قرآن در آیینه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

موضع قرآن در مقابله با فتنه در دین

«فتنه در دین» به معنایى كه توضیح داده شد، مقابله پنهان و از نوع فریب و حیله محسوب مى‌‌شود. این كار، با پوشش ایمان ظاهرى، به منظور از بین بردن اصل دین صورت مى‌‌گیرد. چنین فتنه‌‌گرانى با استفاده از چهره نفاق، اندیشه‌‌هاى شیطانى خود را چنان پنهان نگه مى‌‌دارند كه تشخیص انگیزه‌‌هاى ضد دینى آنها براى عموم مردم كار آسانى نیست. به همین سبب نیز قرآن آن را بزرگ‌‌ترین گناه شمرده است و مردم را به این بزرگ‌‌ترین خطرِ دنیا و آخرت توجه داده و از آنها خواسته تا به مقابله با آن برخیزند و از هستى مادى و معنوى خویش دفاع كنند.
دشمنان براى مقابله با اسلام و مسلمانان معمولا از دو شیوه عمده استفاده مى‌‌كنند. در این‌‌جا ضمن توضیح راه‌‌كارهاى دشمنان قرآن و فرهنگ دینى، از موضع قرآن در مقابله با توطئه‌‌هاى دشمنان آگاه خواهیم شد.
1. فتنه نظامى
یكى از شیوه‌‌هاى معمول دشمنان براى مقابله با اسلام و مسلمانان، مبارزه فیزیكى و جنگ علنى است كه سعى مى‌‌كنند با حمله نظامى به كشورها و مردم مسلمان و كشتن و قتل و غارت آنان به اهداف خود نایل آیند. در این صورت هر چند ممكن است تعدادى از مسلمانان را شهید كنند و موجب ضرر و زیان‌‌هایى براى كشور اسلام شوند؛ لكن هرگز به اهداف خود نمى‌‌رسند و نه تنها مسلمانان از كشته شدن در راه دین زیان نمى‌‌بینند، بلكه در دین و اعتقاد خود پابرجاتر و راسخ‌‌تر مى‌‌گردند. در فرهنگ دینى هدف از زندگى این دنیا تكامل انسان و رسیدن به مقام قرب الهى در سایه اعتقادات برحقِ دینى و عبادت و بندگى است كه اوج آن به شكل شهادت در راه خدا تجلّى مى‌‌كند.
﴿ صفحه 104 ﴾
در مقابل این استراتژى دشمنان، موضع قرآن نیز این است كه: قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ یَكُونَ الدِّینُ كُلُّهُ لِلّه(73)؛ با دشمنان اسلام بجنگید تا ریشه فتنه نابود شود و دین حق حاكم گردد. در این مقاتله، شعار مسلمانان نیز این است كه: هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا اِلاَّ اِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ اَنْ یُصِیبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَاب مِنْ عِنْدِهِ اَوْ بِاَیْدِینَا فَتَرَبَّصُوا اِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُون(74)؛ آیا براى ما جز یكى از دو نیكى (پیروزى یا شهادت) را انتظار مى‌‌برید؟ پس انتظار بكشید كه ما هم با شما در انتظاریم.
2. فتنه فرهنگى
دومین شیوه عمده دشمنان براى مقابله با اسلام و مسلمانان، كارهاى فرهنگى است كه یكى از مهم‌‌ترین آنها القاى شبهات است كه به منظور گمراه كردن مردم مسلمان صورت مى‌‌گیرد. بدیهى است راه‌‌كارها و ابزار و آلاتى كه در این نوع مبارزه به‌‌كار گرفته مى‌‌شود و نیز روش‌‌ها و پیامدهاى آن با حمله نظامى به‌‌كلى متفاوت است. اگر در حمله نظامى، دشمن با پیشرفته‌‌ترین سلاح‌‌ها براى كشتن و قتل و غارت و از بین بردن جسم مسلمانان به میدان مى‌‌آید، در نوع دوم با سلاح قلم و بیان بر آن است تا فكر و اندیشه آنان را منحرف و فاسد سازد. اگر در حمله نظامى دشمن با قساوت هر چه تمام‌‌تر با سربازان مسلمان روبه‌‌رو مى‌‌شد، در تهاجم فرهنگى با روى خوش و از در دلسوزى وارد مى‌‌شود. اگر در حمله نظامى، مسلمانان به روشنى دشمن را مى‌‌شناختند در تهاجم فرهنگى دشمن‌‌شناسى كار آسانى نیست. اگر در حمله نظامى دشمن با تعبیه میدان‌‌هاى مین و استفاده از جنگ‌‌افزارهاى پیش‌‌رفته در صدد نابود كردن اجسام خاكى بود، در تهاجم فرهنگى در پى آن است كه با گستراندن دام‌‌هاى شیطانى و طرح شبهات بى‌‌اساس، روح‌‌ها و اندیشه‌‌ها را تصاحب كند و با تهى كردن انسان‌‌ها از باورها و ارزشهاى دینى از درون، آنها را بكشند و در جهت منافع خود سوق دهد.
﴿ صفحه 105 ﴾
اگر در تهاجم نظامى دشمن قدرت داشت تنها عده‌‌اى از رزمندگان مسلمان را از دنیاى پست مادى خارج كند، در تهاجم فرهنگى شیاطین در كمین نشسته‌‌اند تا با به دام انداختن جوان‌‌هاى معصومى كه از علوم و معارف دینى آگاهى كافى ندارند، نسل آینده را به انحراف و سقوط بكشاند. هر چند دشمنان از این شیوه دین‌‌ستیزى نیز طرفى نخواهند بست و ملت مسلمان و به خصوص جوانان تحصیل‌‌كرده مسلمان كه از مبارزه و تهاجم نظامى با سرافرازى و پیروزمندى بیرون آمدند، هوشمندتر از آنند كه از جابه‌‌جایى دشمن از جبهه نظامى به جبهه مبارزه فرهنگى غافل شوند؛ لكن قرآن كریم به خاطر عظمت خطر و غیر قابل جبران بودن پیامدها و عواقب ناشى از شكست مسلمانان در جبهه تهاجم فرهنگى آن را مورد توجه قرار داده و ضمن هشدار به مسلمانان در این باره، از آنان خواسته است با تمام قوا در مقابل دشمنان خدا و دین ایستادگى كنند.

هشدار قرآن نسبت به فتنه فرهنگى

از آن‌‌جا كه خطر و پیامدهاى شكست در هجمه فرهنگى بر خلاف هجمه نظامى متوجه حوزه فكر و اعتقادات دینى مردم است و در صورت غفلت، انسانیت و سعادت دنیا و آخرت مسلمانان در خطر مى‌‌افتد، قرآن نیز با حساسیت فوق‌‌العاده آن را مورد توجه قرار داده، بدان هشدار مى‌‌دهد. بر آگاهان و هوشمندان مسلمان پوشیده نیست كه آثار و پیامدهاى شكست در جبهه نبرد ظاهرى و فتنه نظامى در مقایسه با پیامدها و عواقب غفلت از تهاجم فرهنگى بسیار اندك است؛ زیرا در تهاجم نظامى حیات چند روزه مسلمانان در معرض خطر قرار مى‌‌گیرد، امّا در تهاجم و فتنه فرهنگى، عقاید و دین و سعادت دنیا و آخرت مسلمانان در معرض خطر جدّى است.
بدین جهت قرآن نیز خطر فتنه در دین و تهاجم فرهنگى را بزرگ‌‌تر از تهاجم نظامى دانسته، مسلمانان را از غفلت از آن برحذر داشته است و اهمیت و خطر جنگ و فتنه نظامى را در مقابل آن كمتر دانسته است.
﴿ صفحه 106 ﴾
قرآن كریم مى‌‌فرماید: وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ اَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ اَخْرَجُوكُمْ وَ الْفِتْنَةُ اَشَدُّ مِنَ الْقَتْل(75)؛ و آنها (مشركانى كه از هیچ گونه جنایتى ابا ندارند) را هر كجا یافتید، به قتل برسانید و از آن جا كه شما را بیرون كردند (مكه) بیرون كنید و فتنه (بت پرستى) از كشتار مردم بدتر است. البته توجه داریم كه مخالفان قرآن و فرهنگ دینى در صدر اسلام و زمان نزول آیات قرآن، اغلب با تهاجمات نظامى و برخوردهاى فیزیكى در میدان‌‌هاى نبرد در پى آن بودند تا اسلام و مسلمین را نابود كنند؛ امّا با این همه، حساسیت قرآن نسبت به خطر فتنه دینى و فرهنگى، بیشتر از خطر تهاجم نظامى است. قرآن مى‌‌فرماید: وَالفِتنَةُ اَكبرُ مِنَ القَتل(76) اندیشه شرك از تهاجم نظامى و كشتن خطرناك‌‌تر و گناه آن از قتل و كشتن مسلمانان بزرگ‌‌تر است، كه دلیل خطرناك‌‌تر بودن فتنه فرهنگى پیش از این توضیح داده شد.

شرك در لباس جدید

اندیشه شرك به موازات اندیشه توحید پیوسته در طول تاریخ بخشى از افكار بشر را در سیطره خود داشته است. انسان‌‌هایى كه از پذیرفتن بندگى خدا و تسلیم در مقابل خداوند جهان‌‌آفرین سرباززده‌‌اند و در پى ارضاى هواهاى نفسانى خویش بوده‌‌اند، از گرویدن انسان‌‌هاى دیگر به دین حق ناخوشنود بوده، به شیوه‌‌هاى گوناگون از آن ممانعت مى‌‌كرده‌‌اند.
بدیهى است طرف‌‌داران اندیشه شرك در هر عصرى، شیوه‌‌اى متناسب با افكار مردمان آن زمان برمى‌‌گزینند و راه‌‌كارهاى مناسبى براى دست‌‌یابى به اهداف خود انتخاب مى‌‌كنند. بر این اساس، در صدر اسلام به لحاظ آن‌‌كه اندیشه شرك در شكل بت‌‌پرستى ظاهر مى‌‌شد سردمداران شرك و كسانى كه حاضر به بندگى خدا و تسلیم در مقابل دین حق نبودند به تبلیغ بت‌‌هاى سنگى و چوبى مى‌‌پرداختند و از گرویدن انسان‌‌ها
﴿ صفحه 107 ﴾
به توحید ممانعت مى‌‌كردند. دلیل اصلى این كار نیز آن بود كه با حاكمیت دین و فرهنگ توحیدى جایى براى ارضاى هواهاى نفسانى آنها باقى نمى‌‌ماند.
امروز نیز اندیشه شرك به گونه‌‌اى مدرن و به صورت نظریه علمى در مجامع و محافل مختلف تبلیغ مى‌‌شود. اگر در صدر اسلام تنها 360 بت و اِلاه مورد پرستش بود و انسان‌‌هاى دنیاپرست براى تخدیر افكار مردم به تبلیغ آنها مى‌‌پرداختند، امروزه طرفداران اندیشه شرك در تلاشند تا به تعداد انسان‌‌ها، بت‌‌هاى خیالى تراشیده، فكر و عقل انسان‌‌ها را از خداى متعال منصرف كنند و به اوهام و خیالات و القائات شیطانى متوجه سازند.
به نظر مى‌‌رسد اندیشه «صراط‌‌هاى مستقیم و قرائت‌‌هاى مختلف از دین» در یك چنین بسترى قرار مى‌‌گیرد؛ زیرا همان‌‌طور كه از عنوان آن استفاده مى‌‌شود، مراد از این اندیشه آن است كه هر كس هر چه در باب خدا و دین از متون دینى برداشت مى‌‌كند، همان را باید مبناى اعتقاد و عمل خود قرار دهد؛ زیرا همان حق و عین واقعیت است.
بنابراین به تعداد انسان‌‌ها و فهم‌‌هاى متفاوت آنها در باب خدا و دین، خدایان و ادیان فردى واختصاصى تصویر مى‌‌شود. بدیهى است این سخن با روح توحید كه در شعار «لا اِلهَ اِلاَّ الله» متبلور است در تضادّ است و درست در نقطه مقابل آن قرار مى‌‌گیرد.
به هر حال از آن‌‌جا كه پاى حساس‌‌ترین موضوع در زندگى انسان، یعنى مسأله توحید و شرك، كه سعادت دنیا و آخرت او به آن بستگى دارد در میان است جاى دارد كه انسان عقاید و افكار خویش را مورد تأمّل و بازنگرى قرار دهد و عقاید و اندیشه‌‌هاى خود را بر قرآن و علوم اهل‌‌بیت عرضه كند و به دور از هوا و هوس، با منطق و عقل سلیم، در صدد نقد افكار خویش برآید؛ زیرا تنها در این صورت است كه انسان قادر خواهد بود از دام تخیلات شیطان رهایى پیدا كند و خود را از سقوط در ورطه گمراهى نجات دهد. البته خودشكنى و پیروزى بر هواى نفس كارى بس دشوار است و بى‌‌جهت نیست كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) آن را جهاد اكبر دانسته است، به‌‌خصوص اگر انسان در موقعیتى باشد كه شیاطین و دشمنان توحید و اسلام او را تشویق كنند و حاضر باشند براى رسیدن به
﴿ صفحه 108 ﴾
اهداف سیاسى و استعمارى خود و مقابله با اسلام از او شخصیتى جهانى بسازند. هر چند در چنین موقعیتى، به خود آمدن انسان و پا گذاشتن در میدان جهاد اكبر و پشت پا زدن به وعده و وعیدهاى شیاطین و دشمنان اسلام كارى شگفت و اعجازگونه است امّا غیرممكن نیست. در تاریخ كم نیستند افرادى كه در لحظه‌‌اى به خود آمدند و خود را از دام شیاطین جنّى و انسى و هواهاى نفسانى رها كرده، از هلاكت نجات یافتند و به آغوش توحید باز گشتند.