جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

عوامل تأثیرگذار بر شخصیت اسوه‌ها

در عرصه اسوه‌پذیری، عوامل اساسى تأثیرگذار بر شخصیت اسوه‌ها امرى تعیین كننده و بسیار مهم به شمار می‌آید. اگر شخصیت اسوه را بیش از هر چیز تابع عواملى چون وراثت، محیط جنینى، محیط جغرافیایى و محیط اجتماعى او بدانیم، اساساً جایگاهى براى اسوه‌پذیری باقى نخواهد ماند؛ چرا كه شکل‌گیری شخصیت اسوه را از رهگذر عوامل جبرى، چون جبر وراثت، جبر محیط، جبر غریزه، جبر سن و ... دانست‌هایم. اما اگر در عین اعتقاد به تأثیر عواملى چون ارث، محیط، سن و ... مؤثرترین عامل در پی‌ریزی و تكامل شخصیت را اراده و اختیار آزاد بدانیم، اسوه‌پذیری جایگاه ممتاز و ویژه‌ای می‌یابد و هر اسوه‌ای، هرچند كه در مکان‌ها و زمانه‌ای دور زیسته باشد، قابل اقتدا و تأسّى خواهد گشت. از این روى در این فصل ابتدا به مجموعه عوامل تأثیرگذار بر شخصیت‌های انسانى، اشارتى می‌کنیم و آنگاه پس از تعیین میزان تأثیرگذارى هر یك از این عوامل به بررسى عوامل شکل‌دهی شخصیت حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) و شیوه‌های اسوه‌پذیری از ایشان می‌پردازیم.
روانشناسان با وجود اختلاف‌های عمیق و فراوان، جملگى بر این مسأله اتفاق نظر دارند كه در شکل‌گیری و تحول شخصیت آدمى دو عامل «وراثت» و «محیط» به عنوان عامل اصلى دخالت و تأثیر دارند. ایشان بعضاً دو عامل «گذشت زمان = سن» و «وجدان اخلاقى» را نیز می‌افزایند.(135)
1. وراثت
تأثیر و اهمیت وراثت ـ به معناى تمام ظرفیت‌ها و استعدادهاى ژنتیكى و كروموزومى كه آدمى از پدر، مادر و اجداد خود گرفته، با خود به دنیا می‌آوردـ در پایه‌گذاری و تشكیل شخصیت انسان نمی‌تواند مورد شك و تردید واقع شود.(136)
﴿ صفحه 83 ﴾
عامل وراثت بر خصوصیات جسمانى، مانند رنگ پوست و چشم و مو، بلندى یا كوتاهى قامت، فربهى یا لاغرى و نیز بر چگونگى كاركرد اعضاى درونى بدن؛ مانند قلب، مغز، معده، سلسله اعصاب و غده‌ها و نیز بر خصوصیاتى چون هوش، حافظه و ... مؤثر است. به عنوان مثال میزان ترشح غده‌های بدن كه می‌تواند تحت تأثیر عامل وراثت قرار گیرد، تأثیر عظیمى در صحت و سلامت مزاج و در عواطف و هیجانات و فعالیت‌های روانى و در زندگى مادى و معنوى ما دارند. چنان كه ترشح بیش از اندازه یكى از این غدد (تیروئید) سبب تندخویى و زودخشمى و بی‌اختیاری حركات و واکنش‌ها و در نتیجه بی‌ثباتی رفتار شخص می‌گردد و كاستى تراوش این غدّه آثار مخالفى چون اضطراب، سستى، بی‌قیدی و وارفتگى بر جاى می‌گذارد.
2. محیط
محیط در مقام عاملى مؤثر در شکل‌گیری شخصیت‌ها به دو قسم تقسیم می‌گردد: محیط داخلى و محیط خارجى.
الف) محیط داخلى: مراد از محیط داخلى، درون رحم مادر در مدت باردارى است كه همه عوامل مؤثر بر جنین درون رحم را در بر می‌گیرد. از آنجا كه تغذیه جنین از خون مادر است، عواملى چون سن مادر، وضع مزاجى و روانى او، نوع غذاهایى كه صرف می‌کند و ... در چگونگى رشد جنین تأثیر به سزایی دارد. خلاصه آنكه محیط قبل از تولد، تأثیرى مهم در تشكیل شخصیت كودك دارد؛ بدین‌گونه كه یا به شكوفایى بعضى از استعدادهاى ارثى كمك می‌کند یا برعكس براى آن‌ها ایجاد مزاحمت می‌کند.
ب) محیط خارجى: محیط خارجى كه در بر دارنده مجموعه عوامل پیرامونىِ مؤثر بعد از تولد است، خود به دو قسم انقسام می‌یابد: محیط طبیعى و جغرافیایى و محیط انسانى و اجتماعى.
ـ محیط طبیعى و جغرافیایى: این عامل شامل منطقه جغرافیایى، نوع آب و هوا (گرمسیرى، معتدل یا سردسیرى)، چگونگى غذاهایى كه انسان می‌خورد و ... است كه
﴿ صفحه 84 ﴾
در چگونگى رشد و نموّ و حتى در ساختمان بدنى، قیافه، استعدادهاى هوشى، سن بلوغ و ... تأثیر فراوان دارند؛(137)
ـ محیط انسانى و اجتماعى: این محیط، خود شامل محیط‌های بسیارى از جمله محیط خانواده و محیط‌های بیرون از خانواده در عرصه‌های اجتماعى، سیاسى، علمى، فرهنگى و ... است. از میان این محیط‌ها، تأثیر محیط خانواده بر شکل‌گیری شخصیت انسان، بسى بیشتر و چشمگیر است. این كه محیط خانواده پر از شور و نشاط باشد؛ این كه پدر و مادر تا چه میزان داراى حسن تفاهم، سازگارى و حرمت‌گذاری باشند؛ این كه والدین داراى چه فضیلت‌ها یا رذیلت‌های اخلاقى باشند و ...، و خلاصه هر آنچه در محیط خانواده می‌گذرد، نخستین و بادوام‌ترین آثار را در كودك بر جاى می‌گذارد و شخصیت وى را پى می‌ریزد.
بعد از خانواده، محیط‌های گوناگون دیگر، چون محیط تعلیم و تربیت، محیط كار ... تا چگونگى ازدواج و تشكیل خانواده، شخصیت همسر، مجالس و محافل علمى و دینى، مشارکت‌های سیاسى و ... جملگى در تشكیل یا تغییر شخصیت می‌توانند مؤثر واقع شوند.
3. گذشت زمان (سن)
یكى از عوامل مستقل دیگرى كه در تحول شخصیت دخالت دارد، سن است. بی‌شک گذشت زمان در تن و روان انسان، گفتار و كردار او، نوع خواسته‌ها و آرزوهاى او
﴿ صفحه 85 ﴾
و در چگونگى تلاش‌ها و فعالیت‌های او تأثیر دارد و تا حدى باعث دگرگونى شخصیت‌ها می‌گردد.(138)
4. وجدان اخلاقى
مراد از «وجدان اخلاقى»، استعدادهاى فطرى آدمى در تشخیص خیر و شر و گرایش طبیعى او به سوى خیر و گریز از شر است. روانشناسان در برشمارى عوامل مؤثر بر شخصیت انسان، معمولاً بر چهار عامل پیش‌گفته پافشارى می‌کنند؛ اما به عقیده ما، در كنار عوامل فوق، عوامل مهم دیگرى نیز وجود دارند كه پارهاى از آن‌ها در شکل‌گیری و تحول شخصیت همه انسان‌ها تأثیر دارد و بعضى دیگر در تكوین و تغییر شخصیت انسان‌هایی معدود دخیلند:
﴿ صفحه 86 ﴾
5. فطریات:
مراد از فطریات، امورى خدادادى است كه در میان همه آدمیان مشترك است؛ هرچند شدت و ضعف می‌پذیرد.
فطریات را می‌توان به دو دسته تقسیم كرد:
الف) غرایز: كه مربوط به جنبه حیوانى است و از این روى بین انسان و سایر حیوانات مشترك است؛ مانند میل به غذا، جفت‌جویی و صیانت ذات؛
ب) فطریات بالمعنى الاخص: كه متعلق به جنبه انسانى انسان و ویژه بنى آدم است؛ نظیر قدرت‌طلبی، جمال‌دوستی، حقیقت‌جویی.
6. عوامل غیبى
از جمله عوامل شخصیت‌ساز دیگر كه البته عمومیت ندارد و ممكن است در اكثریت انسان‌ها تحقق نپذیرد، عوامل غیبى و ماوراى طبیعى از قبیل وحى و الهام است.
آنچه در تكوین و تغییر شخصیت انبیا و اولیاى الهى(علیهم السلام) سهمى به سزا داشته، عامل وحى یا الهام بوده است؛ عواملى كه ایجادگر تحولاتى عظیم در زندگانى آن بزرگان و دیگر انسان‌های تاریخ بشرى گردیده است.
پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مأمور بود كه به مردم بفرماید: اِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُوحَى الَىَّ؛(139) من بشرى چون شمایم [با این فرق] كه به من وحى می‌شود.
7. اختیار و اراده آزاد
مهم‌ترین عامل تأثیرگذار در شکل‌گیری شخصیت هر انسان، اختیار و اراده آزاد اوست. به عقیده ما هیچ یك از 6 عامل پیش‌گفته، به تنهایى و نه در كنار مجموع 5 عامل دیگر، علت تامه شکل‌گیری و تغییر شخصیت آدمى نمی‌تواند بود. جزء اخیر علت تامه شکل‌گیری و تحول شخصیت آدمى كه مؤثرترین عامل نیز می‌باشد، اختیار انسان است.
﴿ صفحه 87 ﴾
اگر از تأثیر و دخالتِ مهم عامل «اراده آزاد و اختیار» در شخصیت انسان غفلت یا تغافل یا انكار كنیم، در واقع، انسان را تسلیم یك یا دو یا چند جبرْ دانسته‌ایم و شخصیت، اراده و رفتار او را معلولِ یك عامل جبرى یا معلولِ برآیند دو یا چند عامل جبرى انگاشته‌ایم. در این صورت، انسان موجودى همچون جمادات، نباتات و سایر حیوانات خواهد بود و بنابراین نه تكلیفى خواهد داشت و نه مسؤولیتى، نه ستایش نه تحسینى، نه نكوهش و تقبیحى، نه پاداشى و كیفرى. خلاصه همه نظام‌های ارزشى، اعم از حقوقى، اخلاقى و دینى فرو خواهد ریخت و تنها چیزى كه بر قلمرو پدیده‌های انسانى حاكمیت و سیطره خواهد داشت جبر وراثت، جبر محیط، جبر سن، جبر غریزه و ... است؛ یعنى مجموعه‌ای از جبرهاى فیزیكى، زیستى، روانى، و اجتماعى.(140)

اختیار، مهم‌ترین عامل تأثیرگذار

قاطع‌ترین عامل تأثیرگذار در رفتار و شخصیت انسان، همان نیروى اراده و اختیار آزاد اوست. تأثیر مجموعه عوامل دیگر ـ همچون وراثت، رحم مادر، محیط طبیعى و جغرافیایى، محیط انسانى و اجتماعى، و گذشت زمان ـ در رفتار و شخصیت انسان هرگز با تأثیرِ اراده برخاسته از شناخت‌ها و گرایش‌ها برابرى نتواند كرد.
اراده افراد، نه معلولِ هیچ‌یک از این عوامل است، نه معلول برآیندى از مجموع آن‌ها. این عامل‌ها فقط زمینه را براىِ اعمال اراده و اختیار انسان فراهم می‌سازند تا وى با توجه به گرایش‌ها و شناخت‌های فطرى و روحى خویش، آزادانه و خودخواسته رفتار كند. پس هر فرد در برابر هیچ‌یک از عوامل وراثت، محیط و سن حالت انفعالى محض ندارد. این اراده است كه تعیین‌كننده قاطع رفتار و شخصیت انسان است.
اختیار از مهم‌ترین ویژگی‌های آدمى و عامل اساسى ساختنِ شخصیت انسان و ایجاد
﴿ صفحه 88 ﴾
اختلافات فرد است. عوامل فیزیكى، زیستى، روانى و اجتماعى هرگز تعیین‌کننده افعال اختیارى بشر نیستند؛ بلكه فقط زمینه‌ساز گزینش و اختیار اویند. بدون شك، میزان استفاده افراد بشر از این نعمت خداداده، مانند سایر نِعَمِ الهى، یكسان نیست. كسانى هستند كه با عدمِ اعمال این نیرو، به تدریج، موجبات ضعف و فتور آن را فراهم می‌آورند، و كسان دیگرى نیز هستند كه با به‌کارگیری مستمر و صحیح آن، چنان قوى و نیرومندش می‌سازند كه می‌توانند در برابرِ همه عوامل و مقتضیات دیگر بایستند. بنابراین، اگر یكى از خصایص یك فرد، نتیجه رفتار اختیارى او نباشد، خواه نتیجه رفتار غیر اختیارى و ناخواسته وى باشد، خواه مقتضاى عوامل زیستى (مانند بلند قامتى یا كوتاه قدى، لاغرى یا چاقى، رنگ مو، رنگ چشم و ...)، آن خصیصه از مقومات شخصیت او نخواهد بود. همچنین، اگر امرى منشأ هیچ عمل اختیاریى نشود تأثیر و دخالتى در شخصیت نخواهد داشت. خلاصه آن‌كه شخصیت انسان ساخته و پرداخته رفتار اختیارى اوست و چون عامل مباشر در رفتار اختیارى، اراده آزاد شخص است، باید گفت اراده سهم اساسى و درجه اول را در شکل‌گیری و تحول شخصیت دارد.(141)

عوامل مؤثر در شكل‌گیرى شخصیت فاطمه(علیها السلام)

در شکل‌گیری شخصیت یگانه اسوه‌ای چون فاطمه زهرا(علیها السلام)، همه عوامل تأثیرگذار بر شخصیت ایشان. از عامل وراثت گرفته تا عامل محیط و عوامل غیبى ـ دست به دست هم داده‌اند و پرورش دهنده چنان گل بی‌نظیری در گلستان وجود گردیده‌اند:
اى تو آن گوهر یكتا كه به یكتایى تو *** مادر دهر نیاورد و نیارَد به شكم
دختر این گونه به صلب ازلیّت نایاب *** گوهر این گونه ندارد ابدیّت به رَحِم.(142)
﴿ صفحه 89 ﴾
پدر فاطمه، محمد مصطفى(صلى الله علیه وآله) شریف‌ترین آفریده الهى و مادر او، خدیجه بنت خویلد، از پاک‌ترین و نجیب‌ترین زنان روزگار(143) و اجداد او جملگى از صالح‌ترین و پاک‌ترین انسان‌های روى زمین بوده‌اند:
بطن در بطن همه بارقه نور ازل *** صلب در صلب همه لامعه علم و كَرَم
مام در مام همه صاحب جاه و حشمت *** باب در باب همه قبله حاجات اُمَم
پدران تو همه یكّه سواران وجود *** مادران تو همه صاحب اِعزاز و حَشَم.(144)
نطفه فاطمه(علیها السلام) در حالى منعقد می‌گردد كه والدین او از رهگذر چهل شبانه روز ارتباط خالصانه با خداوند به اوج طهارت روحى دست یافته‌اند و خمیرمایه آن نطفه را با تغذیه از پاک‌ترین و بهترین میوه‌های بهشتى تكوین بخشیده‌اند.(145) از این روى فاطمه حَوْرَاءُ الْاِنْسِیَّه؛ یعنى حوریه سیرتى به صورت انسان، نامیده می‌شد و پیامبر خاتم رایحه بهشت را هماره در وجود او می‌جویید:
﴿ صفحه 90 ﴾
انسیّه حورا سبب اصل اقامت *** اصلى كه ببالید بدو نخل امامت
نخلى كه ز تولید قدش زاد قیامت *** گنجینه عرفان گهر بحر كرامت.(146)
فاطمه(علیها السلام) در محیط خانواده‌ای سراسر شور، عشق، نشاط، پاكى و صفا پرورش یافته و بعد از وفات مادر، نیكوخلق‌ترین مربیان، عهده‌دار تربیت و پرورش او گردیده است.
شخصیت فاطمه(علیها السلام) در كنار پدرى استوار گشته كه كانون همه توجهات و تحولات در روزگار خویش بوده است. فاطمه(علیها السلام)، نیمى از عمر خویش را در كنار همسرى گذرانیده كه پرورش یافته دامان رسول است و میراث‌دار خلق و خوى محمدى و بر مجموعه عوامل فوق، عواملى غیبى، چون نزول فرشتگان، الهام‌های غیبى و ... را نیز باید افزود.