جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

فاطمه، استمرارِ اسوه حسنه

پدر فاطمه به فرموده صریح قرآنِ جاودان، اسوه شایسته همه خداباوران است: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَنْ كَانَ یَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْاخِرَ وَ ذَكَرَ اللّهَ كَثیرًا؛(130) مسلماً براى
﴿ صفحه 80 ﴾
شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیكویى می‌باشد، براى آن‌ها كه امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند. و این در حالى است كه رسول‌الله، این شایسته‌ترین اسوه حسنه مؤمنان، به كرّات یگانه دخترش فاطمه را پاره وجود خویش، روح و ریحان خویش و جان و جانان خویش می‌خواند و با تعابیرى گونه‌گون رضایت او را رضایت خود و ناراحتى او را ناراحتى خویش اعلام می‌دارد.
چنین تأكیدات متواترى از جانب رسول‌الله با چه هدفى صادر گردیده است؟! چرا پیامبر رحمت، اسوه حسنه مؤمنان، بر این حقیقت، فراوان تأكید می‌ورزد كه: فاطمه، پاره‌اى از وجود من است؟! آیا این همه تأكید جز براى آن است كه توجه همه مؤمنان طول تاریخ را به اسوه‌پذیری از ابعاد زندگانى فاطمه، در مقام استمراربخش سیره رسول‌الله، جلب كند؟!
چرا چنین نباشد، در حالى كه وجود فاطمه از وجود رسول خدا جدا نیست. وجود فاطمه، قسمتى از وجود رسول خداست و سیره او جلوه دیگرى از سیره رسول خدا. وجود فاطمه، مكمل وجود رسول خداست و اسوه‌گری فاطمه، تكمیل كننده اسوه‌گری شایسته‌ترین اسوه حسنه. تکمیل‌کننده اسوه حسنه در عرصه‌هایی چون: دفاع جانانه از ارزش‌های اسلام، جانبازى براى استمرار رسالت، عشق‌بازی در راه بقا و دوام ولایت، جهاد بی‌امان فرهنگى، تقوا و عبادت، مهرورزى و محبت، عفاف و حجاب، تربیت فرزند، تدبیر منزل، تجهیز روحى و روانى مرد براى جهاد و... .

فاطمه، حجت و الگوى امامان

فاطمه، استمرار اسوه حسنه است و این است رمز و راز آنكه سیره فاطمه براى همه امامان از نسل او، اسوه، حجت و الگو می‌گردد: نَحْنُ حُجَةُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ وَ فَاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَیْنَا؛(131)ما (امامان معصوم) حجت خداوند بر مردمان هستیم و فاطمه، حجت (خداوند) بر ما.
اسوه‌گری سیره فاطمه(علیها السلام)، چنان در اوج یگانگى است كه مولاى عدل‌گستر ما كه جهانى چشم‌انتظار اوست تا ظهور نماید و الگوى همگان در تمام ابعاد وجودى انسان
﴿ صفحه 81 ﴾
گردد، فاطمه را اسوه نیكوى زندگانى خویش معرفى می‌فرماید: وَ فِى اِبْنَةِ رَسُولِ اللهِ لِىَ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛(132) همانا در دختر رسول خدا براى من، الگویى شایسته وجود دارد.
فاطمه، الگوى زندگانى من است، نه از آن جهت كه مادر من است؛ بلكه بدین جهت كه دختر رسول خداست و استمرار وجود او؛ پاره وجود رسول خداست و اسوه‌پذیری از وى، همان اسوه‌پذیری از رسول خداست و در یك كلام:
اسوه‌پذیری از فاطمه، همان امتثال فرمان خدا در اسوه‌پذیری از رسول خداست.
اى وجود اقدست روح و روان مصطفى *** مصطفى معبود را جانان، تو جان مصطفى.(133)
فاطمه نه تنها الگوى زنان، كه الگوى تمام جهانیان است. اسوه‌گری فاطمه هرچند براى زنان، در بردارنده یگانه‌ترین و زیباترین جلوه‌هاست؛ اما اسوه‌گری او ویژه زنان نیست. هرچند روز ولادت فاطمه، افتخاربخش تمام زنان عالم گردیده و روز زن نامیده شده است؛ اما روز ولادت او، افتخاربخش همه مردان و زنان جهان و جلوه‌نمای تمام مكارم اخلاقى است و بنابر یكى از جامع‌ترین و زیباترین بیان‌ها:
«انتخاب چنین روزى به عنوان روز زن به معنى انتخاب زیباترین، متعالی‌ترین و مقدس‌ترین الگو براى زنان مسلمان، بلكه زنان همه جهان است. تجلیل از مقام فاطمه(علیها السلام)، تكریم ایمان، تقوا، علم، ادب، شجاعت، ایثار، جهاد، شهادت و در یك كلمه مكارم اخلاق است كه پدر بزرگوارش براى اتمام آن مبعوث شد. و آن گاه كه رسول اكرم(صلى الله علیه وآله)، فاطمه را پاره تن خویش می‌خواند، به جهانیان می‌آموزد كه جلوه والاى كرامت انسانى و اخلاق اسلامى را در این چهره مقدس جستجو كنند و مادران جهان، شعاعى از این خورشید درخشان برگیرند و كانون حیات انسان‌ها را گرم و روشن سازند.(134)
﴿ صفحه 82 ﴾

عوامل تأثیرگذار بر شخصیت اسوه‌ها

در عرصه اسوه‌پذیری، عوامل اساسى تأثیرگذار بر شخصیت اسوه‌ها امرى تعیین كننده و بسیار مهم به شمار می‌آید. اگر شخصیت اسوه را بیش از هر چیز تابع عواملى چون وراثت، محیط جنینى، محیط جغرافیایى و محیط اجتماعى او بدانیم، اساساً جایگاهى براى اسوه‌پذیری باقى نخواهد ماند؛ چرا كه شکل‌گیری شخصیت اسوه را از رهگذر عوامل جبرى، چون جبر وراثت، جبر محیط، جبر غریزه، جبر سن و ... دانست‌هایم. اما اگر در عین اعتقاد به تأثیر عواملى چون ارث، محیط، سن و ... مؤثرترین عامل در پی‌ریزی و تكامل شخصیت را اراده و اختیار آزاد بدانیم، اسوه‌پذیری جایگاه ممتاز و ویژه‌ای می‌یابد و هر اسوه‌ای، هرچند كه در مکان‌ها و زمانه‌ای دور زیسته باشد، قابل اقتدا و تأسّى خواهد گشت. از این روى در این فصل ابتدا به مجموعه عوامل تأثیرگذار بر شخصیت‌های انسانى، اشارتى می‌کنیم و آنگاه پس از تعیین میزان تأثیرگذارى هر یك از این عوامل به بررسى عوامل شکل‌دهی شخصیت حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) و شیوه‌های اسوه‌پذیری از ایشان می‌پردازیم.
روانشناسان با وجود اختلاف‌های عمیق و فراوان، جملگى بر این مسأله اتفاق نظر دارند كه در شکل‌گیری و تحول شخصیت آدمى دو عامل «وراثت» و «محیط» به عنوان عامل اصلى دخالت و تأثیر دارند. ایشان بعضاً دو عامل «گذشت زمان = سن» و «وجدان اخلاقى» را نیز می‌افزایند.(135)
1. وراثت
تأثیر و اهمیت وراثت ـ به معناى تمام ظرفیت‌ها و استعدادهاى ژنتیكى و كروموزومى كه آدمى از پدر، مادر و اجداد خود گرفته، با خود به دنیا می‌آوردـ در پایه‌گذاری و تشكیل شخصیت انسان نمی‌تواند مورد شك و تردید واقع شود.(136)
﴿ صفحه 83 ﴾
عامل وراثت بر خصوصیات جسمانى، مانند رنگ پوست و چشم و مو، بلندى یا كوتاهى قامت، فربهى یا لاغرى و نیز بر چگونگى كاركرد اعضاى درونى بدن؛ مانند قلب، مغز، معده، سلسله اعصاب و غده‌ها و نیز بر خصوصیاتى چون هوش، حافظه و ... مؤثر است. به عنوان مثال میزان ترشح غده‌های بدن كه می‌تواند تحت تأثیر عامل وراثت قرار گیرد، تأثیر عظیمى در صحت و سلامت مزاج و در عواطف و هیجانات و فعالیت‌های روانى و در زندگى مادى و معنوى ما دارند. چنان كه ترشح بیش از اندازه یكى از این غدد (تیروئید) سبب تندخویى و زودخشمى و بی‌اختیاری حركات و واکنش‌ها و در نتیجه بی‌ثباتی رفتار شخص می‌گردد و كاستى تراوش این غدّه آثار مخالفى چون اضطراب، سستى، بی‌قیدی و وارفتگى بر جاى می‌گذارد.
2. محیط
محیط در مقام عاملى مؤثر در شکل‌گیری شخصیت‌ها به دو قسم تقسیم می‌گردد: محیط داخلى و محیط خارجى.
الف) محیط داخلى: مراد از محیط داخلى، درون رحم مادر در مدت باردارى است كه همه عوامل مؤثر بر جنین درون رحم را در بر می‌گیرد. از آنجا كه تغذیه جنین از خون مادر است، عواملى چون سن مادر، وضع مزاجى و روانى او، نوع غذاهایى كه صرف می‌کند و ... در چگونگى رشد جنین تأثیر به سزایی دارد. خلاصه آنكه محیط قبل از تولد، تأثیرى مهم در تشكیل شخصیت كودك دارد؛ بدین‌گونه كه یا به شكوفایى بعضى از استعدادهاى ارثى كمك می‌کند یا برعكس براى آن‌ها ایجاد مزاحمت می‌کند.
ب) محیط خارجى: محیط خارجى كه در بر دارنده مجموعه عوامل پیرامونىِ مؤثر بعد از تولد است، خود به دو قسم انقسام می‌یابد: محیط طبیعى و جغرافیایى و محیط انسانى و اجتماعى.
ـ محیط طبیعى و جغرافیایى: این عامل شامل منطقه جغرافیایى، نوع آب و هوا (گرمسیرى، معتدل یا سردسیرى)، چگونگى غذاهایى كه انسان می‌خورد و ... است كه
﴿ صفحه 84 ﴾
در چگونگى رشد و نموّ و حتى در ساختمان بدنى، قیافه، استعدادهاى هوشى، سن بلوغ و ... تأثیر فراوان دارند؛(137)
ـ محیط انسانى و اجتماعى: این محیط، خود شامل محیط‌های بسیارى از جمله محیط خانواده و محیط‌های بیرون از خانواده در عرصه‌های اجتماعى، سیاسى، علمى، فرهنگى و ... است. از میان این محیط‌ها، تأثیر محیط خانواده بر شکل‌گیری شخصیت انسان، بسى بیشتر و چشمگیر است. این كه محیط خانواده پر از شور و نشاط باشد؛ این كه پدر و مادر تا چه میزان داراى حسن تفاهم، سازگارى و حرمت‌گذاری باشند؛ این كه والدین داراى چه فضیلت‌ها یا رذیلت‌های اخلاقى باشند و ...، و خلاصه هر آنچه در محیط خانواده می‌گذرد، نخستین و بادوام‌ترین آثار را در كودك بر جاى می‌گذارد و شخصیت وى را پى می‌ریزد.
بعد از خانواده، محیط‌های گوناگون دیگر، چون محیط تعلیم و تربیت، محیط كار ... تا چگونگى ازدواج و تشكیل خانواده، شخصیت همسر، مجالس و محافل علمى و دینى، مشارکت‌های سیاسى و ... جملگى در تشكیل یا تغییر شخصیت می‌توانند مؤثر واقع شوند.
3. گذشت زمان (سن)
یكى از عوامل مستقل دیگرى كه در تحول شخصیت دخالت دارد، سن است. بی‌شک گذشت زمان در تن و روان انسان، گفتار و كردار او، نوع خواسته‌ها و آرزوهاى او
﴿ صفحه 85 ﴾
و در چگونگى تلاش‌ها و فعالیت‌های او تأثیر دارد و تا حدى باعث دگرگونى شخصیت‌ها می‌گردد.(138)
4. وجدان اخلاقى
مراد از «وجدان اخلاقى»، استعدادهاى فطرى آدمى در تشخیص خیر و شر و گرایش طبیعى او به سوى خیر و گریز از شر است. روانشناسان در برشمارى عوامل مؤثر بر شخصیت انسان، معمولاً بر چهار عامل پیش‌گفته پافشارى می‌کنند؛ اما به عقیده ما، در كنار عوامل فوق، عوامل مهم دیگرى نیز وجود دارند كه پارهاى از آن‌ها در شکل‌گیری و تحول شخصیت همه انسان‌ها تأثیر دارد و بعضى دیگر در تكوین و تغییر شخصیت انسان‌هایی معدود دخیلند:
﴿ صفحه 86 ﴾
5. فطریات:
مراد از فطریات، امورى خدادادى است كه در میان همه آدمیان مشترك است؛ هرچند شدت و ضعف می‌پذیرد.
فطریات را می‌توان به دو دسته تقسیم كرد:
الف) غرایز: كه مربوط به جنبه حیوانى است و از این روى بین انسان و سایر حیوانات مشترك است؛ مانند میل به غذا، جفت‌جویی و صیانت ذات؛
ب) فطریات بالمعنى الاخص: كه متعلق به جنبه انسانى انسان و ویژه بنى آدم است؛ نظیر قدرت‌طلبی، جمال‌دوستی، حقیقت‌جویی.
6. عوامل غیبى
از جمله عوامل شخصیت‌ساز دیگر كه البته عمومیت ندارد و ممكن است در اكثریت انسان‌ها تحقق نپذیرد، عوامل غیبى و ماوراى طبیعى از قبیل وحى و الهام است.
آنچه در تكوین و تغییر شخصیت انبیا و اولیاى الهى(علیهم السلام) سهمى به سزا داشته، عامل وحى یا الهام بوده است؛ عواملى كه ایجادگر تحولاتى عظیم در زندگانى آن بزرگان و دیگر انسان‌های تاریخ بشرى گردیده است.
پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) مأمور بود كه به مردم بفرماید: اِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُوحَى الَىَّ؛(139) من بشرى چون شمایم [با این فرق] كه به من وحى می‌شود.
7. اختیار و اراده آزاد
مهم‌ترین عامل تأثیرگذار در شکل‌گیری شخصیت هر انسان، اختیار و اراده آزاد اوست. به عقیده ما هیچ یك از 6 عامل پیش‌گفته، به تنهایى و نه در كنار مجموع 5 عامل دیگر، علت تامه شکل‌گیری و تغییر شخصیت آدمى نمی‌تواند بود. جزء اخیر علت تامه شکل‌گیری و تحول شخصیت آدمى كه مؤثرترین عامل نیز می‌باشد، اختیار انسان است.
﴿ صفحه 87 ﴾
اگر از تأثیر و دخالتِ مهم عامل «اراده آزاد و اختیار» در شخصیت انسان غفلت یا تغافل یا انكار كنیم، در واقع، انسان را تسلیم یك یا دو یا چند جبرْ دانسته‌ایم و شخصیت، اراده و رفتار او را معلولِ یك عامل جبرى یا معلولِ برآیند دو یا چند عامل جبرى انگاشته‌ایم. در این صورت، انسان موجودى همچون جمادات، نباتات و سایر حیوانات خواهد بود و بنابراین نه تكلیفى خواهد داشت و نه مسؤولیتى، نه ستایش نه تحسینى، نه نكوهش و تقبیحى، نه پاداشى و كیفرى. خلاصه همه نظام‌های ارزشى، اعم از حقوقى، اخلاقى و دینى فرو خواهد ریخت و تنها چیزى كه بر قلمرو پدیده‌های انسانى حاكمیت و سیطره خواهد داشت جبر وراثت، جبر محیط، جبر سن، جبر غریزه و ... است؛ یعنى مجموعه‌ای از جبرهاى فیزیكى، زیستى، روانى، و اجتماعى.(140)