جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

فاطمه، نمونه و الگوى جهانیان

1. الگو، حضرت زهراست. الگو، پیغمبر اسلام است. ما وقتى می‌توانیم ادعا كنیم كه جمهورى اسلامى داریم كه تمام این معانى كه در اسلام است، تحقق پیدا كند.(314)
2. روز بزرگى است. یك زن در دنیا آمد كه مقابل همه مردان است. یك زن به دنیا آمد كه نمونه انسان است. یك زن به دنیا آمد كه تمام هویت انسانى در او جلوه‌گر است.(315)
3. ما باید از این خاندان، سرمشق بگیریم. بانوان ما از بانوانشان و مردان ما از مردانشان؛ بلكه همه ما از همه آن‌ها.
آن‌ها زندگى خودشان را براى طرفدارى از مظلومان و احیاى سنت الهى، وقف كردند. ما
﴿ صفحه 210 ﴾
باید تبعیت كنیم و زندگى خود را براى آن‌ها قرار دهیم. كسى كه تاریخ اسلام را می‌داند، می‌داند كه هر یك از این خاندان ـ مثل یك انسان كامل؛ بلكه بالاتر، همچون یك انسان الهى و روحانى‌ـ در مقابل كسانى كه می‌خواستند مستضعفان را از بین ببرند، قیام كردند.(316)
4. خطبه فاطمه زهرا(علیها السلام) در مقابل حكومت و صبر امیرالمؤمنین در مدت بیست و چند سال و در عین حال كمك‌كارى به حكومت موجود و بعد هم فداكارى در راه اسلام و [نیز] فداكارى دو فرزند عزیزش: خدمت بسیار بزرگ امام مجتبى [به اسلام] كه دولت جابر اموى را با آن خدمت، رسوا فرمود و خدمت بزرگ برادر ارجمندش، حضرت سیدالشهدا، چیزهایى است كه همه مى‌دانید و مىدانیم. با این كه عدّه و اسباب و ابزار جنگ آن‌ها كم بود، لكن روح الهى و روح ایمان، بر همه ستمكاران عصر خودشان اسلام را زنده كردند و براى ما و شما برادرهاى عزیز، الگو شدند كه ما از كمى عِدّه و عُدّه و كمى ابزار جنگ نهراسیم و در مقابل تمام قدرت‌هایى كه امروز با ما به جنگ برخاسته‌اند، مقاومت كنیم. همان‌طورى كه اولیاى ما(علیهم السلام) نشان دادند، باید در مقابل مستكبران، گاهى با تبلیغ و گاهى با اسلحه ایستاد و مستكبران را به جاى خودشان نشاند. ما هم الگوى آن‌ها و تبعیت از آن‌ها را می‌پذیریم.(317)
5. در تهذیب اخلاق خود و وادار كردن دوستانتان به تهذیب اخلاق، كوشش كنید...آن طورى كه زن فرید،(318) حضرت زهرا(علیها السلام) بود. همه باید به او اقتدا كنیم و همه باید دستورمان را از اسلام، به وسیله او و فرزندان او بگیریم. همان‌طورى كه او بوده است، باشید و در علم و تقوا كوشش كنید...كوشش براى رسیدن به علم و تقوا، وظیفه همه ما و شماست.(319)
﴿ صفحه 211 ﴾
6. ...حضرت، به اندازه خودش، در این ظرف كوتاه، مجاهده داشته است. با حكومتهاى وقت، مخاطبه داشته است. حكومتهاى وقت را محاكمه می‌کرده است. باید به او اقتدا كنید. زهد، تقوا، عفاف و همه چیزهایى را كه او داشته است، تبعیت كنید... .(320)

فضیلت بی‌‌نهایت فاطمه

1. ... زنى كه افتخار خاندان وحى و چون خورشیدى بر تارك اسلام عزیز می‌درخشد؛ زنى كه فضایل او همطراز فضایل بى‌نهایت پیغمبر اكرم و خاندان عصمت و طهارت بود... .(321)
2. زنى كه تمام خاصّه‌هاى انبیا در اوست؛ زنى كه اگر مرد بود، نبى بود؛ زنى كه اگر مرد بود، به جاى رسول‌اللّه بود.(322)
3. اصولا رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه(علیهم السلام)، طبق روایاتى كه داریم، قبل از این عالم، در ظل عرش، انوارى بوده‌اند. [ایشان] در انعقاد نطفه و طینت از بقیه مردم امتیاز داشته‌اند و مقاماتى دارند الى ما شاءَاللّه؛ چنان كه در روایت معراج، جبرئیل عرض می‌کند: لَوْ دَنوْتُ اَنْمِلَةً لآحْتَرَقْتُ؛ اگر كمى نزدیک‌تر می‌شدم، سوخته بودم. یا این فرمایش كه: اِنَّ لَنا مَعَ اللّهِ حالاتٌ لا یَسَعُهُ مَلَكٌ مقرّبٌ و لا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ؛ ما با خدا حالاتى داریم كه نه هیچ فرشته مقربى می‌تواند آن را داشته باشد و نه هیچ پیامبر مرسلى.
این، جزء مذهب ما است كه ائمه چنین مقاماتى دارند...چنان كه به حسب روایات، این مقامات معنوى براى حضرت زهرا(علیها السلام) هم هست؛ با این كه حضرت نه حاكم است و نه قاضى و نه خلیفه. این مقامات سواى وظیفه حكومت است.(323)
﴿ صفحه 212 ﴾

والاترین فضیلت حضرت زهرا(علیها السلام)

1. راجع به حضرت صدّیقه(علیها السلام)، خودم را از هر ذكرى قاصر میدانم. فقط به یك روایت كه در كافى شریف و با سند معتبر نقل شده است، اكتفا می‌کنم. حضرت صادق(علیها السلام) می‌فرماید:
فاطمه(علیها السلام) بعد از پدرش، 75 روز در این دنیا بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت. جبرئیل امین می‌آمد و به ایشان تعزیت عرض می‌کرد و مسایلى از آینده نقل می‌فرمود. ظاهر روایت، این است كه در این 75 روز مراودهاى بوده است؛ یعنى رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است.
گمان ندارم كه غیر از طبقه اول از انبیاى عظام درباره كسى این طور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئیل امین، چنین رفت و آمدى داشته باشد. جبراییل، مسایل واقع در آتیه و آنچه را كه به ذریه فاطمه(علیها السلام) می‌رسیده است، ذكر می‌کرده و حضرت امیر هم آن‌ها را می‌نوشته است. حضرت امیر، همانطورى كه كاتب وحى رسول خدا بوده است‌ـ و البته آن وحى به معناى آوردن احكام، با رفتن رسول خدا، تمام شد ـ كاتب وحى حضرت صدّیقه در این 75 روز نیز بوده است.
مسأله فرود آمدن جبرئیل، یك مسأله ساده نیست؛ خیال نشود كه جبرئیل براى هر كسى امكان دارد بیاید. یك تناسب كامل بین روح آن كسى كه جبرئیل بر او وارد می‌شود و مقام جبرئیل، كه روح اعظم است، لازم است. چه ما همچون اهل نظر قایل شویم كه قضیه تنزّل جبرئیل، به واسطه روح خود ولى یا پیغمبر است كه روح ولى، جبرئیل را تنزیل می‌دهد و تا مرتبه پایین وارد می‌کند یا همچون بعض اهل ظاهر، بگوییم حق‌تعالى او را مأمور می‌کند كه برو و این مسایل را بگو، تا تناسبى بین روح این كسى كه جبرئیل به نزد او می‌آید و بین جبرئیل كه روح اعظم است، نباشد این معنا امكان ندارد. این تناسب، تنها بین جبرئیل كه روح اعظم است و انبیاى درجه اول بوده است؛ مثل رسول خدا، موسى، عیسى، ابراهیم و امثال این‌ها. این تناسب براى همه كس نبوده است و بعد از این هم، براى كس دیگرى واقع نشده است، حتى درباره ائمه هم من ندیده‌ام كه چنین امرى
﴿ صفحه 213 ﴾
وارد شده باشد. طبق آن چیزى كه من دیده‌ام فقط براى حضرت زهرا(علیها السلام) وارد شده است كه جبرئیل به طور مكرر در طول 75 روز وارد می‌شده و مسایل آتیه را كه بر ذریه او می‌گذشته است، می‌گفته و حضرت امیر هم ثبت می‌کرده است. شاید یكى از مسایلى كه گفته است، راجع به مسایلى بوده است كه در عهد ذریه بلندپایه او حضرت صاحب(علیه السلام) واقع می‌شود كه مسایل ایران هم جزو آن مسایل باشد؛ ما نمی‌دانیم، ممكن است. در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضایل عظیمى كه براى حضرت زهرا ذكر كرده‌اند، بالاتر مى‌دانم؛ فضیلتى كه براى غیر انبیا(علیهم السلام)، آن هم نه همه انبیا، بلكه براى طبقه بالاى انبیا(علیهم السلام) و بعض از اولیایى كه در رتبه آن‌ها می‌باشند، براى كس دیگرى حاصل نشده است. و با این كیفیت كه جبرئیل در طول هفتاد و چند روز مراوده داشته باشد، براى هیچ كس تاكنون واقع نشده است. این فضیلت، از مختصات حضرت صدّیقه(علیها السلام) است.(324)