جامی از زلال کوثر

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

طراوت‌بخشى ایمان دین باوران

یادآورى گفتار و رفتار خدایى اهل‌بیت عصمت و طهارت، همچون جوی‌های سرشارى است كه در جان مؤمنان روان می‌گردد و باغستان اندیشه و گلستان دل‌های ایشان را آبیارى نموده، به آن شادابى و سرزندگى می‌بخشد و افسردگى و پژمردگى را از آن می‌سترد.
آرى، همین مجالس ذكر و یاد اهل‌بیت(علیهم السلام) است كه احساسات دینى ما را زنده نگه می‌دارد و آن را به بالندگى و كمال می‌رساند.
پیامبر رحمت، محمد مصطفى(صلى الله علیه وآله) امت خویش را به برگزارى این گونه مجالس و محافل تشویق می‌نمایند و می‌فرمایند: یكدیگر را ملاقات كنید و از احادیث ما بگویید؛ چرا كه حدیث ما جلابخش قلوب است. همانا دل‌ها، چونان شمشیرها، زنگار می‌گیرند؛ جلا و صیقل دل‌ها به ذكر حدیث است.(87)
بارى، زُداینده زنگارهاى غفلت از آینه‌های دل و جان ما، یادآورى گفتار و كردار بیان اهل‌بیت(علیهم السلام) می‌باشد و بس؛ كسانى كه روحشان، سراسر جلوه‌نمای جمال و جلال الهى گردیده است.
﴿ صفحه 51 ﴾
دل‌های مُرده و افسرده بر اثر دنیاگرایی‌ها، شهوت‌جویی‌ها، جاه‌طلبی‌ها و... در پى یادآورى احادیث اهل‌بیت و سیره عملى ایشان جان تازه‌اى می‌یابد، و بانشاط و پرتوان در سیر به سوى حق، سرعت می‌گیرد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: همانا احادیث ما، قلب‌ها را زنده می‌گرداند.(88)
به هر میزان كه ارتباط قلبى و عملى ما با این خاندان پرعظمت كاهش یابد، ایمان ما به خاموشى و دل‌های ما به پژمردگى می‌گراید؛ از این روى باید بكوشیم كه این مایه حیات و دَم جان‌فزا را هرچه عمیق‌تر در روح خویش و جان جامعه بدمیم.

تقویت ارتباط قلبى با پیشوایان(علیهم السلام)

رمز سعادت و موفقیت شیعیان در دنیا و آخرت، رابطه قلبى و روحى با اهل‌بیت(علیهم السلام) و توسل مداوم به ساحت مقدس ایشان است؛ از این روى مجالس و محافل مذهبى می‌باید ایجاد گر آن رابطه‌های عمیق روحى و تقویت كننده این توسل‌ها و اتصال‌های ژرف معنوى باشد.
علامه طباطبایى به نقل از استاد اخلاق و عرفانشان، مرحوم آیت‌الله قاضى(رحمه‌الله) می‌فرمودند: اگر من به چیزى رسیده‌ام، در سایه قرآن و توسل به سیدالشهدا رسیده‌ام.
آرى، راز پیروزى در سیر و سلوك به سوى حق و رمز ایمنى از آفات دنیا و آخرت، توجه و توسل مداوم به اهل‌بیت(علیهم السلام)، آن مقتدایان حق‌جویی، است. با تقویت رابطه قلبى و روحى با آن بزرگواران و توجه مدام به وجود مقدس ایشان، به ویژه در سایه توجه به ساحت مقدس مولایمان ولى عصر ارواحنا فداه، می‌توانیم بدان مقام نایل آییم كه همواره مشمول عنایت‌های ویژه و دعاهاى خالصانه آن حضرات باشیم.
اگر آدمى به سوى این پناهگاه‌های امن الهى بگریزد و از ایشان پناه جوید و خویش را وقف و فناى ایشان گرداند، به تدریج به ایشان نزدیك و نزدیک‌تر می‌شود تا آن جا كه با وجود مقدس ایشان پیوند روحى می‌یابد. این توجه و پناه‌جویی، باید با پذیرش ایمانى و
﴿ صفحه 52 ﴾
عملى گفتار و كردار ایشان همراه شود تا آن پیوند والاى روحى به دست آید وگرنه توسل بدون عمل، فایده چندانى نخواهد داشت.
توسل حقیقى، در واقع پیوند قطرهاى است ناچیز به اقیانوسى بىكران از عظمت، معنویت و نورانیت؛
مصون كننده انسان است در مقابل همه آفات و بلاهاى دنیا و آخرت؛
سدّ سدیدى است در مقابل وسوسه‌های شیاطین جنى و انسى؛
تبدیل‌کننده احساس تنهایى و وحشت است به اُنس و یگانگى و وحدت؛
روشنی‌بخش دل‌هاست و زمینه‌ساز نورافشانى براى دیگران.

محبت‌‌‌‌‌‌‌افروزى در قلوب شیعیان

وابستگی‌های عمیق قلبى و عاطفى به اهل‌بیت(علیهم السلام) همچون سپرى پولادین، بیمه كننده فرد و جامعه در برابر گناهان، آلودگی‌های اخلاقى و فسادهاى اجتماعى است.
پاىبندى به مظاهر مذهبى و بزرگداشت شعایر الهى، برانگیزنده و استوار كننده عواطف پاك و مقدس نسبت به خاندان پیامبر می‌باشد؛ همان عواطف مقدسى كه از جانب خداوند در مقام اجر رسالت بر همه مسلمانان واجب گردیده است: قُلْ لاَ أَسْئَلُكُمْ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربَى؛(89) بگو من هیچ پاداشى بر رسالتم نمی‌خواهم؛ جز دوست داشتن نزدیكانم (اهل بیتم).
با دقت در اخبار متواترى مانند حدیث ثقلین، حدیث سفینه و امثال آن‌ها كه شیعه و سنى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)روایت کرده‌اند؛ روایاتى كه مردم را براى فهم كتاب خدا و درك حقایق آن و شناسایى اصول و فروع دین به اهل‌بیت(علیهم السلام)ارجاع داده است، هیچ شكى باقى نمی‌ماند كه مراد از وجوب عشق و مودت اهل‌بیت به عنوان اجر رسالت، این بوده است كه این عشق و محبت را وسیله‌ای براى ارجاع همیشگى مردم به ایشان قرار دهد تا اهل‌بیت در هر جا و هر زمان، مرجع تقلید علمى و عملى مردم قرار گیرند. پس این
﴿ صفحه 53 ﴾
مودتى كه اجر رسالت معرفى شده، لازمه استمرار رسالت است كه منافع این اجر عاید خود بشر می‌شود نه عاید رسول و عترت او.(90)
اما محبت و مودتى كه در ازاى اجر رسالت بر همه ما واجب شده است، داراى مراتبى گوناگون می‌باشد.
به طور كلى براى محبت از نظر شدت و ضعف، می‌توان سه مرتبه قایل شد:
1. مرتبه ضعیف كه مقتضى نزدیك شدن به محبوب در شرایط عادى است ؛ ولى هیچ نوع فداكارى و از خودگذشتگى در آن وجود ندارد؛
2. مرتبه متوسط كه افزون بر میل نزدیك شدن، مقتضى فداكارى در راه محبوب می‌باشد؛ ولى تا حدى كه با منافع كلى و مصالح اساسى شخصى مزاحمت نداشته باشد؛
3. مرتبه شیفتگى و خودباختگى كه مُحبّ از هیچ نوع فداكارى در راه محبوب دریغ نمی‌کند و كمال لذت خود را در تبعیت از اراده، صفات و اطوار او می‌بیند؛ بلكه اوج لذت خویش را در تعلق وجودى و فناى خود در او می‌داند. این مرتبه محبت، نشانه‌هایی دارد كه یكى از آن‌ها اظهار خشوع و كرنش در برابر محبوب است و نشانه دیگرش آن است كه خواست محبوب را بر همه چیز و بر همه كس، بدون هیچ قید و شرط، مقدم می‌دارد.(91)
مودت حقیقى نسبت به پیامبر و اهل‌بیت پاك نهادش آن است كه تبعیت كامل و بی‌چون و چرا از ایشان حاصل شود و كمال سعادت و لذت، فناى كامل در وجود ایشان دانسته شود؛ به گونه‌ای كه همه صفات و اطوار آنان در وجود محبّ تجلى یابد.
بارى، فناى در ایشان، فناى در خداست؛ چرا كه ایشان فناى در خدا گردیده‌اند و تجلىگاه كامل انوار عظمت الهی‌اند. اینان آینه تمام‌نمای اسما و صفات بارى شده‌اند و مظهر كامل ذات بی‌همتای خدایى. ایشان به مقامى رسیده‌ام كه از خدایشان جدا نیستند: لا فَرْقَ بَیْنَكَ وَ بین‌ها اَِّلا اَنَّهُمْ عِبادُكَ وَ خَلْقُكَ، فتق‌ها رتق‌ها وَ بِیَدِكَ بَدْوءُها مِنْكَ
﴿ صفحه 54 ﴾
وَعَوْدُها إِلَیْكَ؛(92) میان تو و آن‌ها هیچ جدایى نیست؛ جز اینكه ایشان بندگان و آفریدگان تو هستند و تدبیر آن‌ها به دست تو و آغاز و فرجامشان به سوى توست.
آرى، اهل‌بیت(علیهم السلام) داراى چنان مقام عالى و بی‌نظیری هستند كه گویى در مرز مقام وجوبى قرار گرفته‌اند. كارهایى كه خدا می‌کند از آنان سر مىزند؛ با این تفاوت كه خدا به طور استقلالى و آنان ظلّى و به اذن و مشیّت خداوند انجام می‌دهند.
آرى، عشق به ایشان، عین عشق به خداست: مَنْ اَحَبَّكُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللّه،(93) و تنها راه مطمئن در وصول به قرب الهى، اقتداى كامل علمى و عملى به ایشان می‌باشد: مَنْ أَرادَ اللّهَ بَدَءَ بِكُمْ.(94)
این عشق مقدس هرچه بیشتر اوج یابد، استقامت و ثبات قدم بیشترى در راه دیندارى به ارمغان می‌آورد؛ به شرط آن كه این شور و عشق پاك، با شعور و بصیرت و معرفت همراه گردد.