جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

اهمیت اسوه‌پذیرى

انسان، این شاهكار آفرینش، در نهاد خویش هماره رو به سوى كمال دارد و با اشتهایى سیری‌ناپذیر در تكاپوى صعود به مدارج كمال، تعالى و ترقى است.
تكامل و حركت استكمالى انسان عبارت است از تغییراتى تدریجى در راستاى شكوفایى و به فعلیت رسانى استعدادهاى فطرى.
این تغییرات به وسیله نیروهاى به ودیعت نهاده شده در سرشت کمال‌گرای آدمى و با استفاده از شرایط و امكانات خارجى انجام می‌پذیرد.(108)
در راستاى عروج به قله‌های رفیع ترقى و كمال، یكى از کاری‌ترین نیروهاى فطرى آدمى میل به تقلید و اسوه‌پذیری؛ و یكى از امكانات خارجى، سیره و تجربه كمال یافتگان است.
احساس الگوخواهى فطرى و درونى از یك سو و مشاهده سیر تكاملى به كمال رسیدگان از دیگر سوى، انسان را وامی‌دارد تا براى رسیدن سریع‌تر به كمال مطلوب، روش و سیره آن تکامل‌یافتگان را الگوى خویش سازد و تلاشى آگاهانه و هدف‌دار براى ایجاد هماهنگى و انسجام رفتارى با الگوهاى خویش در پیش گیرد.

انواع اسوه‌پذیرى

چنانكه گروهى از روانشناسان نیز گفته‌اند، تقلید و الگوپذیرى ـ به معناى عام آن ـ بر سه قسم است: محاكات، تقلید بالمعنى‌الاخص، اقتباس.
1. محاكات: تقلید ناآگاهانه و عارى از هرگونه اندیشه و تشخیص را محاكات گویند؛
﴿ صفحه 68 ﴾
مانند كودك چند ماهه‌ای كه در پى خنده اطرافیان، بی‌درنگ می‌خندد.
2. تقلید بالمعنى الاخص (تقلید بچگانه): این نوع تقلید الگوبردارى نیمه آگاهانه از رفتار دیگران است. در تقلید بچگانه عنصر آگاهى و هدف‌داری حضور دارد؛ اما حضورى كمرنگ و اندك؛ مانند طفل سه ساله‌ای كه تنها براى شبیه‌سازی خود به اطرافیان از اعمال ایشان تقلید می‌نماید، بدون آنكه قصد و هدف آن اعمال را درك كند.
3. اقتباس: این قسم عالی‌ترین مرتبه تقلید می‌باشد عبارت است از تكرار عمل دیگرى با آگاهى كافى از حسن كار او. این نوع تقلید و الگوبردارى کاملاً آگاهانه و هدف‌دار و از روى علم و قصد می‌باشد؛ همانند نوجوان یا جوانى كه از میان رفتارهاى اطرافیان، آن را كه بهتر می‌یابد برمی‌گزیند و براى این گزینش دلیلى هم اقامه می‌کند. در بحث اسوه‌پذیری، سر و كار ما با «اقتباس» است و «محاكات» و نیز «تقلید بچگانه» از گستره بحث خارج است.
در عرصه اسوه‌پذیری، آنچه مطلوب و ارزشمند است، الگوپذیرى کاملاً آگاهانه، هدف‌دار و از روى معرفت و شناخت كامل می‌باشد. لحاظ عنصر آگاهى و هدف‌داری در الگوپذیری‌ها متفاوت است: گاه كامل است، كه شخص پس از تفكر، استدلال، تجزیه و تحلیل عقلى و با بصیرت كامل به تقلید از الگو می‌پردازد و گاه در حد كمال نیست و شخص می‌تواند براى تقلید خویش دلیلى منطقى ارائه نماید؛ ولى به دلیلى ارتكازى، به تقلید مبادرت می‌ورزد كه این دلیل می‌تواند از ابهام در آید و به وضوح بپیوندد. پس عمده اعمال تقلیدى انسان آگاهانه و هدف‌دار است؛ هرچند بسیارى از افراد در تعیین ملاک‌های الگوپذیرى و تشخیص الگوهاى شایسته دچار اشتباه می‌شوند.(109)

خطاها در اسوه پذیرى

هر انسانى طبق نظام ارزشى خود، كمال را در چیزى می‌بیند و طبق فطرت کمال‌جویی خویش در پى كسانى كه واجد آن چیزند به راه می‌افتد تا با اقتداى به ایشان ره به سوى كمال بپیماید. در روند این اقتدا و تقلید، سه خطا ممكن است پیش آید:
﴿ صفحه 69 ﴾
1. اشتباه در تشخیص مصداق كمال
انتخاب اسوه بدین بستگى دارد كه اسوه پذیر، كمال را در چه چیزى بداند. كسى كه كمال انسان را در ثروتمندى می‌پندارد، مسلماً ثروتمندان را الگوى خود می‌انگارد و در رفتار به ایشان می‌گراید و از سوى دیگر فقرا و مستمندان را به سبب فقر و مسكنتشان در خور توجه نمی‌داند؛ از آنان می‌گریزد و سعى می‌کند تا آنجا كه می‌تواند شبیه‌شان نباشد.
2. اشتباه در تعیین اسوه كامل
انسان معمولاً در این كه چه اسوه‌هایی از كمال لازم براى اسوه‌گیری برخوردارند، دچار اشتباه می‌شود. براى نمونه اگر علم و دانش را مصداق كمال بدانیم، باز امكان این اشتباه وجود دارد كه انسان‌هایی را كه در واقع دانشمند نیستند، دانشمند بپنداریم و تابع و مقلدشان شویم. در زمینه هیچ‌یک از علوم و معارف بشرى دانشوران و كارشناسان راستین به سهولت شناخته نمی‌شوند و همواره ممكن است كه عالم‌نمایان جاهل و گندم‌نمایان جوفروش، عموم مردم را بفریبند و در پى خود بكشانند.
3. اشتباه در حد و مرز الگوپذیرى
این اشتباه وقتى رخ می‌نماید كه الگو و مرجعى كه به حق، در زمینه‌ای معین صاحب‌نظر است، در سایر زمینه‌ها نیز الگوى خویش بپنداریم، یا بر عكس كسى را تنها به دلیل آنكه در زمینه‌ای خاص، كاردان و متخصص نیست، لایق الگو بودن در هیچ قلمروى ندانیم.
انتخاب یك الگوى جامع و راستین در گرو سه شناخت و آگاهى است: شناخت مصداق كمال؛ شناخت مصداق كامل؛ شناخت حد و مرز لیاقت‌ها.
اشتباه در هر یك از این موارد، ممكن است ما را به اسوه‌هایی نالایق و الگوهایى دروغین رهنمون شود و موجب خسارات عظیم مادى و معنوى گردد.
معرفى الگوهاى راستین به افراد جامعه و مبارزه با الگوهاى دروغین، آنچنان پر اهمیت است كه وقتى الگویى نادرست(110) به جامعه ارائه می‌شود، رهبرى چون حضرت امام خمینى(رحمه‌الله) شخصاً وارد میدان شده، بت‌های فكرى و فرهنگى را در هم می‌شکند و با هشدارى تاریخى، گوینده را از خطر ارتداد و اعدام بر حذر می‌دارد:
﴿ صفحه 70 ﴾
با كمال تأسف و تأثر روز گذشته (روز شنبه 8 بهمن) از صداى جمهورى اسلامى مطلبى در مورد الگوى زن پخش گردیده است كه انسان شرم دارد بازگو نماید. فردى كه این مطلب را پخش كرده است تعزیر و اخراج می‌گردد و دست‌اندرکاران آن تعزیر خواهند شد. در صورتى كه ثابت شود قصد توهین در كار بوده است، بلا شك فرد توهین كننده، محكوم به اعدام است. اگر بار دیگر از این گونه قضایا تكرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدّى مسؤولان بالاى صدا و سیما خواهد شد. البته در تمامى زمینه‌ها قوه قضاییه اقدام می‌نماید.(111)