قرآن در آیینه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

وجود محسّنات كلامى در قرآن كریم

هر چند قرآن كریم، چنان كه خود مى‌‌گوید، به زبان روشن و آشكار نازل شده است و هر
﴿ صفحه 80 ﴾
كس در حد فهم و استعداد خود مى‌‌تواند از این كتاب آسمانى بهره‌‌مند شود؛ لكن توجه به این نكته ضرورى است كه قرآن از فصیح‌‌ترین و بلیغ‌‌ترین محسّنات كلامى و بیانى برخوردار است و بدیهى است كه توجه به نكات مذكور نیز از شرایط اساسىِ استفاده صحیح و درست از قرآن كریم است.
گاه در قرآن كریم چنین است كه آیه‌‌اى حكمى را به صورت عام و كلى بیان مى‌‌كند و در آیه دیگرى محدوده آن حكم را روشن مى‌‌كند. یا در آیه‌‌اى حكمى را به صورت مطلق بیان كرده و از آیه دیگرى قید و شرط آن استفاده مى‌‌شود. بیان مطلب از طریق مثال و استفاده از كنایه و استعاره و مجاز و امثال آنها نیز از شیوه‌‌هایى است كه در قرآن به كار رفته است و چون مخاطب قرآن انسان‌‌ها هستند و شیوه‌‌هاى مذكور از محسنّات كلام انسانى و عقلایى در بیان مقصود محسوب مى‌‌شود، قرآن نیز از شیوه‌‌هاى مذكور به زیباترین نوع ممكن در بیان احكام و معارف خود استفاده مى‌‌كند. بنابراین، شیوه‌‌هاى به كار رفته در قرآن همان شیوه‌‌اى است كه عقلا در بیان مقاصد خویش به كار مى‌‌گیرند، با این تفاوت كه نوع و كیفیت استفاده از هنرهاى بیانى كه در قرآن بكار رفته است از نظر مرتبه و زیبایى و شیوایى، با به كارگیرى محسّنات مذكور در كلام آدمى قابل مقایسه نیست. دلیل این امر نیز آن است كه قرآن كلام خداى متعال است كه به فصیح‌‌ترین و بلیغ‌‌ترین بیان بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده است و اصول فن فصاحت و بلاغت را به بشر آموخته است. این كتاب، با زیباترین، شیواترین و رساترین بیان مردم را به توحید و هدایت و تكامل و سعادت فراخوانده است.
خلاصه و نتیجه مباحث بخش پایانى این فصل در یك جمله این است: توجه به نكات و محسّنات كلامى به كار رفته در قرآن، در كنار نكات قبلى، از شرایط ضرورى فهم آن است كه عدم توجه به آنها بى‌‌شك بدفهمى و تفسیر نابجا را در پى خواهد داشت.
﴿ صفحه 81 ﴾

فصل سوم: قرآن و تهاجم فرهنگى

﴿ صفحه 83 ﴾

متضایف بودن حق و باطل

با توجه به مطالبى كه در دو فصل قبل بیان شد و در حدى كه هدف كتاب تأمین شود درباره موقعیت واهمیت قرآن و نقش این كتاب الهى از دیدگاه نهج‌‌البلاغه در هدایت انسان‌‌ها به سوى سعادت و كمال توضیحاتى به اختصار داده شد. اكنون این سؤال مطرح مى‌‌شود كه آیا رعایت مطالب پیش‌‌گفته براى استفاده از قرآن كریم و تمسك به ثقل اكبر، این میراث بزرگ پیامبر عظیم‌‌الشأن(صلى الله علیه وآله)، كافى است؟ ممكن است گفته شود اگر تمام نكاتى كه در فهم صحیح و برداشت درست از قرآن نقش دارد، رعایت گردد قهراً احكام و معارف قرآن آن گونه كه هست فهمیده مى‌‌شود و فرهنگ جامعه بر اساس رهنمودهاى قرآن كریم شكل مى‌‌گیرد و مردم در سایه حكومت دینى در پناه قرآن از خطر انحراف مصون مى‌‌مانند؛ زیرا تمسك به قرآن همان فهم صحیح معارف آن و عمل بر اساس رهنمودهاى قرآنى است. پاسخ مذكور هر چند تا حدودى در هدایت‌‌گرى‌‌هاى فردى قرآن درست تلقى مى‌‌شود؛ لكن تحقق كامل این مسأله در صورتى است كه به نقش بایسته قرآن در سطح كلان نگریسته شود و جایگاه آن در مقابل افكار انحرافى و مهاجمان به فرهنگ دینى مورد توجه قرار گیرد. به نظر مى‌‌رسد بدون شناخت افكار انحرافى مخالفانِ قرآن و مقابله با آنها از طریق روشنگرى و برملا كردن توطئه‌‌هاى فرهنگى آنان، حاكم كردن فرهنگ قرآن و هدایت جامعه بر اساس اعتقادات و ارزش‌‌هاى دینى كار چندان آسانى نباشد. این نكته‌‌اى است كه اغلب مورد غفلت قرار مى‌‌گیرد.
﴿ صفحه 84 ﴾
بنابراین به موازات سعى در فهم قرآن و عمل به رهنمودهاى آن، هیچ‌‌گاه دشمنان و مخالفانِ قرآن را نباید از نظر دور داشت. تمسك به قرآن و حاكمیت بخشیدن به این كتاب آسمانى جز با شناخت تفكرات انحرافى ضد قرآنى و مقابله با آنها امكان‌‌پذیر نیست. حق و باطل همچنان كه در مقام شناخت متضایفند در مقام عمل نیز متضایفند؛ یعنى همان‌‌طور كه اگر حق را بشناسید باطل را نیز خواهید شناخت و شناخت باطل نیز شما را كمك مى‌‌كند تا حق را بشناسید، در مقام عمل نیز حاكمیت بخشیدن به قرآن در جامعه بدون شناخت مخالفان و افكار انحرافى آنان و مقابله با توطئه‌‌ها و شگردهاى شیطانى آنها در تضعیف فرهنگ دینى مردم ممكن نیست. ما در این زمینه ابتدا سخن حضرت على(علیه السلام) در نهج‌‌البلاغه را مورد توجه قرار مى‌‌دهیم آن گاه با بیان راه‌‌كارهاى مخالفانِ قرآن در منحرف كردن افكار جامعه، برآنیم تا با بیان شبهاتِ ملحدین، ذهن عموم مردم و به خصوص طبقه جوان و تحصیل‌‌كرده جامعه را با ترفندهاى شیطانى دشمنان آشنا كنیم.
شناخت دشمنان و مخالفانِ قرآن و فرهنگ دینى از چنان اهمیت و حساسیتى برخوردار است كه حضرت على(علیه السلام) مى‌‌فرماید: وَ اعْلَمُوا اَنَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا الرُّشْدَ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى تَرَكَهُ وَ لَنْ تَأْخُذُوا بِمیثاقِ الْكِتَابِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِى نَقَضَهُ وَ لَنْ تَمَسَّكُوا بِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ فَالْتَمِسُوا ذلِكَ مَنْ عِنْدِ اَهْلِهِ فَأِنَّهُمْ عَیْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْل(51)؛ بدانید شما هرگز راه هدایت را نمى‌‌شناسید و در آن راه قرار نمى‌‌گیرید مگر آن‌‌كه كسانى كه هدایت الهى را رها كرده‌‌اند بشناسید و هرگز به پیمان الهى كه همان قرآن كریم است پاى‌‌بند نمى‌‌شوید مگر آن‌‌كه پیمان شكنان را بشناسید و هرگز از متمسكان به حبل‌‌المتین الهى و پیروان واقعى قرآن محسوب نمى‌‌شوید مگر آن‌‌كه كسانى كه قرآن را كنار گذاشتند و به این كتاب الهى پشت كردند، بشناسید. آن گاه مى‌‌فرماید: تفسیر و معارف قرآن را از اهل قرآن (اهل‌‌بیت) بگیرید؛ زیرا آنها هستند كه علوم و معارف الهى را زنده مى‌‌كنند و جهل و نادانى را مى‌‌میرانند.
این بیان روشنگر حضرت على(علیه السلام) مبنى بر لزوم دشمن‌‌شناسى و آشنایى با افكار
﴿ صفحه 85 ﴾
انحرافى و ضرورت معرفى منحرفان، وظیفه عالمان دینى و مبلغان علوم و معارف الهى را مضاعف مى‌‌كند؛ زیرا زدودن افكار انحرافى و شبهات ملحدان از افكار مردم به خصوص جوانانى كه از نظر علوم و معارف دینى از بنیه علمى كافى برخوردار نیستند، از كارهاى زیربنایى تبلیغ و حاكمیت بخشیدن به فرهنگ قرآنى و دینى است و بدون آن نمى‌‌توان انتظار نتیجه مطلوب و بایسته داشت. براى روشن شدن این مطلب، بحث را در سه بخش شبهات، شگردها و انگیزه‌‌هاى مخالفان از طرح شبهات پى مى‌‌گیریم.
هر چند قرآن بزرگ‌‌ترین نعمتى است كه خداى متعال به بندگانش عطا فرموده و هر چند خود، ضمانت حفظ آن را از دستبرد شیاطین و تحریف انسان‌‌هاى شیطان‌‌صفت بر عهده گرفته است؛ لكن این تمام داستان نیست. شیطان، این دشمن قسم خورده فرزندان آدم، نیز در هر زمان، متناسب با شرایط و روحیات حاكم بر كسانى كه از نظر موقعیت‌‌هاى اجتماعى قادر به تأثیرگذارى بر اذهان مردم هستند، شبهه‌‌اى در راستاى هواهاى نفسانى آنان بر ایشان القا مى‌‌كند تا از طریق آنها عموم مردم را به دنبال خود بكشد و از قرآن و دین منحرف نماید. از آن‌‌جا كه قرآن بزرگ‌‌ترین وسیله نجات و هدایت و سعادت انسان‌‌هاست، همه آرزو و هدف شیطان جدا كردن مردم از قرآن و دین است. یكى از كارهاى شیطان در این راه، ترغیب و وسوسه انسان‌‌هایى است كه مى‌‌توانند با القاى شبهات پیرامون دین و قرآن، در ایمان و اعتقاد مردم خلل وارد كنند.
فعالیت شیطان و شیطان‌‌صفتان در مبارزه با قرآن كریم از همان ابتداى نزول قرآن وجود داشته است. این فعالیت‌‌ها از سفارش به پنبه در گوش قرار دادن و ممانعت از شنیدن آیات الهى و تهمت و افترا‌‌زدن بر پیامبر شروع شد و امروز نیز به اشكال دیگرى ادامه دارد و از این پس نیز ادامه خواهد داشت. در این زمینه از ذكر جزئیاتِ نحوه مقابله با قرآن در طول تاریخ صرف نظر مى‌‌كنیم و براى پرهیز از اطناب بحث، با ذكر برخى از شبهه‌‌هایى كه امروزه در سطح جامعه براى تضعیف فرهنگ دینى و عقاید مذهبى مردم و جوانان مطرح مى‌‌شود، سعى مى‌‌كنیم تا اذهان خوانندگان و جوانان را روشن كنیم تا با آگاهى از این ترفندهاى شیطانى بتوانند با تهاجم فرهنگى دشمنان مقابله كنند.
﴿ صفحه 86 ﴾
آن‌‌گاه كه شیاطین در مبارزه با قرآن، از نابودى و از بین بردن آن مأیوس شدند، تصمیم گرفتند مردم را از آشنایى با محتواى آن محروم كنند. مخالفان قرآن در طول چندین قرن در میان مسلمانان و به خصوص در میان شیعیان چنین تبلیغ مى‌‌كردند كه ما نباید از قرآن چندان انتظار داشته باشیم؛ زیرا قرآن براى ما قابل فهم نیست و ما از باطن قرآن مطلع نیستیم، بنابر این نمى‌‌توان به ظاهر قرآن استناد كرد. آنها با القاى این فكر كه ما قادر بر فهم قرآن نیستیم سعى مى‌‌كردند مردم را از استفاده از قرآن محروم كنند و در نتیجه قرآن را از متن زندگى مسلمانان بیرون برانند. در این بین هر چند احترام ظاهرى به قرآن در شكل قرائت و بوسیدن و مقدس و محترم شمردن آن در میان مسلمانان رایج بود؛ لكن آنچه هدف دشمنان و مخالفان قرآن است محروم كردن مردم از محتواى قرآن و عمل به رهنمودهاى این كتاب آسمانى است.
امروزه مدعیان روشن‌‌فكرى كه از علوم و معارف اسلامى بهره چندانى ندارند گمراه‌‌كننده‌‌ترین شبهه‌‌ها و ترفندهاى شیطانى را كه از قرن‌‌ها پیش در مغرب زمین در باب كتاب‌‌هاى تحریف شده ادیان دیگر مطرح بوده است با نام افكار نو در مجامع فرهنگى و علمى جامعه مطرح مى‌‌كنند و طبقه در حال تحصیل و تشنه دانش و آگاهى را كه از مبانى افكار باطل و تخیلات شیطانى آنها بى‌‌اطلاع هستند تحت تأثیر قرار داده، به گمان خود پایه اعتقادى آنها را سست مى‌‌كنند. غافل از آن‌‌كه مردم مسلمان و به خصوص جوانان در حال تحصیل و فرهیختگان تیزهوش مسلمان، به بطلان افكار بى‌‌بنیان و عاریتى و دور از منطق و عقل آنان پى خواهند برد. عقاید و افكار و اندیشه‌‌هاى مردم مسلمان و فرهیختگانِ دین‌‌باور مبتنى بر عقل و منطق و برگرفته از علوم پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) است و از آبشخور وحى سرچشمه مى‌‌گیرد و هر گاه مسلمانى در زمینه‌‌هاى فكرى و اعتقادى با افكار انحرافى مواجه شود در صدد برمى‌‌آید تا آن را با عالمان و متخصصان علوم و معارف دینى در میان بگذارد تا جواب صحیح و منطقى دریافت كند.