قرآن در آیینه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

رعایت اصول و قواعد محاوره عقلایى در فهم قرآن

چهارمین نكته‌‌اى كه مى‌‌باید در تفسیر قرآن بدان توجه شود رعایت اصول و قواعد محاوره عقلایى در فهم درست از قرآن كریم است. به خصوص آن‌‌جا كه در باب آیه‌‌اى، روایت صحیح و تبیین روشنى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یا ائمّه معصومین(علیهم السلام) در دسترس نباشد ضرورت رعایت اصول و قواعد محاوره عقلایى در فهم درست از آیات قرآن مضاعف مى‌‌گردد. در این مرحله است كه نقش بزرگان دین و مفسرین و آشنایان به علوم اهل‌‌بیت، كه عمر خویش را در فهم معارف قرآن و علوم اهل‌‌بیت مصروف داشته‌‌اند، در فهم
﴿ صفحه 78 ﴾
صحیح از قرآن و تبیین معارف دین ظاهر مى‌‌گردد. آنها هستند كه بر طبق اصول محاوره عقلایى، عام و خاص‌‌هاى قرآن را تشخیص مى‌‌دهند و محدوده معنایى هر یك را مشخص مى‌‌كنند، مطلق و مقیدها را مى‌‌شناسند و آیات را با یكدیگر تفسیر مى‌‌كنند و ناظر بودن آیه‌‌اى به آیه دیگر را تشخیص مى‌‌دهند و در مقام تفسیر بدان توجه دارند.

متناسب بودن فهم مفسران با صلاحیت‌‌هاى آنان

نكته دیگرى كه در این قسمت باید مورد توجه قرار گیرد اختصاص به فهم قرآن و معارف دین ندارد؛ بلكه در سایر رشته‌‌ها و تخصص‌‌هاى گوناگون علمى مورد قبول همگان است و آن، وجود مراتب فهم و متناسب بودن آن با توانایى ذهنى و مقدار كوشش و تلاش و دقت در فهم صحیح است. توضیح این‌‌كه:
در مباحث فقهى یكى از مسائلى كه تقریباً همه فقها بدان فتوا مى‌‌دهند و از وظایف مقلّد مى‌‌شمارند، مسأله تقلید از اعلم است. بر این اساس، گفته مى‌‌شود فقاهت و تخصص در رشته فقه و استنباط احكام، داراى مراتب است و هر مكلفى موظف است از فقیه اعلم، یعنى كسى كه در استنباط احكام از دیگران داراى فهم و مهارتى بیش‌‌تر و از شمّ فقاهت برترى برخوردار است، تقلید كند. البته دیگر مراجع كه از نظر قوه استنباط در حد آن فقیه اعلم نیستند نیز فقیه و مجتهد هستند؛ لكن در مراتب بعدى قرار دارند. ناگفته نماند فتواى فقها مبنى بر لزوم تقلید از اعلم نیز برخاسته از یك روش عقلایى است. درست مثلِ رجوع به پزشك متخصّصى كه سال‌‌ها تجربه طبابت دارد و ترجیحِ آن بر شخصى كه امروز مجوز طبابت گرفته است یك روش عقلایى است و عمل بر خلاف این روش مورد مذمت عقلا قرار مى‌‌گیرد. فهم و تشخیص دقایق معارف قرآن، جز در صلاحیت متخصصان و آشنایان به علوم اهل‌‌بیت(علیهم السلام)، كه عمر خویش را در فهم قرآن و معارف دینى صرف كرده‌‌اند، نمى‌‌باشد و با توجه به مراتب فهم قرآن و تفسیر این كتاب آسمانى، بدیهى است هر قدر امور و نكات مذكور مورد توجه و دقتِ بیش‌‌تر قرار گیرد از ضریب احتمال خطا در تفسیر آیات الهى كاسته مى‌‌شود و به فهم صحیح از این كتاب آسمانى نزدیك‌‌تر مى‌‌شویم.
﴿ صفحه 79 ﴾

لزوم توجه به قراین كلامى

ششمین تذكرى كه توجه خوانندگان را بدان جلب مى‌‌كنیم لزوم توجه به قراین كلامى و مقامى و شأن نزول آیات است. هر چند قرآن كریم براى همه عصرها و نسل‌‌ها نازل شده و مخاطب آن مردم همه عصرهایند؛ لكن قراین و شأن نزول‌‌ها و موقعیت‌‌هاى زمانى و مكانى‌‌اى كه آیات كریمه در آن نازل شده است براى مخاطبان اولیّه و مردمان عصر نزول قرآن چنان روشن بوده است كه جاى هیچ گونه تردید و اختلافى در معنا و تفسیر آن باقى نمى‌‌مانده است. به علاوه اگر آیه‌‌اى مبهم مى‌‌نموده، دسترسى مردم به پیامبر(صلى الله علیه وآله) چندان مشكل نبوده است. امّا امروز با دور شدن از عصر نزول و امكان مخفى شدن بعضى قراین و شأن نزول‌‌ها، ضرورت و لزوم دقت در فهم صحیح از قرآن اهمیت مضاعف مى‌‌یابد.
از طرف دیگر، اطلاع از معانى حقیقى و لغوى الفاظ به كار رفته در قرآن كریم از مسائلى است كه بدون آن، فهم صحیح و تفسیر درست قرآن میسّر نیست. ممكن است غفلت از تحول معنایى، كه گاه به مرور زمان در یك لغت رخ مى‌‌دهد، موجب اشتباه و بدفهمى شود.
براى مثال، معنا و مفهوم كلمه «تقیّه» براى همگان روشن است. آنچه در فرهنگ عمومى از این كلمه اراده مى‌‌شود این است كه شخصى عقیده و مذهب خود را مخفى كند و چنان وانمود كند كه مخاطبِ او از عقیده و مذهب واقعى او آگاه نشود. این، در حالى است كه معناى لغوى تقیّه، پرهیزكارى است و در قرآن و نهج‌‌البلاغه به همین معنا به كار رفته است. هر چند واژه تقیّه در قرآن نیست، لكن واژه «تقاة»، كه مرادف با، تقیّه و تقواست در آیه اِتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِه(50) آمده است.