جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

آفت‌های اسوه پذیرى

اسوه‌پذیری، گرچه پر اهمیت و داراى تأثیرى بس شگرف است، اما همچون هر امر مثبت دیگرى می‌تواند دست‌خوش آفت شده، زمینه خسارت‌هایی عظیم را فراهم آورد. از این روى در این مقام به مهم‌ترین آفات الگوپذیرى می‌پردازیم:
1. الگوپذیرى مطلق از آبا و اجداد
نخستین الگوهاى آدمى، پدر و مادرند. كودك، والدین خویش را هم از لحاظ قدرت و هم از لحاظ علم بسى برتر از خود می‌بیند و به تجربه در می‌یابد كه پیروى از پدر و مادر فواید بسیارى براى او دارد؛ از این روى می‌پندارد همه چیز را باید از پدر و مادر آموخت و در هر زمین‌های باید از آنان پیروى كرد. اگر این خصلت پیروى مطلق و بی‌چون و چرا از آبا و اجداد در سال‌ها و مراحل بعدى زندگى همچنان پابرجا بماند، باید گفت كه شخص هنوز در دوران طفولیت به سر می‌برد و در زمینه الگوپذیرى دچار انحراف گشته است.
قرآن كریم در آیات متعددى كسانى كه آبا و اجداد خود را تنها مرجع تقلید می‌پندارند و براى گفتار و كردارشان قدر و قیمت نابه‌جا قایلند سخت می‌نکوهد:
وَ إِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوا إِلى مَا أَنْزَلَ اللّهُ وَ اِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ ءَابَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ ءَابَاؤُهُم لَا یَعْلَمُونَ شَیْئًا وَ لَا یَهْتَدُون؛(112) و هنگامى كه به آن‌ها گفته شود، به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پیامبر بیاید، مى‌گویند: آنچه از پدران خود یافته‌ایم ما را بس است. آیا اگر پدران آن‌ها چیزى نمی‌دانستند و هدایت نیافته بودند (باز از آن‌ها پیروى می‌کنند)؟!
﴿ صفحه 71 ﴾
2. الگوپذیرىِ غیر عاقلانه از باطل
آفت دیگر تقلید این است كه شخص براى حفظ رابطه مودت‌آمیز خود با دیگران یا به قصد ایجاد مناسبات دوستانه با آنان، مقبولاتشان را كه خلاف حق و حقیقت است پذیرا شود؛ یعنى از حق جدا شود تا به خلق بپیوندد. حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) قوم خود را به همین جهت نكوهش می‌کند: اِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثناً مَوَدَّةً بَیْنِكُمْ فِى الْحَیَوةِ الدُّنْیَا....(113) شما غیر از خدا بت‌هایی براى خود انتخاب کرده‌اید كه مایه دوستى و محبت میان شما در زندگى دنیا باشد... .
3. الگوپذیرى از اكثریت
آفت دیگر این است كه فرد، كثرت طرفداران یك رأى و عقیده را دلیل حقانیت آن رأى و عقیده بپندارد و آن را بپذیرد. این‌كه پاره‌اى از افراد در هر امرى تابع اكثریت می‌شوند ناشى از همین پندار باطل است. موضع قرآن كریم در این مورد چنان واضح است كه نیازى به ذكر نمونه نیست.
4. الگوپذیرى كامل از الگوهاى غیرصالح
اگر وجود یك یا چند خصلت نیكو در الگویى باعث این پندار شود كه عقیده و سیره او در همه زمینه‌ها معتبر است، الگو پذیرد در لبه پرتگاهى خطرناك واقع می‌شود.
متأسفانه الگوپذیرى، امروزه رواجى عجیب یافته است. فلان دكتر یا مهندس درباره مسایل فرهنگى، ابراز عقیده می‌نماید، فلان مقام اجرایى كشور در عرصه مسایل تخصصى فقه، رأى صادر می‌کند، فلان فیلسوف اعلام می‌دارد كه به نظام اقتصادى خاصى معتقد است، فلان قهرمان ورزشى در عرصه مسایل سیاسى اظهار نظر می‌کند، فلان مقام زن درباره حجاب فتوا صادر می‌کند و... .
هر گروهى، از یكى از اینان تقلید می‌کند و از این طریق به چیزى اعتقاد می‌یابد. غافل از آنكه قبول برترى مسلم یا نا مسلم كسى در زمینه‌ای معین، نباید سبب این پندار شود كه او در زمینه‌های دیگر نیز شایستگى دارد.(114)
﴿ صفحه 72 ﴾

روش‌های اصلاح اسوه پذیرى

حال كه دانستیم الگوپذیرى آفاتى دارد و می‌تواند براى الگوپذیر زیان‌های فراوان به بار آورد، سؤال مهمى پیش می‌آید و آن این كه چگونه می‌توان با آفات تقلید و الگوپذیرى مبارزه كرد و ضلالت‌ها و انحرافات فردى و اجتماعى را كه از آن ناشى می‌شوند، لااقل تخفیف داد؟ این مسأله كه حل آن براى یك مصلح اجتماعى از قدر و اهمیت عظیمى برخوردار است با دست به دست هم دادن چند شیوه تربیتى و اصلاحى می‌تواند حل شود.
1. افزایش معرفت عمومى
اساسی‌ترین، مشکل‌گشاترین و كارسازترین شیوه این است كه قدرت تفكر و تعقل و تأمل مردم را بیشتر نماییم تا این مطلب را عمیقاً بفهمند كه كمال آدمى به امورى از قبیل پول و ثروت، دانش و صنعت و اقسام و اشكال گوناگون قدرت اجتماعى نیست؛ وانگهى موفقیت یك فرد در یكى از این زمینه‌ها اگر مسلم نیز باشد، باز دلیل صحت آرا و نظرات او در دیگر زمینه‌ها و دلیل درستى رفتارهاى فردى و اجتماعى او نتواند بود. افزایش قدرت تفكر مردم سبب خواهد شد كه همچنین دریابند، پدر و مادر، مرجع تقلید سراسر زندگى فرزند و همه ابعاد و وجوه حیات او نیستند و نیز در خواهند یافت كه حقیقت را نباید فداى هیچ چیز و هیچ كس كرد و حتى براى ایجاد یا حفظ یا تحكیم ارتباطات دوستانه و همزیستى مسالمت‌آمیز و همبستگى اجتماعى نباید از حق دست برداشت. كثرت طرفداران یك رأى و عقیده نیز دلیل حقانیت آن نخواهد بود. فهم عمیق این مطالب موجب خواهد شد كه بسیارى از افراد، گروه‌ها و قشرهایى كه الگوهاى عقیده و عمل مردم به حساب می‌آیند از كرسى مرجعیت تقلید فرو افتند و افراد، گروه‌ها، و قشرهاى دیگرى كه صلاحیت این امر خطیر را دارند متصدى آن شوند.
اگر در روح و ذهن هر فردى، گرد و غبار آرا و نظرات فاسد و اوهام و خیالات باطل فرو نشیند، آن فرد می‌تواند الگوهاى راستین را از الگوهاى دروغین تمیز دهد. بدین ترتیب الگوهاى عقیده و عمل مردم كسانى خواهند شد كه باید بشوند، و كسانى خواهند
﴿ صفحه 73 ﴾
بود كه باید باشند و پیداست كه اگر الگوهاى جامعه، انسان‌هایی ذىصلاح باشند، مردم در راه صواب خواهند افتاد.
2. بهره گیرى از ویژگی؛هاى روانى، عاطفى، اجتماعى
«افزایش معرفت عمومى» هرچند شیوه‌ای زیربنایى است؛ اما نیازمند زمان و فرصت وسیع، نیروى انسانى عظیم و فعالیت‌های جان‌فرساست. این شیوه مخصوصاً در جامعه‌هایی كه اكثریت افراد آن‌ها معلوماتى ناچیز و نیروى تعقلى ضعیف داشته باشند، با كندى و سختى مضاعف مواجه خواهد شد. از این روى باید از شیوه‌های دیگر نیز كه نتایج آن‌ها سریع‌تر و سهل‌تر به بار آید، سود جست. در این شیوه‌ها از ویژگی‌های روانى و اجتماعى مردم؛ مثلاً از مجالس و محافل مذهبى، عرف و عادات، آداب و رسوم، مناسك، شعایر، احساسات و عواطف آن‌ها در راه اصلاح جامعه استفاده‌های دقیق و به‌جا می‌شود. اساساً نباید پنداشت كه تنها راه تأثیر در مردم و هدایت آنان به طریق حق و حقیقت، استدلالات و براهین عقلى، فلسفى و منطقى است؛ بلكه باید از خصایص روانى، اجتماعى و مذهبى آنان تا جایى كه صحیح و بر حق است، بهره‌های درست گرفت. تأثیرى كه این‌گونه بهره‌گیری‌ها در تكوین و تغییر شخصیت‌های افراد دارد به مراتب بیش از تأثیرى است كه ادلّه خشك عقلى تواند داشت.(115)
آفرین بر حضرت امام(رحمه‌الله) كه از عواطف و احساسات مقدس مردم براى به ثمر رسانی انقلاب اسلامى، به بهترین وجه، استفاده كرد. حضرت امام با بهره گیری از ویژگی‌های عاطفى، مذهبى و اجتماعى مردم، ایجادگرِ تحولى بنیادین در روحیه مردمان و بر پا كننده انقلابى بی‌نظیر در ایران گردید.
آن تغییر و تحول بنیادین در اوایل انقلاب، بیشتر برخاسته از شورِ پاك و احساسات مقدس مردم بود؛ اما حفظ و استمرار آن روحیه‌های ارزشمند، دیگر در گرو شور و احساسات نخواهد بود؛ چرا كه هر احساس و شورى اگر پشتوانه معرفتى پیدا نكند، به تدریج فرو می‌نشیند. از این روى براى استوار سازی بناى انقلاب و استمرار آرمان‌های
﴿ صفحه 74 ﴾
آن لازم است تلاش فرهنگى وسیعى در جهت افزایش معرفت و شعور عمومى، صورت پذیرد تا از این رهگذر، عواطف و احساسات مقدس به شورمایه‌ای دایمى تبدیل گردد.

اسوه‌پذیرى از چشم‌انداز قرآنى

پروردگار جهانیان و نازل‌فرمای قرآن جاویدان در آخرین نامه انسان‌سازی خود براى بشر، شیوه‌های مختلفى براى تربیت و تزكیت انسان ارائه می‌فرماید؛ روش‌هایی كه هر كدام تأثیرى خاص بر روح و روان و منش رفتارى انسان می‌گذارد؛ روش‌هایی چون بشارت به نعمت‌های جاویدان، بیم‌ دِهى از عذاب همیشگى، بیان سرگذشت گذشتگان، داستان پیامبران، استفاده از تمثیل، بهره گیری از قَسَم و سوگند و ... .
یكى از مؤثرترین و كارآمدترین شیوه‌های تربیتى كه در قرآن به كرّات مورد توجه قرار گرفته است، ارائه الگوهاى شایسته، به طور مستقیم یا غیر مستقیم می‌باشد.
بارى، تعیین الگوهاى صحیح و تأكید بر پیروى از ایشان و نیز رسوا كردن الگوهاى ناصحیح و در هم كوبیدن بت‌های فكرى و فرهنگى، از مهم‌ترین روش‌های تربیتى قرآن كریم است:
1. معرفى اسوه حسنه
قرآن، پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) را الگوى شایسته و اسوه حسنه مؤمنان راستین معرفى می‌فرماید: لَقَد كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْأَخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا؛(116)در پیامبرِ خدا براى شما؛ براى كسانى كه به خداى متعال و روز بازپسین امیدوارند و خداى را بسیار یاد می‌کنند، الگویى نیكو وجود دارد.
آنچه در این آیه شریف و نورانى قابل توجه است، جمله لِمَنْ كَانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْأَخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كثیراً می‌باشد. این جمله، بدل از ضمیرِ خطاب در «لكم» است، تا دلالت كند بر این كه اقتدا و تأسّى كامل به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) توفیقى است كه نصیب هر كسى نمی‌شود. اسوه‌پذیری از رسول، صفت حمیدهاى است كه هر مؤمنى بدان متصف
﴿ صفحه 75 ﴾
نمی‌شود؛ بلكه مؤمنانى به این صفت پسندیده نایل می‌شوند که‌ایمانی راستین به خداوند و روز قیامت داشته باشند؛ ایمانیانى كه دل در گرو عشق خداوند دارند و او را بسیار یاد می‌کنند و در نتیجه این ذكر و توجه مداوم است كه تأسّى كامل به رسول خدا صورت می‌پذیرد.(117)
آرى، داعیه‌داران مسلمانى آن هنگام به مقام رفیعِ تبعیت و اسوه‌پذیری كامل از «اسوه حسنه» نایل خواهند آمد كه به خدا و روز جزا باورى راستین بیابند. به هر میزان كه ایمان ما به خدا و روز جزا ضعیف‌تر باشد، انگیزه و توفیق ما در اقتدا به رسول‌الله(صلى الله علیه وآله)، این اسوه حسنه الهى، كمتر و ضعیف‌تر خواهد بود.(118)
2. اسوه دِهى از سیره پیامبران
خداوند متعال از پیامبرِ رحمت می‌خواهد كه در عرصه خطیرِ ابلاغ رسالت به پیامبران اولوالعزم اقتدا كند و همچون ایشان صبر و استقامت پیشه سازد و از شتاب و بی‌صبری بپرهیزد: فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لَا تَسْتَعْجِلْ لَّهُمْ(119)؛ (در تبلیغ دین خدا و تحمل اذیت امت) همچون پیامبران الوالعزم صبور باش و براى (عذاب) آنان شتاب مكن!
در آیتى دیگر از پیامبر اسلام، كه خود اسوه حسنه مؤمنان است، خواسته می‌شود كه در پیمودن راه هدایت به پیامبران پیشین اقتدا كند: أُولَئِكَ الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدهُمُ اقْتَدِهْ...؛(120) آنان كسانى هستند كه خداوند متعال هدایتشان كرده است؛ به هدایت ایشان اقتدا كن.
3. الگودهى از سیره ابراهیم و پیروان او
پروردگار جهانیان، در قرآن مجید، ابراهیم(علیه‌السلام) و پیروان راستین او را الگوهایى شایسته در عرصه تولّى (اظهار محبت و ارادت به خداوندگار یگانه) و تبرّى (ابراز بیزارى و نفرت از مشركان و همه خدایان دروغین) معرفى می‌فرماید: قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِى إِبْرَهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُواْ لِقَومِهِمْ إِنَّا بُرَءؤُاْ مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَكُمُ الْعَدَوَةُ و الْبَغْضَاءُ أبدًا حَتَّى تُؤْمِنوُاْ بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ اِبْرَهِیمَ لاَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ... ؛ در ابراهیم و
﴿ صفحه 76 ﴾
كسانى كه با او بودند براى شما (مؤمنان) الگویى نیكوست آن هنگام كه به قوم خویش گفتند: ما از شما و از آنچه جز خدا می‌پرستید بیزاریم. میان ما و شما دشمنى و كین پابرجاست تا آنكه به خداوند یگانه ایمان بیاورید؛ مگر در این سخن ابراهیم به پدرش كه: حتماً براى تو آمرزش خواهم طلبید ... .
و در دو آیه بعد، بر اسوه بودن ایشان براى مؤمنان راستین تأكید می‌ورزد: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فیِهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ یَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْیَومَ الأَخِرَ ... ؛(121) به راستى در آنان براى شما، براى كسانى كه به خداى متعال و روز بازپسین امید دارند، الگویى نیكو وجود دارد.
4. تشویق به اسوه پذیرى از مؤمنان صالح
خداوند متعال، پاداش اقتداكنندگانِ به مؤمنان صالح را همتراز خود ایشان معرفى می‌نماید تا ارزش اسوه‌پذیری صحیح را خاطرنشان سازد: وَ السَّبِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَجِریِنَ وَ الْأَنْصَارِ و الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَن رَضِىَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّت تَجْرِى تحتها الْأَنهَرُ خَلِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛(122). پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و كسانى كه به نیكى از آن‌ها پیروى كردند، خداوند از آن‌ها خشنود گشت و آن‌ها (نیز) از او خشنود شدند و باغهایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته كه نهرها از زیر درختانش جارى است. جاودانه در آن خواهند ماند و این است كامیابى بزرگ.
در قرآن كریم بیش از یكصد بار سخن از تبعیت و اتّباع می‌رود و این خود نشان‌دهنده نهایت اهمیتى است كه این كتابِ انسان‌سازی براى اسوه‌پذیری و تقلید در عرصه تربیت، تزكیت و هدایت انسان‌ها قایل است.(123) بارى، از آنجا كه اصول مكتب و خط مشى اعتقادى ـ اخلاقى پیامبران و مؤمنان صالح مشترك است و به زمان و مكانى خاص محدود نمی‌گردد، قرآن كریم براى همه پویندگان راه هدایت، اقتدا به سیره صالحان گذشته را لازم و ضرورى می‌داند.
تا نسل انسان بر گستره خاك گسترده است، مسیر پیموده شده از سوى پیام‌آوران و اولیاى الهی همواره قابل اقتدا و تأسّى است.
﴿ صفحه 77 ﴾
5. الگوسازى در قالب داستان و تمثیل
هدف بسیارى از داستان‌ها و تمثیل‌های قرآنى، الگوسازى از سیره پیامبران و مؤمنان راستین و عبرت‌دهی از فرجام پیشوایان كفر و گمراهى، و بدكاران عالم است: لَقَدْ كَانَ فِى قِصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِى الْاَلْبَب؛(124) به راستى كه در بیان داستان ایشان، براى صاحبان اندیشه، عبرت كامل خواهد بود.
براى نمونه، خداوند متعال در آیاتى آسیه همسر فرعون و مریم دختر عمران را مثال مىزند و ایشان را اسوه و الگوى تمام مؤمنان جهان، اعم از زن و مرد، معرفى می‌فرماید: وَ ضَرَبَ اللَّهُ مثلاً لِلَّذِینَ ءَْامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَونَ اِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِى عِنْدَكَ بَیْتًا فِى الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِى مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِى مِنَ الْقَومِ الظَّلِمِینَ وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَنَ الَّتِى أَحْصَنَتْ فرجها ... ؛(125) و باز خدا براى مؤمنان (آسیه) زن فرعون را مَثل آورد هنگامى كه (از شوهر كافرش بیزارى جست و) عرض كرد: بار الها! (من از قصر فرعونى و عزّت دنیوى او گذشتم) تو خانه‌ای در بهشت براى من بنا كن و مرا از شرّ فرعون كافر و كردارش و از قوم ستمكار نجات بخش. و نیز مریم دختر عمران را كه عفاف و پاكدامنى ورزید ... .
در این دو آیه خداوند متعال با استفاده از شیوه تمثیل به معرفى دو الگوى شایسته می‌پردازد: آسیه و مریم. گویا خداوند متعال خطاب به همه ایمان آورندگان می‌فرماید: اگر می‌خواهید به الگویى، تأسّى و اقتدا نمایید، به سیره رفتارىِ این دو زن بنگرید: از وسعت نظر و بلند همتى همسر فرعون سرمشق بگیرید كه با وجود فراهم بودن همه امكانات مادى و دنیوى در قصر فرعون، به این دنیاى زودگذر فانى و لذت‌های آنى به دیده تحقیر نگریست و از خداوند، مُلك متعالى و قصرهای باقى و نجات از شرّ ستمكاران یاغى را طلبید. همت را بنگرید كه تا چه حد والاست. می‌گوید: می‌خواهم از این كاخ نجات پیدا كنم؛ ولى به چیزى فروتر از مقام قرب و رضوان تو هم رضایت
﴿ صفحه 78 ﴾
نمی‌دهم. پس مرا از شرّ فرعون و رفتار ناشایست او و قوم ستمكارش نجات بخش و مرا به خانه‌ای نزد خودت در بهشت جاویدان منتقل فرما! و نیز از مریم سرمشق بگیرید؛ از پاكى و عفاف او، ایمان صادقانه و از بندگى خالصانه او.