جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

همسردارى زهرا(علیها السلام)

وصول به مقام قرب الهى تنها در سایه انجام وظیفه امکان‌پذیر است. هر كه می‌خواهد به اوج سعادت و كمال خویش در دنیا و آخرت نایل آید، باید بنگرد كه خداوند از او چه خواسته است. وظایف الهى انسان را می‌توان در سه دسته كلى مطرح ساخت:
1. وظایف مشترك بین زن و مرد؛ وظایفى كه هر یك از مرد و زن می‌باید به طور مستقل انجام دهند تا خویش را به كمال نهایى نزدیك گردانند؛ وظایفى چون: نماز، روزه، زكات، خمس، حج، علم‌آموزی، انفاق، صدقه، قرض‌الحسنه و... ؛
2. وظایف مختص زن؛ وظایفى كه به سبب ویژگی‌ها و استعدادهاى ویژه زنان به ایشان اختصاص یافته است. ساختمان بدنى و روحىِ لطیف زن اقتضا می‌کند كه كارهاىِ
﴿ صفحه 137 ﴾
نیازمند لطافت، ظرافت، رأفت، دقت، درایت و گذشت به او محوّل شود؛ كارهایى چون: خانه‌داری، همسردارى، حمل، شیردهى و پرورش فرزند و... ؛
3. وظایف مختص مرد؛ وظایفى كه بر اساس توانایی‌ها و ظرفیت‌های تكوینى مخصوص مردان به ایشان اختصاص یافت‌هاست. ساختمان طبیعى و تكوینى جسم و روح مرد اقتضا می‌کند كه كارهاى سخت و سنگین كه نیازمند قدرت، قاطعیت، صلابت و... است بر عهده‌اش قرار گیرد. كارهایى چون: فعالیت اقتصادى براى تأمین نیازهاى مادى خانواده، فعالیت‌های اجتماعى و سیاسى، جهاد و جنگاورى و... .
حال این سؤال طرح می‌شود كه چرا خداوند براى مردان راهى به سوى خویش گشوده است كه زنان را از آن محروم ساخته است؟! یكى از بهترین و سریع‌ترین راه‌های تقرب به خداوند، جهاد و شهادت در راه او است كه زنان از آن محرومند. چرا حكم جهاد و شهادت تنها ویژه مردان است و زنان از این حكم معاف گشته‌اند؟!
این مسأله در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز به گونه‌های مختلفى طرح می‌شد و در آن زمان بانوانى كه خالصانه آرزو داشتند تا از ثواب عظیم جهاد بهرهمند شوند و می‌خواستند از میانبر شهادت، به بارگاه پروردگارشان راه یابند، گرد هم آمدند و در این‌باره به بحث و گفت‌وگو نشستند. عاقبت نتیجه آن شد كه مسأله را با پیامبر در میان گذارند و از ایشان چاره جویند. پس از میان خود زنى بافضیلت را كه در خطابه و سخنورى ممتاز بود، انتخاب كردند و او را در مقام نماینده خویش، خدمت پیامبر فرستادند.
این بانو به مسجدِ پیامبر رفت و پس از عرض سلام و ادب، سؤال بانوان را با بیانى بسیار شیوا و جذاب و كلماتى بسیار ظریف و دقیق، در جمع مردانِ حاضر در مسجد طرح كرد. مضمون سخن او این بود كه یا رسول‌الله! همه فضیلت‌ها ویژه مردان است و ما زنان از این راه تكامل و سعادت محروم گشته‌ایم. یا رسول‌الله! در حالى كه باب جهاد و شهادت به روى ما بسته شده است، چگونه می‌توانیم از ثواب این فضیلت عظما بهرهمند شویم؟ آیا راه جبرانى براى زنان وجود دارد؟!
﴿ صفحه 138 ﴾
پیامبر(صلى الله علیه وآله) پس از شنیدن دقیق سخنان این بانو فرمودند: جَهادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ؛(211) جهاد زن، همسردارى نیكوى او است. درست است كه جهاد بر شما واجب نیست و از راه جنگ در جبهه‌ها نمی‌توانید به ثواب جهاد نایل شوید؛ اما چنین نیست كه از فضیلت و ثواب جهاد نیز محروم مانده باشید. شما می‌توانید در خانه‌های خویش اعمالى انجام دهید كه شما را در ثواب مجاهدان و جنگاوران جبهه‌های اسلام شریك گرداند و آن عمل، «همسردارى خوب و نیكو» است. شما می‌توانید از این راه به ثواب مجاهدانى نایل شوید كه هستى خویش را فداى اسلام ساخته‌اند.(212)
اما علت این همه تأكید بر مسأله «همسردارى» چیست؟ چرا در مقابل جهاد كه بر مردان واجب شده، «همسردارى نیكو» براى زنان لازم گشته است؟! حكمت همترازىِ «همسردارى شایسته زن» با «جهاد و از جان گذشتگى مرد» چیست؟!
طبق مشیت الهى، زندگى مرد و زن به طور طبیعى و تكوینى، به هم وابسته شده است.
خانواده، واحد مشتركى است كه می‌تواند این اقتضاى طبیعى را به بهترین وجه تأمین كند و زن و مرد را به اوج تكامل و سعادت برساند. موفقیت هر یك از مرد و زن در انجام وظایف اختصاصى خود، در گرو سلامت روابط خانوادگى است. زن، هنگامى می‌تواند وظایف ویژه خویش را به سامان رساند كه از پشتوانه‌های روحى، عاطفى، اقتصادى و... از جانب همسرش برخوردار باشد.
مرد نیز، هنگامى می‌تواند با خاطرى آرام و آسوده به فعالیت‌های مخصوص خویش، از جمله جهاد در راه خدا، همت گمارد كه به وجود یارى شایسته و از خود گذشته در محیط خانواده دلگرم باشد. اگر در روابط خانوادگى؛ خودخواهى، تندخویى، بی‌احترامی، پرده‌دری و... حاكم باشد، آنچنان آشفتگى روحى و پریشانى روانى بر
﴿ صفحه 139 ﴾
وجود مرد و زن سیطره خواهد یافت كه هر دو را از بهره‌ها و روزی‌های مادى و معنوى زندگانى محروم می‌کند. اگر نا به سامانى و ناهماهنگى بر روابط همسران سایه افكند، هم سیر مادى و هم سیر معنوى زندگانى مختل خواهد شد؛ نه زن خواهد توانست به وظایف اختصاصى خویش در گستره خانه‌داری، همسردارى، بچه‌داری و... به خوبى عمل كند و نه مرد می‌تواند وظایف ویژه خویش را در عرصه جامعه به انجام رساند. به طور كلى، صفا و نشاط در روابط خانوادگى بهترین پشتوانه براى موفقیت مرد و زن به شمار می‌رود كه در برقرارى این صفا و صمیمیت، نقش زنان بسى مؤثرتر و چشمگیرتر است.
كلید آرامش، نظم، انضباط و صمیمیت خانواده در دست زنان است و از این روى آسودگى خاطر و آرامش روحى ـ روانى مرد نیز در عرصه فعالیت‌های اجتماعى، وابسته به نوع رفتار و منش زن در خانه خواهد بود. این قاعده در قلمرو همه وظایف فردى و اجتماعی مرد، سریان دارد؛ از گستره عبادات فردى گرفته تا عرصه فعالیت‌های اجتماعى؛ مانند تجارت، تحصیل علم، جهاد و... .
آرى، مردان در حداقل نیمى از موفقیت‌های مادى و معنوى، وامدار همسرانشان می‌باشند. این بانوان هستند كه می‌توانند با درایت، كیاست، گذشت و رفتار شایسته خویش، كانون خانواده را به بهشتى از شور، نشاط، صمیمیت و صفا مبدل سازند و از این رهگذر زمینه موفقیت و پیشرفت زندگى مشتركشان را در همه عرصه‌های مادى، معنوى، فردى و اجتماعى فراهم آورند.
بنابراین بانوان به هر میزان كه در فراهم‌آوری محیطى آرام، باصفا، پرنشاط و صمیمى در كانون خانواده تلاش كنند، به همان میزان در فضیلت و ثواب عبادت‌ها و فعالیت‌های شوهرانشان شریك خواهند بود. از این روى بانوان نه‌تنها از فضایل بر شمرده مردان محروم نیستند، بلكه می‌توانند از رهگذر تلاشى مخلصانه در كانون خانواده در همه فضایل آنان شریك شوند و حتى بر ایشان سبقت گیرند و به ثوابى دست یابند كه مردان
﴿ صفحه 140 ﴾
از آن محروم باشند؛ چرا كه ارزش هر عملى در گرو درجه اخلاص آن است
ممكن است نیت مرد ناخالصى داشته باشد؛ اما همسرش با نیتى پاك و براى تحصیل رضاى خداوند با خوش‌رفتاری و از خودگذشتگى، محیطى انرژی‌بخش و روح‌افزا در خانواده فراهم آورد و در سایه این تلاش مخلصانه، هم در ثواب عبادات و فعالیت‌های همسر شریك شود، هم به ثوابى عظیم از رهگذر اخلاصش دست یابد.
«شوهردارى» یك فن و هنر است؛ هنرى كه بیش از هر فن و هنر دیگرى محتاج ظرافت، دقت، درایت و كیاست است. بانوان براى موفقیت در این عرصه خطیر، بیش از هر چیزى به یافتن اسوه‌ای جامع نیاز دارند تا با اقتداى همه‌جانبه به سیره عملى او به بهترین شكل عمل كنند. در عرصه این هنر، اسوه‌ای یگانه‌تر و جامع‌تر از فاطمه زهرا(علیها السلام) پیدا نمی‌شود.
فاطمه(علیها السلام) از آن هنگام كه قدم به خانه شوهر نهاد، روحیات و موقعیت ویژه همسرش را با كمال كیاست دریافت و به زودى توانست خود را با شرایط خاص مادى و معنوى شوهرش سازگار كند. رفتار این برترین بانوى جهان در عرصه شوهردارى چنان در اوج صفا، مهربانى، همراهى، همدردى و دلسوزى است كه تنها یك نگاه مهرانگیز او كافى بود تا تمام خستگی‌ها و گرفتگی‌ها از روح و جسم همسرش به در آید.(213)
در سیره این بانوى یگانه است كه هنر ظریفى چون «جلب رضایت و خشنودى همسر» جامع‌ترین مصداق خود را می‌یابد؛ تا جایى كه همسرش در شأن او می‌فرماید: به خداوند سوگند!... زهرا تا آن زمان كه خداوند او را به سوى خود بُرد، مرا ناراحت نساخت و عملى انجام نداد كه مرا ناخشنود كند.(214)
جلوه‌هایی بسیار زیبا از زندگانى دُردانه بانوان، وجود دارد كه پرداختن به آن‌ها مجالى بسیار وسیع و جداگانه می‌طلبد؛ جلوه‌هایی چون: اوج ادب و همراهى با شوهر، توجه
﴿ صفحه 141 ﴾
كامل به روحیات معنوى و مسؤولیت‌هاى ویژه همسر، كمال ایثار و از خودگذشتگى در مقابل همسر، اوج خوش‌رفتاری و خوش‌گفتاری با شوهر، تجهیز روحى ـ روانى همسر براى جهاد، آلوده‌سازی خاطر همسر در عرصه تهذیب و پرورش فرزندان، تحمل و صبر در مقابل كمبودهاى مادى، كمك به خودكفایى و استقلال اقتصادى خانواده و... .
در این مقام، به تحلیلى زیبا از شوهردارى زهرا(علیها السلام) در آینه كلام فرزند پاک‌نهادش، دیده و دل می‌سپاریم:
شما ببینید شوهردارى فاطمه زهرا چگونه بود. در طول ده سالى كه پیامبر در مدینه بودند، حدود نُه سالش حضرت زهرا و حضرت على(علیهم السلام) با همدیگر زن و شوهر بودند. در این نُه سال، جنگ‌های كوچك و بزرگى ذكر کرده‌اند (حدود شصت جنگ اتفاق افتاده)، در اغلب آن‌ها امیرالمؤمنین هم بوده است. حالا شما ببینید، او خانمى است كه در خانه نشسته و شوهرش مرتب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ می‌ماند ـ این قدر جبهه وابسته به او است ـ از لحاظ زندگى هم وضع رو به راهى ندارند؛ همان چیزهایى كه شنیده‌ایم: وَ یُطعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَ یَتِیًما وَ اَسِیرًا إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّه؛ یعنى حقیقتاً زندگى فقیرانه محض داشتند. در حالى كه دختر رهبر است، دختر پیامبر است، یك نوع احساس مسؤولیت هم می‌کند.
ببینید انسان چه روحیه قوى‌یى باید داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز كند، دل او را از وسوسه اهل و عیال و گرفتاری‌های زندگى خالى كند، به او گرمى بدهد، بچه‌ها را به آن خوبى تربیت كند. حالا شما بگویید امام حسن و امام حسین، امام بودند و طینت امامت داشتند؛ زینب كه امام نبود. فاطمه زهرا(علیها السلام) این‌گونه خانه‌دارى، شوهردارى و كدبانویى كردند و این طور محور زندگى فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفتند. آیا این‌ها نمی‌تواند براى یك دختر جوان، یك خانم خانهدار یا مشِرف به خانه‌دارى الگو باشد؟ این‌ها خیلى مهم است.(215)
﴿ صفحه 142 ﴾
﴿ صفحه 143 ﴾

فصل پنجم: حماسه فاطمى و عبرت‌هاى آن

فاطمه(علیها السلام)، فدایى ولایت
فاطمه(علیها السلام)، فاتح ستیغ فصاحت
فاطمه(علیها السلام)، بانى عظیم‌ترین خدمت
سقیفه، سنگ بناى بدعت و جنایت
بزرگ‌ترین ظلم‌ها در حق على مرتضى(علیه‌السلام)
بزرگ‌ترین ستم‌ها در حق فاطمه زهرا(علیها السلام)
پیشینه و فرجام فدك
راز قیام برزگ زهرا(علیها السلام) در مقابل غصب فدك
ریشه‌هاى فاجعه سقیفه و غصب فدك از منظر زهرا(علیها السلام)
1.پراكندگى از اطراف امامى یگانه
2.سربرآورى نفاق‌ها و كینه هاى خفته
3.سطحی‌نگری‌ها و بی‌غیرتی‌هاى غافلانه
4.تأویل‌ها و قرائت‌هاى دینى منحرفانه
﴿ صفحه 144 ﴾
﴿ صفحه 145 ﴾

فاطمه(علیها السلام) فدایى ولایت

در اسوه پذیرى از سیره فاطمى، آنچه در درجه اول اهمیت و ضرورت قرار می‌گیرد، عرصه‌هایى از شخصیت و سیره زندگانى آن دُر یكدانه عرش الهى است كه براى عصر ما بیشتر از هر چیز مورد نیاز می‌باشد.
بایستى پیش‌تر و بیشتر بدان صفت‌ها و گفتارهایى از آن بانوى بزرگوار بپردازیم كه در شرایط زمانه و دوره ما مهم‌تر و لازم‌تر می‌نماید و می‌تواند وظیفه ما را نسبت به انقلاب و آینده كشور اسلامى‌مان روشن سازد.
یكى از ضروری‌ترین عرصه‌هایى كه در آن بایستى به فاطمه زهرا(علیها السلام) اقتدا نمود، عرصه دفاع از حریم امامت و ولایت می‌باشد.
در فرهنگ شیعیان، به ویژه پس از انقلاب اسلامى ایران، حضرت صدّیقه طاهره(علیها السلام) به عنوان حامى و فدایى ولایت لقب گرفته‌اند؛ چرا كه او در كوتاه دوره زندگانى خویش پس از هجران رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) زیباترین جلوه پاسدارى از حریم ولایت را به تصویر كشانید و یگانه‌ترین اسوه گرى را در این گستره بر تارك تاریخ جاودانه گردانید.
فاطمه (علیها السلام) شیداترین پروانه شمع امامت بود؛ پروانه عاشقى كه با سوختن و فداسازى خویش به همگان آموخت كه امام برحق چونان كعبه است؛ كعبه‌اى كه مردم بایستى بر گِردش طواف نمایند ؛ نه او بر گِرد مردم: مَثَلُ الاِمامِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ اِذْ تُؤْتى وَ لا تَأْتى(216).این، فاطمه بود كه عاشقانه‌ترین پاسداشت را از حریم امامت روا داشت. این، فاطمه بود كه یگانه‌ترین اسوه‌دهى را در همرهى با ولایت ادا ساخت؛ همو كه پهلویش شكست و در خون نشست؛ اما لحظه‌اى از یاورى ولّى امر خویش از پاى ننشست؛ همو
﴿ صفحه 146 ﴾
كه با فریادهاى جگرسوز خویش، زیباترین شعار ولایتمدارى را در گوش جان پیروان خویش طنین‌انداز ساخت: یا اَبَاالْحَسَنِ! روُحى لِروُحِكَ الفِداءُ وَ نَفْسى لِنَفسِكَ الْوِقاءُ. إِنْ كُنْتَ فى خَیْر كُنْتُ مَعَكَ وَ إِنْ كُنْتَ فى شَرّ كُنْتُ مَعَكَ؛(217) اى ولى امر من! روحم به فداى روح تو و جانم سپر بلاى تو! هماره همراه تو خواهم بود؛ چه در خیر و نیكى به سر برى و چه در سختى و بلا گرفتار شوى!
بارى، پیشتازترین، خالص‌ترین و کاری‌ترین حمایتگر ولایت و امامت، فاطمه(علیها السلام) بود و هموست كه بایستى مقتدا و اسوه ما در این بره‌ه از زمان واقع شود:
فطرت تو جذبه‌هاه‌ه دارد بلند *** چشم هوش از اسوه زهرا مبند!
تا حسینى شاخ تو بار آورد *** موسم پیشین به گلزار آورد.(218)