جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

فضیلت بی‌‌نهایت فاطمه

1. ... زنى كه افتخار خاندان وحى و چون خورشیدى بر تارك اسلام عزیز می‌درخشد؛ زنى كه فضایل او همطراز فضایل بى‌نهایت پیغمبر اكرم و خاندان عصمت و طهارت بود... .(321)
2. زنى كه تمام خاصّه‌هاى انبیا در اوست؛ زنى كه اگر مرد بود، نبى بود؛ زنى كه اگر مرد بود، به جاى رسول‌اللّه بود.(322)
3. اصولا رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه(علیهم السلام)، طبق روایاتى كه داریم، قبل از این عالم، در ظل عرش، انوارى بوده‌اند. [ایشان] در انعقاد نطفه و طینت از بقیه مردم امتیاز داشته‌اند و مقاماتى دارند الى ما شاءَاللّه؛ چنان كه در روایت معراج، جبرئیل عرض می‌کند: لَوْ دَنوْتُ اَنْمِلَةً لآحْتَرَقْتُ؛ اگر كمى نزدیک‌تر می‌شدم، سوخته بودم. یا این فرمایش كه: اِنَّ لَنا مَعَ اللّهِ حالاتٌ لا یَسَعُهُ مَلَكٌ مقرّبٌ و لا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ؛ ما با خدا حالاتى داریم كه نه هیچ فرشته مقربى می‌تواند آن را داشته باشد و نه هیچ پیامبر مرسلى.
این، جزء مذهب ما است كه ائمه چنین مقاماتى دارند...چنان كه به حسب روایات، این مقامات معنوى براى حضرت زهرا(علیها السلام) هم هست؛ با این كه حضرت نه حاكم است و نه قاضى و نه خلیفه. این مقامات سواى وظیفه حكومت است.(323)
﴿ صفحه 212 ﴾

والاترین فضیلت حضرت زهرا(علیها السلام)

1. راجع به حضرت صدّیقه(علیها السلام)، خودم را از هر ذكرى قاصر میدانم. فقط به یك روایت كه در كافى شریف و با سند معتبر نقل شده است، اكتفا می‌کنم. حضرت صادق(علیها السلام) می‌فرماید:
فاطمه(علیها السلام) بعد از پدرش، 75 روز در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت. جبرئیل امین می‌آمد و به ایشان تعزیت عرض می‌کرد و مسایلى از آینده نقل می‌فرمود. ظاهر روایت، این است كه در این 75 روز مراودهاى بوده است؛ یعنى رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است.
گمان ندارم كه غیر از طبقه اول از انبیاى عظام درباره كسى این طور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئیل امین، چنین رفت و آمدى داشته باشد. جبراییل، مسایل واقع در آتیه و آنچه را كه به ذریه فاطمه(علیها السلام) می‌رسیده است، ذكر می‌کرده و حضرت امیر هم آن‌ها را می‌نوشته است. حضرت امیر، همانطورى كه كاتب وحى رسول خدا بوده است‌ـ و البته آن وحى به معناى آوردن احكام، با رفتن رسول خدا، تمام شد ـ كاتب وحى حضرت صدّیقه در این 75 روز نیز بوده است.
مسأله فرود آمدن جبرئیل، یك مسأله ساده نیست؛ خیال نشود كه جبرئیل براى هر كسى امكان دارد بیاید. یك تناسب كامل بین روح آن كسى كه جبرئیل بر او وارد می‌شود و مقام جبرئیل، كه روح اعظم است، لازم است. چه ما همچون اهل نظر قایل شویم كه قضیه تنزّل جبرئیل، به واسطه روح خود ولى یا پیغمبر است كه روح ولى، جبرئیل را تنزیل می‌دهد و تا مرتبه پایین وارد می‌کند یا همچون بعض اهل ظاهر، بگوییم حق‌تعالى او را مأمور می‌کند كه برو و این مسایل را بگو، تا تناسبى بین روح این كسى كه جبرئیل به نزد او می‌آید و بین جبرئیل كه روح اعظم است، نباشد این معنا امكان ندارد. این تناسب، تنها بین جبرئیل كه روح اعظم است و انبیاى درجه اول بوده است؛ مثل رسول خدا، موسى، عیسى، ابراهیم و امثال این‌ها. این تناسب براى همه كس نبوده است و بعد از این هم، براى كس دیگرى واقع نشده است، حتى درباره ائمه هم من ندیده‌ام كه چنین امرى
﴿ صفحه 213 ﴾
وارد شده باشد. طبق آن چیزى كه من دیده‌ام فقط براى حضرت زهرا(علیها السلام) وارد شده است كه جبرئیل به طور مكرر در طول 75 روز وارد می‌شده و مسایل آتیه را كه بر ذریه او می‌گذشته است، می‌گفته و حضرت امیر هم ثبت می‌کرده است. شاید یكى از مسایلى كه گفته است، راجع به مسایلى بوده است كه در عهد ذریه بلندپایه او حضرت صاحب(علیه السلام) واقع می‌شود كه مسایل ایران هم جزو آن مسایل باشد؛ ما نمی‌دانیم، ممكن است. در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایل عظیمى كه براى حضرت زهرا ذكر كرده‌اند، بالاتر مى‌دانم؛ فضیلتى كه براى غیر انبیا(علیهم السلام)، آن هم نه همه انبیا، بلكه براى طبقه بالاى انبیا(علیهم السلام) و بعض از اولیایى كه در رتبه آن‌ها می‌باشند، براى كس دیگرى حاصل نشده است. و با این كیفیت كه جبرئیل در طول هفتاد و چند روز مراوده داشته باشد، براى هیچ كس تاكنون واقع نشده است. این فضیلت، از مختصات حضرت صدّیقه(علیها السلام) است.(324)

فاطمه، مجمع جلوه‌هاى جمال و جلال الهى

1. تمام ابعادى كه براى زن و براى یك انسان متصور است، در فاطمه زهرا(علیها السلام) جلوه كرده است. یك زن معمولى نبوده است؛ یك زن روحانى، یك زن ملكوتى، یك انسان به تمام معنا انسان، تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان.
او زن معمولى نیست. او موجودى ملكوتى است كه در عالم به صورت انسان ظاهر شده است؛ بلكه موجودى الهى و جبروتى كه در صورت یك زن ظاهر شده است... . تمام هویت‌هاى كمالى كه در انسان و در یك زن متصور است، تمام در این زن است... . معنویات، جلوه‌هاى ملكوتى، جلوه‌هاى الهى، جلوه‌هاى جبروتى، جلوه‌هاى ملكى و ناسوتى همه در این موجود مجتمع است. انسانى است به تمام معنا انسان و زنى است به تمام معنا زن.(325)
﴿ صفحه 214 ﴾