جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

اسوه‌پذیرى از چشم‌انداز قرآنى

پروردگار جهانیان و نازل‌فرمای قرآن جاویدان در آخرین نامه انسان‌سازی خود براى بشر، شیوه‌های مختلفى براى تربیت و تزكیت انسان ارائه می‌فرماید؛ روش‌هایی كه هر كدام تأثیرى خاص بر روح و روان و منش رفتارى انسان می‌گذارد؛ روش‌هایی چون بشارت به نعمت‌های جاویدان، بیم‌ دِهى از عذاب همیشگى، بیان سرگذشت گذشتگان، داستان پیامبران، استفاده از تمثیل، بهره گیری از قَسَم و سوگند و ... .
یكى از مؤثرترین و كارآمدترین شیوه‌های تربیتى كه در قرآن به كرّات مورد توجه قرار گرفته است، ارائه الگوهاى شایسته، به طور مستقیم یا غیر مستقیم می‌باشد.
بارى، تعیین الگوهاى صحیح و تأكید بر پیروى از ایشان و نیز رسوا كردن الگوهاى ناصحیح و در هم كوبیدن بت‌های فكرى و فرهنگى، از مهم‌ترین روش‌های تربیتى قرآن كریم است:
1. معرفى اسوه حسنه
قرآن، پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) را الگوى شایسته و اسوه حسنه مؤمنان راستین معرفى می‌فرماید: لَقَد كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْأَخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا؛(116)در پیامبرِ خدا براى شما؛ براى كسانى كه به خداى متعال و روز بازپسین امیدوارند و خداى را بسیار یاد می‌کنند، الگویى نیكو وجود دارد.
آنچه در این آیه شریف و نورانى قابل توجه است، جمله لِمَنْ كَانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْأَخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كثیراً می‌باشد. این جمله، بدل از ضمیرِ خطاب در «لكم» است، تا دلالت كند بر این كه اقتدا و تأسّى كامل به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) توفیقى است كه نصیب هر كسى نمی‌شود. اسوه‌پذیری از رسول، صفت حمیدهاى است كه هر مؤمنى بدان متصف
﴿ صفحه 75 ﴾
نمی‌شود؛ بلكه مؤمنانى به این صفت پسندیده نایل می‌شوند که‌ایمانی راستین به خداوند و روز قیامت داشته باشند؛ ایمانیانى كه دل در گرو عشق خداوند دارند و او را بسیار یاد می‌کنند و در نتیجه این ذكر و توجه مداوم است كه تأسّى كامل به رسول خدا صورت می‌پذیرد.(117)
آرى، داعیه‌داران مسلمانى آن هنگام به مقام رفیعِ تبعیت و اسوه‌پذیری كامل از «اسوه حسنه» نایل خواهند آمد كه به خدا و روز جزا باورى راستین بیابند. به هر میزان كه ایمان ما به خدا و روز جزا ضعیف‌تر باشد، انگیزه و توفیق ما در اقتدا به رسول‌الله(صلى الله علیه وآله)، این اسوه حسنه الهى، كمتر و ضعیف‌تر خواهد بود.(118)
2. اسوه دِهى از سیره پیامبران
خداوند متعال از پیامبرِ رحمت می‌خواهد كه در عرصه خطیرِ ابلاغ رسالت به پیامبران اولوالعزم اقتدا كند و همچون ایشان صبر و استقامت پیشه سازد و از شتاب و بی‌صبری بپرهیزد: فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لَا تَسْتَعْجِلْ لَّهُمْ(119)؛ (در تبلیغ دین خدا و تحمل اذیت امت) همچون پیامبران الوالعزم صبور باش و براى (عذاب) آنان شتاب مكن!
در آیتى دیگر از پیامبر اسلام، كه خود اسوه حسنه مؤمنان است، خواسته می‌شود كه در پیمودن راه هدایت به پیامبران پیشین اقتدا كند: أُولَئِكَ الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدهُمُ اقْتَدِهْ...؛(120) آنان كسانى هستند كه خداوند متعال هدایتشان كرده است؛ به هدایت ایشان اقتدا كن.
3. الگودهى از سیره ابراهیم و پیروان او
پروردگار جهانیان، در قرآن مجید، ابراهیم(علیه‌السلام) و پیروان راستین او را الگوهایى شایسته در عرصه تولّى (اظهار محبت و ارادت به خداوندگار یگانه) و تبرّى (ابراز بیزارى و نفرت از مشركان و همه خدایان دروغین) معرفى می‌فرماید: قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِى إِبْرَهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُواْ لِقَومِهِمْ إِنَّا بُرَءؤُاْ مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَكُمُ الْعَدَوَةُ و الْبَغْضَاءُ أبدًا حَتَّى تُؤْمِنوُاْ بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ اِبْرَهِیمَ لاَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ... ؛ در ابراهیم و
﴿ صفحه 76 ﴾
كسانى كه با او بودند براى شما (مؤمنان) الگویى نیكوست آن هنگام كه به قوم خویش گفتند: ما از شما و از آنچه جز خدا می‌پرستید بیزاریم. میان ما و شما دشمنى و كین پابرجاست تا آنكه به خداوند یگانه ایمان بیاورید؛ مگر در این سخن ابراهیم به پدرش كه: حتماً براى تو آمرزش خواهم طلبید ... .
و در دو آیه بعد، بر اسوه بودن ایشان براى مؤمنان راستین تأكید می‌ورزد: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فیِهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ یَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْیَومَ الأَخِرَ ... ؛(121) به راستى در آنان براى شما، براى كسانى كه به خداى متعال و روز بازپسین امید دارند، الگویى نیكو وجود دارد.
4. تشویق به اسوه پذیرى از مؤمنان صالح
خداوند متعال، پاداش اقتداكنندگانِ به مؤمنان صالح را همتراز خود ایشان معرفى می‌نماید تا ارزش اسوه‌پذیری صحیح را خاطرنشان سازد: وَ السَّبِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَجِریِنَ وَ الْأَنْصَارِ و الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَن رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّت تَجْرِى تحتها الْأَنهَرُ خَلِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛(122). پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و كسانى كه به نیكى از آن‌ها پیروى كردند، خداوند از آن‌ها خشنود گشت و آن‌ها (نیز) از او خشنود شدند و باغهایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته كه نهرها از زیر درختانش جارى است. جاودانه در آن خواهند ماند و این است كامیابى بزرگ.
در قرآن كریم بیش از یكصد بار سخن از تبعیت و اتّباع می‌رود و این خود نشان‌دهنده نهایت اهمیتى است كه این كتابِ انسان‌سازی براى اسوه‌پذیری و تقلید در عرصه تربیت، تزكیت و هدایت انسان‌ها قایل است.(123) بارى، از آنجا كه اصول مكتب و خط مشى اعتقادى ـ اخلاقى پیامبران و مؤمنان صالح مشترك است و به زمان و مكانى خاص محدود نمی‌گردد، قرآن كریم براى همه پویندگان راه هدایت، اقتدا به سیره صالحان گذشته را لازم و ضرورى می‌داند.
تا نسل انسان بر گستره خاك گسترده است، مسیر پیموده شده از سوى پیام‌آوران و اولیاى الهی همواره قابل اقتدا و تأسّى است.
﴿ صفحه 77 ﴾
5. الگوسازى در قالب داستان و تمثیل
هدف بسیارى از داستان‌ها و تمثیل‌های قرآنى، الگوسازى از سیره پیامبران و مؤمنان راستین و عبرت‌دهی از فرجام پیشوایان كفر و گمراهى، و بدكاران عالم است: لَقَدْ كَانَ فِى قِصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِى الْاَلْبَب؛(124) به راستى كه در بیان داستان ایشان، براى صاحبان اندیشه، عبرت كامل خواهد بود.
براى نمونه، خداوند متعال در آیاتى آسیه همسر فرعون و مریم دختر عمران را مثال مىزند و ایشان را اسوه و الگوى تمام مؤمنان جهان، اعم از زن و مرد، معرفى می‌فرماید: وَ ضَرَبَ اللَّهُ مثلاً لِلَّذِینَ ءَْامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَونَ اِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِى عِنْدَكَ بَیْتًا فِى الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِى مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِى مِنَ الْقَومِ الظَّلِمِینَ وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَنَ الَّتِى أَحْصَنَتْ فرجها ... ؛(125) و باز خدا براى مؤمنان (آسیه) زن فرعون را مَثل آورد هنگامى كه (از شوهر كافرش بیزارى جست و) عرض كرد: بار الها! (من از قصر فرعونى و عزّت دنیوى او گذشتم) تو خانه‌ای در بهشت براى من بنا كن و مرا از شرّ فرعون كافر و كردارش و از قوم ستمكار نجات بخش. و نیز مریم دختر عمران را كه عفاف و پاكدامنى ورزید ... .
در این دو آیه خداوند متعال با استفاده از شیوه تمثیل به معرفى دو الگوى شایسته می‌پردازد: آسیه و مریم. گویا خداوند متعال خطاب به همه ایمان آورندگان می‌فرماید: اگر می‌خواهید به الگویى، تأسّى و اقتدا نمایید، به سیره رفتارىِ این دو زن بنگرید: از وسعت نظر و بلند همتى همسر فرعون سرمشق بگیرید كه با وجود فراهم بودن همه امكانات مادى و دنیوى در قصر فرعون، به این دنیاى زودگذر فانى و لذت‌های آنى به دیده تحقیر نگریست و از خداوند، مُلك متعالى و قصرهای باقى و نجات از شرّ ستمكاران یاغى را طلبید. همت را بنگرید كه تا چه حد والاست. می‌گوید: می‌خواهم از این كاخ نجات پیدا كنم؛ ولى به چیزى فروتر از مقام قرب و رضوان تو هم رضایت
﴿ صفحه 78 ﴾
نمی‌دهم. پس مرا از شرّ فرعون و رفتار ناشایست او و قوم ستمكارش نجات بخش و مرا به خانه‌ای نزد خودت در بهشت جاویدان منتقل فرما! و نیز از مریم سرمشق بگیرید؛ از پاكى و عفاف او، ایمان صادقانه و از بندگى خالصانه او.

فاطمه الگویى دُردانه

سرورى فاطمه بر مریم و آسیه
معرفى مریم(علیها السلام) در مقام الگوى شایسته همه مؤمنان در حالى است كه بهترین تفسیر كننده آیات قرآن، مریم را سرور بانوان زمانه خویش معرفى می‌کند و فاطمه را سید، سرور و سرآمد جمله زنان در طول تاریخ:
مریم سرور زنان زمانه خویش بود؛ اما دخترم فاطمه سرور همه زنان جهان، از آغاز تا فرجام آن است.(126) او قسمتى از وجود من، نور چشم من، میوه قلب من و روح میان دو پهلوى من است!
فرشته‌ای بر من نازل شد و به من بشارت داد كه فاطمه، سرور همه زنان اهل بهشت و نیز سرآمد همه بانوان امّتم است.(127)
صدّیقةٌ لامِثْلَها صدیقة *** تَفْرَغُ بالصّدقِ عَنِ الحقیقة
بَدا بذالكَ الوجودُ الظَّاهر *** سرُّ ظهور الحقِّ فى المظاهر
هِىَ البتولُ الطُهْرُ و العذراء *** كَمَریَمَ الطُّهْرِ و لا سواء
فاِنّها سیّدة النّساءِ *** وَ مَریمُ الكُبْرى بِلا خفاء.(128)
بدین ترتیب فضیلت و سرورى فاطمه(علیها السلام) بر آسیه و مریم ثابت می‌شود. آرى، مقام و منزلت زهراى مرضیه نه‌تنها بسى والاتر از مقام آسیه و مریم صدیقه است، كه اوج
﴿ صفحه 79 ﴾
فضیلت آسیه و مریم بدان است كه توفیق خدمت‌گزاری آستان حضرت خدیجه كبرى را به هنگامه وضع حمل فاطمه زهرا یافته‌اند:(129)
مریم به ابریق بهشتى شوید او را *** عیسى فراز آسمان‌ها جوید او را
اگر خدا می‌خواست درباره حضرت زهرا(علیها السلام) مثل بزند، می‌فرمود: وَ ضَرَبَ اللَّهُ مثلاً لِلَّذیِنَ أَمنُوا فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّد. او الگوى همه زنان و مردان با ایمان است. او سرور بانوان هر دو جهان است. افتخار آسیه و مریم آن است كه از خدمت‌گزاران درگاه فاطمه(علیها السلام)می‌باشند.

فاطمه، استمرارِ اسوه حسنه

پدر فاطمه به فرموده صریح قرآنِ جاودان، اسوه شایسته همه خداباوران است: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَنْ كَانَ یَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْاخِرَ وَ ذَكَرَ اللّهَ كَثیرًا؛(130) مسلماً براى
﴿ صفحه 80 ﴾
شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیكویى می‌باشد، براى آن‌ها كه امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند. و این در حالى است كه رسول‌الله، این شایسته‌ترین اسوه حسنه مؤمنان، به كرّات یگانه دخترش فاطمه را پاره وجود خویش، روح و ریحان خویش و جان و جانان خویش می‌خواند و با تعابیرى گونه‌گون رضایت او را رضایت خود و ناراحتى او را ناراحتى خویش اعلام می‌دارد.
چنین تأكیدات متواترى از جانب رسول‌الله با چه هدفى صادر گردیده است؟! چرا پیامبر رحمت، اسوه حسنه مؤمنان، بر این حقیقت، فراوان تأكید می‌ورزد كه: فاطمه، پاره‌اى از وجود من است؟! آیا این همه تأكید جز براى آن است كه توجه همه مؤمنان طول تاریخ را به اسوه‌پذیری از ابعاد زندگانى فاطمه، در مقام استمراربخش سیره رسول‌الله، جلب كند؟!
چرا چنین نباشد، در حالى كه وجود فاطمه از وجود رسول خدا جدا نیست. وجود فاطمه، قسمتى از وجود رسول خداست و سیره او جلوه دیگرى از سیره رسول خدا. وجود فاطمه، مكمل وجود رسول خداست و اسوه‌گری فاطمه، تكمیل كننده اسوه‌گری شایسته‌ترین اسوه حسنه. تکمیل‌کننده اسوه حسنه در عرصه‌هایی چون: دفاع جانانه از ارزش‌های اسلام، جانبازى براى استمرار رسالت، عشق‌بازی در راه بقا و دوام ولایت، جهاد بی‌امان فرهنگى، تقوا و عبادت، مهرورزى و محبت، عفاف و حجاب، تربیت فرزند، تدبیر منزل، تجهیز روحى و روانى مرد براى جهاد و... .