جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

فصل پنجم: حماسه فاطمى و عبرت‌هاى آن

فاطمه(علیها السلام)، فدایى ولایت
فاطمه(علیها السلام)، فاتح ستیغ فصاحت
فاطمه(علیها السلام)، بانى عظیم‌ترین خدمت
سقیفه، سنگ بناى بدعت و جنایت
بزرگ‌ترین ظلم‌ها در حق على مرتضى(علیه‌السلام)
بزرگ‌ترین ستم‌ها در حق فاطمه زهرا(علیها السلام)
پیشینه و فرجام فدك
راز قیام برزگ زهرا(علیها السلام) در مقابل غصب فدك
ریشه‌هاى فاجعه سقیفه و غصب فدك از منظر زهرا(علیها السلام)
1.پراكندگى از اطراف امامى یگانه
2.سربرآورى نفاق‌ها و كینه هاى خفته
3.سطحی‌نگری‌ها و بی‌غیرتی‌هاى غافلانه
4.تأویل‌ها و قرائت‌هاى دینى منحرفانه
﴿ صفحه 144 ﴾
﴿ صفحه 145 ﴾

فاطمه(علیها السلام) فدایى ولایت

در اسوه پذیرى از سیره فاطمى، آنچه در درجه اول اهمیت و ضرورت قرار می‌گیرد، عرصه‌هایى از شخصیت و سیره زندگانى آن دُر یكدانه عرش الهى است كه براى عصر ما بیشتر از هر چیز مورد نیاز می‌باشد.
بایستى پیش‌تر و بیشتر بدان صفت‌ها و گفتارهایى از آن بانوى بزرگوار بپردازیم كه در شرایط زمانه و دوره ما مهم‌تر و لازم‌تر می‌نماید و می‌تواند وظیفه ما را نسبت به انقلاب و آینده كشور اسلامى‌مان روشن سازد.
یكى از ضروری‌ترین عرصه‌هایى كه در آن بایستى به فاطمه زهرا(علیها السلام) اقتدا نمود، عرصه دفاع از حریم امامت و ولایت می‌باشد.
در فرهنگ شیعیان، به ویژه پس از انقلاب اسلامى ایران، حضرت صدّیقه طاهره(علیها السلام) به عنوان حامى و فدایى ولایت لقب گرفته‌اند؛ چرا كه او در كوتاه دوره زندگانى خویش پس از هجران رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) زیباترین جلوه پاسدارى از حریم ولایت را به تصویر كشانید و یگانه‌ترین اسوه گرى را در این گستره بر تارك تاریخ جاودانه گردانید.
فاطمه (علیها السلام) شیداترین پروانه شمع امامت بود؛ پروانه عاشقى كه با سوختن و فداسازى خویش به همگان آموخت كه امام برحق چونان كعبه است؛ كعبه‌اى كه مردم بایستى بر گِردش طواف نمایند ؛ نه او بر گِرد مردم: مَثَلُ الاِمامِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ اِذْ تُؤْتى وَ لا تَأْتى(216).این، فاطمه بود كه عاشقانه‌ترین پاسداشت را از حریم امامت روا داشت. این، فاطمه بود كه یگانه‌ترین اسوه‌دهى را در همرهى با ولایت ادا ساخت؛ همو كه پهلویش شكست و در خون نشست؛ اما لحظه‌اى از یاورى ولّى امر خویش از پاى ننشست؛ همو
﴿ صفحه 146 ﴾
كه با فریادهاى جگرسوز خویش، زیباترین شعار ولایتمدارى را در گوش جان پیروان خویش طنین‌انداز ساخت: یا اَبَاالْحَسَنِ! روُحى لِروُحِكَ الفِداءُ وَ نَفْسى لِنَفسِكَ الْوِقاءُ. إِنْ كُنْتَ فى خَیْر كُنْتُ مَعَكَ وَ إِنْ كُنْتَ فى شَرّ كُنْتُ مَعَكَ؛(217) اى ولى امر من! روحم به فداى روح تو و جانم سپر بلاى تو! هماره همراه تو خواهم بود؛ چه در خیر و نیكى به سر برى و چه در سختى و بلا گرفتار شوى!
بارى، پیشتازترین، خالص‌ترین و کاری‌ترین حمایتگر ولایت و امامت، فاطمه(علیها السلام) بود و هموست كه بایستى مقتدا و اسوه ما در این بره‌ه از زمان واقع شود:
فطرت تو جذبه‌هاه‌ه دارد بلند *** چشم هوش از اسوه زهرا مبند!
تا حسینى شاخ تو بار آورد *** موسم پیشین به گلزار آورد.(218)

فاطمه، فاتح ستیغ فصاحت

ضرورت دفاع از حریم امامت و رسواسازى پیشوایان ضلالت، باعث شد تا خداوندگار حیا و پوشیدگى به میدان سخنورى گام گذارد و با ایراد خطبه‌هایى حماسى و شورآفرین، زیباترین قطعات ادب را رقم زند.
فاطمه كه میراثدار فصاحت فصیح‌ترین مردم عرب بود، در شرایطى بحرانى و بدون هیچ آمادگى قبلى چنان خطبه‌هایى ایراد فرمود كه به جاودانه‌ترین قطعات ادبى در تاریخ ادبیات عرب تبدیل گردید. او میراثدار رسول بود و براى حفاظت از رسالت، با ایراد خطبه‌هایى بىمثال بانى بناى بلاغت گشت و طلایهدار كاروان خطابت. بارى، اگر یگانه كفو و همانندش على(علیه‌السلام) را استثنا كنیم، می‌توان او را «یكهتاز میدان فصاحت و بلاغت» در آن دوران نامید؛ بزرگ بانویى كه در گستره فصاحت و بلاغت نیز یگانه سرور بانوان جهان از ازل تا ابد گشت.(219)
﴿ صفحه 147 ﴾
خطبه تاریخى حضرت زهرا(علیها السلام) در مسجد پیامبر از نظرگاه فصاحت و بلاغت، در اوج هماهنگى و یگانگى است و از دیدگاه معرفت و حكمت در كمال گرهگشایى و گستردگى؛ خطبهاى كه در فرازهاى كوتاهش، چنان حقایق ژرف و عمیقى گنجانیده شده است كه كشف و به كارگیرى آن‌ها می‌تواند گره گشاى بسیارى از مشكلات پیچیده امروز ما در تمام عرصه‌هاه‌ه گردد؛ خطبهاى كه با حكمتآموزىهاى رمزگونهاش، می‌تواند كلید درهاى خیر و بركت را در اختیار ما نهد و رهنماى ما در مسیر توسعه‌هاى فردى و اجتماعى گردد.