های جامعه اسلامی ایران با جامعه عصر علوی
1.حکومت ولایی
2. رواج شبهه ها
3. رویش نسل نو
4.تهدید وحدت و امنیت ملی
5. تفسیر به رای
6. عدم اطاعت از رهبر
7. پیدایش منافقان جدید
فصل دوم: زمینه های لغزش خواص در دولت علوی
سهم خواص در تضعیف حکومت علی علیه اسلام
1.جنگ ها
2. تقسیم مساوی بیت المال
3. فتنه ها
4. لغزش خواص
ویژگی های خواص صدر اسلام
سنت آزمایش امت ها در نظام هستی
انواع آزمایش در قرآن
سه آزمون مهم خواص بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله
1.آزمون ولایت پذیری
خواص و کتمان مسئله ولایت
نماد های تاریخی بیگانگی از شان ولایت
بیانات روشنگر امیرالمومنین علیه السلام درباب ولایت
الف. منزلت والای اهل بیت علیه السلام
ب. علم بی منتها
ج. عصمت از انحراف
د. جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله
تلاش خواص اهل حق برای تبیین مفهوم ولایت
الف. مالک اشتر
ب. حصین بن منذر
ج. عدی بن حاتم
د. زید بن صوحان
پیامد های بیگانگی از منزلت ولایت
الف. توهم ناکارآمدی
ب. تردید و مخالفت
ج. بروز فتنه ها
درس ها و عبرت ها
2.آزمون توسعه جامعه اسلامی
ویژگی های گسترش اسلام بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله
الف. ابهام در مشروعیت الهی
ب. رشد انگیزه های مادی
ج. گزینش فرماندهان نالایق
پیامد گسترش فتوحات
3.آزمون توزیع عادلانه
الف: در آمد حکومت اسلامی
ب. تقسیم نابرابربیت المال
فصل سوم: لغزش های آشکار خواص در صدر اسلام
1.دنیا گرایی
پیامد های دنیاگرایی
2. پیدایش ثروت های بادآورده
3. پیدایش اسلام التقاطی
4. تسامح سیاسی
5. تساهل قضایی
الف. در زمان خلیفه اول
ب :دوران خلیفه دوم
ج. در زمان خلیفه سوم
6. هم گرایی با غیر خودی
جمع بندی و نتیجه گیری
فصل چهارم:آزمون خواص در نظام جمهوری اسلامی ایران(بعد از رحلت حضرت امام قدس سره در سال 1368 ه.ش
1.آزمون ولایت پذیری
محدود سازی اختیارات ولی فقیه
ضرورت ولایت انتخابی و زمینی
2. آزمون توسعه جامعه اسلامی بعد از پایان جنگ تحمیلی
توسعه در اسلام و غرب
توسعه در دوران سازندگی (دولت پنجم و ششم از سال 68 تا سال 76 ه.ش)
ترویج نظریه همگرایی با غرب
توسعه در دوران اصلاحات (دولت هفتم و هشتم از سال 76 تا سال 584.ش)
3. آزمون توزیع عادلانه
منابع و مآخذ

مقدمه ناشر

وظیفه آحاد جامعه دینی در پایداری بر ارکان اسلام عزیز و حفاظت از آن ها، امری غیر قابل انکار است و هرچه تاکید بر اهمیت این ارکان و جایگاه ویژه آن بیشتر باشد. وظایف سنگین تر و حیطه مسئولیت مومنین گسترده تر است. ولایت، به عنوان رکن اصلی نظام سیاسی در تفکر شیعی و ستون اصلی خیمه اسلام، اهم این ارکان است تا جایی که بر اساس روایت اهل بیت علیهم السلام وسیله محک و تشخیص حق و باطل و حصن حصین الهی در حفاظت از گمراهی و عذاب الهی است.
از همین روست که آنچه تقسیم جامعه مومنین را به خواص و عوام سبب می شود. میزان اطاعت، بصیرت و زمان شناسی افراد نسبت به امر عظیم ولایت است.
خواص، واژه کاملی است در بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی مد ظله العالی در نام گذاری کسانی که خداوند در جامعه اسلامی، بار عظیم اطاعت و همراهی ولایت را بر عهده ایشان گذاشته است تا با تکیه بر دو پایه بصیرت و صبر، علم دین را در جامعه بر افراشته نگاه دارند.
شناخت مفهوم و گستره اثر گذاری خواص و وظایف ایشان، ملاک های نظارت عوام و خواص، زمینه های لغزش خواص در مواجهه با حوادث فتنه گون در دوران صدر اسلام، محک و ملاک مناسبی در شناخت زمان، حوادث و شرایط هر روزگار است.
موسسه فرهنگی ولاء منتظر عجل الله تعالی فرجه در راستای تبیین و تحلیل موضوعات مورد نظر مقام معظم رهبری مد ظله العالی موضوع آزمون خواص در جامعه و حکومت اسلامی را به عنوان موضوع مهم و اساسی و تاریخ ساز در دستور تولید داشته که به همت و قلم استاد ارجمند جناب حجت السلام و المسلمین سلیمانی به رشته تحریر در آمده است.
ضمن سپاس از ایشان و نیز همکاران معاونت پژوهش موسسه امید داریم این تلاش، قدمی باشد در ترویج و تعمیق مفاهیم کلیدی و چراغ راهی در گذرگاه ها و پرتگاه های عمیق در مسیر رهروان جبهه حق؛ ان شاء الله.
با آرزوی توفیق
موسسه فرهنگی ولاء منتظر (عج)
آبان ماه 1390

پیشگفتار

حجم بسیار وسیع و چشم گیر یکتا کتاب تحریف نشده آسمانی به حوادث تاریخی که بعضا تکراری به نظر می رسد اختصاص یافته است. قرآن کریم پس از نقل حوادث تلخ و شیرین زندگی حضرت یوسف علیه السلام راز بیان سرگذشت پیامبران در این کتاب آسمانی را چنین بیان می فرماید:
«لَقَدْ كَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِی الأَلْبَابِ؛
همانا داستان های زندگی آنان، مایه عبرت صاحبان عقل و خرد می باشد».
این آیه شریفه از دو راز مهم در تاریخ پرده بر می دارد:
نخست آنکه رمز نقل های زیاد تاریخی قرآن مجید از سرگذشت پیامبران تا اقوام و شخصیت های مثبت و منفی، خاصیت ویژه و مهم عبرت آموزی آن ها است. عبرت نوعی انفعال قلبی است نه ذهنی، به دیگر سخن عبرت در، دل جوانه می زند. بنابراین تاریخ عنصری باور ساز است و ایمان انسان را تقویت می کند و از آنجا که ایمان نیروی محرک آدمی است. نقش خطیر و هنر ممتاز تاریخ را در میان منظومه معارف و دانش های بشری روشن می کند و معلوم می شود خداوند متعال با یادآوری و ذکر سرگذشت پیشینیان، باور های حق را جرعه جرعه در پیاله دل انسان ها می ریزد و از این رهگذر ایمان انسان را به خدا، پیامبران، عالم غیب و معارف حقه تقویت می کند. اگر در قرآن مجید ده ها برهان در باب اثبات وجود خدا و توحید ذات ربویی اقامه می شد، هرگز کارایی نقل داستان حضرت ابراهیم علیه السلام با نمرود، موسی با فرعون و حضرت یوسف با برادران حسودش را در تقویت ایمان به خدا و القای روحیه توکل و اعتماد به حضرت حق نداشت.
راز دومی که این آیه شریفه بدان اشاره می کند و با بیان آن معمایی را که برای اکثر آشنایان با تاریخ مطرح می شود حل می نماید این است که هرچند مطالعه، به ذهن سپردن و آموختن گزاره های تاریخ امری آسان و شیرین است، اما عبرت آموزی از تاریخ، کار ظریف و محتاج تدبر و نگاه حکیمانه است، از این رو خداوند می فرماید: تنها صاحبان عقل ناب، به تعبیر قرآن (اولی الالباب) می توانند با تیزبینی و دقت، فراز های حساس تاریخ امت ها و اقوام پیشین را تحلیل، علل پیروزی ها و رموز ناکامی هایشان را ریشه یابی نمایند. از آنها عبرت گرفته و از چند راهی های زندگی خویش با چراغ راهنمای تاریخ عبور کنند.
از این رو، بر جامعه مومن و هوشمند اسلامی ایران واجب است با هوشمندی، تدبر و نگاه فکورانه در پیشینه امت اسلامی درنگ کنند و همواره زمان خویش را با گذشته مقایسه کرده و در صفحات تاریخ، نسخه های مشابه عصر خویش را جستجو نموده، شرایط عهد خویش را با آن مقایسه نمایند و از آن عبرت آموخته، رمز موفقیت و شکست شان را به دست آورده، خطاهای آنان را تکرار ننماید. بر این اساس با توجه به شباهت های فراوان دوران ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مد ظله العالی با زمانه حاکمیت امیرالمومنین علیه السلام شایسته است جامعه اسلامی ما بیش از پیش زوایای جامعه امروز و حکومت علوی را مورد مطالعه قرار دهد و عوامل تضعیف اقتدار آن را مورد بررسی قرار دهد و از این رهگذر برای عبور از بحران های موجود در جامعه اسلامی ایران بهره مند گردیده و بصیرت و آگاهی خویش را تقویت کند. از این رو در این نوشتار نقش خواص در ایجاد بحران در حکومت امیرالمومنین علیه السلام بررسی قرار گرفته است؛ به امید اینکه مایه عبرت نخبگان سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه اسلامی ایران باشد، ان شاء الله.
امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:
« استدل علی مالم یکن بما قدکان...؛
بر پایه رویدادهای گذشته، درباره آینده استدلال کن».
و در جای دیگری فرمودند:
«و اعتبر بما مضی من الدنیا ما بقی منها فان بعضها یشبه بعضا و آخرها لاحق باولها؛
قبل از ورود به مباحث، توجه به نکات زیر ضروری است:
1. در نگاه تاریخ تطبیقی صدر اسلام با انقلاب اسلامی ایران سه دیدگاه مطرح می باشد؛ طبق دیدگاه اول اساسا تطبیق تاریخ صدر اسلام با تاریخ انقلاب اسلامی عملی نادرست است. تمایز های آشکاری میان چهره ها و شرایط زمان صدر اسلام با زمان حاضر وجود دارد مانند اینکه اهل بیت علیه السلام به عنوان رهبران دینی صدر اسلام، معصوم بودند ولی، ولی فقیه معصوم نیست، مردم صدر اسلام بی سواد، بیابانی و جاهل بودند ولی مردم ما تحصیل کرده، با فرهنگ و روشن هستند، در صدر اسلام مردم به حقوق شهروندی و انسانی خود آگاه نبودند ولی امروزه مردم از حقوق شهروندی و انسانی خود آگاهی یافته اند و آن را مطالبه می کنند. گرچه هر یک این تمایزها جای بحث و بررسی دارد؛ اما اگر بنا باشد با چنین استدلال هایی باب مطالعات تطبیقی تاریخ را مسدود کرد در آن صورت باید گفت اگر چنین است چرا قرآن مجید به عنوان کتاب هدایت بشر، آیات زیادی را به نقل حوادث تاریخ، لغزش ها و پایمردی های چهره ها اختصاص داده است؟ و چنانچه که گذشت علی علیه السلام فرمود این داستان ها مایه عبرت بشر است. بی گمان عبرت گرفتن از سرگذشت پیشینیان فرع بر این نکته است که تاریخ تکرار پذیر است و آنچه موجب اوج و حضیض امت های گذشته شده امروز و فردا نیز می تواندعامل رشد و سقوط امت های حاضر و آینده گردد. از لحاظ عقلی نیز می توان گفت از آنجا که انسان ها بازیگران اصلی عرصه تاریخ و دارای ماهیت مشترک و دوگرایش شیطانی و رحمانی می باشند، فراخور ظرفیت هایشان به صورت طبیعی کنش ها و واکنش های مشابهی در برابر امور مادی و معنوی نشان می دهند. همواره وقتی دعوت حق یا باطل مطرح می شود برخی به سوی حق می گرایند، و برخی به سوی باطل؛ بعضی مدتی با حق سر می کنند ولی ناگهان توبه کرده به حق می گرایند. بنابراین نفی صد در صد تاریخ تطبیقی به هیچ وجه قابل قبول نیست.
در برابر دیدگاه فوق نظر متضادی مطرح است که می گوید آنچه در صدر اسلام گذشته، دقیقا در آینده تکرار می شود، حوادث جامعه کنونی بعینه حوادث صدر اسلام را تداعی می کند و خواص امروز در تمام جهات مانند خواص صدر اسلام هستند و هیچ تمایزی با آنان ندارند مگر در اسم و نام پدر و مادر. این دیدگاه نیز قدری افراطی است زیرا انسان ها طبایع و روحیات متمایزی دارند، برخی زود عصبانی می شوند برخی دیر، برخی شجاعند و برخی ترسو، برخی اهل استقامت هستند ولی برخی دیگر همت کوتاهی دارند، برخی از جوامع زیرک و بصیر هستند ولی برخی جوامع دیگر خفته و کم بصیرت به شمار می آیند. بنابراین تطبیق دقیق برخی از اشخاص امروز با شخصیت های صدر اسلام عملی نادرست و غیر علمی است و خلاف واقع است.
اما دیدگاه سوم می گوید تاریخ تطبیقی در صورتی علمی، پسندیده و مفید است است که حساب شده و همراه با در نظر گرفتن شرایط باشد. به عنوان نمونه وقتی موضع گیری شخصیتی از شخصیت های امروز با رجلی از رجال صدر اسلام مقایسه می شود باید وجه شباهت و مقایسه دقیقا روشن شود؛ مثلا اگر بین فتنه سقیفه در صدر اسلام با فتنه انتخابات سال هشتاد و هشت مقایسه می شود دقیقا روشن شود وجه تشابه آنها در امری بنام گریز از ولایت و عصیانگری از سفارش اسلام در مدیریت جامعه اسلامی است. یا اگر شخصی با طلحه و زبیر و سعد بن ابی وقاص مقایسه می شوند دقیقا روشن شود درچه جهت آن ها با هم شباهت دارند و آیا در امر ثروت اندوزی شبیه یکدیگرند یا در امر پیمان شکنی با ولی امر مسلمین یا گرویدن به تساهل و تسامح دینی. در صورت روشن شدن محور مقایسه، میزان علمی بودن و درستی این مقایسه روشن خواهد شد و زمینه عبرت آموزی و درس گرفتن از تاریخ مهیا می گردد. به نظر می رسد این دیدگاه متعادل و مفید بوده و اجرای آن برای هدایت و روشنگری در جامعه، امری اجتناب ناپذیر است.
2. نکته دوم اینکه افزون بر مسئله فوق به این نکته نیز باید توجه داشت، شباهت نیز درجاتی دارد برخی مواقع شدت شباهت بین دو پدیده بسیار زیاد است و برخی مواقع متوسط و یا کم است، ما معتقدیم انحراف های پدید آمده در جامعه ایران بعد از رحلت امام راحل کپی کم رنگی از انحراف های صدر اسلام بوده است و از همین روست که مانند صدر اسلام اصالت انقلاب اسلامی از میان نرفته، شاهد گویایش بقای خشم دشمنان انقلاب ایران نسبت به آن است یعنی در صدر اسلام انحراف ها به مانند زهر، بخش های مهمی از نهال غرس شده توسط رسول اکرم را خشکاند و رهبران معصوم و جانشینان بر حق رسول خدا صلی الله علیه و آله کاملا حذف و ترور شدند ولی بعد از رحلت حضرت امام قدس سره حاکمیت ولایت فقیه زایل نشد. علت اصلی مصون ماندن جامعه ما از انحراف و توطئه های دشمنان انقلاب و کارگر افتادن توطئه های دشمنان اسلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله بیداری و بصیرت مردم بود؛ یعنی مردم ایران بصیرت بیشتری نسبت به مسلمانان صدر اسلام دارند وگرنه رهبری دینی در صدر اسلام در اوج بصیرت و شجاعت و علم و ایمان قرار داشت؛ اما مردم از خود ضعف نشان می دادند و به رهنمودهای امیرالمومنین علیه السلام عمل نمی کردند. بجای اینکه آن حضرت را بر مسند حکومت بنشانند به دست آن بزرگوار بیل داده، آن را به مزارع و نخلستان ها می فرستادند و هنگامی که به ناچار حکومت را به آن حضرت سپردند از دستوراتش سرپیچی کردند. شاید یکی از علل اساسی بیداری ملت ایران علاوه بر هوشمندی ذاتی، پند گرفتن از تجربیات صدر اسلام و حوادث تلخ بعد از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و محنت های پدیده آمده بعد از غروب آفتاب عمر آن حضرت بود.
با توجه به نکات فوق در این کتاب به مقایسه تطبیقی مسئله ناگوار لغزش خواص در صدر اسلام و انقلاب اسلامی ایران می پردازیم و سعی می کنیم به حول قوه الهی زمینه ها، مصادیق و پیامد های تلخ آن را متذکر شویم.
اعاذنا الله و ایاکم ان شاءالله تعالی