فهرست کتاب


قرآن در آیینه نهج البلاغه

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

لزوم توجه به قراین كلامى

ششمین تذكرى كه توجه خوانندگان را بدان جلب مى‌‌كنیم لزوم توجه به قراین كلامى و مقامى و شأن نزول آیات است. هر چند قرآن كریم براى همه عصرها و نسل‌‌ها نازل شده و مخاطب آن مردم همه عصرهایند؛ لكن قراین و شأن نزول‌‌ها و موقعیت‌‌هاى زمانى و مكانى‌‌اى كه آیات كریمه در آن نازل شده است براى مخاطبان اولیّه و مردمان عصر نزول قرآن چنان روشن بوده است كه جاى هیچ گونه تردید و اختلافى در معنا و تفسیر آن باقى نمى‌‌مانده است. به علاوه اگر آیه‌‌اى مبهم مى‌‌نموده، دسترسى مردم به پیامبر(صلى الله علیه وآله) چندان مشكل نبوده است. امّا امروز با دور شدن از عصر نزول و امكان مخفى شدن بعضى قراین و شأن نزول‌‌ها، ضرورت و لزوم دقت در فهم صحیح از قرآن اهمیت مضاعف مى‌‌یابد.
از طرف دیگر، اطلاع از معانى حقیقى و لغوى الفاظ به كار رفته در قرآن كریم از مسائلى است كه بدون آن، فهم صحیح و تفسیر درست قرآن میسّر نیست. ممكن است غفلت از تحول معنایى، كه گاه به مرور زمان در یك لغت رخ مى‌‌دهد، موجب اشتباه و بدفهمى شود.
براى مثال، معنا و مفهوم كلمه «تقیّه» براى همگان روشن است. آنچه در فرهنگ عمومى از این كلمه اراده مى‌‌شود این است كه شخصى عقیده و مذهب خود را مخفى كند و چنان وانمود كند كه مخاطبِ او از عقیده و مذهب واقعى او آگاه نشود. این، در حالى است كه معناى لغوى تقیّه، پرهیزكارى است و در قرآن و نهج‌‌البلاغه به همین معنا به كار رفته است. هر چند واژه تقیّه در قرآن نیست، لكن واژه «تقاة»، كه مرادف با، تقیّه و تقواست در آیه اِتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِه(50) آمده است.

وجود محسّنات كلامى در قرآن كریم

هر چند قرآن كریم، چنان كه خود مى‌‌گوید، به زبان روشن و آشكار نازل شده است و هر
﴿ صفحه 80 ﴾
كس در حد فهم و استعداد خود مى‌‌تواند از این كتاب آسمانى بهره‌‌مند شود؛ لكن توجه به این نكته ضرورى است كه قرآن از فصیح‌‌ترین و بلیغ‌‌ترین محسّنات كلامى و بیانى برخوردار است و بدیهى است كه توجه به نكات مذكور نیز از شرایط اساسىِ استفاده صحیح و درست از قرآن كریم است.
گاه در قرآن كریم چنین است كه آیه‌‌اى حكمى را به صورت عام و كلى بیان مى‌‌كند و در آیه دیگرى محدوده آن حكم را روشن مى‌‌كند. یا در آیه‌‌اى حكمى را به صورت مطلق بیان كرده و از آیه دیگرى قید و شرط آن استفاده مى‌‌شود. بیان مطلب از طریق مثال و استفاده از كنایه و استعاره و مجاز و امثال آنها نیز از شیوه‌‌هایى است كه در قرآن به كار رفته است و چون مخاطب قرآن انسان‌‌ها هستند و شیوه‌‌هاى مذكور از محسنّات كلام انسانى و عقلایى در بیان مقصود محسوب مى‌‌شود، قرآن نیز از شیوه‌‌هاى مذكور به زیباترین نوع ممكن در بیان احكام و معارف خود استفاده مى‌‌كند. بنابراین، شیوه‌‌هاى به كار رفته در قرآن همان شیوه‌‌اى است كه عقلا در بیان مقاصد خویش به كار مى‌‌گیرند، با این تفاوت كه نوع و كیفیت استفاده از هنرهاى بیانى كه در قرآن بكار رفته است از نظر مرتبه و زیبایى و شیوایى، با به كارگیرى محسّنات مذكور در كلام آدمى قابل مقایسه نیست. دلیل این امر نیز آن است كه قرآن كلام خداى متعال است كه به فصیح‌‌ترین و بلیغ‌‌ترین بیان بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده است و اصول فن فصاحت و بلاغت را به بشر آموخته است. این كتاب، با زیباترین، شیواترین و رساترین بیان مردم را به توحید و هدایت و تكامل و سعادت فراخوانده است.
خلاصه و نتیجه مباحث بخش پایانى این فصل در یك جمله این است: توجه به نكات و محسّنات كلامى به كار رفته در قرآن، در كنار نكات قبلى، از شرایط ضرورى فهم آن است كه عدم توجه به آنها بى‌‌شك بدفهمى و تفسیر نابجا را در پى خواهد داشت.
﴿ صفحه 81 ﴾

فصل سوم: قرآن و تهاجم فرهنگى

﴿ صفحه 83 ﴾