جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

تقویت ارتباط قلبى با پیشوایان(علیهم السلام)

رمز سعادت و موفقیت شیعیان در دنیا و آخرت، رابطه قلبى و روحى با اهل‌بیت(علیهم السلام) و توسل مداوم به ساحت مقدس ایشان است؛ از این روى مجالس و محافل مذهبى می‌باید ایجاد گر آن رابطه‌های عمیق روحى و تقویت كننده این توسل‌ها و اتصال‌های ژرف معنوى باشد.
علامه طباطبایى به نقل از استاد اخلاق و عرفانشان، مرحوم آیت‌الله قاضى(رحمه‌الله) می‌فرمودند: اگر من به چیزى رسیده‌ام، در سایه قرآن و توسل به سیدالشهدا رسیده‌ام.
آرى، راز پیروزى در سیر و سلوك به سوى حق و رمز ایمنى از آفات دنیا و آخرت، توجه و توسل مداوم به اهل‌بیت(علیهم السلام)، آن مقتدایان حق‌جویی، است. با تقویت رابطه قلبى و روحى با آن بزرگواران و توجه مدام به وجود مقدس ایشان، به ویژه در سایه توجه به ساحت مقدس مولایمان ولى عصر ارواحنا فداه، می‌توانیم بدان مقام نایل آییم كه همواره مشمول عنایت‌های ویژه و دعاهاى خالصانه آن حضرات باشیم.
اگر آدمى به سوى این پناهگاه‌های امن الهى بگریزد و از ایشان پناه جوید و خویش را وقف و فناى ایشان گرداند، به تدریج به ایشان نزدیك و نزدیک‌تر می‌شود تا آن جا كه با وجود مقدس ایشان پیوند روحى می‌یابد. این توجه و پناه‌جویی، باید با پذیرش ایمانى و
﴿ صفحه 52 ﴾
عملى گفتار و كردار ایشان همراه شود تا آن پیوند والاى روحى به دست آید وگرنه توسل بدون عمل، فایده چندانى نخواهد داشت.
توسل حقیقى، در واقع پیوند قطرهاى است ناچیز به اقیانوسى بىكران از عظمت، معنویت و نورانیت؛
مصون كننده انسان است در مقابل همه آفات و بلاهاى دنیا و آخرت؛
سدّ سدیدى است در مقابل وسوسه‌های شیاطین جنى و انسى؛
تبدیل‌کننده احساس تنهایى و وحشت است به اُنس و یگانگى و وحدت؛
روشنی‌بخش دل‌هاست و زمینه‌ساز نورافشانى براى دیگران.

محبت‌‌‌‌‌‌‌افروزى در قلوب شیعیان

وابستگی‌های عمیق قلبى و عاطفى به اهل‌بیت(علیهم السلام) همچون سپرى پولادین، بیمه كننده فرد و جامعه در برابر گناهان، آلودگی‌های اخلاقى و فسادهاى اجتماعى است.
پاىبندى به مظاهر مذهبى و بزرگداشت شعایر الهى، برانگیزنده و استوار كننده عواطف پاك و مقدس نسبت به خاندان پیامبر می‌باشد؛ همان عواطف مقدسى كه از جانب خداوند در مقام اجر رسالت بر همه مسلمانان واجب گردیده است: قُلْ لاَ أَسْئَلُكُمْ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربَى؛(89) بگو من هیچ پاداشى بر رسالتم نمی‌خواهم؛ جز دوست داشتن نزدیكانم (اهل بیتم).
با دقت در اخبار متواترى مانند حدیث ثقلین، حدیث سفینه و امثال آن‌ها كه شیعه و سنى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)روایت کرده‌اند؛ روایاتى كه مردم را براى فهم كتاب خدا و درك حقایق آن و شناسایى اصول و فروع دین به اهل‌بیت(علیهم السلام)ارجاع داده است، هیچ شكى باقى نمی‌ماند كه مراد از وجوب عشق و مودت اهل‌بیت به عنوان اجر رسالت، این بوده است كه این عشق و محبت را وسیله‌ای براى ارجاع همیشگى مردم به ایشان قرار دهد تا اهل‌بیت در هر جا و هر زمان، مرجع تقلید علمى و عملى مردم قرار گیرند. پس این
﴿ صفحه 53 ﴾
مودتى كه اجر رسالت معرفى شده، لازمه استمرار رسالت است كه منافع این اجر عاید خود بشر می‌شود نه عاید رسول و عترت او.(90)
اما محبت و مودتى كه در ازاى اجر رسالت بر همه ما واجب شده است، داراى مراتبى گوناگون می‌باشد.
به طور كلى براى محبت از نظر شدت و ضعف، می‌توان سه مرتبه قایل شد:
1. مرتبه ضعیف كه مقتضى نزدیك شدن به محبوب در شرایط عادى است ؛ ولى هیچ نوع فداكارى و از خودگذشتگى در آن وجود ندارد؛
2. مرتبه متوسط كه افزون بر میل نزدیك شدن، مقتضى فداكارى در راه محبوب می‌باشد؛ ولى تا حدى كه با منافع كلى و مصالح اساسى شخصى مزاحمت نداشته باشد؛
3. مرتبه شیفتگى و خودباختگى كه مُحبّ از هیچ نوع فداكارى در راه محبوب دریغ نمی‌کند و كمال لذت خود را در تبعیت از اراده، صفات و اطوار او می‌بیند؛ بلكه اوج لذت خویش را در تعلق وجودى و فناى خود در او می‌داند. این مرتبه محبت، نشانه‌هایی دارد كه یكى از آن‌ها اظهار خشوع و كرنش در برابر محبوب است و نشانه دیگرش آن است كه خواست محبوب را بر همه چیز و بر همه كس، بدون هیچ قید و شرط، مقدم می‌دارد.(91)
مودت حقیقى نسبت به پیامبر و اهل‌بیت پاك نهادش آن است كه تبعیت كامل و بی‌چون و چرا از ایشان حاصل شود و كمال سعادت و لذت، فناى كامل در وجود ایشان دانسته شود؛ به گونه‌ای كه همه صفات و اطوار آنان در وجود محبّ تجلى یابد.
بارى، فناى در ایشان، فناى در خداست؛ چرا كه ایشان فناى در خدا گردیده‌اند و تجلىگاه كامل انوار عظمت الهی‌اند. اینان آینه تمام‌نمای اسما و صفات بارى شده‌اند و مظهر كامل ذات بی‌همتای خدایى. ایشان به مقامى رسیده‌ام كه از خدایشان جدا نیستند: لا فَرْقَ بَیْنَكَ وَ بین‌ها اَِّلا اَنَّهُمْ عِبادُكَ وَ خَلْقُكَ، فتق‌ها رتق‌ها وَ بِیَدِكَ بَدْوءُها مِنْكَ
﴿ صفحه 54 ﴾
وَعَوْدُها إِلَیْكَ؛(92) میان تو و آن‌ها هیچ جدایى نیست؛ جز اینكه ایشان بندگان و آفریدگان تو هستند و تدبیر آن‌ها به دست تو و آغاز و فرجامشان به سوى توست.
آرى، اهل‌بیت(علیهم السلام) داراى چنان مقام عالى و بی‌نظیری هستند كه گویى در مرز مقام وجوبى قرار گرفته‌اند. كارهایى كه خدا می‌کند از آنان سر مىزند؛ با این تفاوت كه خدا به طور استقلالى و آنان ظلّى و به اذن و مشیّت خداوند انجام می‌دهند.
آرى، عشق به ایشان، عین عشق به خداست: مَنْ اَحَبَّكُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللّه،(93) و تنها راه مطمئن در وصول به قرب الهى، اقتداى كامل علمى و عملى به ایشان می‌باشد: مَنْ أَرادَ اللّهَ بَدَءَ بِكُمْ.(94)
این عشق مقدس هرچه بیشتر اوج یابد، استقامت و ثبات قدم بیشترى در راه دیندارى به ارمغان می‌آورد؛ به شرط آن كه این شور و عشق پاك، با شعور و بصیرت و معرفت همراه گردد.

معرفت‌‌افزایى نسبت به امامان(علیهم السلام)

یكى از والاترین رسالت‌هایی كه محافل ذكر اهل‌بیت(علیهم السلام) بر عهده دارد، تقویت سطح شناخت‌ها از مقام و منزلت وجودى اهل‌بیت و افزایش معرفت به سیره رفتارى هر یك از آن بزرگواران است.
شور و احساسات پاك الهى آنگاه استمرار می‌یابد و ثمر می‌بخشد كه با شعور و بصیرت عجین گردد و محبت برخاسته از معرفت باید ما را به سوى اقتداى عاشقانه به سیره آن آینه‌داران جمال و جلال الهى سوق دهد تا جایى كه عارفانه كمال سعادت خویش را در پیروى كامل از ایشان بدانیم و عاشقانه قدم در راه اسوه‌پذیری از ایشان نهیم.
در این مقام، به فراخور بحث معرفت و محبت، به گزیده‌ای نورانى از رهنمودهاى كلیدى و گره‌گشای مقام معظم رهبرى دیده و دل می‌سپاریم:
﴿ صفحه 55 ﴾
تاریخ اسلام مجموعه‌ای از تلخى و شیرینى، فراز و نشیب و دشواری‌ها و ناهمواری‌هاست. اگر كسى این تاریخ را ملاحظه كند، خواهد دید كه بقاى اندیشه و فكر شیعى، فقه و فلسفه و معارف شیعى، خود یك معجزه است. یك معجزه؛ یعنى در لابه لای سنگلاخ‌های سخت، خارهاى در هم پیچیده و در هم تنیده، راه‌های گوناگون و پیچ در پیچ و جَوَلان قدرت‌های سیاسى ناحق ظالم و غاصب، یك جریان آب زلال گوارای سالمى است كه از سرچشمه اسلام جارى شده و از همه این موانع عبور كرده و این فاصله ژرف را در نوردیده است. روز به روز هم خالص‌تر، وسیع‌تر، برجسته‌تر و متعالی‌تر شده است. این‌ها گزافه نیست، واقعیت است.
فقه شیعه، فلسفه شیعه، كلام شیعه و معارف شیعه در طول زمان با این همه موانع، در میان تحریف‌ها و شبهه افکنی‌ها و در میان بافندگی‌های شبه علمی، آن هم با پشتوانه سیاسى ظالمانه و پول‌های بیت‌المال كه در خدمت اهداف مغرضانه قرار می‌گیرد، توانسته است هم خود را سالم نگه دارد و هم تكامل و توسعه ببخشد و دل‌ها و ذهن‌های میلیون‌ها انسان را در اقطار عالم مقهور عظمت و استحكام خود نماید.
این ناشى از چیست؟ یقیناً سلامت و اصالت این فكر بیشترین تأثیر را دارد؛ اما جاهایى هست كه قدرت علمى به تنهایى كافى نیست. چیز دیگرى لازم است؛ همان چیزى كه پشتوانه ایمان‌های خاص می‌باشد و آن، عواطف برخاسته از معرفت درست است؛ همان چیزى كه در قرآن هم به عنوان اجر رسالت از ما خواسته شده است:إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى.
محبت ائمه، مودت اهل‌بیت، تمسك به سخنان ایشان، راهنمایى آنان و انگشت راه‌گشای اشاره ایشان در همه مسایل، آن عامل مهمى است كه توانسته است این اندیشه سالم و مستحكم را از گزندها محفوظ نگه دارد.
عالمان و متفكرانى كه مقهور پول، زور، قدرت، شهوت و بقیه لغزشگاه‌ها شدند كم نیستند. آن چیزى كه می‌تواند عالم و عامى را از این لغزشگاه‌ها دور نگه دارد، همین جوشش ایمان آمیخته با عواطف است. این را شیعه حفظ كرده است. عزیزان من! فكر پایه اول است. توأم كردن فكر و اندیشه با عمل، پایه دوم است: اَلَّذِینَ أَمَنوُا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وحُسْنُ مَآب.
وقتى انسان فكر و عمل را با یكدیگر همراه كرد، تفضّلات الهى و انوار رحمت و هدایت به قلبش
﴿ صفحه 56 ﴾
سرازیر می‌شود؛ اطمینان، سكینه، آرامش و امید در انسان به وجود می‌آید. هر مجموعه‌ای كه این خصوصیات را داشته باشد می‌تواند از تمام موانع عبور كند(95)