جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

فصل سوم: اسوه‌پذیرى از سیره فاطمى

اهمیت اسوه‌پذیرى
انواع اسوه‌پذیرى
خطاها در اسوه‌پذیرى
آفت‌های اسوه‌پذیرى
روش‌های اصلاح اسوه‌پذیرى
اسوه‌پذیرى از چشم‌انداز قرآنى
فاطمه، اسوه‌ای دُردانه
عوامل تأثیرگذار بر شخصیت اسوه‌ها
اختیار، مهم‌ترین عامل تأثیرگذار
عوامل مؤثر در شكل‌گیرى شخصیت فاطمه
شیوه اسوه‌پذیرى از سیره فاطمى
﴿ صفحه 66 ﴾
﴿ صفحه 67 ﴾

اهمیت اسوه‌پذیرى

انسان، این شاهكار آفرینش، در نهاد خویش هماره رو به سوى كمال دارد و با اشتهایى سیری‌ناپذیر در تكاپوى صعود به مدارج كمال، تعالى و ترقى است.
تكامل و حركت استكمالى انسان عبارت است از تغییراتى تدریجى در راستاى شكوفایى و به فعلیت رسانى استعدادهاى فطرى.
این تغییرات به وسیله نیروهاى به ودیعت نهاده شده در سرشت کمال‌گرای آدمى و با استفاده از شرایط و امكانات خارجى انجام می‌پذیرد.(108)
در راستاى عروج به قله‌های رفیع ترقى و كمال، یكى از کاری‌ترین نیروهاى فطرى آدمى میل به تقلید و اسوه‌پذیری؛ و یكى از امكانات خارجى، سیره و تجربه كمال یافتگان است.
احساس الگوخواهى فطرى و درونى از یك سو و مشاهده سیر تكاملى به كمال رسیدگان از دیگر سوى، انسان را وامی‌دارد تا براى رسیدن سریع‌تر به كمال مطلوب، روش و سیره آن تکامل‌یافتگان را الگوى خویش سازد و تلاشى آگاهانه و هدف‌دار براى ایجاد هماهنگى و انسجام رفتارى با الگوهاى خویش در پیش گیرد.

انواع اسوه‌پذیرى

چنانكه گروهى از روانشناسان نیز گفته‌اند، تقلید و الگوپذیرى ـ به معناى عام آن ـ بر سه قسم است: محاكات، تقلید بالمعنى‌الاخص، اقتباس.
1. محاكات: تقلید ناآگاهانه و عارى از هرگونه اندیشه و تشخیص را محاكات گویند؛
﴿ صفحه 68 ﴾
مانند كودك چند ماهه‌ای كه در پى خنده اطرافیان، بی‌درنگ می‌خندد.
2. تقلید بالمعنى الاخص (تقلید بچگانه): این نوع تقلید الگوبردارى نیمه آگاهانه از رفتار دیگران است. در تقلید بچگانه عنصر آگاهى و هدف‌داری حضور دارد؛ اما حضورى كمرنگ و اندك؛ مانند طفل سه ساله‌ای كه تنها براى شبیه‌سازی خود به اطرافیان از اعمال ایشان تقلید می‌نماید، بدون آنكه قصد و هدف آن اعمال را درك كند.
3. اقتباس: این قسم عالی‌ترین مرتبه تقلید می‌باشد عبارت است از تكرار عمل دیگرى با آگاهى كافى از حسن كار او. این نوع تقلید و الگوبردارى کاملاً آگاهانه و هدف‌دار و از روى علم و قصد می‌باشد؛ همانند نوجوان یا جوانى كه از میان رفتارهاى اطرافیان، آن را كه بهتر می‌یابد برمی‌گزیند و براى این گزینش دلیلى هم اقامه می‌کند. در بحث اسوه‌پذیری، سر و كار ما با «اقتباس» است و «محاكات» و نیز «تقلید بچگانه» از گستره بحث خارج است.
در عرصه اسوه‌پذیری، آنچه مطلوب و ارزشمند است، الگوپذیرى کاملاً آگاهانه، هدف‌دار و از روى معرفت و شناخت كامل می‌باشد. لحاظ عنصر آگاهى و هدف‌داری در الگوپذیری‌ها متفاوت است: گاه كامل است، كه شخص پس از تفكر، استدلال، تجزیه و تحلیل عقلى و با بصیرت كامل به تقلید از الگو می‌پردازد و گاه در حد كمال نیست و شخص می‌تواند براى تقلید خویش دلیلى منطقى ارائه نماید؛ ولى به دلیلى ارتكازى، به تقلید مبادرت می‌ورزد كه این دلیل می‌تواند از ابهام در آید و به وضوح بپیوندد. پس عمده اعمال تقلیدى انسان آگاهانه و هدف‌دار است؛ هرچند بسیارى از افراد در تعیین ملاک‌های الگوپذیرى و تشخیص الگوهاى شایسته دچار اشتباه می‌شوند.(109)