جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

گسترش فرهنگ شهادت و پرورش شهادت‌‌‌طلبان

قرآن، این فرجامین كتاب انسان پرورى، نیل به سعادت و رستگارى را هدف و مطلوب نهایى انسان معرفى می‌فرماید و از میان تمام راه‌های موجود «تزكیه نفس» را مؤثرترین و بلكه تنها راه رسیدن به آن هدف نهایى، می‌داند:
قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى؛(96) به یقین كسى كه پاكى جست (و خود را تزكیه كرد)، رستگار شد.
قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زکی‌ها؛(97) به یقین هر كه نفس خود را پاك و تزكیه كرده، رستگار شده است.
آرى، از چشم‌انداز قرآنى، در وراى فلاح و رستگارى هدفى گران‌بهاتر و ارزشمندتر وجود ندارد و این در حالى است كه دستیابى بدین هدف والا جز از راه «تزكیه و تهذیب نفس» ممكن نیست.(98) در عرصه «تزكیه و تهذیب نفس» راه‌ها و شیوه‌هایی پرشمار وجود دارد. در میان این شیوه‌های گونه‌گون، راه‌هایی كوتاه و میان‌بُر یافت می‌شود كه رهپویان خویش را یك‌شبه به صد سالْ ره پیمودگان می‌رساند. در میان تمام راه‌های میان‌بُر براى صعود به ستیغ رفیع تهذیب نفس، کوتاه‌ترین و در عین حال مطمئن‌ترین و بی‌خطرترین راه «كسب آمادگى براى شهادت و فدا كردن تمام هستى خویش در راه خدا» است.
همه پیام‌آوران الهى، تبلیغ گر این بینش والا بوده‌اند كه زندگانى دنیا، نه اقامتگاه كه گذرگاهى پرخطر است. آدمى در زندگانى دنیاى خویش یكسره در حركت و سفر است؛ سفرى خطرخیز از هیچ به همه چیز؛ سفر از عالم فانى به ملك باقى و تعالى.
آدمیان در مواجهه با چنین بینشى به دو دسته تقسیم می‌شوند: اندك‌شمارى از ایشان
﴿ صفحه 57 ﴾
این حقیقت را می‌پذیرند و به ژرفناى باورهاشان نفوذ و رسوخ می‌دهند و بسیارى از ایشان ناباورانه بر این واقعیت چشم فرومی‌بندند و غافلانه از توجه به آن در می‌گذرند.
آنانى كه سفر بودنِ زندگانى دنیا را باور کرده‌اند، هماره در تكاپوى شناسایى و پیمودن بهترین راه‌های این سفر طولانى و پرمخاطره‌اند. در این بحبوحه، اگر ایشان را به راهى میان‌بُر دعوت نمایند كه آنان را در کوتاه‌ترین زمان و بالاترین ضریب اطمینان به مقصدشان برساند از شوق در پوست خویش نخواهند گنجید و روحشان براى پیمودن آن راه پر خواهد كشید.
از همان صدر اسلام تا به حال، هماره عالى همّتانى بوده‌اند كه این دعوت را جانانه لبیك گفته‌اند؛ با سرعتى بی‌نظیر استعدادهاى نهانىشان را به اوج شكوفایى رسانیده و در نهایت، با نوشیدن شهد شیرین شهادت به اوج سعادت نایل آمده‌اند.
در حالى كه معادباوران، عاشقانه براى شهادت، این کوتاه‌ترین راه وصول به كمال نهایى، لحظه‌شماری می‌کنند، سست‌باوران، عادلانه از عرصه شهادت می‌گریزند و از چشم‌انداز ایمان ضعیف خویش توجیهى براى روحیه شهادت‌طلبی نمی‌یابند.
از این روى شهادت را هدر دادن خون و جان مى‌شمارند و دردمندانه زبان به اظهارِ تأثر و تأسف می‌گشایند كه: جواب این خون‌ها را چه كسى خواهد داد؟
اینان اگر ادعاى ایمانشان دروغین نمی‌بود و زندگانى ابدى را نه در ظاهر، كه در اعماق جانشان باور داشتند، این‌چنین بی‌خردانه سخن نمی‌راندند. ایشان همانانند كه ایمانشان لقلقه زبانى بیش نیست.(99)
درك حقیقت شهادت از تنگناى فهم چنین ظاهربینانى بسى والاتر و فراتر است. چشمانشان ظاهربین است و توان واقع‌بینی ندارد. چشمانشان تنها تكه تكه شدن شهدا را می‌نگرد و یاراى دیدن این واقعیت را ندارد كه فرشتگان الهى با افتخار تمام به استقبال كشتگان راه خدا می‌شتابند و ایشان را به عالی‌ترین درجات قرب رَه می‌نمایند. از این روست كه خداوند متعال، اصرار فراوان دارد كه به مردمان بفهماند كه شهدا نه مردگان كه زندگان جاویدانند:
﴿ صفحه 58 ﴾
وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِى سَبِیلِ اللَّهِ اَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.(100)
بارى به فرموده امام شهیدان: شهدا شمع محفل دوستانند؛ شهدا در قَهْقَهِه مستانه‌شان و در شادى وصولشان «عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»اند. شهدا از نفوس مطمئنه‌ای هستند كه مورد خطاب «فَادْخُلِى فِى عِبَادِى وَ ادْخُلِى جَنَّتِى» پروردگارند. صحبت از شهدا صحبت از عشق و عاشقى است كه قلم در ترسیمش در هم می‌شکند.(101)
در قبال خون پاك شهیدان، دو وظیفه سنگین و مهم بر عهده باقى ماندگان قرار می‌گیرد:
1. زنده نگه داشتن یاد و خاطره آن پاک‌نهادان كه وظیفه‌ای وجدانى، عاطفى، اسلامى، ملى و انسانى و بر دوش همه ماست.
نباید بگذاریم كه تلاش منافق‌صفتان براى حذف نام و یاد شهیدان،(102) مبارزه با فرهنگ شهادت طلبى(103) و تخریب اسوه‌های شهادت‌طلبی چهره‌هایی چون شیخ فضل‌الله نورى و نواب صفوى(104) به ثمر نشیند.
﴿ صفحه 59 ﴾
2. از رهگذر زنده نگهدارى یاد شهیدان راه، سیره، هدف و روحیه شهادت‌طلبی ایشان را در وجود خویش و در سطح جامعه زنده كنیم. روح شهادت‌طلبی را در كالبد جان خویش بدمانیم و بپرورانیم و عطر روح‌افزای شهادت را در سطح جامعه اسلامى بگسترانیم و به نسل آینده منتقل نماییم.
حضرت امام(رحمه‌الله) زنده ماندن اسلام را از بركت محرم و صفر و شهادت‌طلبی سیدالشهدا(علیه السلام) و فداییان باوفایش معرفى می‌فرمود(105) و در این بیان هیچ مبالغه‌ای روا نمی‌داشت؛ چرا كه از معارف حقیقى اسلام، آنچه به میراث ما رسیده، همه از بركت «فرهنگ شهادت‌پذیرى» است.
دشمنان اسلام نیز از اسلامى می‌هراسند كه پیروان خویش را عاشق شهادت و فدا شدن در راه خدا می‌پروراند؛ وگرنه اسلامى كه در آن شهادت‌طلبی نباشد و اسلامى كه هیچ حركت و غیرتى را برنتابد، همان اسلام آمریكایى است كه براى سران استعمار و استكبار، نه‌تنها هیچ ضرر و هراسى ندارد، بلكه مطلوب و ممدوح ایشان نیز می‌باشد.(106)
تقویت روحیه شهادت‌طلبى
یكى از كوتاه راه‌ها در عرصه پاكى و تهذیب نفس، تحصیل آمادگى براى شهادت است؛ بدین‌سان كه انسان خود را سرباز عاشق و فدایى امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) بداند و به مقتضاى آن، آماده هر گونه تلاش و مجاهدتى باشد.
روحیه شهادت‌طلبی كیمیاست؛ كیمیایى كه آدمى را از هزاران درد بی‌درمان روحى،
﴿ صفحه 60 ﴾
معنوى و اخلاقى نجات می‌بخشد. چنین روحیه والایى همه ظلمت‌ها و رذالت‌های ما را یكجا از بین می‌برد و قطره ناچیز وجود ما را به اقیانوس عظیمى از قدرت، معنویت و نورانیت متصل می‌سازد.
براى طلب شهادت، دیگر دنیا و مظاهر فریبنده آن جلوهاى ندارد. انانیت‌ها از وجود عاشق شهادت رخت بر می‌بندند.
در پیش چشمان آن كه فدایى دین است، دیگر هیچ شهوت و ثروت و منصبى توان عشوه‌گری و دلربایى نمی‌یابد.
از بزرگ‌ترین رسالت‌های محافلى كه در سایه‌سار خاطره جان‌افشانی‌های اهل‌بیت(علیهم السلام) براى اعتلاى اسلام عزیز تشكیل می‌شود، گسترش فرهنگ شهادت در سطح جامعه است.
اساسی‌ترین هدف و رسالت روضه‌خوانی‌ها، تقویت روحیه شهادت‌طلبی در نهاد فرد و جامعه است. ارزش و اهمیت روضه به این است كه صحنه‌های عشق‌ورزی و جان‌فشانی مقتدایان و اسوه‌های الهى را پیش روى آدمى می‌گشاید. روضه، با برانگیختن احساسات مقدس و عواطف پاك خدایى روحیه شهادت‌طلبی را در او می‌پروراند و او را همچون الگوهاى محبوب خویش براى جانبازى و فدا شدن در راه احیاى دین آماده می‌سازد.
فاطمه(علیها السلام)، شهید زنده‌اى بود كه فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبی را در دامان خود پرورید. فاطمه، تنها زنى است كه هم خودش، هم پدرش، هم همسرش و هم جمله فرزندانش فداى آرمان‌های الهى گردیدند.
فاطمه، تنها مادرى است كه هر كس را پرورید در راه اعتلاى دین یا به شهادت رسیده یا به اسارت رفته است.
آرى، گسترش سیره فاطمى در جامعه در حقیقت، ترویج فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبی است. فاطمه، فدایى ولایت و امامت گردید و در این راه عاشقانه به خون نشست. خون فاطمه در اشك ما تداوم یافته است؛ اشكى كه چون صیقل بگیرد، شمشیرى می‌شود و بر پشت ستم و انحراف می‌نشیند.
﴿ صفحه 61 ﴾

الگوسازى و الگودهى از سیره معصومان

ابراز ارادت‌های خالصانه به آستان عرشى اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) امرى است بسیار عالى و لازم كه می‌باید روز به روز در جامعه اسلامى ما افزایش یابد؛ اما همیشه و در همه جا باید توجه داشته باشیم كه این ابراز محبت‌ها می‌باید مقدمه‌ای براى افزایش معرفت و اقتداى عملى هر چه بیشتر به این اسوه‌های الهى باشد.
از بزرگ‌ترین رسالت‌های مجالس ذكر اهل‌بیت(علیهم السلام) ترسیم چهره‌هایی ماندگار از معصومان و ارائه الگوهاى رفتارى صحیح از سیره ایشان و نیز رسواسازى تمام الگوهاى ناصحیح و در هم شكنى بت‌های فكرى و فرهنگى است. دشمنان اسلام، دست در دست مزدوران و منافقان داخلى، با اختصاص برنامه‌ها و بودجه‌های كلان و با استفاده از همه توانایی‌ها و امكانات خویش، تهاجم و شبیخون ناجوانمردانه‌ای را در عرصه فرهنگ دینى و ارزش‌های اخلاقى در جامعه اسلامى ما آغاز کرده‌اند و با استفاده از ابزارهاى گوناگون، به ترویج و تأیید الگوهاى فاسد در بین قشر نوجوان جامعه پرداخته‌اند.
معرفى شایسته‌ترین الگوهاى عالَم و رسوا كردن تمام الگوهاى دروغین و فاسد، از مهم‌ترین رسالت‌های ما در مقابله با این غارت بی‌امان فرهنگى است. باید گُل وجود اهل‌بیت(علیهم السلام) و جمال دل‌آرای ایشان را به نوجوانان و جوانان نشان داد و سیر زیباى زندگانى ایشان را شناساند تا عطر روح‌افزای اقتدا به سیره ایشان، فضاى جامعه را معطر و مصفا سازد.
بارى، مجالس و محافل مذهبى، مقدمه‌ای است براى اینكه پیوندهاى قلبى و عملى ما به ایشان ژرف‌تر و محکم‌تر شود. باید در پرتو این‌گونه مجالس، ابعاد وجودى آن الگوهاى الهى را بشناسیم و بكوشیم تا اعمالمان شبیه ایشان باشد؛ از لحاظ عبودیت و عبادت، از لحاظ عرفان و معرفت، از جهت اهتمام به تعلیم و تعلم و تربیت و... باید روز به روز در گفتار و كردار، به آن اسوه‌های یگانه نزدیک‌تر شویم و كمال سعادت خویش را در تبعیت كامل و بی‌چون و چرا از ایشان بیابیم؛ چرا كه تنها راه مطمئن قرب الهى،
﴿ صفحه 62 ﴾
اسوه‌پذیرىِ عاشقانه و اقتداى خالصانه به سیره علمى و عملى ایشان است: مَنْ أَرادَ اللّهَ بَدَءَ بِكُمْ.
هرچند وجود فیزیكى آن بزرگواران در میان ما نیست و از فیض حضورشان محرومیم؛ اما باید با شركت در مجالس و محافل و مذهبى و با مراجعه مداوم به احادیث ایشان تلاش كنیم تا غبار گذشت زمان را از ذهن خویش بزداییم و سیماى كاملى از ایشان براى خود مجسم نماییم تا با الگوگیرىِ جامع از همه ابعاد وجودى ایشان به حقایق صفات و نورانیت خصال ایشان نایل گردیم.
آرى، اگر از فیض حضور فاطمه زهرا(علیها السلام) محرومیم، می‌باید شخصیت یگانه و ویژگی‌های رفتارى او را بشناسیم و بشناسانیم و روز به روز در سیره زندگانى خویش بدیشان شباهت بیشترى بیابیم تا نام ما نیز در زمره شیعیان راستین اهل‌بیت(علیهم السلام) ثبت و ضبط گردد. خداوند را شاكریم كه ملت مسلمان ما را مشمول عنایات خاص خویش ساخت و به ایشان افتخار محبت، معرفت و رهروى راه حضرت فاطمه زهرا و خاندان پاك نهادش را عطا فرمود:
عشق و محبّتش بُود طینت ما سرشت ما *** شكر خدا كه گشته این، قسمت و سرنوشت ما
آرى، بزرگ‌ترین موهبت الهى در حق ما شیعیان این است كه گِل طینت ما را با عشق و معرفت ائمه اطهار(علیهم السلام) سرشته و با كوثر ولایت ایشان عجین فرموده است.(107)
در مقابل این عطیه گران‌بهای الهى، می‌باید شاكر باشیم و شكر این موهبت عظیم بدان است كه روز به روز بر معرفت خویش به این عصاره‌های عالم خلقت بیفزاییم و با اقتداى عملى به این برترین اسوه‌های عالَم، این عشق ازلى را به معرفت و محبتى ابدى تبدیل كنیم.
از خداوند می‌خواهیم كه لحظه به لحظه بر محبت و معرفت ما به اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) بیفزاید و تا آخرین لحظه حیات آن را از ما نستاند. خدا نیاورد روزى را كه در
﴿ صفحه 63 ﴾
اثر رواج فرهنگ غرب و ارائه ارزش‌های كفرآمیز آن و روى آورى به الگوهاى فسادانگیز، این محبت و معرفت‌های فطرى در دل و جان ما و جوانان ما كمرنگ و کم‌فروغ گردد:
یارب از دل‌های ما نور محبت را مگیر *** این تجمّع، این توّسل، این ارادت را مگیر!
هستى ما بستگى دارد به عشق اهل‌بیت *** هر چه می‌خواهی بگیر ،از ما ولایت را مگیر!
﴿ صفحه 64 ﴾
﴿ صفحه 65 ﴾

فصل سوم: اسوه‌پذیرى از سیره فاطمى

اهمیت اسوه‌پذیرى
انواع اسوه‌پذیرى
خطاها در اسوه‌پذیرى
آفت‌های اسوه‌پذیرى
روش‌های اصلاح اسوه‌پذیرى
اسوه‌پذیرى از چشم‌انداز قرآنى
فاطمه، اسوه‌ای دُردانه
عوامل تأثیرگذار بر شخصیت اسوه‌ها
اختیار، مهم‌ترین عامل تأثیرگذار
عوامل مؤثر در شكل‌گیرى شخصیت فاطمه
شیوه اسوه‌پذیرى از سیره فاطمى
﴿ صفحه 66 ﴾
﴿ صفحه 67 ﴾