قرآن در آیینه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

پیشگویى قرآن از وقوع فتنه در دین

قرآن كریم راه‌‌هاى رسیدن به سعادت و تكامل را به مسلمانان نشان داده است و همانند مشعل فروزنده‌‌اى كه هرگز به خاموشى نمى‌‌گراید، صراط مستقیم هدایت را براى انسان‌‌هاى طالب حقیقت روشن كرده است. پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز گرد و غبار شرك و كفر را از چهره انسانیت زدود و بذر امید و رستگارى را در جان و دل انسان‌‌هاى تشنه حقیقت كاشت و آن را بارور ساخت و نیز حكومت را بر اساس توحید بنیان نهاد. در این میان، كم نبودند كسانى كه از روى مصلحت اندیشى مسلمان مى‌‌شدند و ایمان آنها از مرحله زبان فراتر نمى‌‌رفت و توحید در قلب آنها جاى نمى‌‌گرفت. طبیعى بود چنین كسانى كه خواسته‌‌هاى نفسانى خود را بر خواسته خدا و دستورات پیامبر(صلى الله علیه وآله)مقدم بدارند. اینان كه در باطن دشمن اسلام و پیامبر بودند، در زمان حیات پیامبر(صلى الله علیه وآله) مصلحت نمى‌‌دیدند آشكارا به مخالفت برخیزند و نقشه منحرف كردن جریان حكومت الهى و مخالفت با امام معصوم و محروم كردن مردم از رهبرى ائمّه معصومین را برملا كنند. این شیاطین و انسان‌‌هاى دنیاپرست منتظر بودند تا پیامبر از دنیا برود و نقشه‌‌هاى شوم خود را عملى كنند.
قرآن كریم با پیش‌‌بینى این توطئه، هشدار مى‌‌دهد: اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ یُتْرَكُوا اَنْ یَقوُلُوا امَنّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُون(77)؛ آیا مردم گمان مى‌‌كنند صِرف این‌‌كه بگویند ایمان آوردیم، رها
﴿ صفحه 109 ﴾
مى‌‌شوند و به فتنه مبتلا نمى‌‌گردند؟! روزى حضرت على(علیه السلام) درباره قرآن كریم سخن مى‌‌گفت و مردم را به اجتماع بر محور این حبل‌‌المتین الهى و عمل به دستورات آن فرامى‌‌خواند و اهل سعادت و شقاوت را به بهشت و دوزخ نوید و بیم مى‌‌داد. مردى برخاست و درباره فتنه سؤال كرد و از آن حضرت خواست تا سخنى از پیامبر در این باره بیان فرماید. حضرت در پاسخ فرمودند آن‌‌گاه كه خداى متعال این آیه (اَحَسِبَ النَّاسُ...) را نازل كرد و مردم را از وقوع فتنه در دین و آزمایشى بس بزرگ مطلع ساخت، من متوجه شدم كه این فتنه بعد از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله) خواهد بود. از پیامبر(صلى الله علیه وآله) سؤال كردم این فتنه‌‌اى كه در دین واقع مى‌‌شود و خداى متعال از آن خبر داده كدام فتنه است و حقیقت آن چیست؟ پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمودند: امّتم پس از من دچار فتنه خواهند شد. در این‌‌جا حضرت على(علیه السلام) قبل از آن‌‌كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) انواع فتنه‌‌هاى بعد از وفاتشان را بیان كنند، از ترس این‌‌كه مبادا از فوز شهادت در راه خدا محروم شود پیامبر را به یاد جنگ احد مى‌‌اندازد و عرض مى‌‌كند: حتماً به یاد دارید كه در جنگ احد چه شخصیت‌‌هاى بزرگى از عالم اسلام (امثال حمزه سیّدالشهدا) گوى سبقت را ربودند و به فوز عظیم شهادت نایل آمدند و بین من و شهادت در راه خدا، این معشوق اولیاى الهى، جدایى افتاد و این جدایى بر من بسیار گران آمد. به یاد دارید مرا به نیل به آرزویم بشارت دادید و فرمودید: شهادت در راه خدا در انتظار تو است؛ و من همچنان در انتظارم. یا رسول اللّه آیا آن فتنه‌‌اى كه بعد از شما به وقوع خواهد پیوست به شهادت من منجر خواهد شد؟ پیامبر در جواب مى‌‌فرمایند آرى تو به آرزوى خود خواهى رسید. آن‌‌گاه پیامبر از امیرالمؤمنین مى‌‌پرسند: وقتى در چنین فتنه‌‌اى قرار مى‌‌گیرى صبر تو چگونه است؟ حضرت عرض كردند یا رسول الله این‌‌جا جاى صبر نیست؛ بلكه این از امورى است كه بر آن شكر مى‌‌كنم و آن را براى خود بشارت مى‌‌دانم.
آن‌‌گاه پیامبر(صلى الله علیه وآله) به گوشه‌‌هایى از فتنه‌‌هایى كه در دین به وقوع خواهد پیوست اشاره مى‌‌كنند و مردم را به آنها هشدار مى‌‌دهند.
﴿ صفحه 110 ﴾

پیشگویى فتنه‌‌هاى پس از پیامبر

پیامبر(صلى الله علیه وآله) بعد از اطمینان دادن به حضرت على(علیه السلام) مبنى بر تحقق آرزویش و تكرار بشارت شهادت، آن حضرت رامورد خطاب قرار مى‌‌دهد و انواعى از فتنه‌‌هایى كه به دست دنیاپرستان در دین واقع مى‌‌شود، بیان مى‌‌كند. حضرت در بیان خویش بر سه نوع فتنه تكیه مى‌‌كنند: یا عَلىُّ اِنَّ القَومَ سَیُفْتَنُونَ بِاَمْوالِهِمْ وَیَمُنُّونَ بِدینِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ وَیَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ وَ یَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ یَسْتَحِلُّونَ حَرامَهُ بِالشُّبَهَاتِ الْكَاذِبَةِ وَ الاَْهْواءِ السّاهِیَةِ، فَیَسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبیذِ وَالسُّحْتَ بِالْهَدِیَّةِ وَالرِّبَا بِالْبَیْع(78).
1. فتنه مالى
اولین مسأله‌‌اى كه پیامبر به آن اشاره مى‌‌كنند فتنه در اموال است. بر كسانى كه اطلاعى از فقه اسلامى دارند پوشیده نیست كه بخش عظیمى از احكام عملى اسلام درباره اموال و كسب و تجارت و امور اقتصادى است. در اسلام حقوق افراد به نیكوترین و دقیق‌‌ترین وجهِ ممكن مورد توجه شارع مقدس قرار گرفته است. ضوابط و قواعد خرید و فروش و كسب و تجارت كه شرع مقدس مسلمان‌‌ها را ملزم به رعایت آنها كرده است ضوابط و قواعدى است كه بر اساس مصالح واقعى زندگى اجتماعى انسان‌‌ها تشریع شده است، تا مردم با رعایت آنها از زندگى سالم و سعادت دنیوى و اخروى برخوردار باشند. از آن‌‌جا كه بیش‌‌ترین روابط اقتصادى در جامعه بر اساس بیع و خرید و فروش انجام مى‌‌گیرد و قوام زندگى اجتماعى و تعاون و هم‌‌یارى بین انسان‌‌ها در رفع نیازهاى یكدیگر بر داد و ستد و معاملات استوار است، و از طرف دیگر به دلیل غریزه زیاده‌‌طلبى در انسان، معاملات ربوى، این بدترین و مبغوض‌‌ترین نوع معامله از نظر اسلام، در میان مردم شایع بوده است، قرآن مردم را از انجام داد و ستد و معاملات ربوى به شدت منع كرده است. لحن قرآن در منع از این كار بسیار شدید است، تا جایى كه آن را به منزله جنگ با خداوند
﴿ صفحه 111 ﴾
مى‌‌داند: فَاِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْب مِنَ الله(79)؛ اگر دست از معاملات ربوى برنمى‌‌دارید پس با خدا اعلان جنگ بدهید.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌‌فرمایند بعد از من مردم در اموال و روابط اقتصادى خویش دچار فتنه خواهند شد و حكم صریح قرآن را، مبنى بر حرمت ربا، نادیده خواهند گرفت و به بهانه بیع و خرید و فروش، با حیله‌‌هاى واهى رباخوارى خواهند كرد.
2. فتنه اعتقادى
آنچه هر انسان عاقلى با تمام وجود آن را تصدیق مى‌‌كند و بعد از تصدیق باید به لوازم آن پاى‌‌بند باشد این است كه ما انسان‌‌ها آفریده و بنده خدا هستیم. خداى متعال است كه عالم را خلقت نموده و ما را از نعمت وجود برخوردار كرده است و براى این‌‌كه ما انسان‌‌ها به تكامل و سعادت برسیم با فرستادن بهترین بندگانش همراه با كتب آسمانى، نعمت خویش را بر ما تمام كرده است. شكر و سپاس نعمت هدایت و دین، كه بزرگ‌‌ترین نعمت الهى بعد از نعمت وجود محسوب مى‌‌شود، جز با قبول بندگى و عبودیت خدا، كه این نیز بالاترین مقام متصور در حق انسان محسوب مى‌‌شود، تحقق پیدا نمى‌‌كند.
از طرف دیگر این خداى متعال است كه بر انسان‌‌ها منّت دارد كه نعمت خویش را در حق آنها تمام كرده و هدایت و دین حق را بر آنها فروفرستاده‌‌است. راستى چه اندكند آنها كه بى‌‌قدرى و ناچیزى خود را بشناسند و به عظمت خدا و بزرگى نعمت‌‌هایى كه براى انسان آفریده است پى ببرند و آن همه لطف و مهربانى خدا را در حق خود درك كنند!
راستى چه قدر زشت و ناپسند و ناسپاسى است كه انسان نادان بر خدا منّت داشته باشد كه هدایت و راهنمایى او را پذیرفته است. غافل از آن‌‌كه خدا بر ما منّت دارد؛ زیرا او ما را به دین حق هدایت كرده است.
قرآن كریم خطاب به پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌‌فرماید: یَمُنُّونَ عَلَیْكَ اَنْ اَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ
﴿ صفحه 112 ﴾
اِسْلامَكُمْ بَلِ اللهُ یَمُنُّ عَلَیْكُمْ اَنْ هَدیكُمْ لِلاْیمان(80)؛ مردم بر تو منّت مى‌‌نهند كه اسلام آوردند؟! بگو اسلام آوردن خود را بر من منّت نگذارید، بلكه این خداست كه بر شما منّت دارد كه شما را به ایمان هدایت كرده است. این شما هستید كه باید با بندگى و اطاعت و عبادت، این حق را به طور شایسته ادا كنید، نه آن‌‌كه به بهانه ایمان آوردن خود را صاحب حق بدانید و از خداى متعال طلبكار باشید. بنابراین در بینش دینى، اصل بر بندگى و عبودیت و تسلیم در مقابل خداست، نه بر مَنیّت و روح استكبارى در مقابل خدا. پیامبر(صلى الله علیه وآله)داشتن روحیه منیّت و استكبارى به جاى روحیه بندگى و تسلیم در مقابل خدا را یكى از مظاهر فتنه در دین معرفى مى‌‌كنند. حضرتش مى‌‌فرمایند بعد از من یكى از مظاهر فتنه در دین این خواهد بود كه مردم به جاى آن‌‌كه خدا را بر نعمت دین و هدایت شكرگزار باشند و از او به خاطر دین حق ممنون باشند، بر خدا منّت دارند كه دین را پذیرفته‌‌اند و خود را صاحب حق و طلبكار خدا مى‌‌دانند و از خدا [از موضع طلبكارانه] انتظار پاداش و رحمت دارند! همچنین در قبال ایمان آوردن [از موضع متكبرانه] خود را مستحق هیچ نوع مجازاتى نمى‌‌دانند. هر چند خداى متعال هیچ مجازاتى را بدون دلیل بر بنده‌‌اى روا نمى‌‌دارد، لكن پیامبر(صلى الله علیه وآله) داشتن چنین روحیه‌‌اى را فتنه در دین مى‌‌داند؛ زیرا صاحبان چنین روحیه‌‌اى، آن‌‌جا كه رعایت دستور دینى با خواسته‌‌هاى نفسانى آنها سازگارى ندارد به راحتى با توجیهات نابجا در صدد فریب خویش و دیگران برمى‌‌آیند. بنابراین، داشتن روحیه استكبارى مذكور در مقابل خدا با حقیقت دین و روح اسلام، كه چیزى جز تسلیم در مقابل دین خدا نیست، ناسازگار است.
3. توجیهات دروغین؛ خطرناك‌‌ترین فتنه
خطرناك‌‌ترین فتنه در دین، كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) را نگران كرده و با در میان گذاشتن آن با حضرت على(علیه السلام) مردم را بدان هشدار داده است فتنه و توطئه تحریف در دین و تحلیل محرّمات الهى در مقام اعتقاد است. هر چند عدم رعایت احكام شریعت در مقام عمل و داشتن
﴿ صفحه 113 ﴾
روحیه استكبارى در مقابل خداوندىِ پروردگار، گناهى بس بزرگ است، لكن خطرناك‌‌تر از آن این است كه انسان در صدد برآید براى گناهان و اعمال ضد دینى خود توجیهات واهى و دروغین دست و پا كند و به خواسته‌‌هاى نفسانى خود رنگ دین و شریعت بزند.
در این صورت شیطان با تمام قوا به كمك دنیا پرستانِ به ظاهر مسلمان مى‌‌شتابد تا آنها را در القاى شبهات و تحریف احكام دین یارى رساند.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌‌فرمایند فتنه‌‌جویان براى تأمین خواسته‌‌هاى نفسانى خود با توسل به شبهات و توجیهات دروغین و تخیلات واهى در صدد برمى‌‌آیند تا محرمات الهى را حلال نمایند و با دین خدا بازى كنند.
آنچه تذكر آن ضرروى مى‌‌نماید و پیامبر نیز در بیان وظیفه حضرت على(علیه السلام) در مقابل فتنه‌‌ها و فتنه‌‌گران، بدان توجه مى‌‌دهد، مسأله تداوم چنین فتنه‌‌گرى‌‌هایى است، كه تا ظهور حضرت صاحب‌‌الامر، امام زمان(علیه السلام) ادامه دارد. آنچه پیامبر(صلى الله علیه وآله) به عنوان حلال كردن شراب به بهانه این‌‌كه شراب همان آب جو و كشمش حلال است، یا حلال دانستن رشوه به بهانه هدیه، و یا حلال دانستن رباخوارى به بهانه خرید و فروش، بیان كردند، تنها نمونه‌‌هایى از انواع فتنه‌‌هایى است كه در دین واقع مى‌‌شود، نه این‌‌كه مسأله فقط به همین موارد ختم شود.
امروزه نیز كسانى در میان مسلمانان زندگى مى‌‌كنند و به حسب ظاهر مسلمانند و هرگز خود را از رقبه اسلام خارج نمى‌‌دانند؛ امّا به لحاظ روحى چنان نیستند كه احكام الهى را از روى طوع و رغبت پذیرا باشند. اینان كه بعضاً داراى موقعیت اجتماعى نیز هستند از سویى تحت تأثیر فرهنگ غرب دچار خودباختگى شده‌‌اند و از هویت دینى خود فاصله گرفته‌‌اند و از طرفى اطلاعات آنها از معارف دین ناكافى است. در این حال، این افراد بى‌‌آن‌‌كه كمترین صلاحیت اظهار نظر در باب مسائل تخصصى دین را داشته باشند در مقام قضاوت مى‌‌نشینند و گاه تحت تأثیر القائات شیطان و تشویق دشمنان دین قرار مى‌‌گیرند و خواسته یا ناخواسته چنان سخن مى‌‌گویند كه جز به معناى انكار دین و خارج شدن از رقبه اسلام نیست. براى مثال اگر كسى بگوید قوانین اسلام اختصاص به
﴿ صفحه 114 ﴾
زمان صدر اسلام و مردمان آن روزگار داشته و احكام و دستورات آن متناسب با جوامع صدر اسلام بوده است و در زمان حال و در آستانه قرن بیست و یكم، قرآن و احكام اسلام براى اداره جامعه كافى نیست و باید احكام و دستورات آن را طبق صلاحدید و خواست انسان‌‌ها تغییر داد، یا این‌‌كه كسى بگوید مردمان قرن بیست و یكم پیامبرى متناسب با زمان خود نیاز دارند، چنین سخنانى هر چند به معناى انكار دین تلقى مى‌‌شود؛ لكن خود این سخنان در درجه اول، نشانه عدم شناخت صحیح از دین و احكام آن است. بجاست صاحبان چنین تفكراتى قبل از اظهار نظر و سخن گفتن، درست به معنا و لوازم و عواقب سخن خویش توجه كنند. در آن صورت شاید از گفتن سخنانى كه موجب فتنه در دین مى‌‌شود پرهیز كنند و خود را از دام شیطان ودشمنان اسلام و قرآن نجات دهند.

تاریك كردن فضا به منظور گمراه كردن افكار عمومى

از آنچه تا كنون بیان شد دریافتیم كه راه‌‌كارهاى دشمنان دین و قرآن در فتنه و هجمه نظامى، با نحوه مقابله آنها در شكل تهاجم و فتنه فرهنگى به كلى متفاوت است. گفته شد آنها در جریان فتنه فرهنگى بر خلاف تهاجم نظامى هرگز به طور آشكار خود را در موضع انكار دین و مخالفت با فرهنگ دینىِ مردم نشان نمى‌‌دهند و به طور آشكار اعتقادات قلبى خود را ابراز نمى‌‌كنند. چرا كه در آن صورت كسانى كه سخنان آنها را مى‌‌شنوند با تأمّل در سخنان آنها به بطلان آنها پى مى‌‌برند و در صورت قبول عقاید باطل آنان، گمراهىِ حاصل، از روى علم و آگاهى است و آنچه اتفاق افتاده، تحت عنوان فتنه قرار نمى‌‌گیرد؛ زیرا گمراه كردن از طریق فریب و با تحریف افكار صورت نگرفته است. آنچه امروزه به عنوان فتنه فرهنگى در جامعه ما وجود دارد و دشمنان قرآن و فرهنگ دینى، با جدیّت تمام، از طریق تهاجم فرهنگى در حال انجام آن هستند این است كه جوّ فرهنگى جامعه را به گونه‌‌اى آشفته و تیره و تار كنند كه مردم و به خصوص طبقه جوانِ در حال تحصیل، قدرت تشخیص حق و باطل را
﴿ صفحه 115 ﴾
از دست بدهند و به طور ناخودآگاه در دام افكار و اعتقادات باطل و منحرف آنها گرفتار آیند. طبیعى است كه اگر قشر تحصیل‌‌كرده یك كشور دچار انحراف فكرى شد زمینه گمراهى و انحراف افكار عمومى آن جامعه نیز فراهم خواهد شد، كه اِذَا فَسَدَ الْعَالِمُ فَسَدَ الْعَالَمُ.
بنابراین فتنه فرهنگى مذكور كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) بدان هشدار دادند از خطرناك‌‌ترین امورى است كه سعادت دنیا و آخرت مردم را تهدید مى‌‌كند.
به نظر مى‌‌رسد براى مقابله با چنین خطرهایى، دولت اسلامى باید چنان از نظر قدرت بیان حقایق دین و نشر فرهنگ و معارف قرآن، قوى باشد و نظام آموزشى از دبستان تا دانشگاه و تمام مراكز فرهنگى كشور را تحت نظارت دقیق بگیرد، كه بدخواهان و دشمنان اسلام قادر نباشند با مشوّش كردن فضاى فرهنگى، دیگران را گم‌‌راه كنند.
از طرف دیگر، اساسى‌‌ترین وظیفه عالمان دینى نیز روشنگرى مردم ـ به خصوص طبقه جوان جامعه كه از معارف دینى و علوم قرآنى آگاهى كافى ندارند ـ و مقابله با فتنه فرهنگى است. این آشنایان به علوم دینى هستند كه موظفند با روشنگرى، مردم و نسل جوان را از خطرات فرهنگى و توطئه دشمنان دین، آگاه كنند و آنان را از دام‌‌هاى شیطانى برحذر دارند. این مردم متدین هستند كه مى‌‌توانند با پشتیبانى از عالمان دینى متعهد، آنها را در انجام رسالت بزرگشان در هدایت جامعه یارى كنند.
چنان‌‌كه در ابتداى كتاب ذكر شد در این قسمت به ذكر علل و انگیزه‌‌هاى مخالفان فرهنگ دینى از منظر على(علیه السلام) در نهج‌‌البلاغه مى‌‌پردازیم. در این‌‌جا ابتدا به معرفى افراد مذكور از دیدگاه حضرت على مى‌‌پردازیم و سپس بحث را با بیان علل و انگیزه‌‌هاى افراد مذكور در مخالفت با فرهنگ دینى و آموزه‌‌ها و دستورات قرآن به پایان مى‌‌بریم.